نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۵م, آذر ۱۳۸۵، تعداد بازدیدها: 269 نفر

دیروز رئیس تماس گرفت و گفت فردا ساعت ۹ بیا دبیرستان رهپویان وصال، با مدیر کل تشکیلات اجتماعی دفتر امور بانوان و خانواده ریاست جمهوری، سرکار خانم نقوی، دیدار داریم!
گفتم باشه…
اما نمی‌دانم چرا هیچ حس خاصی نداشتم و برخلاف بعضی از جلسه‌ها برایش لحظه شماری نمی‌کردم! مثل این که یک جلسه‌ی عادی داشتیم.
ما برای معرفی اولین گروه متخصص کامپیوتر و اینترنت بانوان مسلمان و همچنین معرفی پایگاه جامع اینترنتی ویژه‌ی بانوان مسلمان (که در دست تهیه داریم) به این جلسه می‌رفتیم که رئیس خودش زحمت گزارشات و فعالیت‌های گذشته و حال و آینده را کشیده بود و من فقط باید در آن جلسه حضور می داشتم؛ به همین راحتی!
صبح با ۱۰ دقیقه تأخیر به دبیرستان رسیدم. هنوز خبری از میهمانان محترم نبود. به محض ورود، رئیس یک دوربین دیجیتال سامسونگ از کیفش درآورد و داد دستم و گفت تهیه‌ی عکس با شما!
اولین عکس را به سفارش مدیر محترم دبیرستان، از خیر مقدم کوچکی که اصلاً در بدو ورود، و حتی در حین حضور هم، دیده نمی‌شد گرفتم! (شاید برای این که سندی باشد برای بعدها، از حضور سرکار خانم نقوی و البته ادای احترام مسئولین دبیرستان.)

خیر مقدم

حدود ۵ دقیقه بعد سرکار خانم نقوی، مدیر کل تشکیلات اجتماعی دفتر امور بانوان و خانواده، به همراه سرکار خانم یاراحمدی، یکی از معاونین مشاور محترم استاندار فارس در امور بانوان وارد شدند.
نمی‌دانم چرا این قدر همه چیز ساده بود و طبعا ما هم ریلکس. (بخوایم فارسی‌ رو پاس بداریم، باید مثلا بگیم باآرامش)
به محض ورودشان به دفتر کوچک دبیرستان، همه به احترام بلند شدیم- البته بلند که شده بودیم از قبل- و سلام کردیم. و ایشان هم از اولین نفر که بنده بودم، تا آخرین نفر، مصافحه کردند و حال و احوال. همین مراسم یک بار دیگر، با فاصله‌ی چند ثانیه، با حضور سرکار خانم یاراحمدی تکرار شد!
(جلسه با حضور مسئول محترم خواهران کانون، مدیر اجرایی خواهران، مسئولین تشکل دانشجویی، میعاد وصل، نخبگان، آموزشگاه رهپویان و جناب رئیس و بنده که مثلا معاون ایشون هستمبرگزار می شد.)
لحظه‌ای بعد، همه آرام سر جای‌شان نشسته بودند و من به خاطر تهیه‌ی عکس، یا به عبارتی گزارش تصویری، جای خاصی برای نشستن نداشتم؛ و این خیلی خوب بود! اصلش ما یک جا بند نمی شویم و حالا یک موقعیتی پیش آمده بود که در یک جلسه‌ی رسمی- که البته فقط اسمش رسمی بود و از دید جامعه‌شناسی، به خاطر جو صمیمی و خودمانی‌اش، از زمره‌ی جلسات غیر رسمی به حساب می‌آمد- به بهانه‌ی تعویض زاویه‌ی دید، در جلسه و در محیط بسته‌ی دفتر بچرخیم.

چی‌ می گفتم؟!
آهان… درباره‌ی خانم نقوی و شباهت‌شان به ما! و نزدیکی روحیات و عقایدشان… و سادگی و بی‌آلایشی‌شان و همراهی‌شان با اهداف و ایده‌هایمان…
و از صحبت‌هایشان بگویم و این نقل قول از آقا که: ورود به کار فرهنگی، خودش هدف است…
و از فعالیت‌هایشان در سال ۷۵ در تشکیلات آقای پناهیان در دانشگاه تهران می‌گفتند و از شباهت کار آن تشکیلات با کانون…
و این که گفتند: هر صحبتی درباره‌ی سازمان‌های دولتی در استان و خودِ استانداری دارید، درباره‌ی همکاری یا عدم همکاری و یا حتی سنگ‌اندازی آن‌ها (به همین رُکی!) در کارهای مجموعه‌ی رهپویان، بفرمایید تا امشب به سمع و نظر استاندار محترم، جناب آقای رضازاده برسانیم…
و این که می‌گفتند: با این که سنی ازم گذشته است، اما هنوز خودم را دانشجو می‌دانم، با روحیه‌ی دانشجویی…
و این که در پایان جلسه در مقابل درخواست خواهران مبنی بر معرفی یک راه ارتباط مستقیم با ایشان، شماره‌ی همراهشان را دادند و اعلام کردند که امروز عصر در حرم مطهر شاهچراغ هستند و می‌توانیم در آن‌جا به ایشان مراجعه کنیم…
و این که با وبلاگ آقا سید آشنا هستند…
و این که خودشان وبلاگ نویس‌اند…
(هر چی رئیسمون سعی کرد آدرس وبلاگشون را بگیره فایده نداشت، گفتند بعداً آدرس رو می‌دم خدمتتون… اما رئیس ما کوتاه بیا نبود، در آخرین جواب خندیدن و گفتن وبلاگم هک شده!!! البته باز هم رئیس‌مون کوتاه نیامد و گفت: مغرب می‌رم شاهچراغ و آدرس رو می‌گیرم ازشون! گفتم: مگه نمی‌گن هک شده؟ گفت: می‌گیم شما آدرس بدین تا ما از هکرتون پسش بگیریم! )

البته از همان اوایل جلسه‌ی کوتاه ما، جناب آقایان پاریابی و بانشی، از اعضای هیئت مدیره‌ی کانون، هم جهت معرفی کامل‌تر کانون و چارت سازمانی‌اش و فعالیت‌هایش، در جلسه حضور پیدا کردند که اتفاقا بیش‌تر وقت جلسه‌ی ما بانوان محترم(!) را -که اصل جلسه هم به منظور معرفی فعالیت بانوان بود خدمت مشاورین محترم بانوان- به نفع کانون، یعنی هم بانوان و هم آقایان، گرفتند… و نتیجه این شد که فرصتی برای بانوان محترم حاضر در جلسه، جهت معرفی فعالیت‌ها و البته مهم‌تر از معرفی، بیان مشکلات (که همیشه مهم‌ترینش مالیه!) نماند و به همین راحتی و در ملأ عام و در حضور دو مشاور محترم بانوان، حق بانوان پایمال شد!!! (برداشت سوء ممنوع! ما خودمون یه پا آنتی فمینیستیم!)
و چه جالب بود کلام سرکار خانم نقوی در بدرقه‌ی آقایان: عاقبت به خیر شوید انشاءالله… چقدر مختصر و مفید… اصلش همه چیز در همین یک جمله هست.


اشتباه نشده! خودمون سایز بزرگش رو نذاشتیم!

کلام آخر ایشان در جمع بانوان حق پایمال شده‌ی حاضر(!)، که حالا دیگر همه سرپا بودند و دور ایشان را گرفته بودند، این بود: ما تمام سعی‌مان را می‌کنیم، ولی منتظر کمک مالی نباشید!!! اما همین قدر که تصور ما از جو شیراز عوض شد و فهمیدیم که چنین حرکت‌هایی در این‌جا موج می‌زند و دیدیم که شما هستید، بسیار خوشحال شدیم.

همین کلام آخر چقدر به دلمان نشست… این که هم‌راستا بودن حرکتت را با حرکت برخی دولت‌زنان(!) کشور ببینی، و یا شاید هم برعکس… هم‌راستایی حرکت برخی از دولت‌زنان(!) را با حرکت خودت ببینی…… اصلا چه فرقی دارد؟؟؟!! این که هر دو طرف در یک مسیرند کفایت می‌کند؛ حالا چه فرقی دارد که اولی با دومی هم‌راستا شده و یا دومی با اولی؟!!! خلاصه‌اش احساس خوبی است.

و عجب سوژه‌ای را در آخر از دست دادم!!! لحظه‌ای که خانم مدیر کل تشکیلات اجتماعی دفتر امور بانوان و خانواده، در کنار پژوی زرشکی رنگی که احتمالا مال استانداری بود، ایستادند و دستی به نشانه‌ی خداحافظی بلند کردند. (اگه گرفته بودم، از اون عکسای خبری مشت می‌شدا! )

و باز هم مثل همیشه در آخر مراسمِ عکاسی‌مان، تعدادی از خواهران حاضر در جلسه، دورمان را گرفتند تا عکس‌ها را ببینند.(حالا ما نمی‌گیم که بیشتر می‌خواستن عکس خودشون رو ببینن! ) و باز هم تکرار همان داستان همیشگی که: «این عکسی که من توش هستم رو نزنید توی وبلاگا!»
(اصلش شیطونه می‌گه باید عکس بعضی‌ها رو بزرگ کرد و با زیر نویس اسم و مشخصات طرف، چسباند صفحه‌ی اول سایت رهپویان!!! )
این یکی از مشکلات همیشگی تهیه‌ی گزارش تصویری در بین خانم‌های محترم هست. به قول یکی از همین رفقا، آن‌قدر عکس‌های امروز توسط اشخاص ذی‌ربط(!) فیلترینگ خواهد شد که به گمانم از بین آن همه عکس، تنها عکسی از میوه و شیرینی بماند!
و متأسفانه‌تر این که خودم هیچ عکسی ندارم از دیدار امروز

1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
Loading ... Loading ...
قرارگرفته در شاخۀ: من و تو و زندگی
برچسب ها: , ,
  1. یاس 800 گفته است:

    سلام . از گزارش ممنون

    [پاسخ]

  2. sevda گفته است:

    سلام
    گزارش جالبی بودخسته نباشید

    [پاسخ]

  3. مهدیا آئینه داران گفته است:

    سلام
    ننه چقد شما مهندین.الهی خیر از جوونیت ببینی بری اسلام و مسلمین کار میکنی .ببینم آخرش یه کدومتون جوی خانم ازیناره میگیرین یو نه .

    [پاسخ]

  4. طهورا گفته است:

    ببخشید شما میکرفونم دارین………

    [پاسخ]

  5. طهورا گفته است:

    بابا عالی بود اجرتون با……..کی دوست داری باشه

    [پاسخ]

  6. طهورا گفته است:

    [پاسخ]

  7. آب حیات گفته است:

    جالبه

    [پاسخ]

  8. مهدی جزینی گفته است:

    عیبی نداره. مهم استقبال نیست. مهم خدمت به مردمه توی جامعه ما. حالا اگرم کسی استقبال نکرد. زیاد اون مسئوله نباید ناراحت بشه

    [پاسخ]

  9. 043 گفته است:

    سلام. خب اصولا چون خود بانوان محترم معمولا …. دیگه بله خب آقایون هستن که …. بله دیگه خب ….

    [پاسخ]

  10. امید گفته است:

    سلام . خیلی خوبه . خیلی خوبه / کی فکر میکرد یه هیئت صد نفره به لطف حضرت زهرا به جایی برسه که مشاور رئیس جمهور خودش با پای خودش بیاد توی یکی از قسمت هاشون . اونم بعضی ها عین خیالشون نباشه !

    [پاسخ]

  11. صادق گفته است:

    می شود گفت شروع یک تحرک خوب! و در نوشتن هم می شود گفت بعضی ها البته راه افتاده بودند اما الآن خیلی خوب شده…
    آسمان شو ، ابر شو ، باران ببار…آب اندر ناودان ناید به کار…یا حق !

    [پاسخ]

  12. چکاوک گفته است:

    سلام الکم.حوصله نداشتم بقیش رو بخونم.

    همون مال خودتو خوندم.
    ولی نظرم نمیاد… نظر تو چیه؟

    التماس دعا.یا علی.

    [پاسخ]

  13. درویش پا برهنه گفته است:

    اینایی رو که گفتی که دو ساعت پشت تلفن برام گفتی که! به روزش کن بابا!

    [پاسخ]

  14. درویش پا برهنه گفته است:

    راسییییییییییییییییییییییییییاسم وبلاگ متروکه من کو؟؟؟؟؟؟؟؟
    اینجاس که باید بگم حم……….

    [پاسخ]

  15. خاله لیلا گفته است:

    سلام
    خب همشو همینجا می نوشتی. ما رو دربه در کردی از این وبلاگ به اون وبلاگ…
    خانم نقوی باید روحیه ی جالبی داشته باشن. همینکه روحیه ی دانشجوها و کلآ جوونا رو درک می کنن، خیلی خوبه…خدا حفظشون کنه.
    مثل اینکه جدی جدی داریم مهم میشیم ما بانواناااااااا ! یهو دیدی رو دست آقایون زدیم و اداره ی امور مهم مملکت افتاد دست خانما! (خدا رحم کنه اونوقت)

    [پاسخ]

  16. مهدیا آئینه داران گفته است:

    سلام ننه
    دارم ناامید میشما
    ایطوری نه تنها جوی خانم ازیناره نمیگیری جوی منم نمگیری در نتیجه ……
    تا کی گزارش کار قراره بوخونیم؟هاننه

    [پاسخ]

  17. مهراوه من گفته است:

    سلام…حکومت و معیارهای اسلامی…انتخابات…شوراها…یاران وصال…یا حق

    [پاسخ]

  18. عشقی گفته است:

    سلام.اینبار داره نظرم میاد
    ۱٫اولا وبلاگ جای گزارشهای رسمی نیست(البته حتما خودتون بهتر میدونید)
    ۲٫چرا برای دیدار با یک مسول اونم تو نظام اسلامی باید استرس داشت؟یا اینکه تاحالا مسولین بد رفتار کردند یا اینکه ما بد عادتشون کردیم.که به هر حال ان شالله عادتهای طاغوتی ترک بشه.
    ۳٫این مدرسه غیردولتی منظورتون همون غیر انتفاعیه دیگه نه؟مرفه با دردش کردید؟
    ۴٫ظاهرا رهپویان هم داره تو شیراز بدجور گردوخاک میکنه.خیر باشه ان شالله.ولی آفت شهرت و موفقیت,غرور و تکبره که ان شالله شما مصون باشید.
    ۵٫دیگه…کثرالله کامنتکم.چندتا از این کامنتای خوب رو به ما بدید.
    ۶٫موفق باشید.هم اکنون نیازمند…

    [پاسخ]

  19. طهورا گفته است:

    وقتی پستت تکراریه چرا آف میذاری……مگه نبینمت …..

    [پاسخ]

  20. طهورا گفته است:

    [پاسخ]

  21. سید گفته است:

    به نام خدا
    سلام
    از اینکه با وبلاگتون آشنا شدم خوشحالم .
    امیدوارم که همیشه موفق و پیروز باشید .
    یا علی … التماس دعا

    [پاسخ]

  22. خاله لیلا گفته است:

    "اولین عکس را به سفارش مدیر محترم دبیرستان، از خیر مقدم کوچکی که اصلاً در بدو ورود، و حتی در حین حضور هم، دیده نمی‌شد گرفتم!"
    .
    .
    لابد به خانم نقوی یه چراغ قوه دادین که بتونه پیداش کنه و بخونه!

    [پاسخ]

  23. مهدیا آئینه داران گفته است:

    ای ووی ای که هنوزم گزارشه ننه

    [پاسخ]

  24. مهدیا آئینه داران گفته است:

    http://www.bintjbeil.org/media/pics/1163009113.jpg

    [پاسخ]

  25. 4+1 راهیان شهادت گفته است:

    سلام علیکم
    دیدار غیرمنتظره نام جالبی است اما ما را بیاد چیزی انداخت که زبانمان را قفل کرد …
    انشاءالله در رکاب حضرت ولیعصر(عج) شهیده شوید …
    االتماس دعا

    [پاسخ]

  26. جلیلی گفته است:

    سلام
    دیدار خوب و احتمالا پر ثمری براتون بوده اما از همه جای جلسه گفتین اما از این که نتیجه این جلسه چی بوده حرفی نزدین احتمالا نتیجه سفر هنوز مشخص نشده
    انشالله که خیره

    [پاسخ]

  27. مهدیآئینه داران گفته است:

    [پاسخ]

  28. زائر بقیع گفته است:

    سلام
    ==============================================
    ×××××××××××××به روزیم ومنتظر حضور سبز تون ××××××××××××××××
    ××××××××××××خاک پایتان طوطیای چشمانمان باد×××××××××××××××
    ==============================================
    ××××××××××××یا حق امام حسن مجتبی پشت وپناه تون×××××××××××

    [پاسخ]

  29. زائر بقیع گفته است:

    ==============================================
    سلام
    گزارش بسیار جالب و زیبایی بود به خصوص که خیلی قشنگ نوشته بودید
    مارو هم دعا کنید منتظر حضور سبز تون هستیم
    یا حق امام حسن مجتبی پشت وپناه تون
    ==============================================

    [پاسخ]

  30. سید محمد انجوی نژاد گفته است:

    سلام .

    همشهری عزیز .

    آیا می شود به جوانان اعتماد کرد ؟

    شرکت در انتخابات شوراهای شیراز با حمایت از نامزدهای معرفی شده از طرف کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز :

    با رای دادن به هر یازده نفر می شود تیمی یکدست و همنظر جهت خدمت به مردم آماده کرد .

    آیا این بار هم فقط شعارست ؟

    امتحان می کنیم .

    رای به یاران وصال .

    این سایت اصلی یاران وصال :

    http://www.yaranevesal.ir/

    اینم حال و هوای جدید سایت کانون برای یاران وصال :

    http://www.rahpouyan.com/

    اینم مصاحبه حجت الاسلام انجوی نژاد درین مورد :

    http://www.rahpouyan.com/article/showart.asp?sid=250&aid=2054

    این هم طرح اماده شده :

    http://www.rahpouyan.com/images/hami.jpg

    این پیام را از طریق مسنجر و وبلاگ ها و …… تبلیغ کنید .

    یا علی

    [پاسخ]

  31. صادق گفته است:

    سلام مجدد…می توانید تشریف بیاورید…یا حق !

    [پاسخ]

  32. طلبه ای از نسل سوم گفته است:

    سلام برایتان آرزوی موفقیت می کنم … جویبار لحظه هاتان جاری یاعلی

    [پاسخ]

  33. زائر روسیاه حرم گفته است:

    می گم چه خبر شده توی این کانون این چند سالی که ما نبودیم! (یعنی دورادور بودیم ها، اما از نزدیک نبودیم!) خب من هم همون رو می گم: خدا آخر و عاقبت همه مان، (تان، شان و…) را به خیر کند ان شاالله! به کلبه امام رضایی ما هم لینک بدید جای دوری نمی ره! اجرتون با آقا! یا ضامن آهو!

    [پاسخ]

  34. حسن .... گفته است:

    سلام ….
    میشه اولا شماره ی همراته ایشون (خانم نقوی) رو به ما بدید؟
    دوما مشاور رئیس جمهور کودوم کشکیه؟ بابا
    سوما این خانم نقوی رو اگه من نبینم ! میدونم چی بهش بگم.
    چهارما لطف کنید هم خودتان هم اون آقا سید انجوی نژادتان را یه کاری کنید که دیگه نه خبری نه اثری ازش بشنویم؟
    پنجما مگه تصور ایشان قبل از این دیدار در مورد شیراز وبوی یار ووضع بی مثالش چی بوده؟
    التماس دعا ….
    یامحمد وعلی

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [straight-face] [crying] [love-struck] [sigh] [rose] [applause] [whistling] [wall]

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

نگارهٔ چهل و هفتم
نگارهٔ سی‌ام
نگارهٔ هفدهم
نگارهٔ بیست و یکم
نگارهٔ پنجاه و دوم
* پیشواز

هر روز به اسکله می‌روم
به استقبال صدای بوق کشتی‌ها
و به پیشواز هر آنکه
هیچ‌کس برای دیدنش نیامده

اسکله خالی که می‌شود از آدم‌ها
شاخه گل را به دست کسی می‌دهم
که کنار آب ایستاده
و کسی به استقبالش نیامده
و شاخه‌گلی را به سویم دراز کرده است

* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* دوستت…
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon