نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲م, مرداد ۱۳۸۶، تعداد بازدیدها: 105 نفر

ساعت یازده و نیم شبه. کمی خسته‌ام. پیش خودم فکر می‌کنم شاید امشب از اون شبایی باشه که تا سر به بالشت می‌ذارم خوابم می‌بره…

حدسم اشتباهه!

چراغ مطالعه رو روشن می‌کنم. کتابی رو دست می‌گیرم و سعی می‌کنم بخونم. (آخه کتاب حکم خواب‌آور رو داره برام، مخصوصا اگر درسی باشه!)

سایه‌ی یه جسم کوچک متحرک تمرکزم رو به هم می‌زنه. یه حشره‌ی کوچیک، که از سوراخ‌های ریز توری پنجره رد شده و دور چراغ می‌چرخه… به خوندنم ادامه می‌دم.

چشمم به کتابه و ذهنم در حال تحلیل وقایع روز!

صدای خفیفی تحلیل رو متوقف می‌کنه! نیم‌خیز می‌شم و به اطراف یه نیم نگاهی می‌اندازم. چیزی نمی‌بینم. هنوز سرم رو کامل روی بالشت نذاشتم که باز همون صدا… این‌بار بیش‌تر دقیق می‌شم.

یه چیزی داره می‌خوره به شیشه‌ی نورگیر اتاقم. یه حشره است… نمی‌دونم اسمش چیه و بهش چی می‌گن؛ ولی بیش‌تر به سوسک شبیه! طوری خودش رو به شیشه می‌زنه که انگار داره بهت التماس می‌کنه در اتاقت رو باز کنی و به داخل راهش بدی!

متوجه‌ی چراغ مطالعه‌ای که روشنه می‌شم… و اون چند تا حشره‌ی کوچیکی که دارن دورش می‌چرخن… و یادم می‌افته به تجمع حشرات اطراف منبع نور… اون سال اردیبهشت تو هویزه… که چراغا سیاه شده بود از تجمع کلکسیون حشرات!

و دوباره نگاهم می‌ره به سمت نورگیر اتاق… و اون چیزی که داره تقلا می‌کنه برای رسیدن به چراغ… به نور…

کتاب رو می‌بندم و بی تفاوت، چراغ رو خاموش می‌کنم. تو خودم می‌رم و آرزو می‌کنم که ای‌ کاش به قدر یک پشه طالب نور بودم!

.::ضیافت عشق::.

1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
Loading ... Loading ...
قرارگرفته در شاخۀ: روح زندگی٬من و تو و زندگی
برچسب ها: ,
  1. چکاوک گفته است:

    خوب عزیزم همینقدر که با امثال من میچتی خودش عشق به نوره.
    منتها نورش فیلتر شده سرخابیه

    انشاالله به پشه هم میرسیم

    التماس دعا.یا علی

    [پاسخ]

  2. یاس18ساله گفته است:

    یا حق
    داره تقلا میکنه برا رسیدن به چراغ!!!!!!!
    یادم افتاد به قضیه ساعتی که تو وبلاگتون نوشتین…
    هر دوشون داشتن تقلا میکردن…..
    اینجا دنیاست
    ………….کاش ما نیز کمی طالب نور بودیم
    شکر خدا رو بابت اینکه حداقلش گرچه تقلا نمیکنیم اما دلمون میخواد که تقلا کنیم
    نمیدونم شما تا حالا این حس رو درک کردی؟؟؟قسمت سوم پست این بار وبلاگم بی ارتباط نیست به این قضیه !!! نمیشد و نمیتوسنتم که تقلایی کنم و چقدر اون لحظه سختی بود ….شاید فقط خدا میخواست یه کم درکشو بهم بده

    ضیافت عشق
    دعاگو همه باشیم
    انشالله
    و باز هم الحمدالله

    [پاسخ]

  3. شیدا گفته است:

    سلام. ممنون از لطفت.
    عالی بود. واقعا لذت بردم. دعا یادت نره.
    به روزم

    [پاسخ]

  4. رهرو گفته است:

    و چنین گفت :
    العلم نور یقضفه الله علی قلب من یشاء…
    ( فکر کنم املاش رو اشتباه نوشته باشم )

    [پاسخ]

  5. امید گفته است:

    سلام بهتر بود مینوشتین کاشکی اندازه ی یه پشه جیگر سوختن رو داشتیم ….

    [پاسخ]

  6. امید گفته است:

    خیلی قشنگ بود . خوش به حال اونهایی که از پشه هم درس میگیرن و ما ….

    [پاسخ]

  7. 043 گفته است:

    سلام. خیلی عالی بود . هم خوب نوشتید هم خوب نوشتید

    [پاسخ]

  8. امین گفته است:

    اگر هنوز برای اعتکاف چیزی تدارک ندیده اید … تشریف بیاورید خانه ما…"من او"

    بد نمی بینید!

    یا علی مدد(ی)…

    [پاسخ]

  9. بابک رشیدی گفته است:

    سلام
    ان شاالله هممون طالب نور بشیم …

    درسته که معصوم نیستیم ولی چقدر سعی کردیم به ائمه نزدیک بشییم ؟

    شاید این ایام فرصت مناسبی برای آدم تکونی باشه . خواندن بعضی چیزها آدم رو تکون می ده
    ….
    منتظرم…

    [پاسخ]

  10. بابک رشیدی گفته است:

    تو رو خدا لینک تخریبچی رو بردارین جاش وب نگاشت رو بذارین !
    قسم خوردم ها!!!!!

    التماس دعا

    [پاسخ]

  11. riazi گفته است:

    سلام عزیز…
    از مداحی و وبلاگت خیلی خوشم اومد…
    به وبلاگ ما هم سر بزن..riazi-1.weblog.com
    شاید لحنش تند باشه ولی سازندس

    [پاسخ]

  12. کوثر گفته است:

    سلام کوثر خانوم…
    من آپم خوشحال می شم سر بزنید…شرمنده که وقت نکردم مطلبتو بخونم…عجله دارم…بعدا حتما می خونم و نظر می دم…

    [پاسخ]

  13. سارا گفته است:

    سلام…امیدوارم تو این مهمونی که تازه تموم شده به خود خورشید که منبع همه ی نوراس رسیده باشین
    دعا یادتون نره
    یا علی
    راستی طرفای ما هم بیاین

    [پاسخ]

  14. ص . رها گفته است:

    در ظلمت من پنجره ای باز کن از نور…سبحانک یا نورتر از نورتر از نور…

    [پاسخ]

  15. جوان پارسی گفته است:

    سلام قبول باشه.خیلی قشنگ می نویسی

    [پاسخ]

  16. مهناز گفته است:

    سلام کوثر عزیزم
    فکر می کنم با ای تاخیر زیادی که داشتم تقریبا به جمع فراموش شدگان پیوسته باشم
    اما عیبی نداره هک شدن پرشین بلاگ هم خودش نعمتی بود که من هم سر از بلاگفا در بیارم
    خب یک سری به من بزنی بد نیست

    یا علی

    [پاسخ]

  17. جوان پارسی گفته است:

    سلام به وب من یه سری بزن خوشحال میشم. میشناسی باید بیای تا بفهمی. نوشتمش بیا بخونش

    [پاسخ]

  18. آب حیات گفته است:

    سلام.دیدین تموم شد.چه زود گذشت

    [پاسخ]

  19. جلیلی گفته است:

    سلام
    خیلی زیبا بود و دلنشین
    دستتون درد نکنه. آرزوتون همون آرزوی منه اما بین خودمون( همه اونایی که می خوان نور تو زندگی شون نقش داشته باشه) بمونه. خیلی وقت ها کم میارم

    [پاسخ]

  20. ستاره قطبی گفته است:

    آخر سرم راهش ندادی ؟؟!! بی وجدان ؟؟؟
    واقعا به تو هم می شه گفت انسان ؟؟!!
    .
    .
    شبه سوسک ِ بیچاره تا صبح پشت پنجره یخ بسته لابد !!!
    .
    .
    یه موقع به ما سر نزنی ؟؟!! بنزین گرون می شه !! هان؟؟ چه ربطی داشت ؟

    [پاسخ]

  21. MJA_0000 گفته است:

    سلام . خیلی عالی بود …

    [پاسخ]

  22. کوچولو گفته است:

    سلام ابجی.خیلی قشنگ بود

    [پاسخ]

  23. سید مهدی گفته است:

    دلم برای اعتکاف امسال تنگ شد….

    [پاسخ]

  24. جوان پارسی گفته است:

    بازم سلام.

    دلم خیلی برات تنگ شده. کی برمی گردی

    مبعث هم مبارک.بای.

    [پاسخ]

  25. یک تدارکاتی گفته است:

    سلام .جمله آخرت بد جوری به دلم نشست
    راستی ما هم به روز کردیم
    این کوثر هم که نیستش ما رو بزنه تو تازه های سایت
    تا پیداش بشه مجبورم همین جوری دستی خبرتون کنم

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [straight-face] [crying] [love-struck] [sigh] [rose] [applause] [whistling] [wall]

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

نگارهٔ شانزدهم
نگارهٔ بیست و ششم
نگارهٔ بیست و هفتم
نگارهٔ چهارم
نگارهٔ نهم
* بخر مرا!

برای مؤمن شدن به تو
معجزه نمی‌خواهم؛
دستی دراز کن!

* دار
* همین گونه خوب است
* نرمی
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon