نگارهٔ یازدهم
نگارهٔ چهل و نهم
نگارهٔ چهل و پنجم
نگارهٔ نوزدهم
نگارهٔ چهل و چهارم
* پیشواز

هر روز به اسکله می‌روم
به استقبال صدای بوق کشتی‌ها
و به پیشواز هر آنکه
هیچ‌کس برای دیدنش نیامده

اسکله خالی که می‌شود از آدم‌ها
شاخه گل را به دست کسی می‌دهم
که کنار آب ایستاده
و کسی به استقبالش نیامده
و شاخه‌گلی را به سویم دراز کرده است

* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* دوستت…
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۱م, اردیبهشت ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 18 نفر

    داشتم فکر می‌کردم عجب نعمتی است حب ولایت فقیه
    که بذرش را پدر و مادر در دل‌هامان افکندند
    و آبیاریش کردند…

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۰م, اردیبهشت ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 29 نفر

    می‌گفت: آرزوی من، خوش‌بختی توست؛

    و رفت…

    و در دل بر آرزویش می‌گریست…!

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۸م, اردیبهشت ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 30 نفر

    خواهرم برای رهبر نامه نوشته بود.
    روز ورود رهبر به شیراز، نامه رو تحویل داده بود.
    امروز جواب نامه‌اش اومد!

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه٬من و تو و زندگی
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۷م, اردیبهشت ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 161 نفر

    قضیه‌ی انفجار در کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز که رخ داد و عکس‌العمل‌های مختلف سایت‌های تحلیلی و خبری را دیدم؛ تازه فهمیدم که چقدر [بعضی] سایت‌های خبری کشکی کار می‌کنند و خاله‌زنکی اخبار را منتشر می‌کنند!
    هنوز ساعتی از انفجار نگذشته که اظهار نظرها و تحلیل‌ها شروع می‌شود؛ آن هم از طرف کسانی که کیلومترها تا محل حادثه فاصله دارند. از عامل انفجار و وزن و اندازه‌ی آن گرفته تا نحوه و زمان و مکان جاسازی! جالب این‌جاست که روی همه چیز هم نظر کارشناسی داده می‌شود: عامل انفجار، موضوع سخنرانی جلسات هفتگی، تعداد مستمعین، نمایش‌گاه ادوات نظامی و انبار مهمات و مین و نفربر و تانک و توپ!!!

    و گاهی خبرها با اختلاف چند دقیقه تغییر می‌کنند. انگار که کار یک خبرگزاری این است که برای خالی نبودن عریضه و عقب نماندن از قافله‌ی سایر خبرگزاری‌ها، هِی خبر بریزد روی سایتش. راست یا دروغش هم زیاد مهم نیست؛ حقایق خودش بعدا مشخص می‌شود! و از کارشناس و غیرکارشناس، از مسئول و مردم، از شاهد عینی و غیرعینی و خلاصه از هر شخصیت ملی(!) نقل خبر کنند، تا خدایی نکرده به حوزه‌ی دموکراسی ملت، تجاوز نکرده باشند و حق رأی و نظر همه محفوظ مانده باشد. هر کجا هم که خودشان حرف‌شان می‌آید، مطلب را
    از قول یک مقام آگاه نقل می‌کنند و عمدا مجهولش می‌گذارند تا آدم بیش‌تر باورش شود که آن پُشت‌ها یک خبرهایی است. از آن دست خبرهایی که نباید هیچ‌گاه فاش شوند اما یکی که مقام آگاه است و خواسته نامش فاش نشود، آن را فاش می‌کند!

    فقط کافی است که این میان شانس به یکی از این خبرگزاری‌ها رو کند و یکی از خوانندگان خبرش، نظری طولانی و جذاب بگذارد و خودش را از شاهدین واقعه بنامد و اسم و فامیلی هم ذیل مطلبش درج کند؛ آن‌وقت است که آن خبرگزاری به خاطر آن نظر، عروسی بگیرد و خوشحال باشد که تیتر خبر بعدی و بلکه اصل خبر را مفت و مجانی به‌دست آورده و دارد یک خبر داغ را با منبعی موثق از واقعه منتشر می‌کند. منبع هم موثق است دیگر؛ خودش گفته شاهد انفجار بوده، و اصل احترام به خواننده ایجاب می‌کند که به این ادعا شک نکنند، وگرنه اگر بخواهند نسبت به هر ادعایی مشکوک باشند کلا باید در خبرگزاری را تخته کنند! جامعه‌ی بدون خبرگزاری هم که مثل مزرعه‌ی بدون ملخ… ببخشید، بدون کود است!

    سایت‌های تحلیلی خبری هم که ماشاءالله ترکانده‌اند با این همه تحلیلی که از خبر می‌کنند. یک آدم نابلد غیرکارشناس -که احتمالا کله‌اش هم کمی داغ است- به فکر می‌افتد با چند تا عکس و چهار خط مطلب، بعضی از ادعاهای مضحک برخی مسئولین و اشخاص حقیقی و حقوقی را رد کند و کمی آن مقامات آگاه آن‌ور مرزهای شهر را توجیه کند تا بدانند این نمایش‌گاه نظامی که می‌گویند چه نمایش‌گاه عظیمی است و عجب تجهیزات سنگینی در آن به نمایش‌ گذاشته شده است!(+) سایت‌های خبری و تحلیلی هم -که بعضا حتی نمی‌دانند که بمب‌گذاری را با “ذ” می‌نویسند، نه با “ز”- درنگ نمی‌کنند و مطلب را می‌چاپانند(!) در سایت‌شان، عینا و بدون هیچ نقد و تحلیلی!

    اصلش آدم می‌ماند توی کار این‌ها! این از این خبرگزاری‌های ازهرچمن‌گلی و آن هم از صداوسیمای محافظه‌کار و سانسورگر که حتی پیغام تسلیت مقام معظم رهبری را هم فیلتر می‌کند.

    دو تا آدم باهوش و کنج‌کاو هم ندارند این خبرگزاری‌ها، که اهل تحقیق و جست‌جوی حقیقت و پوآرو بازی باشد و با اکتشافاتش مسئولین را مجبور به گفتن حقایق کند و با دلایل و مدارکش بی‌اساسی ادعاهای مصلحت‌اندیشانه‌‌شان را رو کند؛ که اگر داشتند حالا خبرگزاری‌های ما خودشان خبرساز بودند نه کپی کننده‌ی هر حرف بی‌اساسی و اگر داشتند آگاهی ملت‌مان بسی بیش‌تر از این‌ها بود و سانسورهای مصلحتی مسئولان‌مان هم کم‌تر می‌شد. خبرگزاری‌ها به‌جای این‌که از زیر زبان کارشناس و وزیر و رئیس‌جمهور و همه، واقعیت را بیرون بکشند، شده‌اند بلندگوی طوطی‌صفت آن‌ها. کاری که از عهده‌ی یک بچه‌ی دو ساله‌ی تازه به حرف آمده هم برمی‌آید!

    البته خبرگزاری‌های‌مان در گرفتن سوتی این و آن و منتشر کردنش و سوء برداشت از حرف‌ها و بعد هم به جان هم انداختن چند نفر و درنهایت انتشار نامه‌ی اعتراضی این یکی بر علیه آن یکی و درج پاسخ نامه‌ی اعتراضی دومی به اولی بسیار زحمت می‌کشند و حسابی خبره‌اند!


    از شما چه پنهان اخیرا به فکر ایجاد یک سایت خبری افتاده‌ام؛ آن هم از نوع تحیلی‌اش! اصولا ما خانم‌ها در اداره‌ی این نوع سایت‌های خاله‌زنکی به خاطر خصوصیات خاله‌زنکانه‌ای که دارد، موفق‌تریم تا آقایان. خرجش هم فقط یک هاست و دومین مستقل است و یک اسم با مخلفات “نیوز” مثل اقدس‌نیوز! کافی است شروع کنیم؛ خبرها خودش می‌رسد.
    خدا داده سایت خبری و امکانات مدرنی چون “کپی-پیست”. دو تا نظر توپ و باحال هم گیرمان بیاید دیگر همه چیز تکمیل است. تازه، خبرنگار افتخاری هم می‌پذیریم!

    ***

    کلا در جریان این واقعه، چند چیز دست‌گیرمان شد:

    - به قول بابابزرگ وبلاگستان، در این جریان، میزان قدرت رسانه و تأثیرگذاری یک وبلاگ شخصی را فهمیدم…

    - و دیدم آدم‌های مدبری را که وقتی با احساسات درگیر این قضیه شدند با همه‌ی درایت و زیرکی که ازشان سراغ داشتم، بعضی حرف‌ها و کارهای‌شان عجولانه بود و قدرت تصمیم‌گیری و دقت قبلی‌شان دچار ضعف شد.

    - و دیدم جو زدگی بعضی از دوستان را که خیال می‌کردند دیگر کانون خیلی مهم شده و در دیدار دانش‌جویی با آقا، منتظر اشاره‌ی رهبر معظم به این حادثه و بلکه قرائت سخنرانی در این زمینه بودند! و بعد هم شاکی شدند از سکوت آقا در این رابطه…

    - و بعضی تناقض‌گویی‌ها… که به‌تر است بگذریم!

    خدا را شکر که دارد کم‌کم حقایق روشن می‌شود! امیدوارم انگیزه‌ی عاملین از این جنایت هم مشخص بشود و چگونگی این واقعه و پاسخ سایر سوالات هم روشن گردد.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۷م, اردیبهشت ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 49 نفر

    نخواهد رفت مهرش از دل من
    اگر چه با منش هر لحظه کینی است

    امیر خسرو دهلوی

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (1 رأی، میانگین: 5.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: گنجینه
    برچسب ها: ,