کفش‌هایی گویا تر از زبان

۲۶ آذر ۱۳۸۷

حتما دیگر تا حالا قضیه‌ی آن لنگه‌کفش‌هایی را که خبرنگار عراقی نثار بوش کرد، شنیده‌اید.

دیشب وقتی خبرش را شنیدم، خدایی‌اش اولش خیلی کیف کردم! بعد به عواقبی که در انتظار الزیدی، خبرنگار عراقی، است فکر کردم. امروز شجاعتش و نتیجه‌ی این شجاعت مشغولم کرده بود، مخصوصا وقتی این را خواندم.

الزیدی ظاهرا هیچ سلاحی نداشت؛ ولی با نثار یک لنگه کفش به مقام اول مملکتی چون ایالت متحده، پیام‌های زیادی را به مردم دنیا مخابره کرد. پیام‌هایی که با زبان فعل بود و نیاز به ترجمه نداشت و احتمال تحریف درش نبود. یک واکنش ناخودآگاه از کسی که مورد ظلم واقع شده، نسبت به ظالم.

شاید الان خیلی بیشتر از قبل معتقدم که هر کدام از ما، می‌توانیم کاری برای مردم غزه انجام دهیم. الزیدی یک نفر بود و از یک ملت دفاع کرد. ما اما یک ملّتیم…

آدرس دنبالک این مطلب:
http://kosaraneh.com/1387/09/kafsh-haei-gooyatar-az-zaban/trackback/

۵ نظر برای "کفش‌هایی گویا تر از زبان"

آری ما یک ملّتیم. ولی کاش به یک روایت نبوی عمل می کردیم:
کلّکم راع و کلّکم مسؤول عن رعیّته
کاش همه منتظر الزیدی بودیم.
همین!

[پاسخ]

یا الله
ولی چه کیف تر می داد اگه لنگه کفشا می خورد تو صورت ِ بوش >:)

[پاسخ]

سلام عیدتون مبارک .خوشحال میشم تشریف بیارید.

[پاسخ]

به نام خدا
سلام
منم دیشب همش به شجاعتش فکر می کردم و به این که اگه من خودم بودم همچین شجاعتی رو داشتم ؟!!!!!!!

[پاسخ]

سلام.خوشحالم که مطلب مختصرم تونسته یه اثر+ حتی کوچیک در این رابطه داشته باشه.
مطلب شما هم پرمعنا بود
موفق باشید

[پاسخ]

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [cool] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [batting-eyelashes] [straight-face] [worried] [crying] [love-struck] [blushing] [smug] [sigh] [watching-sad] [thinking] [broken-heart] [devil] [sick] [nerd] [silly] [rose] [day-dreaming] [applause] [drooling] [whistling] [wall] [nail-biting] [I-dont-know] [angel]
*اگر پیغامتانخصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمه‌ی خصوصی را درج کنید.




© دنیای راه راه ۱۳۸۸ | طراح قالب grrliz | فارسی‌سازی مهران | قدرت‌گرفته از وردپرس