نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۷م, آبان ۱۳۸۵، تعداد بازدیدها: 224 نفر

کوچولوی دوست داشتنی من تازه ۱۱ سالش شده.
تمام ماه رمضونو روزه‌ی کامل گرفت بدون این‌که نماز بخونه!
وقتی بهش می‌گفتن: روزه بدون نماز که نمیشه؛ چیزی نمی‌گفت.
دیشب اینجا بود. ساعت یازده اومده تو اتاقم و می‌گه: نمازم قضاست؟!
پرسیدم: مگه نماز می‌خونی؟
خندید و با یه کمی خجالت گفت: از دیشب!
بوسیدمش و گفتم: نه! اگه زودی وضو بگیری و بخونی نه، قضا نیست.
وضو گرفت و اومد درست پشت به قبله داشت جانمازم رو پهن می‌کرد! گفتم: سمانه جون! از این‌ور!
یه کمی تعجب کرد و گفت: خونه‌ی ما قبلش اونوریه.
من و خواهرش، صبا، که دو سال از اون بزرگ‌تره خندیدیم و چیزی نگفتیم.
جانماز رو که باز کرد گفت: وای! چه جانمازش خوشگله… بعد رو کرد به من و گفت : از کجا خریدی؟
این سوال همیشگی‌اش بود. هر وقت از یه چیزی خوشش میومد سریع می‌گفت از کجا خریدی.
خندیدم و گفتم از مشهد….
گفت: تو رو خدا، رفتی برای من هم یکی بگیر.
گفتم: باشه، تو دعا کن من برم.
گفت: حتمنا!
گفتم: باشه.
(چرا بهش نگفتم باشه برای خودت؟!… شاید… چون خودم هم از یه کوچولوی دیگه هدیه گرفته بودمش)
بعد تای مقنعه‌ی داخل جانماز رو باز کرد و سرش کرد. عین فرشته‌ها شد. چقدر رنگ سفید بهش میومد. یه نگاهی به مقنعه انداخت و گفت: وای صبا! نگاه چه خوشگله. رو به من کرد و گفت: از کجا خریدی؟
گفتم: نخریدیم، مامانم دوخته….
اشاره کرد به گلدوزی آبی روی مقنعه و گفت: اینا رو هم مامانت دوخته؟
گفتم: آره.
(چرا بهش نگفتم باشه برای خودت؟!… شاید… چون می‌دونستم مامانم باز هم از این مقنعه دوخته و می‌تونم یکی از اونا رو بهش بدم)
بعد بلند شد که قامت ببنده. صبا اونورش بود و من هم اینورش، پشت کامپیوتر داشتم تایپ می‌کردم. من و صبا با هم حرف می‌زدیم که گفت: آقا حرف نزنید! من حواسم پرت میشه. یه کم ساکت باشید تا من نمازم رو بخونم بعد… قاطی می‌کنم این‌جوری.
خندیدم و گفتم: باشه. صبا یه چند لحظه ساکت باش تا شروع کنه.
نماز اولش رو خوند. برای نماز دوم هم همین بساط بود: صبا! جوووونِ خودت حرف نزن. قاطی کردم.
قامت بست و به سلامتی پروژه‌ی اون شبش تموم شد!
نشسته بود سر سجاده که چشمش افتاد به تسبیح سفیدی که سوغات مکه بود. خاله جونم بهم داده بود.
گفت: وااای صبا! نگاه چه خوشگله…
قبل از این که بپرسه از کجا خریدی، گفتم: سوغات مکه‌است… دوستم برام آورده.
یعد خیلی جدی تسبیح رو دست گرفت و گفت: خب من حالا می‌خواهم ذکر بگم.
گفتم: یه دونش کمه‌ها!
گفت: چندتاست؟
گفتم: صدتا!
گفت: مگه نباید صدتا باشه؟
گفتم: نه! باید صدو یکی باشه. می‌خوای ذکر بگی اون کوچولوهاش رو هم باید بشماری…
گفت: من که همیشه اون کوچولوها رو هم ذکر میگم…
تسبیح رو ازش گرفتم و گفتم: ببین: می‌خوای الله اکبر بگی، باید این یکی کوچیکه رو هم بگی. بعدش که…
پرید وسط حرفم و گفت: من که نمی‌خواهم الله اکبر بگم… می‌خواهم یه ذکر دیگه بگم…
مثلا صلوات…
خندیدم و گفتم: بگو… پس دیگه اشکالی نداره اون کوچولوها رو هم بشماری یا نشماری.
….
خوش به حال بچه‌ها! چقدر زود خوشحال میشن و چه راحت دل‌هاشون از عقلشون جلو می افته.
وقت رفتن هی می‌خندید و خودش رو لوس می‌کرد و می‌گفت خداااافظ
انگار اون شب قلب‌هامون محکم‌تر از قبل به هم گره خورده بود…
همین‌طور که شاهد دور شدنش بودم و از توی ماشین برام دست تکون می‌داد؛ توی دلم قربون صدقه‌اش می‌رفتم و از خودم می‌پرسیدم:
چی میشه که یهو مهر یکی، تالاپی می‌افته توی دلت و دیگه در نمیاد…

1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (2 رأی، میانگین: 4.50 امتیاز از 5)
Loading ... Loading ...
قرارگرفته در شاخۀ: روح زندگی٬من و تو و زندگی
برچسب ها: ,
  1. صادق گفته است:

    خوش به حال بچه ها که صادقانه حرف می زنند…ساده حرف می زنند…

    [پاسخ]

  2. سنیور زورو گفته است:

    سلام خونه نو مبارک

    [پاسخ]

  3. 043 گفته است:

    سلام. یحتمل هو الذی الف بین قلوب المومنین …

    [پاسخ]

  4. سید محمد انجوی نژاد گفته است:

    سلام . هم اسمش قشنگه هم قالبش و هم متنش . ایشالله مبارک باشه و بمونه . یا علی

    [پاسخ]

  5. حکیم گفته است:

    سلام
    بسیار زیباست موفق باشید

    [پاسخ]

  6. 00b10 گفته است:

    سلام وبلاگ جدید مبارک. راستی واقعا چی میشه؟ سوال آخری رو میگم.

    [پاسخ]

  7. مهدیا آئینه داران گفته است:

    سلام
    به به .متن قشنگی بود .
    قدم نو رسیده هم مبارک .(راه راه ).
    اما خودمونیم دنیا واقعا راه راهه .
    خسته نباشی خواهر .
    یا علی .

    [پاسخ]

  8. منتظر 284 گفته است:

    عرض ادب و احترام
    مبارک باشه
    با آرزوی توفیقات روز افزون
    التماس دعا

    [پاسخ]

  9. چکاوک گفته است:

    سلااااااامممم.
    بچه ها که اصلن نگو.یه چیز دیگن.اصلن دنیاشون فرق داره
    مگه میذاری برات کامنت بذارم.هی حرف میزنی.
    خلاصـــــــــــه اینجا خیلی خوشمل شده.
    منتظر پستای پشت همت هستم.
    التماس دعا یا علی.

    [پاسخ]

  10. یاس 800 گفته است:

    سلام . وبلاگ نو مبارک کاش …..!!!

    [پاسخ]

  11. محمد پای بست گفته است:

    سلام. وبلاگ زیبایی داری و مطلب خیلی خوب و پرباری رو نگاشتی امیدوارم که موفق باشید

    [پاسخ]

  12. امید گفته است:

    سلام . خونه نو مبارک / چقدر جالب تعریف کردین . چرا بچه ها از مسجد و نماز و تسبیح و اذان و این چیزا خوششون میاد الله اعلم . یادمه منم فطرتم خدایی بود . سیاهی اومد چرکش کرد . خدا نکنه یه روزی قبطه به جوونیمون بخوریم . وای اگه همین سیر نطولی ادامه پیدا کنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
    به روز شدم سر بزنید

    [پاسخ]

  13. star گفته است:

    سلام آبجی !! مبارک باشه ! ایشاالله …………….. همونی که خودت می دونی !!!

    [پاسخ]

  14. یاس 18ساله گفته است:

    بنام خدا…سلام .اول اینکه وررودتون رو به جمع وبلاگنویسای بلاگفا تبریک میگم…در اوین فرصت لینکت رو میارم تو وبلاگم
    و حالا….عجب دختری!میدونی همیشه دوست دارم بدونم چی میگذره تو اون دنیای کودکی !خیلی دنیای شیرین و دوست داشتنی هست و شاید دلیلش اینه که پاکی ادما تو اون سن بیشتر احساس میشه…
    چه سجاده بامزه ای!ترکیبی از سوغات مکه هدیه کوچولو و مشهد … چقدر این چیزا لطیف هستن…
    هر وقت نماز میخونی رو سجاده ت ما رو هم دعا کن.موفق باشی.یا زهرا س

    [پاسخ]

  15. خاله لیلا گفته است:

    سلام
    تو هم اسباب کشی کردی؟! می بینم که یکی پس از دیگری دارین از محله ی پرشین بلاگ کوچ می کنین!
    خونه ی جدیدت مبارک
    پذیرایی نمی کنی؟؟؟ کی ولیمه میدی ؟؟؟
    .
    میگما حالا چرا دنیای راه راه؟! ولی گمونم الان مُد قالب قالبی باشه!
    شایدم دنیای سرخ، توپ توپی قرمز!
    .
    ذوقت خوبه آبجی
    بازم اینطرفا میام و تو رو به یه شاخه گل مهمون می کنم

    [پاسخ]

  16. nahl62 گفته است:

    سلام متن خییلی قشنگی بود و موفق باشید البته قالبشم قشنگ

    [پاسخ]

  17. خاله لیلا گفته است:

    به این خانم کوچولو می گفتی: از این به بعد وقتی میری خونه ی کسی، هی نگو اینو از کجا خریدی…برای منم میخری یا نه؟! … زشته مادر
    .
    بچه ها بخاطر همین صداقت و یکرنگیشونه که اینقدر دوست داشتنی هستن. چشمه ی زلال قلبشونو همون طور که هست، بر زبون جاری می کنن… دفعه ی بعد سمانه کوچولو رو از طرف من هم ببوس

    [پاسخ]

  18. سنیور زورو گفته است:

    من چون تو درسام زرنگم تو به روز کردن وبلاگ تنبلم

    [پاسخ]

  19. طهورا گفته است:

    سلام…
    خونه ی نو مبارک….
    ……….
    …………………

    [پاسخ]

  20. صادق گفته است:

    سلام…حسب الامر بعضی رفقا نظرات را فعال کردیم…باشد برای روز مبادا…یا حق!

    [پاسخ]

  21. عبد عاصی گفته است:

    بسم رب المهدی

    امام صادق علیه السلام : شفاعت ما شامل کسانی که نماز را سبک بشمارند نمی شود.

    امام صادق علیه السلام : هیچ عملی در روز جمعه بهتر از صلوات نیست.

    شهادت امام جعفر صادق علیه السلام بر شما و خانواده محترمتان تسلیت باد.
    انشاالله از شاگردان واقعی مکتب جعفری باشیم و از منتظران راستین آقا صاحب الزمان عج الله و تعالی فرجه الشریف

    التماس دعا

    ——————————-
    اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

    [پاسخ]

  22. عبد عاصی گفته است:

    وبلاگ زیبایی دارین با مطلبی زیباتر

    خیلی شیرین بود

    اگر مایل به تبادل لینک باشید خیلی خوشحال میشیم

    التماس دعا

    اللهم عجل لولیک الفرج

    [پاسخ]

  23. گل دختر گفته است:

    سلام خانومی . خوشحالم که دوباره به این محیط برگشتی . البته شما همیشه بودید و هستید ولی وبلاگ نویسی برای بعضی مثل شما واجب عینی هستش … خانوم طلبه! ( ضمنا حافظ قرآن هم بهش اضافه کن تا مراجعاتت دوبل بشه:دی)

    [پاسخ]

  24. داداش نینجا ! گفته است:

    سلام !

    ای ول !

    مبارکه !

    همین …

    نینجا : شمشیریست در میان خیزران …

    [پاسخ]

  25. جلیلی گفته است:

    سلام
    خداحفظش کنه کوچولو رو. همین طور باید از شما تشکر کرد که درد دل عاشقانه رو با خدا از کودکی بهش یاد دادید. میگن بچه ها سابقه خوبی در حرف گوش کنی از پدر و مادر ندارند اما هیچ گاه تقلید کنندگان بدی هم از والدین نبوده اند.
    موق باشید

    [پاسخ]

  26. عبد منتظر از نوع 284 گفته است:

    گفت : خودت
    گفتم : خدا
    گفت :شود
    گفتم : شود
    همینجوری

    [پاسخ]

  27. آب حیات گفته است:

    سلام.خیلی به دل نشست.در ضمن خونه نو مبارک

    [پاسخ]

  28. محمدعلی(ایران اسلام) گفته است:

    سلام
    خدا حفظش کنه.
    راستی شما انگار همه فامیل و آشناهاتون وبلاگ نویس هستند نه؟؟؟
    موفق باشید.
    خواستید به من هم سر بزنید.
    آخرین مطلب: کی میخواد توبه کنه؟
    یا علی

    [پاسخ]

  29. مطلع گفته است:

    سلام .. جالب بود و بامزه! … خدا نگهش داره … الیس صبح بقریب

    [پاسخ]

  30. مهدیا آیینه داران گفته است:

    سلام
    لطف کردید امید که قابل استفاده باشد
    لینک شما هم در وبلاگ ما جای گرفت

    [پاسخ]

  31. ... گفته است:

    http://www.fasleno.com/

    [پاسخ]

  32. عبد منتظر گفته است:

    عرض ادب و احترام
    خواهش می کنم . ممنون که قابل دونستید
    اینطورا هم نیست

    [پاسخ]

  33. مهدی جزینی گفته است:

    تبریک میگم. انشاالله که همیشه موفق باشید

    [پاسخ]

  34. امید گفته است:

    عرض ادب و احترام ….موفق باشید

    [پاسخ]

  35. امید110 گفته است:

    عرض ادب و احترام ….موفق باشید

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [straight-face] [crying] [love-struck] [sigh] [rose] [applause] [whistling] [wall]

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

نگارهٔ دوازدهم
نگارهٔ بیست و ششم
نگارهٔ چهلم
نگارهٔ سوم
نگارهٔ بیست و هشتم
* پیشواز

هر روز به اسکله می‌روم
به استقبال صدای بوق کشتی‌ها
و به پیشواز هر آنکه
هیچ‌کس برای دیدنش نیامده

اسکله خالی که می‌شود از آدم‌ها
شاخه گل را به دست کسی می‌دهم
که کنار آب ایستاده
و کسی به استقبالش نیامده
و شاخه‌گلی را به سویم دراز کرده است

* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* دوستت…
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon