عصرها حیاط خانهی مادربزرگ را آب و جارو میکردیم که تا شب، زمین خوب خنک شده باشد. شب که میشد رختخوابها را یکییکی و به ردیف، پهن میکردیم روی زمین و به پشت میخوابیدیم و زل میزدیم به آسمان. ستارههای کوچک و بزرگ را میپاییدیم و در همان عالم بچگیمان، سعی میکردیم دب اکبر و اصغر و خوشهی پروین و هر چیز دیگری که اسمش را شنیده بودیم پیدا کنیم. یادم میآید که حتی کهکشان راه شیری را هم پیدا کرده بودیم!
خیلی وقتها یک شیء نورانی چشمکزن میدیدیم که حرکت میکند؛ بعد میفهمیدیم هواپیما است و گاهی برای سرنشینانش دستی تکان میدادیم و تا آنجا که میشد با چشم دنبالش میکردیم.
حالا با این ساختمانهای تو در تو و بلند -که ارتفاعشان حداقل دو سه طبقه است- کمتر چشممان به آسمان میافتد؛ هرچند آسمان شب همچنان جذابیتش را حفظ کرده است.




















۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
منم یادمه …
ما البته از سر شب پلاس بودیم تلوزیون هم با ما پلاس بود …املت و نون بلوری واینا هم ….صبح زود هم باباهه از تو باغچه جمعمون میکرد …شبا هم گربه ها لگدمون میکردن وو…..کلهم اجمعین یاد باد
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
شیراز همه چیزیش قشنگ است…و آسمانش هم…روی پشت بام ساختمان ها دیگر جلوی دید آدم سرک نمی کشند…چشمک ستاره ها…شب حتما باید به پشت بام بروم…دلم هوایی شد…
در پناه دوست…
یا حق
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام . با این صحبتها هواییمون کردی– باید یه سر برم مسافرت
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
خیلی توصیف جالبی بود
عجب دوران بچگی باحالی داشتید :
یادم میآید که حتی کهکشان راه شیری را هم پیدا کرده بودیم!
خوش به حالتون…
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
حرکت وبلاگی حمایت از روحانی عدالتخواه سیرجانی
خبر زیر را در وبلاگتان انعکاس دهید و از دیگران نیز بخواهید آنرا در وبلاگشان درج کنند :
حجه الاسلام جهانشاهی روحانی عدالتخواه سیرجانی، صبح امروز و به منظور دادخواهی و اعتراض به زمین خواران سیرجان پیاده٬عازم تهران شده است.
مطابق اخبار دریافتی توسط خبرنگار عدالتخانه، وی چندی پیش این اقدام اعتراضی خود را اعلام کرده بود و طبق آخرین اخبار رسیده وی هم اکنون در سی کیلومتری سیرجان در شهر زیدآباد با پای پیاده طی مسیر نموده است.
در همین راستا دانشجویان عدالتخواه دانشگاه های پیام نور، آزاد و تکنولوژی سیرجان با انتشار بیانیه ای اعلام کرده بودند که پس از گذشت دو سال از مطالبات مردمی و عمومی شدن بحث زمین خواری های سیرجان، برخی مسوولین چنان سرمست و مغرور پست و مقام اند که خود را حاضر به جوابگوئی در برابر مردم نمی بینند.
دانشجویان مذکور تاکید کردند: برخی مسوولین بجای خدمت به مردم و برخورد قاطعانه با دزدان بیت المال، افراد عدالتخواه را تهدید یا زندان می کنند، مفسدینی که خود ریسمان وحدت بین مردم و مسوولین را بریده اند و آنان که با آرامش هیچ خطری را متوجه خود نمی دانند و اموال مردمان محروم را غارت می کنند.
دانشجویان مذکور در این بیانیه تصریح کرده اند: اکنون که طلبه مبارز سیرجانی جهت دادخواهی، قصد حرکت به سمت تهران با پای پیاده را دارد از مسوولین می خواهیم عوامل مفسد را محاکمه و مجازات نمایند و به اطلاع عموم برسانند در غیر این صورت ما خود را موظف به حمایت از هر حرکت عدالتخواهانه در جهت احقاق حقوق مردم می دانیم.
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
معماری جدید یکی از خیانت هایی است که مدرنیته به سنت کرده
به اسمان
به ماه
و به همه چیز خیانت شده
و من هم حالم به هم می خورد
همین!
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام یه کامنتهایی درباره " طوفان دیگری در راه است " گذاشتم اگه ممکنه ببینیدشون
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
هرچند "آسمان شب" همچنان جذابیتش را حفظ کرده است.
موافقم؛ برنامهی جذابیاست.
چقدر دادهاند که به این زیبایی تبلیغشان را کردهاید.
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام.
امیدواریم این آخرین پستی باشد که "ما" برای سیمرغ میگذاریم. میخواهیم غافلگیرش کنیم! : میخواهیم چند وقت دیگر که می آید اینجا، بادیدن متنی که همیشه دوست میداشت برای چند دقیقه هم که شده از حال و هوای بیماری فاصله بگیرد : متنی را گذاشتیم که مدتها پیش سیمرغ درباره ی دردهای سرزمینش: “خوزستان" نوشته بود. دوستان:بهنگام غم تنهایمان نگذاشتید ، دوست داریم در شادی ما هم شریک شوید.
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام
کلا فکر کنم قانون اینکه هر دیدی یه بازیدیدی داره خیلی خوبه ؟ نه؟
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
اسمون شیراز تو هر فصلی قشنگ و دیدنی
[پاسخ]
۱۵م مرداد, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
سلام دوست عزیز





من باز هم آپ کردم
بیا و خوشحالمووووووووووون کن
در ضمن میای با هم بلنکیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
[پاسخ]