نگارهٔ چهل و هفتم
نگارهٔ سی و هشتم
نگارهٔ بیست و ششم
نگارهٔ بیستم
نگارهٔ بیست و چهارم
* پیشواز

هر روز به اسکله می‌روم
به استقبال صدای بوق کشتی‌ها
و به پیشواز هر آنکه
هیچ‌کس برای دیدنش نیامده

اسکله خالی که می‌شود از آدم‌ها
شاخه گل را به دست کسی می‌دهم
که کنار آب ایستاده
و کسی به استقبالش نیامده
و شاخه‌گلی را به سویم دراز کرده است

* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* دوستت…
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۶م, خرداد ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 33 نفر

    - فکر می‌کنی خدا منو برای چی آفرید؟
    - چاق و چله بشی، بعد موش بخوردت؛ ایضا کِرم… و مشابه این‌ها!
    - واقعا نمی‌دونستم این‌قدر مفیدم!

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۵م, خرداد ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 31 نفر

    - فکر می‌کنی خدا منو برای چی آفرید؟
    - استخدام یک جفت «رقیب» و «عتید» جویای کار.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۴م, خرداد ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 34 نفر

    - فکر می‌کنی خدا منو برای چی آفرید؟
    - تا پدر و مادرت، بابا و مامان بشن.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۳م, خرداد ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 45 نفر

    - فکر می‌کنی خدا منو برای چی آفرید؟
    - هیزم جهنم کم داشت.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۲م, خرداد ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 194 نفر
    این روزها خیلی زیاد راجع به محدودیت آزادی بیان می‌شنوم و این که دولت نهم، آزادی بیان را از همه گرفته و خفقان است و از این حرف‌ها…!
    اگر این حرف را فقط از زبان سیاسیون می‌شنیدیم و خبرگزاری‌ها، یک چیزی؛ ولی این را از زبان چند تا بلاگر هم شنیده‌ام.

    برای این که یک وبلاگ‌نویس، توی وبلاگ شخصی خودش بیاید و نقد دولت و دولت‌مردان بکند واقعا چه موانعی وجود دارد که این‌قدر بعضی‌ها فریاد وا آزادیا(!) سرداده‌اند؟ خب بیایید و بنویسید، همان‌طور که خیلی‌های دیگر همین حالا دارند می‌نویسند و هنوز هم توقیف نشده‌اند!

    بگذریم از این که بعضی از دوستان هم، آن‌قدر تب نقدشان بالا زده که خواسته یا ناخواسته از شدت انتقاد، با مخالفین دولت و نظام، هم‌جناح شده‌اند.
    فکر می‌کنم بعضی از دوستان کلا فراموش کرده‌اند که با تایید مکرر نوشته‌های مخالفین نظام و بعضا لینک‌دادن و به اشتراک‌گذاشتن مطالب آنان، دارند آن آدم ضد نظام را تایید می‌کنند و تقویت.

    حالا از بین دوستان کسی هست که بیاید و ما را درخصوص این آزادی بیانی که در این دولت نهم، کمیاب شده است کمی روشن کند؟!

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...