نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۳۰م, آذر ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 253 نفر

.
چقدر آدم می‌تواند تغییر کند! قبلا جان مبارکم بالا می‌آمد تا درباره‌ی بعضی از چیزهایی که نمی‌دانم «بپرسم». شاید فقط سرکلاس‌های رسمی و غیررسمی بود که راحت و مکرر سؤال می‌کردم.

نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده که دیگر پرسش از خیلی چیزهایی که نمی‌دانم را «زشت» نمی‌بینم. این روزها راحت از نادانسته‌هایم درباره‌ی کامپیوتر -و شاید ساده‌ترین مسائل آن- می‌پرسم. بدون احساس ناراحتی درباره‌ی پخت یک غذای جدید سؤال می‌کنم. بی‌هیچ شرمندگی اسم وسائلی را که نمی‌دانم می‌پرسم. بدون ترس از برچسب خوردن، درباره‌ی مجهولات اعتقادی‌ام سؤال می‌کنم. بدون احساس خجالت درباره‌ی دستمزد و حق‌الزحمه‌ام حرف می‌زنم. حتی دیگر از پرسیدن املای صحیح یک کلمه، یا معنی یک لغت احساس بی‌سوادی نمی‌کنم…

شاید تازه فهمیده‌ام این طبیعی است که همه‌ی آدم‌ها، همه چیز را ندانند.

1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
Loading ... Loading ...
قرارگرفته در شاخۀ: من و تو و زندگی
برچسب ها: ,
  1. مرتضی گفته است:

    سلام. خیلی خوبه. بزرگان هم همه تاکید بر این ماجرا دارند. تبریک میگم که به این درجه رسیدید.

    [پاسخ]

  2. آب حیات گفته است:

    تا بدان جا رسید دانش من ،که بدانستم من نادانم…

    [پاسخ]

  3. مادرانه گفته است:

    اما من بارها پرسیده ام و بعد که طرف نگاهی به خودم کرده و نگاهی به سن‌ام اندازه و با انگشت اشاره اش می زنه به مغزش و بعد به من میگه آکیو!! و بعد هم شانه هایش را بالا می اندازه و دستهایش را داخل جیب شلوارش می گذارد و سوت زنان راهش را می کشد و می رود…اینجاست که جراتم رو از دست می دهم . بارها شده که حتی از خیر سوال کردن از نزدیک ترین کسانم نیز گذشته ام…
    امیدوارم هرگز به این مرحله نرسی کوثرجان!

    [پاسخ]

  4. فانوس گفته است:

    به نام خدا
    سلام. خیلی خوبه . خوش به حالتون ! ۸->

    [پاسخ]

  5. چکاوک گفته است:

    سلام خواهر.

    ببینم اس ام اس های من میرسه؟

    به شماره ایرانسلت فرستادمااا.

    سوال پرسیدن خیلی خوبه ولی مواظب باش بهش معتاد نشی یا وابسته نشی یا مثلن نگی ولش کن میپرسم.یه کم هم خودت فکر بکنی.

    :-B

    التماس دعا.
    یا علی.

    [پاسخ]

    سلام
    بعضی‌هاش می‌رسن و بعضی‌هاش هم نصفه میان. ولی اگه پیغامی فرستادی که نیاز به جواب داشته و غیر از پیغام‌های عمومی بوده، باید بگم نرسیده. :)

    [پاسخ]

  6. قطع ووصل گفته است:

    خدا قسمتمان کند از این نوع جسارتها! خوش به حالت

    [پاسخ]

  7. کوثر گفته است:

    سلام…
    من که بدجوری احساس بی سوادی می کنم…

    [پاسخ]

  8. میم نقطه گفته است:

    سلام…فک کنم اینا نشونه تکامل شخصیت آدما باشه!؟! :-?

    [پاسخ]

  9. اسماعیل گفته است:

    مبارکه
    الان من نفهمیدم چه تشابهی بین فساد در قم و این مقوله وجود داره :)

    [پاسخ]

    اون براساس تگ و دسته‌بندی موضوع، به صورت اتوماتیک درج می‌شه. من بی تقصیرم :|

    [پاسخ]

    افزونه هست؟ چیه؟ میشه معرفی کنین؟

    [پاسخ]

  10. jerjis گفته است:

    باتوجه به مطلبی که الان خوندم
    اینجا کجاست؟شما ی هستی؟دستمزدت چنده؟چند کلاس درس خوندی؟میشه به من مدیریت سایت یاد بدی؟ :roll: :D
    مخلصیم

    [پاسخ]

  11. یار مهربان گفته است:

    سلام
    پرسیدن بهتر از تظاهر به دانایی است
    زیبا بود این جمله :
    “شاید تازه فهمیده‌ام این طبیعی است که همه‌ی آدم‌ها، همه چیز را ندانند”

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [straight-face] [crying] [love-struck] [sigh] [rose] [applause] [whistling] [wall]

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

نگارهٔ پنجم
نگارهٔ سی و چهارم
نگارهٔ پانزدهم
نگارهٔ بیست و یکم
نگارهٔ بیست و ششم
* نرمی

بعد از تو
نمی‌شود شعر خواند، شعر گفت، به شعر گوش سپرد

من ماه‌هاست شعری نگفته‌ام
ماه‌هاست در شب‌هایی به عمق یلدا
و روزهایی به طول فاصله،
لطافتم را به گل بخشیده‌ام،
به قاصدک
به نسیم

شعر، احساس را به من باز می‌گرداند
نرمی، برای قلبم خوب نیست
ماه‌هاست قرصی نخورده‌ام

شعر، احساس مرا
شعر، اوج اخلاص مرا
شعر، تو را
به من باز می‌گرداند

* بباف
* تغییر
* شرم
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon