*** زهرا یک سال و چند ماهشه. مادرش میگفت دیروز تازه فهمیده که همهی آدما پا دارن!
میگفت قبلا هم بهش پای آدما رو نشون داده بودم؛ اما انگار تازه دیروز، متوجهی پای خاله و داییهاش شده بوده و با ذوق و شوق پاشونو نشونم میداد و میگفت نگاه کن اینا هم پا دارن… ![]()
خلاصه ذوقزده شده بود از کشف چیزی که هر روز جلو چشمش بوده و میدیده؛ یا بهتر بگم: جلو چشمش بوده و نمیدیده.
انگار یه جورایی ما هم شبیه زهراییم. یه عالمه چیز دور و برمون هست که نمیبینیمشون و یه موقعی، با یه اتفاقی توجهمون جلب میشه و اونوقت، انگار که کشفشون کرده باشیم، ذوقزده میشیم… مثلا چی؟ مثلا نعمتهای مادی و معنوی خدا.
امروز زهرا توجهاش به چشم مادرش بود و داشت یه کشف جدید میکرد: همهی آدما چشم دارن!![]()
گمونم ما هم روزی یه کشف جدید بکنیم کفایت کنه!![]()
*** شیخ رجبعلی خیاط میگفت: در گفتن لا اله الا الله راستگو باشید، اله چیزی است که دل انسان را برباید، هر چیزی که دل او را ربود، خدای اوست…
افرءیت من اتخذ الهه هواه و اضله الله علی علم
.:: آیا دیدی کسی را که هوس خود را خدای خود گرفته و خداوند او را با آگاهی (به عدم شایستگیاش نسبت به هدایت) گمراه ساخته است؟! (جاثیه/۲۳) ::.
حالا اگه گفتین هر کدوم از ما چند تا خدا داریم؟!
- پستهای مشابه:
- چقدر با آدم راه میآید!
- پلنگ صورتی




















۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
خیلی تا
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
خیلی تا
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
به عدد خواسته های غیر الهیمون و گاه هم خواسته هایی که رنگ الهی دارن ولی ….
پناه بر ذات اقدسش
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
واییییی . اله = هوس ….. من ربک ؟ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چرا ما خوب نمیشیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
راستش در مورد زهرا خانم باید بگم که همهی ما آدمها اینطوریم.
به قول علامه جوادی چیزی به نام اختراع وجود ندارد و هر چیز جدیدی که انسان پیدا می کند در واقع یک نوع کشف است نه اختراع. همه چیز جلوی چشمش بوده و حالا پیدایش کرده .
همین! مال هیچکس نیست!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
راستی خواستم بگم خودم را که ورق میزنم من اصلا خدا ندارم .
اصلا ذات خدا داشتن خودش خوبه .
باور کنید پرستش توی فطرت آدمی هستش . مشکل ما اینه که نه آدمیم نه فطرت داریم .
یعنی نه دل داریم و نه اهل بندگی کردنیم.
همین! مال هیچکس نیست!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
وبلاگ خوبی دارید
امیدوارم موفق باشید
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
تصاویرتان را به صورت رایگان و نامحدود و البته ناشناس بر روی وب قرار دهید !
Upload your images for free !
http://www.glimg.com
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
به روزم.
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
مطلب خوبی بود
کشف بعضی ندده ها که یک عمر از کنارشون بی خیال رد شدیم.
یه اشاره ای هم می کردین بر عوامل حواسپرتی ما که نمی ذاره اطرافمونو خوب ببینیم خوب بود و جای دوری نمی رفت
ممنون
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
مثل همبشه عجب تلنگری بود
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
هوالحق
هر انچه که دل او را ربود اله اوست!!!!!……………من ربک؟ الها!!!!!!!
وای چه شود!
ممنون
جاری باشی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
"ماجعل الله لرجل من قلبین فی جوفه " (سوره احزاب – آیه ۴)
قرار نداده است خداوند برای هیچ مردی، دو دل در یک سینه
وای بر این چند دلی !
مگر نه اینکه «القلب حرم الله»!؟
مگر نه اینکه خدا، ناموس ماست و ما ناموس خدا!؟
مگر نه اینکه انسان با شرف، ناموس خود را با غریبه به یکجا نمی نشاند!؟
مگر شرک چیست!؟ این چه بلایی است که من بر سر ناموس خویش آورده ایم!؟
در این دل کاروانسرایی که همه چیز هست. ما چه کم از ابوسفیان دارم؟ او اگر بت از خشت و گل ساخته بود ما از جاه و مال و مقام!؟ ما از نفس، ما از خودمان بت ساخته ایم. نه! نه! ما حتی از خدا نیز بت ساخته ایم. پروردگاری که مارا آفرید آنگونه آفریدیمش که به ذائقهء خودمان خوش باشد. آنگونه پرستیدیم که به دل خودمان می نشیند! ما تو را پرستیدم؟ یا خودمان را؟
گویی خدا را می بینم که ملتمسانه در دلم نجوا می کند. که فلانی «ماجعل الله لرجل من قلبین فی جوفه»! یعنی من در سینه تو جایی برای دیگری نگذاشته ام. این چه کاری است که با من میکنی… ؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام. هی دلم میگیره عزیز . من چرا اینقدر عقبم !!!؟؟؟؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
با این اوصاف. ما را که برد خانه!!!!!!!!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
یا حق …
(…) به دلیل کمبود جا از بیان پاسخ معذوریم!
تا حق …
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
همه ما به نوعی گرفتار درجه ای از کفریم…….
ای دل ما هنوز جای دوست نشده که سر نماز شرق و غرب عالم را سیاحت می کنه اما..
سری به اون بالا ها نمی زنه
یا علی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام…
خدا…چی بگم…نمی دونم چند تاست…اما من که فقط یکی شو همیشه در کنارم احساسش می کنم…
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام.
هااااا اینجوری خوشم میاد.
یه چی اولش میگی آدم ذهنش استارت میخوره بعد راه میفته.
خب.
چی؟
منتظر نظری؟
خب چی بگم.همشو خودت گفتی دیگه.مگه چیزی هم گذاشتی که ما بگیم.
ولی واقعن این شرک خفی بد چیزیه.
التماس دعا.یا علی.
(میدونی ساعت چنده من دارم واسه تو نظر مینویسم؟بعد اینجوری نیگا میکنی؟بچه که زدن نداره)
کوثر:
اگه میشد نظراتت رو قاب میکردم میزدم سینهی دیوار وبلاگم! نه به خاطر این که همیشه نسبت بهم محبت داری؛ به خاطر این که وبلاگم رو متبرک میکنی
دیگه چطوری بگم که خیلی دوستت دارم؟!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
وبلاگ …………؟؟؟؟!!!!!
نمی دونم…..
من هیچ وقت دوست نداشته وندارم که حرفهای خصوصی یا همون دل نوشته هامو کسی جز خودش بخونه….
هر کس یه جوریه دیگه….
ولی شما بنویسید شاید کسی هدایت بشه با این حرفها!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام.
اصلا برام مهم نبود.
راستش دیگه هیچی برام مهم نیست….
iam not in a good mood
کوثر:
خب این خیلی بده. برای من مهمه که تو ناراحت نباشی…
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
عجب چیزی نوشتی هااا…ادم تا آخر عمرشم بشینه به همین سوالت فکر کنه بازم کمه.خدا خودش به دادمون برسه
وقت کردی به ما هم سر بزن
خوشحال می شم
یا علی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
یه بچه ای می شناسم که کشف کرده بود ، چشماش مو در آورده !!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
مث خوابه و خیاله… حتی باورش محاله
افرءیت من اتخذ الهه هواه و اضله الله علی علم
ای خدا یعنی من جز تو خدایی دارم ؟
بروزم
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
به روز شدیم قابل دونستین یه سری بزنید بد نیست .
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
کاری که شیخ رجبعلی گفته سخته
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
چه اسم خوشگلی داری نه؟خیلی با کلاسه
هر موقع کوثر رو جایی می بینم خوشم میاد.من عاشق اسم کوثرم.
حالا شدیم ۴ تا کوثر وبلاگی!
تشریف بیارید
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
به روز شدیما
در باره عرفان های دوریالی یک چیزایی نوشتیم
یا علی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام…
ما یه مدت نبودیم و نتونستیم بنویسیم شما دیگه چرا نمی نویسید و خبری ازتون نیست…
امیدوارم موفق و سلامت باشید…
یا علی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
…
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
حالا که خدا رسوامون نکرده ,چرا خودمون


ما توکل میکنیم ایشالا حلللللللله
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام.یعنی هنوزم گرفتارید؟من هر چی میام شما به روز نکردین
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام.شما هنوز گرفتارین؟ما که هر چی میایم اینجاهنوز به روز نشده
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام علیکم
حقیر که خداتا خدا دارم
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
الله اعلم!
سلام
احوالات شریف؟
یادی از فقیر فقرا نمی کنی!
[پاسخ]