پست‌های مربوط به فروردین ۱۳۸۷

پاسخ به دو سوال درباره‌ی انفجار شیراز

۲۶ فروردین ۱۳۸۷

۱. منظور از نمایشگاه ادوات نظامی چیست؟ این نمایش‌گاه، محفظه‌ای است فلزی و شیشه‌ای، با ابعاد حدود ۲*۳ متر و وزن حدود ۶۰۰ کیلوگرم. با ارتفاع یک‌متر از سطح زمین که در بین اعضای کانون، به «معراج شهدا» معروف است و چند سالی است که در انتهای حسینیه سیدالشهداء قرار گرفته است. محتویات معراج، به [...]

» ادامه...

انفجار بمب در شیراز

۲۵ فروردین ۱۳۸۷

فکر می‌کنم دیگه تا حالا همه از جریان انفجار توی شیراز مطلع شدید. انفجار تو حسینیه‌ی سید الشهدا (ع)، کانون فرهنگی رهپویان وصال، اتفاق افتاده. این که این انفجار ناشی از چی بوده تا یکی دو ساعت پیش که من اون‌جا بودم کسی درست نمی‌دونست. اما سایت خبری فارس نوشته بمب دست‌ساز! کانون فرهنگی رهپویان [...]

» ادامه...

سُک سُک

۲۳ فروردین ۱۳۸۷

با عطسه‌ی وبلاگی ۱۰۰ در ۱۰۰ مخالفم! قبلا وقتی نمی‌شد جلوی عطسه رو بگیرم؛ جلوی دهن رو می‌گرفتم! دیدم برای سلامتی‌ام مضره؛ عطسه‌ام رو بردم یه جای دیگه!! البته واقعا همه‌اش عطسه نیست. مطالبی رو که مناسب این وبلاگ ندیدم، بردم اون‌جا.

» ادامه...

افیون

۲۱ فروردین ۱۳۸۷

امروز  رفتم به جاهایی که حالم را می‌گرفت. می‌دانستم و رفتم… … اینترنت افیون خوبی است. دوستش دارم. گاهی بیش از هر چیز در این دنیا! گاهی می‌سازدم؛ گاهی خرابم می‌کند… خراب… و حالا، در اوج خرابی؛ دارم سعی می‌کنم ساخته شوم! … می‌فهمی؟؟؟

» ادامه...

تصمیم دارم بمیرم!

۱۹ فروردین ۱۳۸۷

می‌گفت: یک شب قلب پدرم گرفت و آن‌قدر حالش بد شد که همه‌مان گفتیم رفتنی است. ما دست و پایش را ماساژ می‌دادیم و او داشت به مرد همسایه‌مان که قبلا مرحوم شده بود سلام می‌کرد. ما می‌گفتیم: «بابا جون! او این‌جا نیستش». او می‌گفت: «آمده من را با خودش ببرد». بعد از چند دقیقه [...]

» ادامه...

© دنیای راه راه ۱۳۸۸ | طراح قالب grrliz | فارسی‌سازی مهران | قدرت‌گرفته از وردپرس