کمی که در احوالات دوستانی که فعالند در جامعه، دقیق میشوم؛ تفاوتی را احساس میکنم میان روحیات آنهاییشان که در جریان فعالیتهای کاری یا امور فرهنگی- مذهبی با آقایان در ارتباطند و آنهایی که ارتباطاتشان به جهت کاری، با آقایان کمتر است.
میبینم که دستهی دوم روحیهی انعطافپذیرتری دارند نسبت به دستهی اول…
با خود فکر میکنم دلیلش باید روشن باشد. دستهی اول به جهت برخورد با آقایان، و به خاطر حفظ حدود، مجبورند محکمتر باشند در رفتار و در گفتار؛ تا اینکه حد تقوا را رعایت کنند. اینها ناخواسته کمتر منعطفاند و برخی رفتارشان مردانهتر است و در بسیاری امور جسورانهتر رفتار میکنند. شاید بتوان خانم مرضیه دباغ را نمونهای برجسته از این گروه دانست…
دستهی دوم اما بیشتر طبق طبیعت خود عمل میکنند و روحیهی زنانهشان مشهودتر است…
و من احساس میکنم روحیهی دستهی دوم را بیشتر دوست دارم؛ بالاخره هر جنسی را خداوند برای کاری ساخته است!





















۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
خیر الامور اوسطها .
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام. بله کلا تنها کیفیت مهم نیست که لطیف باشه. ظاهر دستمال کاغذی هم مهمه. ( واقعا ربطش رو نمی دونم )
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
منم با نظر این دو دوست موافقم …
الان نمی دونم چی بگم
جنس لطیف رو خداوند جوری آفریده همواره لطافتش حفظ بشه و به عبارتی وقتی می تونه شاد زیبا باشه که ماندههههههههههه باشه ؟؟؟؟؟
ممنون از نظرتون
دوباره بیاید
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
حق با شماست…اصلا خود خانم هم آرمش بیشتری رو تجربه می کنه…دسته ی دوم رو خیلی قبول دارم
یا علی
التماس دعا
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
به نام خدا
سلام
جالب بود .
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام علیکم

خیلی زیبا بود…دستتون درد نکنه.
با مطلب زیبایی در مورد حاج همت به روزیم.
خوشحال می شیم تشریف بیارین .
التماس دعا.
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
موافقم اساسی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
داداش از اون خسته شدم
دنبال یکی خوشگل ترم که مِثکه نیست!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
موافقم با دوستی که گفته بود : خیر الامور اوسطها…
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
با تو موافقم دختر ینی عطوفت و حیا که اگه اینو نداشته باشه دیگه دختر نیست و کار با آقایون هم اینا رو ازش می گیره
راستی باز هم غارت فرهنگی این بار یه سرباز وظیفه شناس اما دفعات بعد چی ؟
سری به من بزن …
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
الته خانم دباغ واقعا مرد بودن (البته نه به حرف) ایشون سختی هایی رو چشیدند که حتی یکی از این آقایونی که بهشون می گیم مرد نمی تونن لحظه ای تحمل کنن
اما بازم دوست ندارم جای ایشون باشم ریحانه بودن رو بیشتر دوست دارم
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
وبلاگ منو نگاه کن یه قالب می خوام ولشم هر چی بشه تقدیم می کنم
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
پولش منظورم بود karbalay6@yahoo.com اینم ایدی منه
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
بعونک یالطیف

سلام
موافقم تا حدودی.
اما ما برای مجاهده و انقلاب به امثال خانم دباغ خیلی نیاز داشتیم و داریم.البته برای صدور انقلاب بیشتر………..
به زنانی که مثل کوه هستند نیاز داریم نه به زنانی که در اثر برخورد با مردان روحیه ی مردانه پیدا کرده اند.البته خانم دباغ مردانگی در وجودشان بوده و هست و تاین طور نیست که دراثر برخورد و مبارزه دوشادوش مردان به شیر زنی اینچنینی تبدیل شده باشند.البته گفتم تا حدودی موافقم اما حدش این است که زنی که می خواهد در امور جهادی و انقلابی شرکت کند باید شیر زن باشد نه در اثر برخورد با مردان روحیه ی مردانگی پیدا کرده باشد.
زنانی که در اثر لرخورد با مردان دارای چنین روحیه ای شده باشند نمی توانند مثل خانم دباغ تاثیر گذار باشند.بلکه اگر تاثیری هم داشته باشند محدود است و نمی تواند در این امور تاثیر قابل توجهی بگذارد.
پیشاپیش محرم رو خدمتتون تسلیت عرض می کنم.
یاحق.
فعلا…………..
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام.
وبلاگتون خیلی قشنگه و پر بار. از قالب ساده وبلاگتون خیلی خوشم اومده. در ضمن اسمی که برای عنوان وبلاگ انتخاب کردید هم خیلی قشنگه. امیدوارم که موفق و موید باشید.
وقت کردید به وبلاگ من هم سری بزنید و برام یادگاری بزارید.
فعلا یا علی
با تشکر <رایانت>
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
هر جوری از هر طیفی از هر جایی که هستی فقط خواهشا خودت باشه !
این جمله نوشته خانم کوثر را شاید کامل کند.
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام عزیز
ممنون از قالب قشنگی که برامون درست کردی
دوستت داریم(راستی برگزیده شدیما)
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
هوالحق
سلام
موافقم شاید برا همینه که همیشه دوست داشتم از بچگی معلم باشم …
جاری باشی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
eeeeeee
yar dar khaneo maaaa…. ghaleb doros mikoni?
man aslan havasam nista
gofte boodi narm afzar…ah man che bahoosham!
kosaaar
man ke dooset daram
vase manam doros kon
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام دوست جون

خیلی ها رو میشناسم که در روز با هزارتا آدم در ارتباطند اما هنوز لطیف موندن.
نمونه اش … خود من!!!!!
این شبها دعا یادت نره . مخصوصا شب حضرت زینب!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
به هوای محرم امدم اینجا
هر چند به خوبی این نبود که که حتی یک یا حسین خشک و خالی اینجا بود اما زیبا بود.
درست است
فکر می کنم اگر هر چیزی جای خود باشد استفاده بهتری هم داشته باشد. اضطرار دیگر چه صیغه ای هست…
همین!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام.

خیلی خیلی ممنونم بابت کامنت و اصلاحیه ای که بابت پستم داشتی .
واقعا خوشحالم که وبلاگم خوانندگان فهیم و آگاهی چون شما رو داره ، قطعا جای هیچ حاجتی نیست که باید وبلاگ نویسی را بگذارم و بروم ، چون دوستان عزیز خود آگاه تر و واقف تر هستند به این موضوعاتی که من به آنها اشاره می کنم .
.
البت مایه ی خیراتی شد که خود من از آیه و متن دقیق و صریح قران مطلع بشم .
در پناه حق باشید ، باز هم ممنون .
یا حق .
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام تو باز احساساتی شدی؟

خوبی عزیز؟
تحویل نگیریاااااا.راستی فردات مبارک.البته به خاطر محرم گل و بلبل نمیذارم برات.
موافقم یه جورایی.اما یه جورایی نه.
ببین آدم باید با خانواده اش لطیف باشه با غیر محکم.
اینو میگن خیرالامور؟
نمیدونم هر جور راحتی.
فکر کنم تو هم منظورت همین بوده نه؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
احسنت! چرا هیشکی نمی گیره مساله به این سادگی رو؟؟؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
تعادل چیزی است که انسان باید در همه چیز اون رو رعایت کنه
اون هایی که در برخورد با مردان به قول شما ….هنوز خودشون رو نشناختند
من از زمانی که ارتباطم با مردان بیشتر شده احساساتی تر و منعطف تر شدم
من فکر میکنم شما انعطاف پذیری و بی مسئولبتی رو اشتباهی گرفتین…
کسانی که مسئولبت بیشتری دارند جسورانهتر رفتار میکنندو…….
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
برای فهم هر چیزی دستوراتی لازم است که فقط سازنده یا خالق آن می داند.
خالق زن خداست و فقط حدیث اوست که بر دل می نشیند و شما هم با روح پاکتان این موضوع را دوست می دارید
[پاسخ]