نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱م, شهریور ۱۳۸۶، تعداد بازدیدها: 1849 نفر

نسرین: شنیدی؟
کوثر: چیو؟

- یکی از استادامون می‌گفت توی دانشگاه …، یه آقای دکتری که دکترای جامعه‌شناسی داره، داره تدریس می‌کنه که جلسه‌ی اول درسش، بزرگ روی تخته می‌نویسه لائیک و توی کلاساش هم، خدا و پیغمبر رو انکار می‌کنه.
-  

- می‌گفت یه بار هم یکی از دانشجوهاش بلند شده گفته: «استاد! اینا اعتقادات ما هستن و برامون محترمند، شما نمی‌تونید اون‌ها رو زیر سؤال ببرید.» استاده بهش گفته: «شما یا برو این درس رو حذف کن، یا نمره‌ی پایان ترم نمی‌گیری!»
به همین راحتی؟!

- آره. تازه وقتی رفتن به رئیس دانشگاه گفتن، گفته خودمون این رو می دونیم؛ اما چیکار کنیم استاد نداریم جایگزینش کنیم!
- مگه می‌شه؟!

- استادمون می‌گفت: بر شما واجبه که درستون رو ادامه بدید و مدارج تحصیلی رو طی کنید تا بتونید جای این افراد بشینید و دانشگاه‌ها رو از لوث وجود این آدما پاک کنید.
- راست گفته.

- وقتی استادمون اینو گفت، من یادم به تو افتاد و گفتم کوثر حتما باید درسش رو بخونه و دکترای جامعه‌شناسی‌اش رو بگیره تا جای همچین استادی رو بگیره. تو باید استاد دانشگاه بشی!
- حتما حتما. من هم بر شما واجب می‌دونم که درسِت رو ادامه بدی تا بعد از گرفتن دکترا، جای همچین اساتیدی رو بگیری.

***

۱- جالبه که توی دانشگاه‌های یک مملکت اسلامی کسی اجازه داره ضد دین فعالیت کنه و مسئولین دانشگاه هم نتونن (نخواهند) کاری بکنن و جالب‌تر از اون این ادعا است که کسی نیست جایگزینش کنن!

۲- موندم که با این اوضاع و احوال، بین رفتن به حوزه‌ی علمیه و تحصیلات کلاسیک، واقعا کدوم یکی مهم‌تره! آیا بچه‌های مستعد مذهبی، باید با همون سطح ایمانی که دارند، برن و مستقیم جای همچین آدمایی رو بگیرن یا می‌شه یه طلبه، یه روحانی تأثیرگذار شد و به رشد معنوی کسایی که قراره در آینده چنین جایگاهی داشته باشن، کمک کرد؟!

1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (4 رأی، میانگین: 2.50 امتیاز از 5)
Loading ... Loading ...
قرارگرفته در شاخۀ: دین و مذهب٬ روزانه‌ها
برچسب ها: , , ,
  1. امید گفته است:

    سلام . روزانه خیلی از این دو راهی ها جلوی پای ادم قرار میگیره . به نظر من گذشته ی آدمها به آیندشون گره خورده . یعنی تخصص و توانایی هاشون . نظر شخصی من دانگشاه واجب تره . حالا خود دانید .

  2. star گفته است:

    سلام آبجی خانم !
    به نظرم من که تحصیلات کلاسیکتو ادامه بده ……
    دلیلش هم بعدا شخصی بهت می گم

  3. 043 گفته است:

    سلام. خب اصولا اگه کسی توانش رو داشته باشه خوندن درس های حوزه و دانشگاه با هم خیلی ایده آله.

  4. ali گفته است:

    به نظر بنده آدم اگه گم بشه بهتره!

  5. مشکات 128 گفته است:

  6. آب حیات گفته است:

    منم میگم هر دوانه.سخته ولی ممکنه

  7. پیاده تا عرش گفته است:

    سلام خانومی
    خوبی؟ خوب حق با توست. بچه مذهبی های ما باید بیشتر تلاش کنند. البته اگه نتونستند به درجه استادی برسند حداقل معلم شوند. باورت نمی شه بعضی وقتها از شاگردانم چیزایی می شنوم که به مرز شاخ در آوردن می رسم. خرافات و افکار باطلی که بعضی معلم های بی تعهد با قصد وغرض به خورد بچه های مردم می دهند.

  8. پیاده تا عرش گفته است:

    راستی من با تحصیلات در هر دو زمینه دانشگاهی و حوزوی موافقم. خودم هم با وجود مخالفت های زیاد این راه را در پیش گرفتم و هم دانشگاه را تجربه کردم و هم حوزه را. خدا را شکر می کنم به خاطر اینکه وقتی شاگردانم در زمینه مباحث اعتقادی ازم سوال می کنند تا این حد در توانم هست که جوابی بهشون بدهم که تو این سن نوجوونی قانعشون کنم.

  9. یاس18ساله گفته است:

    یاحق
    سلام ابجی گل!اول همه عیدت مبارک و روز جوان
    اینکه کدوم یکی!!!اگه بشه دوتاش با هم که عالیه!چون هر کی نتونه کوثر میتونه!اما اگه بخوایم بین این دوتا یکی رو انخاب کنیم دانشگاه!اعتقاد شخصیم به این بود و همینو در پیش گرفتم!
    در مورد مطلبی که عرض کردین هم متاسفم برا خودم که بی خیال نشستم و میگم حسش نیست خجالت باید کشیدراستی مطلب این بارت برام تلنگری بود که حالا که همه چی مهیاست برا دادن کنکور فوق اینقده دس دس نکنم بشینم بخونم
    ممنون
    خدایا شکرت!خیلی عجیبی ها
    التماسدعا
    جاری باشی

  10. جلیلی گفته است:

    سلام
    تسلیت منو بپذیرید. چه کنیم نیرو نداریم. تو این مدت کم سی سال هم فرصت نشده نیروی فرهنگی مذهبی تربیت کنیم. خودمون که نه اما فرزندانمون یه روزی از نظر استاد تو دانگساه غنی میشن البته اگه چیزای دیگه ای براشون مونده باشه

  11. فانوس گفته است:

    به نام خدا
    سلام عیدتون مبارک
    فکر کنم هر دوتاش می تونه خیلی خوب باشه . هم یه طلبه می تونه روی افراد تأثیر بذاره و به افزودن ایمان آینده سازان جامعه کمک کنه . و هم یه استاد دانشگاه . استادی که در رشته خودش واقعا مسلّط باشه و کارش عالی باشه ، اگر آدم متعهّد و با ایمانی هم باشه ، شاگرداش خیلی می تونن ازش تأثیر بگیرن .
    منم یه مدّت خیلی به این چیزا فکر می کردم ، ولی آخرش نفهمیدم کدومش بهتره

  12. بهزاد گفته است:

    سلام . کافیه در همه حال به دستورات الهی عمل کنی اونوقت هر جا که باشی تاثیرگذار خواهی بود طوری که حتی خودت هم شاید متوجه نباشی / سربلند باشی

  13. مسافر گفته است:

    سلام خوب اولا هر کس باید وظیفه ی خودش رو خوب بشناسه دوما استعدادهای خودش رو هم شناسایی کنه باید بدونه چه توانمندی هایی داره و با توکل بر خدا و توسل و فراموش نکردن لا یکلف الله نفسا الا وسعها بسم اللهشو بگه و لا یخافون لومه لائم.همین!
    وقتی داشتم پستتو می خوندم یاد این حدیث افتادم که حکمت گمشده ی مومنه حتی اگه در سینه ی منافق باشه.
    علی یارت.

  14. امید گفته است:

    سلام دوباره . حرف بچه ها رو که میگن هردوانه رو یه مقدار قبول ندارم . فکر میکنم آدم باید تکلیف خودشو رو روشن کنه . بنا به تجربیات شخصی ، یه روزی به یه جایی میرسید که همه کاره و هیچ کاره اید . و اگر یکیش رو ادامه داده بودین به یه جای خیلی خوبی رسونده بودوینش . اینجوری هر دوتاش رو ادامه میدین اما نصفه نیمکاره . شرمنده /

  15. سروش گفته است:

    مرسی از اینکه نظر گذاشتید برای یک وبلاگ نویس آماتور مثل من یک نظر مثل یک لنگه گفش می مونه برا یه آدم پابرهنه در بیابون.

  16. سارا گفته است:

    سلام گلم.خوبی آبجی جون؟
    روز تولد آقا علی اکبر و روز جوان، روز خودتو بهت تبریک می گم. ایشالله که همیشه لبات خندون باشه.
    من مطمئنم که حتما می تونی استاد دانشگاه بشی. واقعا مایه ی خجالت یه بچه مذهبی هست که چون اون تلاش نکرده و صرفا به فکر خودش بوده حالا یکی دیگه بیاد با اعتقادات جوون مردم بازی کنه.
    راستی من با عنوان مبارزه با نفس آپم. اگه دوست داشتی افتخار بده خوشحال می شم.
    تا بعد…
    یا علی

  17. جوان پارسی گفته است:

    سلام . از دست تو دختر دست همه ی ما رو از پشت بستی.

    این چه عکس هایی بود. ولی قشنگ بود.

    راستی تو باید زسالتت رو انجام بدی.

  18. پشت خطی گفته است:

    سلام
    اوضاع اساتید خیلی وخیم تر از این حرفهاس خواهر!!

  19. یه قطره اشک گفته است:

    سلام آبجی!

    اعتقاد من اینه که تحصیلات آکادمی اگر در اولویت باشه بهتره.چون نیاز جامعه به این قشر اساتید در این زمینه بیشتره.در کنارش تحصیلات حوزوی می تونه کمک حال سوالات بی جواب خیلی از ماها باشه.موفق باشی!

  20. شیدا گفته است:

    نظری ندارم.
    به روزم.خوشحال میشم سر بزنید.

  21. پیاده تا عرش گفته است:

    سلام
    به روزم.

  22. سارا گفته است:

    سلام دوست خوبم
    عیدت مبارک
    همیشه و به خصوص امشب منو تو دعاهات فراموش نکن
    تا بعد…
    یا اباصالح المهدی

  23. جوان پارسی گفته است:

    ولادت گل نرگس مبارک.

    آقا بیا و به خاطر باران ظهور کن

    ما را از این هوای سراسیمه دور کن

    وقتی برای بدرقه عشق می روی

    از کوچه های خسته ما هم عبور کن

  24. فصل سرخ گفته است:

    می جویمت چنان که لب تشنه ، آب را . محو توام چنان که ستاره به چشم صبح ، یا شبنم سپیده دمان آفتاب را . بیتابم آن چنان که درختان برای باد ، یا کودکان خفته به گهواره ، خواب را . ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی . با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را . . . / عید مبارک

  25. سارا گفته است:

    نیمه ی شعبان تولد "منجی عالم " بعد از نماز ظهر در سراسر ایران دو رکعت نماز حاجت به نیت "ظهور" می خوانیم و ندای "الهم عجل لولیک الفرج" را سر می دهیم به امید آنکه خداوند دعای همزمان شیعیان را اجابت کند.
    عیدتان مبارک!

  26. قرار شبانه گفته است:

    سلام.
    فکر می کنم مطرح کردن یه همچین دودلی ای در محیط اینترنتی و مجازی جز اینکه به شک و تردید آدم اضافه کنه فایده دیگه ای نداره
    همین نظرات رو که ببینیم فکر کنم کفاین کنه. هر کی یه چی گفته و اون کسی هم که نظر داده شما ازش شناخت کامل رو که نداری. پس سردرگم می مونی. البته نظر من اینه.
    ————————
    و آخرالکلام هم اینکه : ۳ پست آخر وبلاگم رو (که خیلی هم کوتاه اند) اختصاص دادم به بحث وحدت.
    خوشحال می شم نظرت رو بدونم.

  27. جوان پارسی گفته است:

    دلت خوش ها بابا کدوم مسافرت همه چیز که تموم شد.

