ساختمان جدید دانشگاه را که دوسال پیش، در یک برّ بیابان بنا کردند، سرخوش بودیم از اینکه بالاخره محل تشکیل کلاسهایمان شده است یک ساختمان مستقل در عوض سه ساختمان در سه نقطه از شهر. بعضا هم قرضی و اشتراکی!
در بنای دانشگاه نوساخته، مثل هر مکان دولتی دیگر، نمازخانهای تعبیه نشده بود. اما خدا خیرشان بدهد؛ دو اتاق را مفروش کردند و یکی را دادند دست خواهران و یکی هم دست برادران.
اصلا کفایت نمیکرد و اغلب برای ورود و اقامهی نماز باید پشتِ در، کمی در صف منتظر میماندی؛ اما جای شکرش باقی بود. این را بعدا فهمیدیم… سال بعد که همین یک اتاق را هم ازمان گرفتند و دفترش کردند!
بعد از این، مدتی در گوشهی محوطهی دانشگاه، زیر سقف آسمان نمازگزاردیم! نتیجهی پیگیری دوستان در بسیج دانشگاه، کانِکسی بود در گوشهی حیاط که بر ما منت نهاده بودند و تا ساخته شدن نمازخانه، در اختیارمان گذاشته بودند. با شنیدن نام کانکس، یادم افتاد به دانشگاه پیام نور فیروزآباد… که نمازخانهاش کانکسی بود محل همزیستی مورچهها و انواع حشرات! بعدا فهمیدیم لانهی سگی هم هست… شبها را در آنجا به صبح میرساند!
خواندن نماز، در یک کانکس، گوشهای از حیاط دانشگاه، نه در شأن ما دانشجویان مسلمان بود و نه در شأن نماز که عمود دین است. پیشنهاد تجمعی اعتراضآمیز در مقابل ساختمان مدیریت دانشگاه پیام نور منطقه
ی ۵ را که دادم، دوستان موافقت نکردند. گفتند آقای رئیس منطقه، آدم باخدایی است، خودش پیگیر است و قول ساختمانی برای نمازخانه داده است. با شرایط موجود میسازیم و کمی صبر میکنیم!
بعدا یادمان افتاد به ساختمان زیبایی که در محوطهی دانشگاه، در دست ساخت بود. شایعه شده بود که این همان ساختمان معهود است. در دل کلی قند آب کردیم که نمردیم و شاهد ساخت یک نمازخانهی زیبا و مجزا شدیم. ساختمانی که رفقا میگفتند دانشگاهمان را بسی باکلاس کرده است!
چند ماهی را در این رؤیا سرکردیم. قندهای دلمان هنوز کامل آب نشده بود که فهمیدیم آن ساختمان شیک و باکلاس، قرار است بوفهی دانشگاه باشد!
***
۱- اولویت با شِکم است و تریپ هایکلاسی!
۲- دانشگاهِ بدون بوفه، دانشگاه نمیشود که؛ البته خُــ….ـب، بدون نمازخانه میشود سر کرد!
۳- طرح ساخت یک چهاردیواری به اسم نمازخانه، کماکان در حد رؤیا است… البته رؤیایی انشاءالله دستیافتنی!
۴- اینجا شیراز است و همچنان پایتخت فرهنگی کشور!
- پستهای مشابه:
- عَزّی
- انتظاری که سرآمد




















۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
هوووووم … برای بار اوله که اینجا میام … نه می خوام الکی تعریف کنم نه اینکه … نمی دونم ! خوندم ! این نمازخانه ای که شما حسرتش را می خوری توی دانشگاه ما هم داستانها داشت ! فاصله کلنگ خوردنش تا افتتاحش ۸ سال بود ! بعد هم نصفش را صیغه مسجد نخواندند ! علتش ؟! همان عذر شرعی که گفتند بچه ها عقلشان نمی رسد نیایند ! پس مسجد نبود ! استراحتگاه دانشجویان !
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
از بس املی دیگه !!!!
خوب وقتی نمازخونه نیست که نباید نماز بخونی !!!
به این سادگی ! نمی دونم چرا بعضی ها درک نمی کنن؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
وای چقدر این جا خوشگل و باکلاسه
خوشم اومد.خیلی باحال بود
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام. خیلی درد آوره. به قول آقاسید این مهندسی خارجکیه دیگه. یه مجتمع عظیم میزنن با چندین و چند آپارتمان چندین واحدی اما دریغ از یه نمازخونه
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام.
این وبو ، این نفر یعنی سید محمد موسوی طوی cloob.com بهم معرفی کرده نمیدونم چرا ؟ واقعا…………………؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام. خوشحالم کردین که اومدین. این مشکل کل مملکت ماست: آدم هاش خدایی هستن و سیستم های حکومت و نحوه اداره کردنش برمبنای سکولار! امیدوارم سیستم اسلامی همه جا تعریف و اجرا بشه نه بوروکراسی اداری.
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام.

عوضش ما یه نمازخونه داشتیم این هوااااا.
منتها مشکل اینجا بود که بوفه و سلف و کتابخونه درست و حسابی نداشتیم.
نمازخونه شده بود ….
بعد از ظهرا هم محل استراحت.
اما برای ما که ۷۰ درصد دانشجوها آقایون بودند.بین کلاسا مامن خوبی بود.
در کل اگه رئیس دانشگاه بخواد میتونه سه سوته بسازتش.کسی بهش خرده نمیگیره.
عزیزم آدم که نمیتونه همه چیز تموم باشه,تو ساده دلی,ظاهر بین نباش,تو برگزیده شدی بری تجمع اعتراض آمیز بکنی.
منم دعا کن.
یا علی.
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
خدا قوت
ممنونم به وبلاگ سر زدید
موفق باشید
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
یا حق
به قول اونایی که ادعای بزرگتری دارن شور نزن!شور چیو میزنی! مگه مهمه؟خوب فوقش کلاست که تموم شد میری ونه میخونی دیگه!اگه نرسدی چی؟خوب قضاشو میخونی؟فک مکینی خدا برا چی قضاشو گفته بخون؟؟؟؟
اینجا ایران است صدای …..
و اینجا شیراز است پایتخت….هه
اهدنا الصراط لمستقیم
جاری باشی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام. برای نشان دادن فتو بلاگتان بهتر نیست از این لینک استفاده کنید. نازتر است. http://kosar.aminus3.com/portfolio/
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
غصه دانشگاه رو نخور
الان دانشگاه ما تبدیل به یک پارک خوش آب و رنگ
شده
دخترا گل میگن
پسرا باد بادک هوا میکنن
کلاسا خالی
عینهو بهشت
حالا نگران چی هستید؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام

خوب چیز قابل توجه تو وبلاگتون اسرار شما بر به یاد داشتن مناسبتهای فرهنگی و بهتر بگم مذهبی هستش
دیگه اینکه تا اونجا که ما خبر داریم یه جای دیگه به عنوان پایتخت فرهنگی معرفی شده خوب اینم مهم نیست مهم اینه که آخر این پلنگ صورتی الگوی مناسبی هست یا نه ؟! چون تام وجری رو نفی کردین لااقل یه الگو جایگزین معرفی کنید روز کودک به همه خبر بدیم
خوب باشین /
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
سری به کلبه خرابه ما بزنید
به روزیم
التماس دعا
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
به نظرت با پروژه محمد پور و امثال او شیراز همچنان پایتخت فرهنگی می مونه؟
خدا به دادمون برسه.
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام

نماز و روزه هاتون قبول
به روزم…
خیلی موفق باشی
التماس دعا
یا علی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
نظرم به نحصن هست بد جور . سرم درد میکنه … تجربیات نشون داده که جواب میده در حد تیم ملی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
هیییییییییییییییی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
حالا نوبت منه که دل همه رو آب کنم:
۱- یه نماز خونه داریم : مَشت !
۲- یه کاتبخونه داریم :۲۰ ، محشره.
۳- سلفمون هم خداییش خوبه
ما وضعمون توپه ها . نه؟
امام صادقه دیگه ! چه میشه کرد؟!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
تمام شد…
میهمانی که همه برای شرکت در آن دعوت بودن
عیدتان مبارک
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
….
تنها کارهایی که با خوندن این پست کردم : یه آهی از ته ته قلبم…و یه خدا رو شکر بلند به خاطر این که حداقل این یه قلم مشکل رو تو دانشگاهم ندارم و جایی برای نماز خوندن داریم!
….
[پاسخ]