نگارهٔ چهاردهم
نگارهٔ دوم
نگارهٔ بیست و ششم
نگارهٔ یازدهم
نگارهٔ بیست و نهم
* نرمی

بعد از تو
نمی‌شود شعر خواند، شعر گفت، به شعر گوش سپرد

من ماه‌هاست شعری نگفته‌ام
ماه‌هاست در شب‌هایی به عمق یلدا
و روزهایی به طول فاصله،
لطافتم را به گل بخشیده‌ام،
به قاصدک
به نسیم

شعر، احساس را به من باز می‌گرداند
نرمی، برای قلبم خوب نیست
ماه‌هاست قرصی نخورده‌ام

شعر، احساس مرا
شعر، اوج اخلاص مرا
شعر، تو را
به من باز می‌گرداند

* بباف
* تغییر
* شرم
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۲م, تیر ۱۳۸۶، تعداد بازدیدها: 158 نفر

    پس از تولید فیلم‌های غیراخلاقی و مزخرف* در سینمای کشور، موج تولید سریال‌های غیراخلاقی و غیردینی** به سیما هم سرایت کرده است.
    چند سالی می‌شود که دیگر فیلم‌نامه‌نویسان و تهیه‌‌کنندگان ما از مرحله‌ی گذار عبور کرده و به مرحله‌ی روشن‌فکری یا همان منورالفکری سابق سقوط کرده(!) و بی‌هیچ منع جدی، همراه و هم‌راستا با محصولات سینمایی و تلویزیونی خارجی، به مسائل اجتماع با دیدی باز(!) می‌نگرند.

    عادی‌سازی روابط دختر و پسر  و  زن و مرد از جمله موضوعاتی‌ است که محل توجه این روشن‌فکران قرار گرفته است. در این راستا روابطی که پیش‌تر به دور از چشم والدین و در خفا، به عنوان بی‌هنجاری مطرح بود؛ امروز امری عادی تلقی شده که با اطلاع والدین، در کنار آنان و بلکه با ترغیب ایشان صورت می‌پذیرد.

    امروز دیگر در سینما و تلویزیون ما، برای یک دختر و پسر که هم‌دانشگاهی یا همکار بوده، یا به طور تصادفی در کوچه و خیابان و یا آسانسور با هم آشنا شده و در یک لحظه‌ی ناب(!) به هم علاقمند شده‌اند‌ و احتمالا در آینده به ازدواج با یکدیگر خواهند اندیشید(!)؛ سپری کردن ساعاتی از روز در کنار هم، دعوت به رستوران یا کافی شاپ و سینما، نه تنها مغایر با هنجارهای جامعه نبوده، بلکه راهی است جهت برقراری ارتباط گسترده‌تر و شناخت بیشتر. (اگر نشانه‌ای از پیشرفت نباشد!)

    جالب است که روشن‌فکری نیز در گستره‌ی خود درجاتی دارد. روشن‌فکرترها کسانی‌اند که معتقد نیستند همیشه پسرها باید در ابراز علاقه و دعوت به سینما و یک رستورانِ دنج پیش‌قدم شوند؛ دختران نیز در این عصر جدید و درسایه‌ی افکار مکاتب برابری‌خواه، هم‌چون پسران حق دارند آغازگر یک رابطه باشند.

    برخی مصلحت‌اندیشان نیز معتقدند: این‌ها واقعیات جامعه‌اند!
    با فرض درستی و صحت این کلام و ضمن توجه به نقش حساس‌تر تلویزیون نسبت به سینما در فراگیر‌تر و همگانی بودن آن، تنها نتیجه‌ی به تصویر کشیدن این واقعیات را -که بر ما و دست‌اندرکاران امر پوشیده نیستند- غیر از جذب مخاطب(!)، می‌توان عادی‌سازی این امور و الگوسازی آن برای بینندگان کم‌اطلاع و ساکنین شهرستان‌ها و روستاها دانست. یعنی کسانی که به شهر و در رأس آن به پایتخت، به عنوان یک آرمان‌شهر نگریسته و آن را به عنوان الگوی موفق زندگی خویش پذیرفته‌اند.

    به نظر می‌رسد در این برهه از رواج ِ این‌دست تولیدات فرهنگی و عدم بذل توجه لازم و کافی مسئولین امر، آگاه سازی و افزایش حساسیت خانواده‌ها، فرهنگیان و عموم، نسبت به این مسائل، بتواند تا حدود زیادی مؤثر واقع شود.

    * این کلمه برگردانِ مصلحتی کلمه‌ی «مستهجن» است!
    ** این کلمه مثبت‌اندیشانه‌ی همان ضددینی است!

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...