    من دیگه نمیام قهرم

  28. ارباب متروکه ها گفته است:

    ———————
    سلام
    روی صحبتم با مسئولین دانشگاه مورد نظر وکلا اینگونه افراد و مسئول هاست که در ایران کم نیستن.د
    باید بگم کسانی که به خیال خام ما در این مملکت به نام مسئول باید مراقب
    مذهب مردم باشند بیشتر دنبال مال و مقامند و فقط دین را بهانه ای برای رسیدن به اهدافشان قرار داده اند
    و خوب جایی مثل ایران هم که راه برای چنین انسانهایی باز و هموار است کافیست
    فقط ۲۰ سانت ریش یک پیراهن با یقهء به قول ما قمی ها شیخی
    و مقداری رعایت ادبیات عرب و تلفظ کلمات با مخرج صحیح
    (که معمولا از انتهی گلو است)
    چاشنی کار خود کنی تا پله های ترقی را یکی یکی طی کنی. اشتباه نکن من نه با دین مخالفم نه با ریش نه با لباس
    نه غرب زده هستم نه شرق زده
    من اول ایرانی هستم دوم شیعه و سو م مسلمان
    این روش ها و الگو های نا صحیح برای انتخا ب افراد به هنجار
    در ایران
    تنها باعث لوس شدن دین میشود و راه را برای گرگان باز میگذارد تا در لباس میش بین ما نفوذ کنند.
    بزن باران که دین را دام کردن
    که از ان جمع مال کسب نام کردن

  29. کبوتر بین الحرمین گفته است:

    پس چه رحمتی بالاتر از وجود پاک و مطهر او
    صلی الله علیک یا بقیه الله …
    یا رحمت للعلالمین …
    سلام باز هم عید باز هم جشن و چراغانی و بازهم غم پنهان درون دلهای ما …
    صلی الله علیک یا ابا صالح المهدی (عج)…
    یاابن رسول الله نمی خواهی که شادیمان بیشتر شود …
    منتظریم . یادت نرود منتظریم ..
    یا علی …
    تبریک ایام میلاد حضرت …. مهدوی باشید …………………….
    دولت عاشقی به روز شد

  30. سروش گفته است:

    سلام
    عید شما هم مبارک
    ولی عید ما اون روزیه که انشاالله آقامون ظهور کنه و دل همه شیعیانش رو با اومدنش شاد کنه.
    به امید اون روز
    یاعلی

  31. مسافر گفته است:

    سلام کوثر جونمعیدت مبارک
    می خواستم بگم چرا جواب کامنتا رو نمی دی؟
    (شیطنتم گل کرده )تو رو خدا بگو شدی یکم خوشحال شم!!!
    دعا کن

  32. چهارم شخص گفته است:

    سلام!


    هی! دست رو دلم نذار که دلم خونه… چه سخت تشخیص تکلیف… در حال حاضر علاف در خدمت شما و دوستان گرامیم چون تو همین انتخاب بد گیر کرده م!… یه دعای درست حسابی بکن تکلیف ما روشن شه… باور کن علافی بد دردیه!
    … اینم هم چنان به پاس زحمات اردو!!!!

  33. مجنون ماه تنها گفته است:

    سلام ………ممنون از لطفت درباره وبلاگ ……عید شما هم مبارک ……..در مورد جواب سوالاتون شما خودتون استاد مایید …..دقیق نمیدونم ولی ممکنه این احادیث سند و مدرک محکمی نداشته باشن ……..حالا تو پست بعدی انشالله سعی میکنم به این موضوع بپردازم ……………

  34. ملانقطی گفته است:

    سلام. خیلی تنبل شدید !!!! خوبه تابستونه … درسها مثلا قراره سبکت باشه … ها؟ تولد آقا هم رد شد … کاش با چند خط … فقط چند خط …
    … مختاری …
    تحصیلات کلاسیک و دانشگاهی برای من فرقی نداره … در حد علم هم نیست … در حد کتاب هم نیست … فقط یه چهاردیواریه … تدریس می کنن که اون علم و کتاب را بفهمی … اون استاد هم خودتون بهتر می دونید که باید چی کار کنیم … من هم خوب می دونم و داریم ان شا لله به اون سمت خواهیم رفت … به یاری خدا …

  35. محمدمهدی گفته است:

    … آری ما عادت کرده ایم بگوییم منتظریم، عادت کرده ایم بعد از صلوات هایمان و "عجل فرجهم" بگوییم، عادت کرده ایم دعای فرج بخوانیم و از روی عادت هر روز پس از نماز برای سلامتی اش دعا کنیم…

  36. بهاره گفته است:

    سلام
    وبلاگ چهارماهتون مبارک
    خوش باشی

  37. پویا پرتو (پاک دیده) گفته است:

    سلام
    دنیای راه راه قشنگی داری!
    تقریبا تمام مطالب این صفحه را خواندم و از خواندن گزارش اردو لذتی نیز بردم .(نه به خاطر وقایع الاتفاقیه. فقط به خاطر طرز نگارشش!)
    خوب می نویسی.
    یه چیز دیگه هم بگم. :؟
    راستش اولین باری که اسم وبلاگت را شنیدم یاد گوره خر افتادم!
    ناراحت نشیا.

