پس از تولید فیلمهای غیراخلاقی و مزخرف* در سینمای کشور، موج تولید سریالهای غیراخلاقی و غیردینی** به سیما هم سرایت کرده است.
چند سالی میشود که دیگر فیلمنامهنویسان و تهیهکنندگان ما از مرحلهی گذار عبور کرده و به مرحلهی روشنفکری یا همان منورالفکری سابق سقوط کرده(!) و بیهیچ منع جدی، همراه و همراستا با محصولات سینمایی و تلویزیونی خارجی، به مسائل اجتماع با دیدی باز(!) مینگرند.
عادیسازی روابط دختر و پسر و زن و مرد از جمله موضوعاتی است که محل توجه این روشنفکران قرار گرفته است. در این راستا روابطی که پیشتر به دور از چشم والدین و در خفا، به عنوان بیهنجاری مطرح بود؛ امروز امری عادی تلقی شده که با اطلاع والدین، در کنار آنان و بلکه با ترغیب ایشان صورت میپذیرد.
امروز دیگر در سینما و تلویزیون ما، برای یک دختر و پسر که همدانشگاهی یا همکار بوده، یا به طور تصادفی در کوچه و خیابان و یا آسانسور با هم آشنا شده و در یک لحظهی ناب(!) به هم علاقمند شدهاند![]()
و احتمالا در آینده به ازدواج با یکدیگر خواهند اندیشید(!)؛ سپری کردن ساعاتی از روز در کنار هم، دعوت به رستوران یا کافی شاپ و سینما، نه تنها مغایر با هنجارهای جامعه نبوده، بلکه راهی است جهت برقراری ارتباط گستردهتر و شناخت بیشتر. (اگر نشانهای از پیشرفت نباشد!)
جالب است که روشنفکری نیز در گسترهی خود درجاتی دارد. روشنفکرترها کسانیاند که معتقد نیستند همیشه پسرها باید در ابراز علاقه و دعوت به سینما و یک رستورانِ دنج پیشقدم شوند؛ دختران نیز در این عصر جدید و درسایهی افکار مکاتب برابریخواه، همچون پسران حق دارند آغازگر یک رابطه باشند.
برخی مصلحتاندیشان نیز معتقدند: اینها واقعیات جامعهاند!
با فرض درستی و صحت این کلام و ضمن توجه به نقش حساستر تلویزیون نسبت به سینما در فراگیرتر و همگانی بودن آن، تنها نتیجهی به تصویر کشیدن این واقعیات را -که بر ما و دستاندرکاران امر پوشیده نیستند- غیر از جذب مخاطب(!)، میتوان عادیسازی این امور و الگوسازی آن برای بینندگان کماطلاع و ساکنین شهرستانها و روستاها دانست. یعنی کسانی که به شهر و در رأس آن به پایتخت، به عنوان یک آرمانشهر نگریسته و آن را به عنوان الگوی موفق زندگی خویش پذیرفتهاند.
به نظر میرسد در این برهه از رواج ِ ایندست تولیدات فرهنگی و عدم بذل توجه لازم و کافی مسئولین امر، آگاه سازی و افزایش حساسیت خانوادهها، فرهنگیان و عموم، نسبت به این مسائل، بتواند تا حدود زیادی مؤثر واقع شود.
* این کلمه برگردانِ مصلحتی کلمهی «مستهجن» است!
** این کلمه مثبتاندیشانهی همان ضددینی است!
- پستهای مشابه:
- معتاد «فقط» یک بیمار است!
- خیال مشوش




















۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
اونقدر مثل شما رو دیدم که شعار دادند و خودشون هزار درجه بدتر بودند .
به جای شعار دادن به عمل برسید . تو رو چه به کار بقیه ؟ یعنی انقدر به خودت مطمئنی ؟
یعنی تو به درجه یقین رسیدی دیگه ؟
یعنی نیم درصد هم احتمال نمیدی فردا خودتم قرار بذاری ؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
با اجازه صاحاب خونه
در جواب آقا یا خانم "من" !!!
شما صحبتی از به یقین رسیدن دیدی ؟؟
ایشون به یه نتیجه ای رسیدند و نکته ای رو تذکر دادن !!!
به نظرم نوع اعتراضتون اصلا مناسبت نبود.
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام. آدم واقعا میرسه به اینجا که چرا ما نویسنده یا کارگردان یا تهیه کننده متعهد نداریم ؟؟؟؟؟ . شاید متعهد ترین کارگردانان ما هم دارن از اون ارزش ها دور میشن. بخاطر همین به اصطلاح مصلحت اندیشی ها. واقعا کمبود تفکر ارزشی در زمینه سینما احساس میشه. خدا برسونه …
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
نکته اول این که اینا واقعیت نیست چون واقعیت به امر درست و صحیح میگن. اینا اتفاقات و خلاهای فرهنگی است که جاشو این مزخ… پر کرده. مطلبتون خیلی جالب بود.
به نظر من در عین نقد اون طرف باید از مسئولین و متولان امور فرهنگی که بودجه های ملیاردی هم صرف می کنند ژرسید:
مملکت اسلامی ما کی می خواد شروع به اسلامی شدن کنه؟
مزیر فرهنگ‘ نهاد های مذهبی‘ سایت ها و وبلاگ ها و … کی می خوا ننیازسنجی کرده و به این نیازها جواب بدن؟ [img]http://qsmile.com/qsimages/25.gif[/img]
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
خانم گله خوبی؟؟؟
به شدت با هات موافقم.این روزها می تونی نمونه کامل این را در رسانه ملی در سریال بسیار خوش ساختی ببینی که پسر های ایرانی ۲ روزه که خارج رفتند اما سر کلاس هر کدام بین دو دختر خارجکی فرنگی می شینند. این است معرفی فرهنگ ایرانی

[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
مثل اینکه مطلبتون یه ذره جنجالی شده ! (از نظرات داده شده می شه فهمید )
در این که سیستم سینما و تلویزیون در زمینه فرهنگ سازی تعطیله شکی نیست . متاسفانه وبلاگ تخریبچی دچار مشکل شده بود واز این به بعد با وب نگاشت در خدمتتون هستم .
لطفاً لینک و آدرس تخریبچی رو با وب نگاشت تعویض کنید .
یا علی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلامممممممممممم
نه نمیام سینما. اصرار نکن…..راه نداره……..

به همون دلایلی که بهشون اشاره کردی، نـــــــــِ مــــــی یـــــام!
می بینم که خیلی آب و روغن قاطی کردی! خون خودتو کفیث نکن !
—————————–
ولی جدای از شوخی، باهات موافقم. همین دو روز پیش، یکی از رفقا سی دی "نقاب" رو آورد با هم دیدیم. اصلآ باورم نمی شد این فیلم، مجوز داشته باشه! البته داستانش، طبق مشکلات روز بود و خیلی از واقعیت ها رو نشون داده بود…اما از اونطرف، بدآموزیهاشم کم نبود.
علاوه بر نویسندگان و کارگردانهای امروزی، بازیگرامونم زیادی روشن فکر شدن! …
عزیز من! تو هم روشن فکر باش و اسم این روند رو بذار: "پیشرفت"! (حالا پیشرفت در چه جهت و چه موردی، بماند!!!!!!!)
—————————–
*پاورقی: خواستم بگم ببین این فیلم رو. اما الان که دیدم اعصابت در این مورد، ضعیفه، پیشنهاد نمی کنم!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
راستی! مطالب قبلیتم خوندم. خیلی خوشکل بودن. مخ سوسنmakhsoosan مطلب: هنداونه یا گردو؟!



بگم تو جزو کدوم گروهی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اممممممم… خصوصی به خودت میگم!
خودمونیم…دلم برات تنگ شده. چند روز پیش، با غریب حرف میزدم. کلی غیبتت کردیم، جات خالی
یه قرار چت بذاریم…ادامش باشه واسه چت
بهاری باشی قلقلی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام.آی گفتید(دل ما هم خیلی پره)منم با عنوان حجاب مرد وحجاب زن بروزم[لبخند
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
یا حق
میخواستم بگم تا حالا فکر کردی چرا رتبه اولو داریم از نطر رشد طلاق و رتبه چهارم جهان رو از نظر طلاق……..
جوون ما که از تو خواب یه سری چیزا رو یاد نمیگیره؟ بچه دبیرستانی…خیلی جو وحشتناکه ….مغز سر ادم سوت میکشه
نمیدونم گاهی اوقات واقعا نمیفهمم داره چی به سرمون میاد!!!
دلم یه جورایی یه جای دنج میخواد….میخوام اروم بگیرم فارغ از همه چیز!شاید در نهایت خودخواهی هم………..
راه عملی مون چیه؟
جاری باشی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
………. گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من ….. آنچه البته بجایی نرسد فریاد ست !!!!؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام.خوبین؟میلاد حضرت زهرا رو تبریک میگم.انشاالله سال بعد با فرزندشون جشن مفصلی بگیریم.با مطلبتون کاملا موافقم.عیبی نداره.همین غربیا که ادعای دموکراسی و حقوق برابر و ارتباط دخترو پسر رو دارن خودشون هم می دونن که دین اسلام راست گفته و به نفع ما گفته که روابط باید محدود باشه.خدا همه رو هدایت کنه.
موفق باشید.التماس دعا
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
بعونک یالطیف

سلام
هنر متعهد لازمه ی کاره……………………آیا وقت اون نرسیده حوزه های علمیه حرکتی کنند و منشور هنر اسلامی رو تدوین کنند………………چقدر خوابند اینها.
میلاد مادرمون حضرت زهرا رو خدمت شما تبریک عرض می کنم.روزتون مبارک.
یاحق.
فعلا………….
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
برونند زین جرگه هشیارها……یا حق !
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
مشتاق دیدار
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
عمراً game over نمی شدم که یهو همه چیز به هم ریخت . خواهر کوچیکم دکمه restart رو فشار داد . تازه یادم افتاد که save نکرده بودم و کوله مهماتم هم پرید .
……………………..
منتظرم!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
به روز نمیکنید ؟ ما که به روزیم
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
امیدوارم که خوب باشین
لیلة الرغایب ، شب آرزوها رو بهتون تبریک میگم
راستی شما چه آرزویی دارین ؟؟؟
به من سر بزنید
التماس دعا
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
از اظهار نظرتون ممنونم.
یه لطفی بکنید لینک تخریبچی رو بردارین و لینک وب نگاشت رو قرار بدین .
یا علی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
از طرف دانشگاه بردنمون کلاغ پر(شعور مخاطب پر………)حالت تهوع از اینهمه بی هنری!!!!!!!!!نه فیلمنامه نه بازی نه کارگردانی…….هیچی فقط یه هزینه اساسی برای سرهم بندی اون اراجیف نوع روابطم که دیگه حرف نداشت همخونه شدن یه دختر و پسر جوون که هیچ نسبت که چه عرض کنم……..فقط توروخدا برای دیدنش پول ندید (شام عروسی ۶۰۰۰۰۰۰۰۰تومن فروخت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)
[پاسخ]