دل به دل راه ندارد. دل، به بعضی دلها راه دارد فقط؛ آن دلی که با دلت گره خورده باشد؛ هرچند گرهی کوری نباشد. مهم گرهاش هست. آشنایی دلها کفایت نمیکند.
قبول نداری؟ فکر کن ببین تا به حال چند نفر بهت گفتهاند دلتنگت بودم، در حالیکه تو نسبت به آنها هیچ احساس دلتنگی نداشتی.
عاشق آن دلتنگیهای بیبهانهام. نشستی و یک دفعه یاد کسی میافتی. بعد یکهو بیقرار میشوی. گوشی تلفن را برمیداری و شمارهاش را میگیری. برخلاف قاعدهی روزگار، بدون این که کاری باش داشته باشی(!) زنگ میزنی تا فقط بگویی: «دلم برات تنگ شده بود. خواستم صداتو بشنوم و حالی ازت بپرسم…»




















۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سال اتحاد و انسجام هست اتفاقا دل به دل خیلی راه داره!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام . خداحافظ
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
دل مولامون چی ؟
اون دل تنگ کدوم یکی از ماها میشه؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
با این حرفت صد در شصت موافقم…
اون لحظه هایی که دلم واسه یه نفر پر میزد ولی میدیدم اون همچین احساسی به من نداره رو بیشتر تجربه کردم…
عمرا دل به دل راه نداره…….
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
و همش منتظر هستی تا بهانه ای پیش بیاد و این جوری صداشو بشنوی . 

بعضی وقت ها که آدم برای کسی دلتنگ میشه از ترس این که اون هیچ احساس دلتنگی نسبت به تو نداشته باشه و از ترس این که فکر کنی مزاحمش هستی و این فقط یه دلتنگی یه طرفه هست ، بهش زنگ نمی زنی .
———————————————-
بعضی وقت ها هم دلت برای یه نفر تنگ میشه و میری توی وبلاگش و می بینی که به روز شده .
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام. تا وقتی sms هست دیگه کی زنگ میزنه ؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام.
خیلی موافقم مخصوصا خط آخر…
برخلاف قاعدهی روزگار، بدون این که کاری باش داشته باشی(!) زنگ میزنی تا فقط بگویی: «دلم برات تنگ شده بود. خواستم صداتو بشنوم و حالی ازت بپرسم…»
کاش وقتی دلتنگ مولا میشم هم تلفنش بود که زنگ بزنیم…..
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
آره اما واقعا اگه این تلفن نبود ما چی کار می کردیم خوب مثلا من امروز دلم خیلی برای مامانیم تنگ شده بود اگه این تلفن نبود تا حالا من دق کرده بودم
……..
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
انی که گفتیو هستم هزارتا…
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
اگر کره زمین اینقدر بزرگ نبود که نقشه ها و کشورها و پرچم های رنگارنگ داشت و هممون توی یه جنگلی بودیم مثل خانواده دکتر ارنست .
می رفتیم بالای درخت و یه خونه جنگلی درست
می کردیم مثل هاکلبری فین . اگر مثل لوسیمی از خونه مون فرار نمی کردیم که حافظه مون رو از دست بدیم و همه خانواده دهها سال دنبالمون بگردن . اگر مثل استرلینگ مادرمون نمی مرد که به یه راکول کوچولو مثل رامکال دل ببندیم ………..اگر پاهای دنی نمی شکست و آنت با دوستش قهر نمی کرد . اگر مثل الیور تویست یه کاسه سوپ بیشتر نمیخواستیم و سایه یه آقایی مثل بامبل روی سرمون نبود که بگه چی ؟
اگر مثل سارا توی یک اتاق زیر شیروانی با رویاهامون اونقدر خوش بودیم که خانم مینچین و دادوهوارا و خودخواهیا و خودنماییاشو نمی شنیدیم .
اگر مثل حنا دختری در مزرعه با همه بی کسیامون شاد بودیم اگر صبح تا شب مجبور نبودیم مثل تام و جری عقب سر هم بکنیم سر هیچ و پوچ . اگر مثل مثل هانسل و گرتل هوس خونه شکلاتی نمی کردیم …….هیچ وقت و هرگز ………….توی این جنگل سیاه و تاریک گم نمیشدیم . اونقدر که تکه نونایی که بین راه ریخته بودیمو گم کنیم و راه برگشتو دیگه پیدا نکنیم . و اونقدر بریم جلو که برسیم به یه خونه شکلاتی و پیرزن جادوگرو ببینیم که انگشت بچه ها رو سانت می زنه ببینه کی واسه اینکه ما رو بندازه توی تنور آماده تریم ………اگر کره زمین اینقدر بزرگ نبود .
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
باید صبور بود، اما بدون ماه…!؟
هر لحظه و هر ساعت
دلمان تنگ می شود…
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام . چیز خاصی نیست . منظور این بود که اعلام کنیم خوندیم . همین !
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
میدونی این موقع چی بدتر می کنه اون تشویش و بی قراریتو ؟
اینی که وقتی زنگ میزنی بهش می گی دلم برات تنگ شده باور نکنه و یه چیز سنگین تری بارت کنه ! و محکومم بشی به هیچیییییییییییییییییییییییییییییی!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
حق با شماست
یا علی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
یا حق
سلام
راستش! تو وبلاگمم نوشتم
"اخلاق و رفتارای بد داره اخلاق و رفتارای خوب رو از صحنه خارج میکنه"
حتی وقتی برا بعضیها دلت تنگ میشه و به قول شما گوشی رو بر میداری و ……باورش که نمیشه هیچ گاهی طوری برخورد میکنه که کلی دلت رو سر زنش میکنی!!!!!!!!!!!!!!
خیلی وقته دلمون تنگ شده!!!!!!!
جاری باشید
[پاسخ]
چقدر سخته خواب کسی رو که دوسش داری همیشه ببینی
و بنویسی
و یه روز بهش نشون بدی
و بعدش فقط مسخرت کنه و بگه دیوونه ای و دوستم بهم گفته که این یارو دروغگوعه برای خر کردنت اینا رو نوشته
دل به دل راه نداره ، اوناییم که داره بالاخره تصادفه دیگه پیش میاد
[پاسخ]
یورولماس ،باهات موافقم،آقا بهنام ، یه شب زیر بارون به خاطر جدایی رفیقم با من گریه ام گرفت و اشک از چشام سرازیر شد، بعد رفتم بهش گفتم .با خنده بهم گفت:اشک که نبوده،قطرات بارون بوده!!!! حالا هر چی میخوان تو سایتشون داد بزنند دل به دل راه دارها…..!!!! [broken-heart]
Thank youvery much
[پاسخ]
چقدر بد ااااخخخخخی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
مطلب خیلی خیلی قشنگی بود …
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
۱- سلام . اون کتابی رو که تهرون بهت دادم خوندی یادته!!؟؟
۲- شب اول رسیدنم یادته!!؟؟
۳- تراس مهمانسرای وزارت فرهنگ رو چی !!؟؟؟
۴- اون گل نرگس ها !!؟؟
۵- حرفهای توی مترو ؟؟
۶-
۷-
۸-ببین چه دلخوشی ساده همینم بس / به یاد من به هر اندازه مختصر باشی !
حالا همشو به هم ربط بده!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
دلتنگی هات رو درک میکنم . کاش میفهمیدی!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
اقا….
شماره ات رو ندارم.
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
دل به بعضی دل ها راه و شاه راه داره و خدارو شکر که به بعضی دل ها اصلا راه نداره
دلم هوایش کرده است …
قبول دارم که دل به دل راه داره ….
پس کی می خواهد دلتنگی هایم را با ظهورش ….
یعنی دروغ می گویم ؟؟؟؟؟؟؟؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
موسویان با فشار دشمنان نظام! تطهیر شد!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام


آخ گفتی. جانا سخن از زبان ما می گویی. شده خیلی هم شده مخصوصا این چند وقته دلم برای کسی خیلی تنگ شده اما به نظر نمی رسید که اون آدم زیاد هم دلتنگ باشه. اما دله دیگه باز هم دلم برای اون آدم تنگه حتی اگه خودش نخواد.
اون داستان بهاییت ادامه داره ها.
آبجی جونم منتظرتم
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
ما یه استفتا زدیم به دفتر رهبری که جواب سلام اس ام اسی و یا جواب سلامی که بوسیله نامه میاد واجبه یا نه؟
جواب اومد احتیاط واجب اومد .
حالا میترسیم تو پیغام ها هم اول سلام کنیم از ترس این که طرف یادش بره رد سلام کنه بعد …
حس جالبی بود .
در مورد وصال امام رضا هم از صوت الحسین پرسیدیم گفت : هنوز نیومده ، در مورد قیمتش هم گفت ۶ هزار تومن .
ما که پول خریدنش را نداریم . انشاء الله هدیه بگیریم .
یا حق
التماس دعا
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
شیعتنا خلقوا من فاضل طینتنا یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا….
همین!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
با سلام خدمت دوست عزیز
جالب و زیبا گفتی دستت درد نکنه
به من هم سر بزن
موفق باشی التماس دعا
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام خدایی سر این ماجرای راه داشتن دل به دل کلی قربون صدقه خدا رفتم
وقتی حس میکنی دلت به دل یکی گره خورده یا حداقل راه داره بیشتر دنبال کسی میگردی که این گره رو ایجاد کرده
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
احول شما خوب است، فکر نمیکنم خوب باشید حتما دارید از وجدان درد له می شوید، شما فریب شیطان خوردید توبه کنید لعنش کنید! و به حال بی حال خودتان گریه کنید شما عظمت یک ملت را زیر سئوال بردید حق الناس به گردنتان است خشنود نباشید از آنکه در دادگاه بی عدل و بی شرم این دنیا تبرئه شدید، بترسید از آن آخرتی که فاصله چندانی با شما و دوستانتان ندارد!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
مهم اینکه این دل به کی و چه طور گره بخوره …
نمی دونم …قبلا به این حرف خیلی اتقاد داشتم … ولی حالا …
نمی دونم
به روزم تشریف بیارید
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
اجازه میدین دلمون به دلتون راه داشته باشه ؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
کاش بشه زنگ زد و صدای دوست رو شنید … ولی بعضی وقتا -معمولا- میگم شاید بد موقع باشه .. شاید کار داشته باشه .. شاید مزاحمش باشم .. یا این که می ترسم از شنیدن صدای من و حرف زدن با من خوشحال نشه .. شاید باور نکنه .. شاید …… دیگه کلا منصرف میشم فقط براش دعا می کنم و از خدا می خوام سالم و سلامت باشه و دلش نگرفته باشه ..
[پاسخ]
۱۷م مهر, ۱۳۸۸ در ۶:۲۶ ب.ظ
سلام.اره گاهی دل به دل راه داره.کاش دل من هم…البته هرچی خدا خواست.ولی اینو می دونم که هرچی موجی که می فرستیم قوی تر پاکتر و خدا گونه تر باشه امکان راهیابیش به دل فرد مورد نظر بیشتره.
[پاسخ]
اینو از کجا میدونی؟
اگه بدونی من با چه خلوصی با چه صداقتی با چه موج قوی ای با چه قلب تپنده ای محبتمو نثار کسی کردم و در غیابش میکنم
اما فقط ازم دورتر و دورتر شد ، فقط دورتر ، فقط دورتر
[پاسخ]
بهنام جان منم با تمام وجودم بهش علاقه داشتم ودارم و خواهم داشت و تمام زندگیم رو واسش گذاشتم اما روز اول عید خبر ازدواجش با دوست صمیمی خودم رو بهم دادن.
الانم یه مرده متحرکم
[پاسخ]
۲۶م فروردین, ۱۳۸۹ در ۳:۰۱ ب.ظ
شما این چیزهارو می نویسید که دل ما عاشقا شاد بشه که خیلی از معشوقامون دوریم در ضمن شمارشم ندارم که بهش زنگ بزنم وبهش بگم که خیلی دلم براش تنگ شده .
[پاسخ]
۲۶م فروردین, ۱۳۸۹ در ۳:۲۳ ب.ظ
دوروغه محضه
[پاسخ]
۱۱م اردیبهشت, ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۹ ق.ظ
سلام و خداقوّت-
در یادی از بلاگرهای ارزشی، با شعر و مطالبی زنده کردیم یادی از وبلاگ نویس ارزشی؛ دانشجوی بسیجی مرحوم «حسن نظری».
همان که به گفته پدر بزرگوارشان در راه ولایت از غم و غصّه دِق کردند.
به امید آنکه دوستان، دوستان را از یاد نبرند!
»» دل هامان همه ابری بود… جایی باران زد و جایی رعد و برق…
جمعی پرواز کردند و جمعی “پروا” ز پرواز.
برای دل هایمان فاتحه بخوانیم!
»» آدرس مزار داداش حسن:
قطعه۹۶
ردیف۳۴۶
شماره۲۳
[پاسخ]
چرا دروغ می گید شماها که جواب نمی دهید
[پاسخ]
۱۲م خرداد, ۱۳۹۰ در ۱۰:۳۵ ب.ظ
man fek mikonam del be del rah dare.chon har vaght age kasi vaghean dosam dashte bashe ya na hesesh mikonam mitonam befahmam k che aresho martabei pishesh daram
[پاسخ]
۳۰م تیر, ۱۳۹۰ در ۱:۴۴ ق.ظ
منم۱۰۰درصد اعتقاد دارم دل به دل راه داره من هر وقت دلتنگ کسی شدم با دلش حرف زدم وجواب گرفتم هر وقت خواستم ببینمش از دور دیدش زدم اگر نبود با دلش حرف میزدم بیا میومد البته عشقم خالص بود کل وجودم میشد او همین دلمو به دلش نزدیک می کرد
[پاسخ]
۵م مرداد, ۱۳۹۰ در ۴:۰۲ ب.ظ
دل به دل راه دارد دروغ می تونم قسم بخورم
[پاسخ]
۵م مرداد, ۱۳۹۰ در ۴:۰۳ ب.ظ
دل به دل راه ندارد اگه اینطوری الان مشکلی وجود نداشت برای
[پاسخ]
۷م شهریور, ۱۳۹۰ در ۱:۲۱ ق.ظ
دل به دل راه نداره مطمئن باشین.
[پاسخ]
۱۶م آذر, ۱۳۹۰ در ۹:۰۰ ب.ظ
del b del rahhhhhhh nadare hichvaght
[پاسخ]
۸م بهمن, ۱۳۹۰ در ۱۰:۵۰ ب.ظ
واقعا راست .من به این صددر صد اعتقاد دارم. چون تا حالا تجربه کردم
[پاسخ]
۱۴م بهمن, ۱۳۹۰ در ۴:۰۸ ب.ظ
اره منم قبول دارم ولی وقتی با طرف تموم کردی سر دروغی که بهت گفته حلا بعد سه ماه که هروز بهش فک می کردی ویادش بودی واقعا دلتنگشی نتونی بهش زنگ بزنی خیلی سخته منتظر یه نشونه ام ازش یه تلنگر از طرف اون نمی دونم اونم همین قدر که من بهش فک میکنم فکرمیکنه کاش واقعا دل بهدا راه داشته باشه
[پاسخ]