  38. پویا پرتو (پاک دیده) گفته است:

    راستی یادم رفت در مورد این پستت نظر بدم.
    شما زیاد تعجب نکن زیاد هم جوش نزن. یه زمانی همچین آدمایی را با هزار ناز و عشوه آوردند گذاشتند در راس کار. حالا حالا ها طول می کشه تا بشه انداختشون بیرون.
    بعدشم. به نظرم دانشجویی که سر کلاس همچین استاد هایی میشینه خیلی بعیده تاثیر نپذیره(مگر اینکه پیشینه اعتقادی محکمی قبل از دانشگاه داشته باشه) پس انتظار اینکه درس بخونند و جای استادشون را بگیرند شاید توهمی بیش نباشه. چون اگه همون نشند اکثرشون یه چیزی می شند بدتر از استاد. کجایید ببینید که تو دانشگاهها این قبیل اساتید چقدر طرفدار دارند و قدرت جذبشون چقدر بالاست تا اونجا که اغلب دانشجوها حتی بعد از فراغت از تحصیل هم ول کن استاد نیستند.

  39. ستاره قطبی گفته است:

    تو که سالی به ۱۲ ماه پیدات نمی شه !!!! چه دوایی ؟ چه کشکی ؟ چه دوغی ؟!
    .
    تازه ، من که فعلا بستری ام ! باید از دکترم بپرسم ! الانم دارم یواشکی از سیستم بیمارستان استفاده می کنم !!!ها …. ها …. ها …
    . من درست نمی شم !

  40. موسوی گفته است:

    سلام به دوست عزیزم
    منم تا روز ثبت نام سر دوراهی بودم ولی بالاخره تصمیمم رو گرفتم و دنیای زلال طلبگی رو انتخاب کردم.البته به فیزیک هم خیلی علاقه دارم ولی دلم در گرو حوزه بود.راستی:
    یکی از اساتید اخلاقمون حرف قشنگی میزد:
    پالان دوزی به غایت خود
    به زکلاهدوزی بد(با ضمه)

    اگه دانشگاهی کارش رو به نحو احسن و حوزوی هم وظیفه اش رو تمام و کمال انجام بده…………دنیا گلستون میشه.
    ولی متاسفانه از دوستان خودم هم کسایی هستن که پاشون رو نصفه نیمه تو کفش حوزوی و دانشگاهی کردن و متاسفانه تو هیچکدوم متخصص نشدن.

  41. ملانقطی گفته است:

    سلام. دارم به پویا پرتو می‌خندم … خدایش خیلی جالب به موضوع نگاه می‌کنه … عجب آدمیه … نمی‌تونم جلوی خندم را بگیرم … نظرش در مورد اسم وبلاگتون قشنگ بود …
    … من خسته شدم … نمی‌شه مطلب جدید بنویسید؟

  42. پویا پرتو (پاک دیده) گفته است:

