پست‌های مربوط به شهریور ۱۳۸۶

گلاب‌دره

۳۱ شهریور ۱۳۸۶

¤ هفته‌ی دفاع مقدس گرامی‌باد ¤ سال ۶۷، ۶۸ بود. دزفول بودیم. با این که جنگ بود و منطقه‌ی جنگی، ولی از جنگ، بیش‌تر از هر چیزی صدای آژیر و وضعیت قرمزش رو می‌شناختم. تا وضعیت قرمز می‌شد، مادرم دست‌مون رو می‌گرفت و می‌رفتیم توی سنگر خونه‌ی ریحانه اینا. بابای ریحانه، تو باغچه‌ی پشت خونه‌شون، یه [...]

» ادامه...

گفت و شنود (۲)

۲۲ شهریور ۱۳۸۶

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم گفتی: فانی قریب .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::. گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش می‌شد بهت نزدیک شم گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای [...]

» ادامه...

یه بازی جدی!

۱۴ شهریور ۱۳۸۶

حرکت خوبی بین دوستان شروع شده به اسم بازی الفبای وبلاگ‌نویسی که غیر از برقراری یه ارتباط خوب بین وبلاگ‌نویس‌ها، سبب بیان نکات جالبی در زمینه‌ی وبلاگ نویسی هم شده. بنده هم به دعوت جناب بهرامی فراخونده شدم تا چند نکته یا تجربه‌ی خوب وبلاگ نویسی رو از دید خودم بیان کنم؛ اما چون نکته‌های خیلی [...]

» ادامه...

لائیک

۰۱ شهریور ۱۳۸۶

نسرین: شنیدی؟ کوثر: چیو؟ – یکی از استادامون می‌گفت توی دانشگاه …، یه آقای دکتری که دکترای جامعه‌شناسی داره، داره تدریس می‌کنه که جلسه‌ی اول درسش، بزرگ روی تخته می‌نویسه لائیک و توی کلاساش هم، خدا و پیغمبر رو انکار می‌کنه. -   – می‌گفت یه بار هم یکی از دانشجوهاش بلند شده گفته: «استاد! اینا اعتقادات [...]

» ادامه...

© دنیای راه راه ۱۳۸۸ | طراح قالب grrliz | فارسی‌سازی مهران | قدرت‌گرفته از وردپرس