نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۳۰م, خرداد ۱۳۸۶، تعداد بازدیدها: 105 نفر

چشمام رو باز کردم. صبح شده بود. آفتاب کاملا بالا اومده بود؛ اما ساعت ۵:۳۰ رو نشون می‌داد. سعی کردم یه کم دیگه بخوابم.
چشمام رو بستم… خوابم نمی‌برد. دوباره به ساعت نگاه کردم. هنوز ۵:۳۰ بود. متوجه ثانیه شمارش شدم. سر جاش وایستاده بود و هر یک ثانیه یک‌بار تکون خفیفی می‌خورد. داشت برای حرکتی به اندازه‌ی یک ثانیه، تقلا می‌کرد؛ ولی توان لازم رو نداشت… باطریش خالی کرده بود.

ساعت رو برداشتم، یه نگاه به ثانیه شمارش که انگار داشت جون می‌داد کردم. باطری رو با گوشه‌ی ناخنم بیرون آوردم و گفتم: «بیا! بیا که دیگه کاری ازت نمیاد! دیگه تموم شدی!»

ناخواسته یادم افتاد به وقتی که بیرونم می‌کشن و می‌گن : بیا! بیا که دیگه وقتت تمومه…
فقط امیدوارم که توی اون لحظه برای یک ثانیه موندن تقلا نکنم.

.
1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
Loading ... Loading ...
  1. بی دل گفته است:

    سلام

    کاش زودتر بکشنم بیرون…

    التماس دعا

    [پاسخ]

  2. star گفته است:

    نه بابا!!

    خیلی عارف شدی !!!

    [پاسخ]

  3. ستاره قطبی گفته است:

    وای ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی
    خیلی جالب بود . و خیلی هم تکان دهنده !!! چه بد موقعیه اون موقع !
    کاش من یه باطری شارژ کن داشتم

    [پاسخ]

  4. 043 گفته است:

    سلام. بسی جالب بود. اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا. خیلی خوب میشد اگه همیشه از اطرافمون درس میگرفتیم …

    [پاسخ]

  5. امید گفته است:

    سلام خسته نباشید بابت ویژه نامه و حفظ قرآن ( همین ها میمونه …. ) …. برای یک ثانیه موندن تقلا نکنیم !! خیلی مونده تا برسم ….

    [پاسخ]

  6. مهدی جزینی گفته است:

    مسجدهای ما شده پر از کسانی که تازه همین ثانیه آخر هستش که یاد خدا افتادن !!!!

    [پاسخ]

  7. طهورا گفته است:

    من کیستم؟
    بزرگترین و سخت ترین سوال زندگی …برا چی تقلا ؟؟؟

    [پاسخ]

  8. رهرو گفته است:

    سلام
    درس گرفتن از اطرافیان روش متفکرین و عقلاست…
    مگه شهیدی که در خون خودش دست و پا میزنه چیز دیگه ای هم می خواد ؟؟ ( اینجوری میگم خدا تو رو درواسی قرار بگیره )
    السلام علیک یا عزرائیل
    به نظرتون چه می کنه این ۳۱ خرداد ؟؟

    [پاسخ]

  9. آسمون گفته است:

    سلام ……..ای ول این همونه که من تو وبم نوشتم این که ادم از هرچیزی عبرت بگیره ……نکته جالبی بود خوشحال میشیم اونورا هم ببینیمتون

    [پاسخ]

  10. یاس18ساله گفته است:

    سلام خانمی عزیز!
    یه پیشنهاد چطوره یه خبرنامه رو وبلاگتون بزارین تا با خبر شیم از اپدیتها!!!اخه تو این مدته که نمیدم ۳بار اپ شده! ممنون میشیم
    در مورد پست سبزیجات نمیدونم یعنی من مثل کودوممشون هستم؟؟؟ باید فکر کرد نه؟ تازه باید بدونی کودومشون چطورین و تو چطری هستی تا بتونی بفهمی مثل کودومی!؟
    پست فعلیتون: دلم یه جوری شد ….داشت تقلا میکرد. تکون خفیفی میخورد…این جمله ها منو برد یه جایی که ….چقدر دلم میگییره وقتی یادش می افتم!!!!!!
    جاری باشی !

    [پاسخ]

  11. سید محمد انجوی نژاد گفته است:

    وعد الله الذین امنوا ……………………

    [پاسخ]

  12. کوثر گفته است:

    سلام شما هر وقت بیای خوب موقعه!!!

    راستی لینکای جالبی گذاشتی…سر زدم…

    [پاسخ]

  13. ص . رها گفته است:

    مرگ ، پایان کبوتر نیست…

    [پاسخ]

  14. یاس18ساله گفته است:

    سلام
    ممنون
    عضو شدم خبرنامه
    توجه نکرده بودم

    [پاسخ]

  15. مشکات 128 گفته است:

    سلام

    [پاسخ]

  16. فصل سرخ گفته است:

    سلام . پیام این نوشته روشنتر از اونه که توضیح لازم داشته باشه ولی من داشتم فکر میکردم این طرف موندن که چندان لطفی نداره ، ترس از اون طرف رفتنه که آدم رو به آرزوی موندن بیشتر در این طرف میندازه . شاید به همین خاطر گفتن تابوت رو که روی دوش میبرن هر چند قدم یک بار مدتی روی زمین بگذارن و دوباره و سه باره و چند باره … اما اگه آدم اون طرف کلی رفیق داشته باشه که سالها براشون دلتنگی کرده ، به رفتن هم اشتیاق پیدا میکنه . اینطور نیست ؟! / سربلند باشی

    [پاسخ]

  17. star گفته است:

    سلام آبجی !

    ما چند روز دیگه راهی هستیم ، حلالمون کنید !

    [پاسخ]

  18. نرگس گفته است:

    سلام.خوبین؟از این که با وبلاگتون آشنا شدم خیلی خوشحالم.وبلاگ خیلی خوبی دارین.اجرتون با خدا.خدا به هممون رحم کنه.موندم اون وقتی که بگن وقتتون تمومه چه باید بکنیم؟دست به دامن کی باید بشیم؟
    موفق باشید و التماس دعا

    [پاسخ]

  19. ستاره قطبی گفته است:

    شما می خواستی تیر خلاص بزنی ؟؟؟؟!!!!!
    آره آبجی ما تنمون می خاره برای کتک کاری و دعوا ! حریف می طلبیم ، هستی؟؟!!!
    اولین شرطش اینه که مخالف احمدی نژاد باشی !!!!

    [پاسخ]

  20. مجتبی نیکنام گفته است:

    بسم الله

    مطلب (بزن قدش) به عنوان چهاردهمین مطلب منتخب وبلاگم انتخاب شد.
    قدم رنجه کنید و مرا از نظراتتان بی بهره نگذارید…

    یا علی

    [پاسخ]

  21. س-زارعی گفته است:

    بعونک یالطیف
    سلام
    بسیار جالب بود.خدا کنه ما هم برای یه ثانیه موندن تقلا نکنیم.
    بر خلاف عادت زود به روز کردم وقت کردید قدم در آشیانه ی ما گذارید.
    یاحق.
    فعلا………….

    [پاسخ]

  22. طلبه ای از نسل سوم گفته است:

    سلام
    قلمتان پرتپش
    جاری باشید
    یاعلی

    [پاسخ]

  23. saba گفته است:

    سلام .جالب بود .خیلی خوبه آدم بتونه از چیزایی که دورو برش میبینه درس عبرت بگیره !کاش می تونستیم از جوی آب هم درس گذر عمر رو بگیریم و هیچوقت یادم نره !

    [پاسخ]

  24. چکاوک جون خودت! گفته است:

    سلام.
    یه عالمه

    چه خبر؟ خوبی؟ جامعه شناسمون چنتا جامعه رو تکون داده؟
    (جامعه شناس بودی دیگه؟ انسان ساز)

    راستی موسی و فرعون رو یافتم.
    هر دوتاش خودمم.
    گرفتی که؟
    قربونت.
    مطلبت هم نگی نخوندی.خوندم.برا همین هم موسی و فرعون رو گفتم.

    [پاسخ]

  25. کوثر گفته است:

    برای طلب حلالیت آپ کردم…خوشحال می شم سری بزنید نظر فراموش نشه!!!

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [straight-face] [crying] [love-struck] [sigh] [rose] [applause] [whistling] [wall]

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

نگارهٔ سیزدهم
نگارهٔ سی و پنجم
نگارهٔ پنجم
نگارهٔ دوازدهم
نگارهٔ سی و یکم
* بخر مرا!

برای مؤمن شدن به تو
معجزه نمی‌خواهم؛
دستی دراز کن!

* دار
* همین گونه خوب است
* نرمی
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon