نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۳۱م, مرداد ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 62 نفر
خدا بعضی آدم ها را
برای نمایش قدرتش می آفریند؛
و من،
بازیگرم!
خدا بعضی آدم ها را
برای نمایش قدرتش می آفریند؛
و من،
بازیگرم!
هر روز به اسکله میروم
به استقبال صدای بوق کشتیها
و به پیشواز هر آنکه
هیچکس برای دیدنش نیامده
اسکله خالی که میشود از آدمها
شاخه گل را به دست کسی میدهم
که کنار آب ایستاده
و کسی به استقبالش نیامده
و شاخهگلی را به سویم دراز کرده است
هر وقت دیدی بردهاندت بالا و دارند بادت میکنند، بدان که روزگار از دست آویزانت کرده است به قناره که پوستت را بکند…
* صفحهٔ ۴۲
۱م شهریور, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۶ ق.ظ
به نام خدا
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه ی خود خواند از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خوشتر آن نغمه که مردم بسپارند به یاد…
در پناه حق موفق و سربلند باشید.
[پاسخ]
۱م شهریور, ۱۳۸۷ در ۶:۳۰ ب.ظ
و خداوند بازیگران بیشتر و بی شماری دارد ، اگر بخواهیم به این دید نگاه کنیم!!!
چه می دانم؟ من واقعا توی این کاراهای خدا موندم!!! استغفرالله…
[پاسخ]
۲م شهریور, ۱۳۸۷ در ۹:۳۱ ب.ظ
دایره ی عشق را،سلسله جنبان خداست!
[پاسخ]
۲م شهریور, ۱۳۸۷ در ۹:۳۲ ب.ظ
شرمنده.میکده ی عشق را…!
[پاسخ]