رها
۳۰ مهر ۱۳۸۶
بالاخره اتوبوس رسید. پر از دانشجوی دختر است. حتی قسمت مردانه هم دخترها نشستهاند… دستم را به میلهای محکم میکنم. یک روزی شاید من هم مثل اینها شوق دانشگاه داشتم؛ اما الان، حتی فارغ التحصیلیام هم خوشحالم نمیکند… نمیدانم چرا هر چه کتاب خوب میخواهی، در این شهر فرهنگی -شیراز- پیدا نمیشود؟ اصلا بگذار ببینم [...]
» ادامه...



