نگارهٔ دهم
نگارهٔ سوم
نگارهٔ بیست و دوم
نگارهٔ بیست و نهم
نگارهٔ هجدهم
* نرمی

بعد از تو
نمی‌شود شعر خواند، شعر گفت، به شعر گوش سپرد

من ماه‌هاست شعری نگفته‌ام
ماه‌هاست در شب‌هایی به عمق یلدا
و روزهایی به طول فاصله،
لطافتم را به گل بخشیده‌ام،
به قاصدک
به نسیم

شعر، احساس را به من باز می‌گرداند
نرمی، برای قلبم خوب نیست
ماه‌هاست قرصی نخورده‌ام

شعر، احساس مرا
شعر، اوج اخلاص مرا
شعر، تو را
به من باز می‌گرداند

* بباف
* تغییر
* شرم
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۳۰م, شهریور ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 51 نفر

    وقت حرف،
    معیار سنجش آدم‌ها
    «انسانیت» است؛ فقط.

    وقت عمل و مواجهه
    معیار،
    «اما» و «اگر» می‌گیرد…

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۷م, شهریور ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 75 نفر

    فقط بچه‌ها هستن که دماغ‌شون رو به شیشه می‌چسبونن.

    شازده کوچولو

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: گنجینه
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۵م, شهریور ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 30 نفر

    ای‌سیاسیون!

    اگر دین ندارید،
    لااقل وجدان داشته باشید.

    اگر هم وجدان ندارید،
    خب… کاری‌تان نمی‌شود کرد!

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۱م, شهریور ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 48 نفر

    گاهی عذرخواهی لازم است،
    حتی اگر قصور از تو نباشد.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۱م, شهریور ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 491 نفر

    .
    این روزها بازار انتقاد نسبت به سریال‌های رمضانی خوب داغ است؛ از سایت‌های خبری گرفته تا اخبار صداوسیما. این بازتاب‌ها ضمن این که نشان از حساسیت‌های بینندگان دارد، حکایت از دست‌کم گرفتن فهم بینندگان توسط سازندگان فیلم هم دارد. جای امیدواری است که شاید با این انتقادات، تهیه‌کنندگان تلویزیونی و عوامل صداوسیما، به میزان رشد و شعور مخاطبین واقف شوند!

    سریال بزنگاه

    سریال بزنگاه

    از میان سریال‌های رمضانی، «بزنگاه» بیش‌ترین حجم انتقادات را تا این لحظه به خود اختصاص داده است. از بعضی موارد چون پرخاش‌ها و خشونت‌های خانوادگی، استفاده از کلمات رکیک، تحقیر و تمسخر آداب سنتی-اسلامی تشییع که قبلا در بعضی وبلاگ‌ها و سایت‌های خبری نقل شده است که بگذریم، جایگاه «نادر» به عنوان یک معتاد و نحوه‌ی پردازش شخصیت او جای تأمل فراوان دارد.

    برخلاف تصور عموم از معتادین، و حتی برخلاف سیر عمومی به‌تصویرکشیدن چهره‌ی یک معتاد در سیما، نادر یک شخصیت کاملا معمولی است!
    نادر با وجود این‌که معتاد است، هیچ فرقی با برادرش «صابر»، خواهرش «بهجت» و دامادشان «توفیق» ندارد. نادر به همان میزان کلاه‌بردار و خودمحور است که صابر و بهجت و توفیق. نادر به همان میزان نامرد و کلاش است که صابر و بهجت و توفیق. نادر به همان میزان دورو و ریاکار است که صابر و بهجت و توفیق. نادر به همان اندازه حاضر است خواهر و برادرش را دور بزند که صابر و بهجت. نادر به همان میزان راحت دروغ می‌گوید که صابر و بهجت و توفیق.

    سریال بزنگاه

    نادر یک پدر مهربان است

    نادر یک پدر مهربان است. او توجه و وقت و حوصله‌ی خوبی به دخترش، دُرسا، اختصاص می‌دهد. او مکررا دخترش را در آغوش می‌کشد و او را می‌بوسد. مقایسه‌ی برخورد دو پدر، نادر و صابر، با فرزندان‌شان نشان می‌دهد که نادر حتی از برادر سالمش، صابر، نسبت به فرزندش مهربان‌تر است، او را بیش‌تر درک می‌کند، با دخترش هم‌زادپنداری می‌کند و در همه حال از او حمایت می‌کند.

    سریال بزنگاه

    صابر پدری عصبی و پرخاش‌گر است

    نادر با وجود این که گاهی به‌خاطر خماری‌اش اعصابش ضعیف می‌شود؛ اما بسیار کم‌تر از صابر به دخترش پرخاش می‌کند و به سرعت، در کم‌تر از چندثانیه، از عمل خود پشیمان می‌شود، دخترش را در آغوش می‌کشد و او را نوازش می‌کند.

    نادر به عنوان یک معتاد، از لحاظ اخلاقی تفاوتی با غیرمعتادین، مثل صابر و بهجت ندارد.

    سریال بزنگاه

    نادر از این‌که علنا «چیز» بزند و «سیخ» داغ کند، ابایی ندارد

    نادر از این که بگوید می‌کشم(!) و یا احتیاج به کشیدن دارم(!)، و از این که در ملأ عام، سیخش را آماده کند، یا چایی‌اش را هم بزند هیچ ابایی ندارد.

    سریال بزنگاه

    نادر نه از مردم خجالت می‌کشد، نه از دخترش شرم می‌کند

    نادر از این که جلوی دخترش حرف از «چیز» بزنند نگران نیست. او حتی از دخترش می‌خواهد برایش چای بریزد و آن را شیرین کند.

    نادر یک معتاد است؛ اما برخلاف انتظار، نه شخصیتش سیاه‌تر از سایر شخصیت‌های داستان است و نه قبحی در اعتیادش می‌بیند(می‌بینیم!).

    نادر یک معتاد است؛ اما مثل همه‌ی آدم‌ها است. تنها فرقش این است که گاهی اوقات به او لقب «معتاد» و «نعشه» داده می‌شود. همین!
    .
    به نظر می‌رسد که سیما، درصدد جبران اشتباهات(!) گذشته‌ی خود برآمده، و این بار می‌خواهد به بیننده‌هایش بگوید: «معتاد فقط یک بیمار است، کافی است دارویش(!) به موقع به دستش برسد»!

    .

    + «بزنگاه» و شوخى با اعصاب تماشاگر
    + سریال «بزنگاه» از مرز طنز گذشته و به هجو رسیده است.
    + اعتراض شورای نظارت به سریال «بزنگاه»
    + آموزش سخاوت‌مندانه‌ی روش‌های مصرف مواد مخدر
    + صدا وسیما در «بزنگاه» لهو و لعب

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...