مقدمه نداره! یه راست میرم سر اصل مطلب. تو این نوشته دنبال نظم مطالب نباشید!![]()
چرا همش منتظریم تا بقیه بیان مشکلات ما رو حل کنن؟
چرا فکر میکنیم که آموزش و پرورش، فقط به عهدهی سازمان آموزش و پرورشه؟
چرا ما یادمون رفته که خونهی خود آدم اولین و دائمیترین مدرسهی آدمه؟
چرا اغلب پدر و مادرا خیال میکنن بچههاشون هنوز بچهاند! بابا! به خدا خیلی چیزهای بزرگ رو میشه با یه زبون ساده به بچههای کوچیک هم یاد داد! بچهها تا وقتی که پدر و مادر بخوان، بچه میمونن…
چرا همش منتظریم یکی از غیب سر برسه و وضع نابسامان ما رو سامان بده؟
چرا بستن کمربند ایمنی اینقدر برامون سخته؟
چرا یادداشت نوشتن رو میز و نیمکت و در و دیوار مدرسه و بعضا ادارات کار لذتبخشیه؟!
چرا یادآور نمیشیم که خسارت زدن به مدرسه و اداره و پارک و شهرمون و … خسارت به بیت الماله؟
چرا خودمون قوانین و نظافت و مسائل ایمنی رو رعایت نمیکنیم و عوضش همش نسبت به تمیزی و قانونمندی کشورهای غربی غبطه میخوریم؟
چرا اینقدر خودمون رو دست کم گرفتیم؟
طرف رفته لباسی رو که شنیده مد روزه، به هر بدبختی که بوده و احتمالا به کمک یه پنج شش نفر دیگه(!)، رو تنش سوار کرده؛ بعد خیال میکنه حالا شده انسان با فرهنگ!
اونوقت سادهترین عملی که میتونه غیر از فرهنگ نشونهی شخصیتش باشه رو بلد نیست انجام بده! هنوز نمیدونه جای پوست پفک تو سطل زبالهاست نه وسط خیابون!
اصلا چرا ما اینقدر ساده اندیش شدیم؟
چرا یه خورده فکر نمیکنیم؟
چرا هر چی به خوردمون میدن سریع میبلعیم و بهبه و چهچه میکنیم؟
راست و دروغ بعضی از چیزا رو که با یه حساب سرانگشتی هم میشه فهمید!
چرا ما خودمون رو صاحب تفکر و فرهنگ غنی نمیدونیم؟
چرا…؟
کلید حل خیلی از مشکلاتمون دست خودمونه، یعنی حتی نیاز به دخالت دولت هم نداره… از پاکیزگی شهر که سادهترینه بگیرید تا عمدهترین مسائل اقتصادی.
لذا همون که قبلنا استادمون فرمودن:
برادر، خواهر! ما مسئولیم!
به فرمودهی پیامبر (ص):
کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته
دقت کنیم… میفرمایند: همهمون مسئولیم… همهمون!
- پستهای مشابه:
- از هر دری… دردسری!
- باز هم منطق دیوونه!




















۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
جانا سخن از زبان ما میگویی!!!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
بازم زیبا مثل همیشه
مثل خیلی از مذهبی ها که حساسیتشون نسبت به پیرامون بالاس دز عتابی فرمایشتون بالاس اما هیچ راهکاری توش ننوشتین انگار خیلی عصبانی بودین مثل خیلی از همکارها یه جلسه دیگه می خواد تا جواب حلی به پرسش هاتون بدید. هر چند فکر کنم هر خط نوشته یه پست می تونه جا بگیره.
فکر می کنم اگه لطف کنید و هر بار در مورد یکی از سوالاتتون جواب حلی بنویسید هم یه تحقیق جامعی میشه برا خودتون و هم مسئله ای از مسائل خلق الله حل شده
تو رو خدا اگه تند بود دیلیتم نکنید
یاعلی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
به هرکی نصیحت میکنی، انگار حاله ای از نادانی اطرافش قوطه ور هستش. هرچی میگیم فایده ای نداره. بعضی وقتا آدم فکر میکنه که وقتی گفتن با نگفتن هیچ فرقی نداره ، پس چرا میگیم.
من یه بار بخاطر همین چراغ قرمز توی سرما یخ زدم تا سبز شد. حالا توی خاطراتمم مینویسم خیلی خنده داره. اونوقت یه عده … چی بگم … میگن هرکی اینا رو رعایت کنه پاستوریزس، امله … اونوقت همین آدمها میان میگن جمهوری اسلامی چیکار کرد برای ما، شما بگید خودتون چیکار کردید برای جامعتون.
منم میگم جانا سخن از زبان ما میگویی!!!
ای روزگار …
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
دیگه به حجره ما سر نمی زنی خواهر گل؟!……
مطلب مهمی رو اشاره کردی….. و.اقعیتی تلخ……
خدا کنه همیشه یادمون باشه که مسئولیم و موظف ….
یا علی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
کلید حل خیلی از مشکلاتمون دست خودمونه . کاش این جمله رو باور کنیم و از همین حالا بهش عمل کنیم .
موفّق باشید . التماس دعا
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام. بله. مثال دیگه اش هم درس خوندنه. نیمدونم چرا همه ما منتظریم بقیه درس بخونن و قله های علمی رو فتح کنن. در حالی که مگه خودمون چمونه. تا وقتی که ماها درست و حسابی درس نخونیم یا هیشکی درس نیمخونه یا اونهایی میخونن که اهدافشون کولی با اهداف ما فرق می کنه ….
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
فقط همون کلکم راع و کلکم مسئول رو فهمیدم
یه جور بنویسید امسال ما هم بتونه درک کنه
یا حسین
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام خانم گللللل

یادمه قدیما زمان جنگ که مردم به قولی انقدر آپ تو دیت نبودن هم بیت المال میشناختن هم محبت هم منتظر اینو اون نبودن که مشکلاتشون رو حل کنند….خودشون دست همدیگر رو میگرفتند.
یادش بخیر
منو که دعا می کنی خانم گل
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام . همون آیه هه که میگه لا یغر ما یغیر بما انفسم . و توی همچین مایه هایی بود ! چی بود جدی ؟؟؟؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
بعونک یا لطیف
سلام
کیه که به مسوولیتی که در قبال اجتماع داره فکر کنه؟
شهید همت میگه:
به پاخیزید خود و اسلامتان را حفظ کنید.
آیا زمان اون نرسیده که به پا خیزیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یاحق
حق نگهدارتون
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام!
هممون مسئولیم…
درسته مسئولیم…
اما گاهی اوقات دست و پامونو دیگرانن انقدر می بندن که….
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام مهندس!
چطوری؟
چی شده؟ کی چیکار کرده ؟ کی دست گذاشته رو دلت؟
بگو تا حسابشو برسم.
تا حالا شده یکی یه اشتباهی میکنه مثلن همون انداختن آشغال تو خیابون بری بهش همین حرفا رو بگی؟البته آرومتر؟
ببین خیلی وقتا آدما اصلن این دغدغه ها تو ذهنشون نیست یا اصلن تو این وادی نیستند.نه اینکه به فکر نباشنا یا بد باشن فضای فکریشون متفاوته.مسائل کلیدی زندگیشون متفاوته.
همیشه نیاز به روشنگری هست.
قربونت.دعا یادت نره.
(به خاله سلام برسون)
یا حسین بن علی (ع)
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام کوثر جون!
آپم میای؟؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
راست می گی شما
ما خودمون مسئولیم
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
ما(علیرضا و نسترن)
هر روز وبلاگمون رو آپ می کنیم
و خیلی هم دوست داریم که با شما هم دوست باشیم و هر وقت شما هم بروز بودید بیائیم اینجا و کلی کامنت بذاریم
خلاصه که دعوتت کردیم دیگه
امیدوارم دوستای خوبی بشیم
راستی مایل به تبادل لینک هم هستیم
شاد و پیروز باشی دوست جدید
به امید دیدار
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام . واقعا هیچ کس جز خودمون هم نمی تونه مشکلات رو حل کنه … اگه من یه قطره آب کمتر مصرف کنم چیزی نمی شه ولی اگه همه این کار رو وظیفه خودشون بدونن یه دریا آب حروم نمی شه …
این یه مثال بود . توی همه مسائل همینطوره … همه منتظر دیگران هستن … هیچ کس نمی گه من این کار رو شروع می کنم تا بقیه هم از من یاد بگیرن …
بگذریم … خوبی ؟ خوشی ؟ سلامتی ؟
به من هم سر بزن … خوشحال می شم …
فعلا همین … التماس دعا …
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
پایان هر رفتنی رسیدن نیست…اما برای رسیدن ، راهی بجز رفتن نیست…مسئول عزم راسخ اداره کل راه و ترابری !
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلاااااام کوثر جونم
مرسی سر زدی
راستی بازم آپم دوست داشتی بیا
بووووووووووووووس
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
یا حق
سلام کوثر جونم!
مرسی که یادم بودی خداییش تو این دنیای مجازیِ گاها مسخره هیشکی از کسی یادی نمی کنه کاش بقیه هم یه کمی از تو یاد می گرفتن ! راستش یه مدتی سر یه دو راهی گیر افتادم که فکرمو مشغول کرده و نتونستم به دوستان سر بزنم شرمنده کردی
مسئولیت و مسئول بودن ؟؟؟ خیلی آشنان اما نمی دونم اینارو کی شنیدم یا کجا دیدم یه خاطره ی مبهمی ازشون تو ذهنمه اما یادم نمی آد با کی دیدمشون تو نمی دونی با کی و کجا دیدمشون ؟؟؟
نه اصلا نمی خوام برام کاری انجام بده فقط لا اقل به حرفام گوش بده
(نیشخند دارم می زنم) چه خوش خیالم اگه پیدا می شد که این همه آدم مثل من نبودن
اما راستشو بخوای به نظر من باید از خودمون شروع کنیم نه منتظر باشیم بغل دستی مون پیش قدم بشه مثلا وقتی می بینیم که یکی پوست پفکشو می اندازه وسط خیابون مام بریم ورش داریم بندازیم تو سطل آشغال تا هم اون آدمه از خجالت آب شه (البته اگه بدونه خجالت چیه ) هم وظیفه ی انسانی مونو انجام داده باشیم
همین !!!
تا حق …
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
==============================================
سال روزحادثه تاسف بار حمله به مرقد امامین عسکریین ( علیهما السلام )
را به قطب عالم امکان حضرت ولی عصرحضرت حجت بن العسکری روحی فدا ،خدمت شما وتمامی شیعیان و ائمه اطهار تسلیت و تعزیت عرض میکنم
==============================================
بسیار عالی بود استفاده بردیم
ما رو هم دعا کنید
به روزیم خوشحال میشیم به ما سر بزنید
درپناه کریم اهل بیت
یا حق امام حسن مجتبی پشت وپناه تون
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
وبلاگم با عکسایی از نمایشگاه آپ شد خوشحال می شم سری بزنید…
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام بسیار مطالب شما زیبا و بجا بود من هم طلبه هستم برایتان ارزوی موفقیت دارم
[پاسخ]