    سلام ممنون از جوابتون. حظ کردم. حظی وافر!
    من الآن که همه نظرات را خوندم تازه یادم افتاد که شما آخر متن یه سوال هم پرسیده بودید. نظر اصلیم درباره متن همان بود که قبلا گفتم و اما در مورد این سوال: ببینید به نظر من اینایی که وقتی ازشون می پرسی چه کاره ای میگن طلبه دانشجو! خودشون هم می دونن که اینی که میگن نیستن. این قبیل افراد بیشتر طلبه اند تا دانشجو اما نمی دونم چیه که هی می خوان خودشون را بچسبونن به قشر دانشجو! (خوب یکی نیست به اینا بگه اگه دوست نداشتی بری حوزه و اسمت بشه طلبه چرا نرفتی دانشگاه که حداقل بتونی کلاس دانشجوییش{که فکرش را می کنی} را بزاری! این جاست که با کمی تحقیق می تونی بفهمی طرف ۳ سال پشت کنکور مونده بعد که از دانشگاه نا امید شده رفته تو این آزمون حوزه شرکت کرده و صاف رفته تو حوزه. اگه پسر هم باشه که خدا ررو شکر می کنه که فعلا از زیر سربازی در رفته. جالبیش اینجاست که اینا اسمشون طلبه هست اما همون درس های طلبگی را هم نمی خونند. چون فکر کرده بودند ملا شدن چه آسون! سال بعد هم تو آزمون یکی از این دانشگاه های پودمانی یا شبیه اون شرکت می کنه و از اینجا به بعده که هرجا میشینه ازش بپرسند یا نپرسند به همه میگه: من طلبه دانشجو ام. )ببین آبجی یه وقت به شما یا رفیقات بر نخوره ها. من اینو دارم از رو تجربه شخصی که به رفیق های خودم نگاه می کنم میگم. دو تا استثنا: ۱- یه رفیق دارم به نام حجت الله … که سوم دبیرستان رشته ریاضی شاگرد اول شهرستان شد. معدلش بیست بود. از این دستمال به دست معلم و نمره بگیرها هم نبود ها. مخ بود به خدا. آقا پیش دانشگاهی دیدیم نیومد. رفتیم سراغش دیدیم نشسته گوشه حجره و داره ضرب ضربا می خونه. گفتم چرا؟ گفت تصمیم خودمو گرفته ام. برا همین نیومدم دیگه یه سال الکی پیش دانشگاهی بخونم چون همین مدرک برای ورود به حوزه کفایت می کنه. باورتون میشه؟ الان شاگرد اول همون مدرسه شونه. قول میدم چند سال دیگه یه آیت الله به نام حجت الله … در میاد!
    ۲- یه رفیق هم دارم به نام محمد… ایشون درسش را تو دانشگاه تموم کرد توی یک رشته مهندسی بعد هم سریع بدون معطلی خودشو گذاشت تو حوزه. یه روز رفتم خونشون به باباش گفتم چرا این همچین کرد؟ گفت درس های تجربی دانشگاه نتونست روح محمد را قانع کنه. ما هم تا اون روز بهش می گفتیم مهندس حالا میگیم حاج آقا!

  43. بابک رشیدی گفته است:

    سلام
    هم درد ناکه و هم واقعیت !
    ان شاالله زمانی برسه که اونقدر نخبه داشته باشیم تا محتاج امثال نامبرده نشیم .
    یا علی

  44. عشقی گفته است:

    کدوم بهتره؟ هر کدوم برا خدا باشه. لیس العلم بکثرة التعلیم و التعلم بل هو نور یقذفه الله فی قلب من یشاء. بقیه حرفها چرندی بیش نیست.
    چه بسا ملایی مثل مطهری که بر دانشگاهیان تاثیر گذارد و چه بسا افندی مثل همین رحیم پور ازغدی که بر حوزویان تاثیر گذارد. صفر و یک دیدن و کشیدن دیوار بین حوزه و دانشگاه غلط اندر غلطه. علم رو که نباید محصور به حصار کرد! حتی فراتر از این دو محیط میشه طلب علم کرد. پس عزمتون رو راسخ کنید ان شالله در هر دو محیط موفق بشید.

  45. chakavak گفته است:

    حالا ینی می خوای اصرار کنیم بری دکتر شی؟.
    نمی خواد عزیزم.
    امیدی بهت نیس.
    حالا نسرین یه مزاحی کرده.خواسته سر به سرت بذاره.
    تو لطفن جو gir نشو.

  46. مائده گفته است:

    سلام
    منتظر حضور شما در مائده هستم

  47. کوثر گفته است:

    سلام…از این تشکیلات ضد اسلامی زیاده…
    آدم نمی دونه با اینهمه آدم چی کار کنه…
    راستی کوثر خانوم دیگه سری به ما نمی زنی؟؟؟

  48. حسن اجرایی گفته است:

    سلام.
    ارزششُ داره که آدم وبلاگ تون رو باز کنه و این صدا رو گوش کنه.

    اما کاش یه چیزی می نوشتید…

  49. حبیبی گفته است:

    سلام
    وبلاگ خوب و جالبی دارید و معلومه برای دلتون مینویسید
    از طریق یک وب دیگه که مطلب چت با قرآن شما رو با ذکر منبع نوشته بود با وبتون آشنا شدم

    اما اگر تنها قصدمون اصلاح جامعه باشه و از تحصیلات این هدف رو داشته باشیم که در آینده بیاییم جای فلانی رو بگیریم، فکر میکنم قدری به بیراهه رفته ایم.
    هر چند این هدف در نوع خود مقدسه اما ظرائفی رو از نظر دور نگه داشته ایم.
    ۱- از کجا معلوم اون کس یا کسانی که مد نظرند با رفتن به دانشگاه یا حتی حوزه عوض نشن؟ مگه آدما در همه حال ثابت میمونن و مگه میشه از تاثیر و تاثر (رابطه تعاملی محیط بر فرد و برعکس) چشم پوشید؟ اصلا درس وتحقیق برا اینه که ما عوض بشیم و همیشه و در همه حال ما در انتخاب حق و باطل در آزمایشیم.
    ۲-شاید اون استادی هم که شما فرمودید در ابتای ورود به دانشگاه همین نیت رو داشته و بعد کلی تحقیق (هر چند به نظر من و شما نادرست) به بی خدایی رسیده است.
    ۳- در ضمن چه اشکالی داره در یک مملکت اسلامی یه نفر تبلیغ بی خدایی کنه؟ مگه در ایام امامت امام صادق(ع) زنادقه در مسجد پیامبر و یا در محضر ایشون به مباحثه آزاد نمی پرداخته اند؟ ما این گونه موقعیتها رو باید از تهدید به فرصت تبدیل کنیم و تا یه نفر بی دینی رو تبلیغ کرد، از نتیجه تبلیغش که ممکنه انحراف برخی باشه نترسیم و به منفعت بالاتر مباحثه آزاد یعنی جلوه گری بیشتر حق فکر کنیم و خودمون تلاش کنیم حق طلب باشیم.
    ۴- یادمون نره آیه ۱۷ سوره رعد رو که اصلا در قوس نزول و صعود امکان نداره باطل که مانند کف آبه به وجود نیاد. اگر اظهار نظر چنین افرادی ممنوع بود (نه به معنای شرعی بلکه به صورت تکوینی) خدا جهانی بدون باطل می آفرید.
    ۵- رشد طبیعی یه جامعه در اونه که بر طبق تکوین الهی جلو بره. هر چند اظهارات الحادی شرعا حرامه اما تنها با این حرمت نمیتوان از لحاظ اجتماعی جلوی اظهار نظر رو گرفت. بلکه در تضارب آرائه که شکوفایی حق بیشتر میشه. همانند ماجرای کربلا.
    در کربلا وجود لشکر کفر و جنایات اونهاست که حق طلبی حسین بن علی(ع) رو نشون میده.
    از طولانی شدن مطلب عذر میخواهم

  50. الهه گفته است:

    یه دوست دارم که امسال کنکور داد! اواخر شهریور گیر کرده بود بین حوزه و دانشگاه! آخرسر حوزه رو انتخاب کرد ! کمتر از دو هفته هست که رفته قم!
    به نظرم آدما باید بر اساس ویژگی های فردیشون تصمیم بگیرن! بعضی ها تو حوزه مفیدترن و بغضی ها تو دانشگاه! و امیدوارم که دوستم درست انتخاب کرده باشه و به نظرم همین طوره! اون برای حوزه بود!!!! رفت به جایی که متعلق به اونجا بود!

  51. مریم گفته است:

    [wall] آخه شنونده باید عاقل باشه… تو این مملکت که نمیشه جم خورد…! همه تو زندانو زیر شکنجه ان! همه روزنامه ها توقیفن! مردم حق نفس کشیدن ندارن ! بعد یه استاد تو یه کلاس این مملکت خفقان زده همچین چیزی گفته و رئیس دانشگاه مثل آدمای لیبرال دموکرات هیچی نگفته؟؟؟؟ آخه تو خودت خری یا خودتو به خریت زدی رفیق؟؟ اینا رو دیگه ننویس آدم دلش به حال شما میسوزه… [sick]

    آخه شنونده باید عاقل باشه. تو این مملکت نمی‌شه جم خورد؟ همه رو شکنجه می‌کنن؟ همه روزنامه‌ها توقیفن؟ مردم حق نفس کشیدن ندارن؟ دلم به حالت سوخت که هم شکنجه شده‌ای و هم نمی‌ذارن نفست در بیاد!

    نه خانم…شکر خدا که هیچ روزنامه ای توقیف نیست…هیچ کس هم زندان نیست!!!!! سرتونو زیر برف کردین؟؟؟؟ یا شوخی دارین با ما؟؟؟؟؟

  52. اوکالیپتوس گفته است:

    نمیدونم مطلب درسته یا نه.
    اما اگه صحت داشته باشه این اتفاق رو اتفاق بدی نمیدونم…
    همونجور که بقیه اساتید میان و روی تخته مینویسن ” اسلام” بعضی ها هم میان و مینویسن “لائیک” یا هر تئوری دیگه ای. اصلاً با این روشه که حقیقت معلوم میشه.
    اسلامی که با خفه کردن مخالف هاش ادامه حیات بده جز با تعصب و کور کورانه قبول کردن دین چیزی نصیب مردم نمیکنه.

  53. مریم گفته است:

    اون رئیس دانشگاهی که این عوضی روگذاشته و اون عوضی تری که رئیس دانشگاهه رو گذاشته بگیر برو بالا!!!استاد متعهد کم نداریم اما همین الان برو ببین دختررو با چه تیپی برای استادی قبول میکنن و دوستم که با چادر رفته بود باهاش چه برخوردی داشتن.

  54. فاطمه گفته است:

    بنظر من برو حوزه. و همه اونایی که استعداد مذهبی دارن باید برن حوزه. حوزه بشون نیاز داره. ازت خواهش میکنم

  55. دیاکو گفته است:

    قومی متفکر اندر ره دین
    قومی به گمان فتاده در راه یقین
    میترسم از دور بانگ براید روزی
    که ای بی خردان راه نه انست و نه این

  56. یک استاد گفته است:

    اگر در دانشگاه درس بخوانی وتا مدارج عالیه دکتری هر رشته ای(جامعه شناسی) پیش بروی و واقعا کار عمیق علمی بکنی و یافته های جدیدی به دست آوری وپس از آن جرآت بیان نطرات خود را داشته باشی آنگاه از طرف قشریون متهم به کفر و بی دینی خواهی شد.همانطور که ابوعلی سینا می سراید:کفر چو منی گزاف و آسان نبود،محکم تر از ایمان من ایمان نبود ، در دهر چو من یکی و آن هم کافر ، پس در همه دهر یک مسلمان نبود…………………………………. ویا شیخ اشراق حکیم سهروری با اشاره و اجازه قشریون مرتد اعلام شده و به قتل می رسد…………………………. و این قصه ادامه دارد.

  57. یک استاد گفته است:

    شیخ اشراق حکیم سهروردی

نگارهٔ شصت و پنجم
نگارهٔ پنجاه و دوم
نگارهٔ هشتم
نگارهٔ نوزدهم
نگارهٔ شصت و یکم
* فرشته

خواب چقـــــدر خوب و آرامش‌بخش است.
می‌گویند «خواب» برادر «مرگ» است.

* منتظران!
* هایکوکتاب
* قحطی‌زده
* صفحهٔ ۶۰۰

sharh-e-esm «به دوستان گفتم: هر کس آمد و غذا خواست به او بدهید. اگر گفت: کم است، بیشتر بدهید. اگر رفت و دوباره برگشت، باز هم به او بدهید و نگویید قبلاً غذا گرفتی… با این کار می‌خواستم از برانگیختن حرص و طمع مردم برای جمع‌آوری غذا جلوگیری کنم. مطمئن بودم که کمک‌ها از شهرهای دیگر خواهد رسید.»

* صفحهٔ ۶۷
* صفحهٔ ۷۱
* صفحهٔ ۱۳۶




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon