نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱م, آذر ۱۳۸۵، تعداد بازدیدها: 229 نفر
- هر روز صبح باید تخت خوابت رو مرتب کنی.
- کسی در ماشینش، روز خود رو با کشیدن سیگار و روز پسر کوچولوش رو با بلعیدن دود سیگار شروع میکنه.
- برای تولید کردن علم، نیازی به نخبه بودن نیست.
- میگفت: وقتی افقت خدایی باشه، برداشتن هر قدم در مسیر افق، خود، رسیدن به هدفه.
- ما چیزی دربارهی انقلاب و انقلابیون نمیدونیم.
- همیشه باید منتظر موند… انگار این قانون زندگیه.
- گاهگاهی یکی حرف از حرکت میزنه.
- دخترکی ۸ ،۹ ساله، با لباس مدرسه، توی این هوای سرد، کتاب در دست، در شلوغترین و کثیفترین خیابون شهر، روی یک تکه مقوا نشسته و در ازای خواندن وزن شما، پول میگیره.
- جوونها تو خیابون پرسه میزنند.
- بعضی وبلاگها رو باید خوند تا فهمید حالی به حولی یعنی چی.
- درس خوندن حس میخواهد…
- دل هوای خاک شلمچه داره.
- صبح تصمیمت عوض میشه و به جای پیادهروی، وبلاگنویسی میکنی.
.
.
.
من فکرم درد می کنه. ![]()
- پستهای مشابه:
- باز هم منطق دیوونه!
- انسان بافرهنگ





















۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام. من خیلی حال میکنم با این جور نوشتن ها ……..
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
خیلی باحال بود ….. !!!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
تو صبح ها باید تختت رو مرتب کنی,من کل خونه رو
.
)







کسی در ماشینش روزش رو با روشن کردن ضبطش شروع می کنه و پسرش با صدای توپ توپ…
برای تولید علم نیازی به پول نیست (کی میگه؟
می گفت وقتی افقت با یه خورشید نورانی روِشن بشه نیازی به چراغ قوه نیس
منم چیزی درباره انقلاب و انقلابیون نمی دونم
همیشه باید منتظر باشیم,چه تلخ چه شیرین.
هر از گاهی صدای یکی در میاد.
این دخترکی که میگی یه روز مامانش جاش میشینه و یه روزم داداشش,دریغ از یه نگاه مهربان
جوونها بی توجه به بالا سریشون.پرسه میزنن.پرسه….
بعضی وبلاگارو نگاه هم نباید کرد اصلا
بیس دادن استاد هم حس می خواد
صبح ها گرمی پتو و نرمی بالشتت باعث عوض شدن تصمیمت میشه
.
.
.
منم دندونم در میکنه
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام خسته نباشید / قالبتون خیلی قشتگه ها /
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام

منم روحم درد میکنه
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
بیاموز زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شودو سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.
دویدن بیاموز چون هر چیز را بخواهی دور است و هرقدر که زود باشی دیر .
وپرواز را باد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی برای انکه به اندازه فاصله زمین تا اسمان گسترده شوی.
من راه رفتن را از یک سنگ اموختم.دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت.
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام



یه سر برو دکتر ننه ….
خوب میشی.
منم آخر شبی اومدم پیغوم نویسی.
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
خدا شفا دهد ان شالله(فکرتون را عرض کردم
)
[پاسخ]
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام .
وبلاگ نو مبارک . اسمش جالبه . حالا چرا راه راه ؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام . کاش همیشه فکرتون درد کنه . خیلی بامفهوم نوشتین . یا علی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
پیاده آمده بودم
غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت
پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت
طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد
و سفرهای که تهی بود، بسته خواهد شد
و در حوالی شبهای عید، همسایه!
صدای گریه نخواهی شنید، همسایه!
همان غریبه که قلک نداشت، خواهد رفت
و کودکی که عروسک نداشت، خواهد رفت
***
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
اعوذ بالله السمیع العلیم ::: پناه می برم به خدای شنونده و دانا
من همزات الشیاطین :: از گوش کردن های (سر بگوشیهای) شیطان
و اعوذ بالله :: و پناه می برم به خدا
ان یحضرون :: که در برم آیند
ان الله هوالسمیع العلیم :: (زیرا چون )بدرستیکه خداوند دانا و بیناست
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
میلاد کریمه اهل بیت مبارک باد
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
راستی عیدتان مبارک
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام. با شما هم عقیده ایم. بار چندم می یایم و نمی یاد نظرمون.
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
کاش می نوشتی درباره چی بنویسیم بهتره
ثانیا وبلاگ جوان ایرانی را به دوستی قبول نمی کنی؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
** اللهم العن الجبت و الطاغوت **
«•´`•.(*•.¸(`•.¸ نسیمی غنچه ای را باز می کرد به گوش غنچه کم کم یا علی گفت¸.•´)¸.•*).•»
«•´`•.(*•.¸(`•.¸ چمن با ریزش باران رحمت دعایی کرد او هم یا علی گفت ¸.•´)¸.•*).•´`•»
«•´`•.(*•.¸(`•.¸ یقین پروردگار آفرینش به موجودات عالم یا علی گفت¸.•´)¸.•*).•´`•»
«•´`•.(*•.¸(`•.¸خمیر خاک آدم را سرشتند چو برمی خاست آدم یا علی گفت ¸.•´)¸.•*).•´`•»
«•´`•.(*•.¸(`•.¸ مگر خیبر زجایش کنده میشد یقین اینجا علی هم یا علی گفت ¸.•´)¸.•*).•´`•»
*(¨`•.علی را ضربتی کاری نمی شد گمانم ابن ملجم یا علی گفت•´¨)*
«.(*•.¸(`•.¸ اللهم صلی علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم اجمعین ¸.•´)¸.•*)»
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
زین روزگار خون جگرم…سخت خون جگر…من شکوه دارم از همه ، وز خویش بیشتر…آخر کجای این شب محتوم زندگی ست؟…هرروزمان هبا شد و هر شاممان هدر…یا حق !
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
اگه گفتین من کدوم شاگرد زرنگی ام ؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
*کامنت*
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
هر وقت فکرت درد می کنه یه قلم و کاغذ بگیر بشین از این چیزای خوب بنویس…
بعدشم یه استامینفون بده بهش تا آروم بگیره!
….
پاورقی: (سوت!)
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
کامنت درویش پاپتی خیلی باحال بود!
بهش بگو کجایی ذلیل شده؟! دلمون برات تنگ شده. خیلی بهش سلام برسون.
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
قشنگ بود.
این جمله رو بیشتر از همه دوست داشتم:
میگفت: وقتی افقت خدایی باشه، برداشتن هر قدم در مسیر افق، خود، رسیدن به هدفه.
حالا میگم فامیل و دوست مگه خیلی فرق میکنه؟؟
به روزم
من هم میتونم سلمان بشم.
یا علی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
وبلاگ زیبایی دارین وقشنگ می نویسین ما رو هم دعا کنین
به ما هم سر بزنید و اگه مایل به تبادل لینک بودید ما در خدمتیم
یا حق امام حسن مجتبی پشت وپناه تون
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام !
خوبه … ای ول !
کم کم دارید راه میوفتید
همین …
نینجا : شمشیریست در میان خیزران …
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
ممنونم از اینکه به من سرزدین
وبلاگ شما هم زیباست اگه یه زمانی مایل به تبادل لینک بودید من خبر کنین
بازهم ممنون که به من سرزدین موفق پیرو ز وسر بلند باشین
در پناه کریم اهل بیت یا حق امام حسن مجتبی پشت وپناه تون
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام


اون آخری رو خیلی خوب اومدین
شوخی کردم
دلخور نشید ی وقت
خدا خیرتون بده
یا علی مدد
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
نه واقعا درس خوندن حس می خواااااد
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام دوست عزیز خیلی خوب حرف دلت رو بیان میکنی
ارزوی می کنم نور اهای همیشه به قلبتان بتابد و خدا فراموشت نکند
عاقبتت به خیر
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
دردا فتاده کار دل ما به دست چرخ…یعنی که داده اند به آهنگر آینه…
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
میلاد مسعود جان جانان حضرت امام رضا بر عاشقانش مبارکباد
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
دخترک کوچه بالا سلام
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
دخترک کوچه بالا سلام
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام

چه روز های تکراری رو باید سپری کنیم
منم فکردرد گرفتم. مخصوصا بعد از چند روز کار بسیار سنگین.
http://www.yjc.ir/Images/News/Larg_Pic/Ipna_2006112862938950.jpg
http://www.yjc.ir/Images/News/Larg_Pic/Ipna_2006112862939741.jpg
بعضی وقتا میگم ای کاش یه نقاش بودم
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام … خدایا فکرم درد می کند برایم دعا کن … میلاد امام رضا ع مبارک … ممنون از حضورتان جویبار لحظه هاتان جاری یاعلی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
_________¤¤¤¤¤¤¤¤____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤__________
_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______
_____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_____
___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤___
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________¤¤¤¤__
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤________¤¤¤¤_
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_____¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__
____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤____
______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤______
_________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________
____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤____________
______________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤______________
_________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤________________
___________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___________________
_____________________¤¤¤¤¤¤_____________________
______________________¤¤¤¤______________________
_______________________¤¤_______________________
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام تبریک میگم این میلاد خجسته رو
امیدوارم که در این روز حاجتتون رو از اقا بگیری
در پناه خدا
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
ممنونم
که اومدی
محبت کردی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام. عیدکم مبروووک… یا استاذ !
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام

خانم معلم عیدتون مبارککککک
التماس دعا
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
همین الان شمیم از مشهد زنگ زد، گفت به یادتونم. کاری با امام رضا نداری؟

یادش بخیر تابستون پارسال. چه خوش گذشت نه؟
عید نوروز هم بیا با هم بریم مشهد. من سعی می کنم خودمو به کاروان برسونم و مثل همیشه جا نمونم…
دلم حرم میخواد
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
ای شه طوس به دیدار تو باز آمده ایم
در حریم تو پی عرض نیاز آمده ایم
ما گداییم و تویی پادشه بنده نواز
خدمت پادشه بنده نواز آمده ایم
دل مشتاق زبس تشنه ی دیدار تو بود
بر لب چشمه ی الطاف تو باز آمده ایم
تا کنی باخبر از راز حقیقت ما را
با دلی پاک به خلوتگه راز آمده ایم
چهره بگشای که جان در قدمت افشانیم
قبله بنمای که از بهر نماز آمده ایم
بی جواز تو متاعی نپذیرند از ما
رحمتی کن که به امید جواز آمده ایم
خسروا از پی روبیدن گَرد حرمت
چون (رسا) با دل پر سوز و گداز آمده ایم
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
آره! منم همش اون سفری رو که با هم مشهد بودیم و خاطراتمونو به یاد میارم. واقعآ سفر خوبی بود. اون فیلما رو هنوز دارم. حتی اونایی که دسته جمعی با سبو و کوچولو و شمیم و بر و بچ گرفتیم. همش هست. ایران که اومدم با خودم میارمش.
. فقط خداکنه امسال دیگه ۲۲ بهمن بارون نیاد! وگرنه با چترامون، میزنیم تو چش مردم، داغون میشن طفلکیا! یادت میاد؟! 
اگه موافق باشی، نذر ۱۴ هزار صلوات رو شروع کنیم. ۷هزارتا من، ۷هزارتاشم تو. اینجوری مطمئن میشیم عید نوروز، طلبیده میشیم.
چی میگی؟ موافقی؟ اگه آره، بزن قدش
راستی! سعی می کنم تا ۲۲ بهمن خودمو برسونم. امسالم مثل پارسال، دونفری میریم راهپیمایی
یادش بخیر…
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
××××××××××××× السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ×××××××××××
ولادت با سعادت شمس الشموس انیس النفوس ولی نعمت مردم ایران علی ابن الموسی الرضا رو به همه دوستان تبریک میگم
==============================================
تمام جانت تمنای این را دارد که در این خلسه ی آسمانی بمانی و عاشقانه می سرایی: «السلام علیکم یا اهل بیت النبوه»
«السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا»
تو، در حج دل نیازمندت مولای غریب قریب را می خوانی و در آشیانه ی آل محمد(ص) بر فرزندش مهدی سلام می کنی و التماس می کنی که: «اللهم عجل لولیک الفرج» و دلت، بهاری ترین لحظات خود را می گذراند.
برای کبوتر دلت دانه ی عشق می پاشی و به او قول می دهی که هیچگاه آن را از ضریح دلباختگی جدا نکنی.
به امید آنکه آخرین زیارتت نباشد، از حرم خارج می شوی، اما دلت را در حریم جانان، جا گذاشته ای
==============================================
به روزیم منتظر حضور سبز تون
یا حق امام حسن مجتبی پشت وپناه تون
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
ی دفعه تشریف آوردین اون یکی وبلاگم
http://najva3.parsiblog.com/
درباره دروغ اظهار نظر کردین
دیگه چرا نمیاین؟
یا علی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
منم اون دختر کوچولو رو با همه معصومیتش دیدم همینطور آدمای اون خیابونو
اینجاست که اگه آدم دق کنه میگن حق داشت
کاش زودتر از راه می رسیدی
دل هوای تازه می خواهد
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام ابجی..عید شمام مبارک..ها ممنون از اینکه یادم بودی..من همش دلم اونجا بود…بعد دلم خوش بود میرم پالتالک..که اونم صدا اد موقع مولودی خونی قطع شد
شانس نداریم که ابجی…ابجی خوشحال شدم..ممنون..بای

[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
هوالمحبوب

همین بگو فکرت درد میکنه که این کارا رو میکنی ….
کدوم کارا؟؟؟؟تو جمع که نمیشه گفت…….
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
^




^
^
طهورا جون، وبلاگ نویس وبلاگ «میکدهی روحانی»؛ شب دراز است آبجی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام

من سرم درد می کنه واسه کارای جالب اینجوری آبجی
[پاسخ]