نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۰م, اردیبهشت ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 29 نفر

می‌گفت: آرزوی من، خوش‌بختی توست؛

و رفت…

و در دل بر آرزویش می‌گریست…!

1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
Loading ... Loading ...
قرارگرفته در شاخۀ: دستینه
برچسب ها: ,
  1. غم دیرین گفته است:

    به تو که می اندیشم سردرگم می شم نمیدونم فکر می کنم که خوب شناختمت یا نه فکر می کنم

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [straight-face] [crying] [love-struck] [sigh] [rose] [applause] [whistling] [wall]

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

نگارهٔ پنجاه و ششم
نگارهٔ یازدهم
نگارهٔ دوازدهم
نگارهٔ بیست و هشتم
نگارهٔ هفدهم
* پیشواز

هر روز به اسکله می‌روم
به استقبال صدای بوق کشتی‌ها
و به پیشواز هر آنکه
هیچ‌کس برای دیدنش نیامده

اسکله خالی که می‌شود از آدم‌ها
شاخه گل را به دست کسی می‌دهم
که کنار آب ایستاده
و کسی به استقبالش نیامده
و شاخه‌گلی را به سویم دراز کرده است

* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* دوستت…
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon