نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۴م, تیر ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 105 نفر

چند روز پیش عمویم برای کاری چند لحظه‌ای از ماشینش پیاده می‌شود و وقتی برمی‌گردد در کمال تعجب می‌بیند خانمی توی ماشینش نشسته که او را نمی‌شناسد. سوار می‌شود و می‌پرسد: «شما؟!»

زن می‌گوید: «پدرم در بیمارستان است و برای عمل جراحی‌اش احتیاج به پول دارد و …» بقیه‌اش را همه‌مان از حفظیم!

عمو جان می‌گوید: «کدام بیمارستان؟ من خودم در بیمارستان کار می‌کنم و با مسئولین بیمارستان‌های دیگر هم آشنا هستم. بگو در کدام بیمارستان است تا صحبت کنم و برایش تخفیف بگیریم.»

زن می‌گوید: «پدرم بیمه است، ولی مشکل این‌جاست که آقای دکترش گفته تا قبل از عمل ۳۰۰ هزار تومان بهم ندهید عملش نمی‌کنم!»

و بعد می‌گوید: «حالا هم یا شما این پول را به من بده یا من داد و فریاد راه می‌اندازم که این آقا می‌خواهد مرا با زور با خودش ببرد و …» (این هم حربه‌ای شده است برای خودش!)

عموجان ما هم بلوف می‌زند و در کمال خونسردی می‌گوید: «بد جایی آمدی خانم! من خودم اطلاعاتی‌ام، حالا هم تشریف داشته باشید تا ببرم‌تان دم اداره‌ی اطلاعات و تحویل‌تان بدهم» و بعد ماشینش را روشن می‌کند که یعنی حالا می‌خواهم حرکت کنم!

زن هم که احساس می‌کند حسابی به کاه‌دان زده و الان است که کت‌بسته تحویلش بدهند، هم‌زمان که چندین فحش آب‌دار تحویل عموی‌مان می‌دهد، در را باز می‌کند و پیاده می‌شود، و ضمنا از «گدا بودن» عمو شکوه می‌کند!

نتیجه‌ی اخلاقی این‌که همیشه درهای ماشین‌تان را قفل کنید!

1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
Loading ... Loading ...
قرارگرفته در شاخۀ: من و تو و زندگی
برچسب ها: ,
  1. بارقه گفته است:

    سلام

    هم بد جایی اومده بود هم بد جوری به کاهدان زده بود هم اصلا حرفه ای نبوده!

    آخه اون حرفه ای ها اول از ۳۰۰۰تومان شروع می کنند بعد میرسند به ۳۰۰۰۰۰هزار تومن. تازه اول عموی شما گفته در بیمارستان کار می کنم بعد گفته اطلاعاتیم!اینم یک دلیل دیگه از بی تجربه گیش!

    یک سر اون خانم را بفرستین تهران. دو روزه استاد میشه



    سلام.البته این که یه نفر هم اطلاعاتی باشه و هم در بیمارستان کار کنه اصلا چیز غیرقابل تصوری نیست. این روزا همه دو سه تا شغل رو با هم دارن!

    [پاسخ]

  2. بارقه گفته است:

    راستی

    اول

    [پاسخ]

  3. پریشون گفته است:

    چشششم

    [پاسخ]

  4. محمدمهدی گفته است:

    چه کسی پاسخ گوست؟

    چه کسی‌هست که روشن‌کند این‌ذهن‌مرا

    و بگوید که چرا؟

    کوله پشتی هامان پر از حرف قشنگ

    حرف ها رنگ به رنگ

    و دریغا که به هنگام عمل

    مشت هامان خالی است

    از همین روست که هنگام شعار

    هرچه مشت است گره خورده و بسته ست

    چشم ها هم خسته ست چه کسی پاسخ گوست؟

    ما چه کردیم به جز چند شعار و شب شعر؟

    خوردن کیک و سن ایچ

    یک تجمع سر پیچ

    و تحصن و همایش

    و آخر هم هیچ…..

    [پاسخ]

  5. نوشین گفته است:

    اون وقت می گن چرا این روزا درا روی هم باز نمی ذارید و هزار تا قفل می زنید !
    آخه چه جوری ؟؟؟

    [پاسخ]

  6. بابک رشیدی گفته است:

    سلام
    چه نتیجه گیریه منطقی … !
    یا علی

    [پاسخ]

  7. درویش پا برهنه گفته است:

    سلام!!!!!ای ول عموووووو!!!!درسته که مس گن فلفل نبین چه ریزه…….

    [پاسخ]

  8. 090 گفته است:

    سلام.
    سر من هم یک بار اومده – البته به سه سوت و به لطائف الحیلی طرف رو ترسوندم فرار کرد. فقط همچین در ماشین رو زد به هم که تا نیم ساعت کل ماشین میلرزید….

    [پاسخ]

  9. مادرانه گفته است:

    [پاسخ]

  10. یواشکی های من گفته است:

    چه راه هایی مردم پیدا می کننن که پول بگیرن

    یهترفند هم به ما یاد دادی…. به دروغ بگیم تو نیروی انتظامی کار می کنیم واین صوبتا

    [پاسخ]

  11. googoori گفته است:

    عجیبه همین نشنیده بودیم که اینم شنیدیم چه کارایی می کنن مردم؟؟!!!

    [پاسخ]

  12. یه مدیونه امام رضا گفته است:

    سلام
    ما که ماشین نداریم ولی یادمان باشد برای زمانی که خریدیم

    [پاسخ]

  13. بدایه گفته است:

    سلام . خب یه نتیجه اخلاقی دیگه هم میشه از این داستان گرفت و اون هم اینکه سعی کنین بلوف های خوبی دم دست داشته باشین

    راستی به وبلاگ من هم سر بزنی خوشحال می شم …
    فعلا همین …. التماس دعا

    [پاسخ]

  14. سرگیجه ها گفته است:

    سلام
    سیصد تومن؟؟؟!!!
    اوووه . کی میره این همه راه
    چه عموی زرنگی دارین.

    همین! مال هیچکس نیست!

    [پاسخ]

  15. چکاوک گفته است:

    سلام.

    خب من الان چه درسی بگیرم؟
    نه!
    بگو دیگه.
    یادم باشه از این کارای بد بد نکنم؟!
    ههههههههههههههه خیلی حرفت زشت بود.الان به من توهین کردی؟!
    یا مثلن در کدوم یکی از ماشینامو ببندم؟!

    اصلن فرض کن یه خانمه بیاد تو ماشینم بشینه بگه اگه پول ندی داد میزنم میگم این داره منو به زور میبره.
    خب فکر میکنی قراره من چکار کنم؟
    منم میگم خب تو داد بزن منم جیغ میزنم میگم این اومده مزاحم شده!

    نه!اصلن تو بیشتر فکر کن.
    من مگه مخاطب تو نیستم؟!
    چرا اصلن به فکر من نیستی؟!
    هان؟هان؟هان؟




    دعا یادت نره ها.
    یا علی.

    [پاسخ]

  16. علی گفته است:

    سلام.
    ان کیدکن عظیم…


    علیکم السلام.
    شکرا!

    [پاسخ]

  17. مکتب الزهرا(س) گفته است:

    سلام فرا رسیدن ایام با برکت ماه رجب را خدمت شما دوست گرامی تبریک عرض نموده انشالله که با بهره گیری از فرصت معنوی این ماه و همچنین ماه شعبان برای عبادت در ماه رمضان آماده شویم ..ما را هم از دعای خیر خود محروم نفرمایید…… التماس دعا—

    [پاسخ]

  18. فاطمه ( پیاده تا عرش ) گفته است:

    سلام آبجی
    خوبی؟
    روزگار بدی شده. از این دست اتفاقات زیاد دیدم و شنیدم از دوستان.
    راستی علاقمندم درباره کلاس حفظ قرآنت اطلاعاتی کسب کنم. نمی دونم همتش را دارم یا نه. ولی دوست دارم خودم را امتحان کنم. یک بار جزء سی را حفظ کردم ولی به دلیل بی مبالاتی فراموشش کردم. البته الان اگه یک دور مرور کنم یادم میاد ولی خوب چه فایده وقتی یه جایی لازمشون دارم نمیاد به خاطرم.
    راستی چند وقتیه میخوام این سؤال را ازت بپرسم ولی تا حالا موقعیتش فراهم نشده. تو مگه دانشجو و طلبه نیستی؟ چطوری دوباره سر از کنکور در آوردی عزیز؟

    [پاسخ]

  19. خاکستر گفته است:

    سلام.
    البته یه مساله دیگه هم هست.
    بعضیام تکیه میدن به ماشین یا دستشونو از پنجره میذارن تو یا بقیه چیزایی که شنیدیم

    [پاسخ]

  20. هانیه گفته است:

    نچ ، حرفه ای نبوده!
    به روزم

    [پاسخ]

  21. فاطمه ( پیاده تا عرش ) گفته است:

    بازم سلام
    من اون لینک هایی که گفتی را باز کردم ولی ارور میده و چیزی نشون نمیده.

    [پاسخ]

  22. باران گفته است:

    سلام. فقط اومدم بگم پارسی بلاگ اون آیکون هایی رو که میخواستین، اسپیشالی برای شما گذاشته دیگه موقع کامنت گذاشتن خیالتون راحت باشه
    ( چشمک و قلب و همون لبخند خنکه و چن تا دیگه)

    ببخشید حوصله م نشد آدرسمو وارد کنم فقط اسم وبمو نوشتم



    سلام. آره اتفاقا امروز متوجه‌اش شدم و کلی ذوق کردم.

    [پاسخ]

  23. باران گفته است:

    خب از اونجایی که میخوام ثابت کنم اصلاَ آدم تنبلی نیستم آدرسمو وارد می کنم ( این آیکونه که داره موهای خودشو می کشه )

    [پاسخ]

  24. سید بوق!!! گفته است:

    و چه بسا آقایونی که این ادعا رو دارن اینجا اینطور مطرح میکنن که اگه کسی هم دیدتشون فکر کنن که این آبجیه مزاحمش شده و میخواد باج خواهی کنه…بیشین بینیم بااااااا…..

    این روزا معضل یکی ۲ تا نیست…اینقدر مدعیان مذهب رو تو خیابون میشه دید که از خداشونه که (برادرهای مومن حزب اللهی محاسن دار)یا یکی از این هولوها سوار بشه یا اینکه (خواهرهای محترمه مذهب نما)یکی سوارشون کنن!!!
    اگه کامنت رو نشون ندید معلوم میشه که فقط ادعای آزادی بیان رو دارید خانومی!!


    نمایش داده شد به امید این که خالی شده باشید.

    [پاسخ]

  25. محمدمهدی گفته است:

    سلام : به روز کردم به عنوان «طنزی بدون درد …» لطفا مارا از نظرات خود بهره مند فرمائید.

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [straight-face] [crying] [love-struck] [sigh] [rose] [applause] [whistling] [wall]

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

نگارهٔ پانزدهم
نگارهٔ پنجم
نگارهٔ نوزدهم
نگارهٔ هفتم
نگارهٔ سوم
* بخر مرا!

برای مؤمن شدن به تو
معجزه نمی‌خواهم؛
دستی دراز کن!

* دار
* همین گونه خوب است
* نرمی
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon