نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۹م, خرداد ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 108 نفر
چند دقیقه‌ای کنار خیابان پارک می‌کنند برای خرید. توی ماشین می‌مانم. دستم را تکیه می‌دهم به لبه‌ی شیشه‌ای که تا آخر پایین کشیده شده است و بی‌هدف به بیرون زل می‌زنم. چشمم می‌افتد به آسمان و جذب ستاره‌ها می‌شوم. یادم می‌افتد به ده، پانزده‌سال پیش -یا بیش‌تر- که وقتی برای یکی دو هفته می‌آمدیم شیراز، یکی از دل‌خوشی‌های‌مان این بود که شب‌ها توی حیاط بخوابیم!

عصرها حیاط خانه‌ی مادربزرگ را آب و جارو می‌کردیم که تا شب، زمین خوب خنک شده باشد. شب که می‌شد رختخواب‌ها را یکی‌یکی و به ردیف، پهن می‌کردیم روی زمین و به پشت می‌خوابیدیم و زل می‌زدیم به آسمان. ستاره‌های کوچک و بزرگ را می‌پاییدیم و در همان عالم بچگی‌مان، سعی می‌کردیم دب اکبر و اصغر و خوشه‌ی پروین و هر چیز دیگری که اسمش را شنیده‌ بودیم پیدا کنیم. یادم می‌آید که حتی کهکشان راه شیری را هم پیدا کرده بودیم!
خیلی وقت‌ها یک شیء نورانی چشمک‌زن می‌دیدیم که حرکت می‌کند؛ بعد می‌‌فهمیدیم هواپیما است و گاهی برای سرنشینانش دستی تکان می‌دادیم و تا آن‌جا که می‌شد با چشم دنبالش می‌کردیم.

حالا با این ساختمان‌های تو در تو و بلند -که ارتفاعشان حداقل دو سه طبقه است- کم‌تر چشم‌مان به آسمان می‌افتد؛ هرچند آسمان شب همچنان جذابیتش را حفظ کرده است.

1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
Loading ... Loading ...
قرارگرفته در شاخۀ: نوستالژی
برچسب ها: , , ,
  1. مهدیا گفته است:

    سلام
    منم یادمه …
    ما البته از سر شب پلاس بودیم تلوزیون هم با ما پلاس بود …املت و نون بلوری واینا هم ….صبح زود هم باباهه از تو باغچه جمعمون میکرد …شبا هم گربه ها لگدمون میکردن وو…..کلهم اجمعین یاد باد

    [پاسخ]

  2. مینا گفته است:

    سلام
    شیراز همه چیزیش قشنگ است…و آسمانش هم…روی پشت بام ساختمان ها دیگر جلوی دید آدم سرک نمی کشند…چشمک ستاره ها…شب حتما باید به پشت بام بروم…دلم هوایی شد…
    در پناه دوست…
    یا حق

    [پاسخ]

  3. مکتب الزهرا گفته است:

    سلام . با این صحبتها هواییمون کردی– باید یه سر برم مسافرت

    [پاسخ]

  4. عرفان گفته است:

    خیلی توصیف جالبی بود
    عجب دوران بچگی باحالی داشتید :
    یادم می‌آید که حتی کهکشان راه شیری را هم پیدا کرده بودیم!
    خوش به حالتون…

    [پاسخ]

  5. من ِ او گفته است:

    حرکت وبلاگی حمایت از روحانی عدالتخواه سیرجانی
    خبر زیر را در وبلاگتان انعکاس دهید و از دیگران نیز بخواهید آنرا در وبلاگشان درج کنند :

    حجه الاسلام جهانشاهی روحانی عدالتخواه سیرجانی، صبح امروز و به منظور دادخواهی و اعتراض به زمین خواران سیرجان پیاده٬عازم تهران شده است.

    مطابق اخبار دریافتی توسط خبرنگار عدالتخانه، وی چندی پیش این اقدام اعتراضی خود را اعلام کرده بود و طبق آخرین اخبار رسیده وی هم اکنون در سی کیلومتری سیرجان در شهر زیدآباد با پای پیاده طی مسیر نموده است.

    در همین راستا دانشجویان عدالتخواه دانشگاه های پیام نور، آزاد و تکنولوژی سیرجان با انتشار بیانیه ای اعلام کرده بودند که پس از گذشت دو سال از مطالبات مردمی و عمومی شدن بحث زمین خواری های سیرجان، برخی مسوولین چنان سرمست و مغرور پست و مقام اند که خود را حاضر به جوابگوئی در برابر مردم نمی بینند.

    دانشجویان مذکور تاکید کردند: برخی مسوولین بجای خدمت به مردم و برخورد قاطعانه با دزدان بیت المال، افراد عدالتخواه را تهدید یا زندان می کنند، مفسدینی که خود ریسمان وحدت بین مردم و مسوولین را بریده اند و آنان که با آرامش هیچ خطری را متوجه خود نمی دانند و اموال مردمان محروم را غارت می کنند.

    دانشجویان مذکور در این بیانیه تصریح کرده اند: اکنون که طلبه مبارز سیرجانی جهت دادخواهی، قصد حرکت به سمت تهران با پای پیاده را دارد از مسوولین می خواهیم عوامل مفسد را محاکمه و مجازات نمایند و به اطلاع عموم برسانند در غیر این صورت ما خود را موظف به حمایت از هر حرکت عدالتخواهانه در جهت احقاق حقوق مردم می دانیم.

    [پاسخ]

  6. سرگیجه گفته است:

    سلام
    معماری جدید یکی از خیانت هایی است که مدرنیته به سنت کرده
    به اسمان
    به ماه
    و به همه چیز خیانت شده
    و من هم حالم به هم می خورد
    همین!

    [پاسخ]

  7. سید علی انجو گفته است:

    سلام یه کامنتهایی درباره " طوفان دیگری در راه است " گذاشتم اگه ممکنه ببینیدشون

    [پاسخ]

  8. علی گفته است:

    هرچند "آسمان شب" همچنان جذابیتش را حفظ کرده است.
    موافقم؛ برنامه‌ی جذابی‌است.
    چقدر داده‌اند که به این زیبایی تبلیغشان را کرده‌اید.

    [پاسخ]

  9. جمعی از شاگردان سیمرغ گفته است:

    سلام.
    امیدواریم این آخرین پستی باشد که "ما" برای سیمرغ میگذاریم. میخواهیم غافلگیرش کنیم! : میخواهیم چند وقت دیگر که می آید اینجا، بادیدن متنی که همیشه دوست میداشت برای چند دقیقه هم که شده از حال و هوای بیماری فاصله بگیرد : متنی را گذاشتیم که مدتها پیش سیمرغ درباره ی دردهای سرزمینش: “خوزستان" نوشته بود. دوستان:بهنگام غم تنهایمان نگذاشتید ، دوست داریم در شادی ما هم شریک شوید.

    [پاسخ]

  10. یه مدیونه امام رضا گفته است:

    سلام
    کلا فکر کنم قانون اینکه هر دیدی یه بازیدیدی داره خیلی خوبه ؟ نه؟

    [پاسخ]

  11. کاکوشیرازی گفته است:

    اسمون شیراز تو هر فصلی قشنگ و دیدنی

    [پاسخ]

  12. کسری گفته است:

    سلام دوست عزیز
    من باز هم آپ کردم
    بیا و خوشحالمووووووووووون کن

    در ضمن میای با هم بلنکیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [straight-face] [crying] [love-struck] [sigh] [rose] [applause] [whistling] [wall]

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

نگارهٔ سی و هشتم
نگارهٔ هجدهم
نگارهٔ نهم
نگارهٔ بیست و نهم
نگارهٔ چهل و سوم
* پیشواز

هر روز به اسکله می‌روم
به استقبال صدای بوق کشتی‌ها
و به پیشواز هر آنکه
هیچ‌کس برای دیدنش نیامده

اسکله خالی که می‌شود از آدم‌ها
شاخه گل را به دست کسی می‌دهم
که کنار آب ایستاده
و کسی به استقبالش نیامده
و شاخه‌گلی را به سویم دراز کرده است

* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* دوستت…
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon