(۱)
یاایها الذین آمنوا استعینوا بالصبر و الصلوة ان الله مع الصابرین (بقره/۱۵۳)
صبر…
هر چی بیشتر این واژه تکرار میشه، بیشتر برام غریب میشه و ناشناخته…
(۲)
کار باید مرحله به مرحله پیش بره… اما نمیفهمم چرا باید بین این مراحل، اینقدر فاصله باشه…
مرحلهی اول: امروز
مرحلهی دوم: ۱۰ روز بعد
مرحلهی سوم: یک هفته بعد
مرحلهی چهارم: دو هفته بعد
مرحلهی پنجم: ۱۲ روز بعد
مرحلهی ششم: یک روز بعد(!)
مرحلهی هفتم: دو هفته بعد…
دیگه شاکی میشم: دو هفته؟!!!
میگه: آره. شما که این همه صبر کردی، این دو هفته هم روش…
و خدا میدونه که مراحل بعدی چند تا از این «ده روز» و «دو هفته» و «یک ماه»های دیگه داره.
(۳)
حضرت علی علیهالسلام فرموده: آدم صبور، ظفر رو به چنگ خواهد آورد، ولو بعد از یک زمان طولانی… (نهجالبلاغه، حکمت ۱۵۳)
(۴)
نمیدونم کسی که هیچ کاری ازش برنمیاد جز صبر کردن؛ اون هم در زُمرهی صابرین هست؟ مأجوره؟ یا…





















۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام. خیلی سئوال جالبی کردید. راستی صبر با انتظار مترادفه؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
به مو گفتی صبوری کن صبوری…. صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد….
راستی صبوری بر وقایع چقدر با از دست دادن بعضی چیز ها فاصله داره ؟؟؟ مثل فرصت یا عمر یا عشق یا …
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
به نظر من بازم یه جورایی میشه بی صبری کرد…..که یکی مث تو نمی کنه….برو خوش باش
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
کسی که هیچ کاری جز صبر کردن از دستش برنمیاد شاید داره کفاره گناهانش رو می پردازه!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام . همین جزع و فزع نکردن فکر کنم بزرگترین کاری هست که یه آدم تحت فشار میتونه انجام بده و انجام نمیده . یعنی میخواین بگین جزع و فزع هم از دستش بر نمیاد ؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام عیکککککککککککککککککمممممممم.
احوالات خانم معلم.
تو بودی شب عید غدیر زنگ میزدی؟
از شیراز زنگ میزدن منتها نمیدونم کی بود هی میس می شد.منم کم رووووووووووو و صبووووووووووورررررر روم نمیشد زنگ بزنم ببینم کیه.
خوبی؟ صبری جون؟
عیدت مبارک.
التماس دعا.
ولی صبر اول همه خوبی هاست.
صبر آخه چند جور هم داریم.نمیتونی یه کلمه به این پر محتوایی بگی تو دو سه تا جمله بخوای جواب بگیری.
صبر اینقدر کوچولو نیست که.این سری یه چی به ذهنت رسیده پروندیااااا مطالعه نکردی نه؟
دعا که یادت نمیره که؟
همین دعای همیشگی خودش صبره!نیست؟
یا علی.
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
کار سختی است .خیلی سخت.
خدا صبرمان بدهد.
موفق باشید.
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
عجب…
پس من که بویی از صابری نبردم صد در صد ول معطلم…
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
نمی دانم چراچشمم فراخوان تو را دارد؟!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام عزیزم موفق باشی ان شاالله
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
واقعا که نوشته های شما مال کارشناسیه که در همون زمینه ای می نویسه که درسشو خونده
نوشته هاتون همیشه برامون لذت بخشه
ممنونم
ببخشید
می دونید درمان کم صبری چه جوریه؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
مصاحبه با قرآنتونو در یکی از وبلاگها دیدم.خیلی زیبا بود. این مراحل رو می تونین توضیح بدین؟منتظرتونم
[پاسخ]