.
هر روز که خبر یک حملهی جدید به غزه پخش میشود، تا یکی دو روز صداوسیما و بعضی منبرها و تریبونها از نام غزه پر میشود و بعد همه چیز برمیگردد به همان حالت عادی خودش؛ همه چیز، جز زندگی مردم غزه.
توی دانشگاهها و مدارس که حتی خبر از همین نام خشک و خالی غزه هم نیست. این جور جاها انگار شدهاند جزایری متروک و دورافتاده از جامعه که هر روز یکی چند صفحه نوشتهی بیروح تویش تدریس میشود و تمام! خب البته وظیفهی دانشگاهها و مدارس هم چیزی جز این نیست!
هر روز وضع غزه بدتر میشود و ما فقط بیانیه صادر میکنیم و محکوم میکنیم. آتش غزه دارد شعلهورتر میشود و ما خیلی هنر کنیم راهپیمایی میکنیم!
حالا ما هی بیاییم و روم بسازیم در حمایت از غزه و عکسهای خونین اجسادش را شیر کنیم، آخرش چی؟ نمیدانم این همه کارهای نمادین قرار است چه دردی از آنها دوا کند. دلم میخواهد بدانم این بیانیهها جلوی چند تا از موشکهای اسرائیلی را گرفته است. نمیخواهم بگویم همهی اینها بینتیجه است؛ اما اینها آن کار اصلی نیست که باید بشود.
غزه نیاز به حمایت نظامی دارد…
» پیام مقام معظم رهبری دربارهی قتل عام مردم مظلوم غزه
- پستهای مشابه:
- جهاد بیاجازه
- مرگ بر …!!!




















۸م دی, ۱۳۸۷ در ۵:۵۵ ب.ظ
سلام
وقتت بخیر
—————————–
نماینده تهران در مجلس گفت: امروز داوطلبانی هستند که آمادهاند بجنگند، ما باید راه را برای آنها باز کنیم، تا این حرکت آغاز شود و کشورهای عربی جرات پیدا کنند. باید جنگ را به یک جنگ زمینی واقعی با اسرائیل بکشانیم و در این صورت ظرف یک هفته اسرائیل نابود میشود.
به گزارش فارس، علی مطهری نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در حاشیه تجمع اعتراض آمیز نمایندگان مجلس شورای اسلامی که در میدان فلسطین برگزار شد با بیان اینکه تجربه نشان داده است که راههای دیپلماسی در ارتباط با حل بحران فلسطین و به ویژه غزه به نتیجهای ندارد، به خبرنگاران گفت: برگزاری نشست از سوی دولتها و مجالس کشورهای اسلامی فایدهای ندارد و هیچ اقدامی جز اقدام نظامی در مقابل جنایات رژیم صهیونیستی کارساز نیست و فایدهای نخواهد داشت.
وی افزود: هر چقدر کشورهای اسلامی اجلاس برگزار کنند و یا کنفرانس اسلامی و بین المجالس تشکیل جلسه دهد فایده برای ملت فلسطین ندارد به همین خاطر باید مردم فلسطین وارد جنگ با اسرائیل شود.
نماینده تهران در مجلس در خصوص تاثیر راهکارهای دیپلماسی در حل بحران مردم غزه، گفت: تجربه نشان داده است که راههای دیپلماسی در ارتباط با حل بحران فلسطین و به ویژه غزه به نتیجه نمیرسد.
مطهری خطاب به مجامع بین المللی گفت: ما به سازمان ملل و سازمان کنفرانس اسلامی و غیر متعهدها و دیگران توصیه میکنیم که این جنایتها را هر چقدر هم که محکوم کنند فایدهای ندارد و باید کشورهای اسلامی وارد جنگ با اسرائیل شوند.
وی در ادامه اظهار داشت: حتی جمهوری اسلامی ایران نیز آنچنان که باید به وظیفه خود عمل نمیکند و باید حداقل راه را برای داوطلبها باز کند.
نماینده تهران در مجلس با بیان این که شکی نیست که دولتهای عربی خائن و وابسته هستند، گفت: اما این دلیل نمیشود که ما در مقابل این جنایات سکوت کنیم و حرکتی انجام ندهیم. امروز داوطلبانی هستند که آمادهاند بجنگند، ما باید راه را برای آنها باز کنیم، تا این حرکت آغاز شود تا کشورهای عربی جرات پیدا میکنند.
مطهری افزود: باید جنگ را به یک جنگ زمینی واقعی با اسرائیل بکشانیم و در این صورت ظرف یک هفته اسرائیل نابود میشود.
وی با بیان اینکه بالاخره جنگ سختیهایی دارد که باید آن را تحمل کرد، گفت: این که بگوییم کشورهای عربی همراهی نمیکنند، درست نیست و نباید از جنگ بترسیم.
نماینده تهران در مجلس در پایان اظهار داشت: نباید از اینکه اسرائیل نیروی هوایی دارد بترسیم، چرا که ما نیز نیروی هوایی داریم و از خیلی جهات برتر از آنها نیز هستیم، بنابراین باید اقدام عملی انجام شود و این راهپیماییها و تجمعها فایدهای ندارد.
*************
من یکی که تا تهش هستم
موفق باشی
یاحق
[پاسخ]
۸م دی, ۱۳۸۷ در ۹:۴۰ ب.ظ
سلام
کاسه از آش داغتر یعنی شماها!
دکتر علی مطهری اگر منظورش از “حتی جمهوری اسلامی ایران نیز آنچنان که باید به وظیفه خود عمل نمیکند و باید حداقل راه را برای داوطلبها باز کند” این است که فرمانده کل قوا که روحم فدایش باد، به وظیفه خودش عمل نمی کند که ….
اگر هم منظورش دولت است که دولت در اینچنین زمینه ای حق دخالت و اظهار نظر ندارد. مسأله نظامی و از طرفی سیاست خارجی است و حکم آن فقط در اختیار رهبری است. ایشان هم که حرف آخر را زدند: “هرکه دراین راه کشته شود، انشاء الله با شهدای بدر و احد محشور شود.”
اقای مطهری مطمئن باشد که اگر راه حل قضیه، دخالت نظامی مستقیم حکومت ایران باشد، نیازی به تندروی او نیست، مقتدا دستورش را خواهد داد.
حال من و شما و دیگران (مردم ایران) کلاهمان را قاضی کنیم، عرضه جنگ داریم؟
نه. باور کنید نه. شرایط هنوز همان شرایطی است که روح خدا را مجبور کرد جام زهر را سر بکشد.
هنوز هم اگر جنگی در بگیرد، ۳۰۰ یا ۴۰۰ هزار جوان پاک شهید خواهند شد و ۷۰ میلیون بقیه به خواب ناز فرو خواهند رفت.
بهتر است به جای این همه بحث و آه و ناله به فکر تربیت خودمان و نسل بعدی باشیم. به شکلی که اگر بار دیگر اسرائیل یا مثل اویی چنین گستاخانه به اهل اسلام یورش برد، رهبرمان مجبور نشود خون جگر بخورد و در خفا گریه کند و مظلومانه بگوید هرکس خودش می تواند برود.
[پاسخ]
سلام
نمی دانم آن «شماها»یی که آن بالا نوشتید دقیقا خطاب به چه کسانی است؛ بنده؟ آقای حمید یا آقای مطهری؟ چون به مطلب آقای مطهری استناد نکردهام، درصدد رد یا قبول نظر ایشان و یا دفاع در مقابل پاسخ شما نیستم.
اما از آنجا که ترکشهایی از پیغام شما، به بنده و وبلاگ بنده و نوشتهام اصابت کرده است، عرض میکنم که بنده در زمان «حال» زندگی میکنم. موضعی که «الان» باید در قبال مقولهی غزه گرفت، همان است که نوشتهام و مغایرتی میان آن و نظر آقا که فرمودند: «همهی مجاهدان فلسطین و همهی مؤمنان دنیای اسلام “به هر نحو ممکن” موظف به دفاع از زنان و کودکان و مردم بیدفاع غزهاند و هر کس در این دفاع مشروع و مقدس کشته شود شهید است» نمیبینم. مقتدا دستورش را داده است.
این آن چیزی است که برای «حال» مطرح است. و اما آن فرهنگسازیها و خودسازیها، همگی برنامههای طولانی مدت مربوط به آینده است. اقداماتی که باید از الان انجام شود برای آینده… والا اگر همهی آنچه باید بشود را مختص کنیم به فرهنگسازی درازمدت و خودسازیای که معلوم نیست کی حاصل می شود و ضمنا معیاری برای اندازهگیری آن نیست، باید گفت درست است، بهتر است به جای آه و ناله به فکر تربیت نسل بعدی باشیم، البته با این وضعیت قطعا تا آن موقع دیگر غزهای نخواهد بود که نگرانش باشیم. ما باید به فکر تربیت خودمان باشیم و تا تربیت نشدهایم نه باید در فضای عمومی جامعه، از جمله دانشگاهها جایی داشته باشیم و نه در دفاع از اسلام تکانی به خودمان بدهیم. ما هنوز خودمان تربیت نشدهایم و معلوم هم نیست که کی تربیت بشویم. شهید چمران هم اگر رفت و در لبنان به جهاد پرداخت، حکما دستور مستقیم و خصوصی از حضرت امام داشته است! ما باید به فکر نسل بعدی باشیم و دست از این موضع کاسهی داغتر از آش بودن برداریم تا شاید بقیهی اعراب هم کلا صدایشان خفه شد و اسرائیل به همهی اهدافش رسید و دیگر اصلا جنگی پا نگرفت که نیاز به دفاع و ناراحتی باشد!
[پاسخ]
سلام
نگفتم که تا ساخته نشده ایم نه در دانشگاه جایی داشته باشیم و نه در دفاع از اسلام تکانی به خودمان بدهیم. این قطعاً سوء برداشت است. مگر ساخته شدن در چه چیزی غیر از اینها خواهد بود؟ (در مورد دانشگاه هم اشتباه برداشت فرموده اید)
متنم را بیشتر خطاب به آقای مطهری نوشته بودم و طرز تفکراتی مثل ایشان که گاهی تندتر از قافله دار حرکت می کنند. از سخنرانی ایشان براحتی برداشت می شد که به مسئولین کشور معترض است و مگر در این قضیه جز رهبری کسی مسئول مستقیم است؟ و ما که ندیده ایم به “وظیفه خود عمل نمیکند” بلکه هرچه دیده ایم “به وظیفه خود عمل نمی کنیم” است.
اما همانطور که متوجه شدید، شما هم از ترکش ها بی نصیب نبودید. به دو دلیل:
۱- متنتان را یک بار دیگر بخوانید. به همه، به گونه ای اعتراض کرده اید. مردم، دولت، نهادهای تحت نظر رهبری و … اما راه حل چه؟ راه حل شما “حمایت نظامی” است بدون اینکه دقیق توضیح بدهید. از چنین متنی می توان نظر آقای مطهری را برداشت کرد (هرچند نظر شما اصلا این نبوده باشد) یعنی می توان برداشت کرد راه حل شما “حمایت نظامی حکومتی” است یعنی ایران و حزب الله لبنان باید همین الان خودشان را درگیر جنگ زمینی و هوایی با اسرائیل بکنند تا “تا کشورهای عربی جرات پیدا میکنند”.
۲- مهم تر: فرموده بودید که “از نام غزه پر میشود و بعد همه چیز برمیگردد به همان حالت عادی خودش” و بنده سعی کردم عرض کنم که این “بحث و آه و ناله” ای که شما راه انداختید هم شامل همان مطلبی است که نوشته اید. اینگونه بحث ها بیشتر از اینکه باعث نتیجه ای شود باعث می شود فکر کنیم به وظیفه خود عمل کرده ایم. کمی گرم شویم و سپس سرد شویم و برویم سر درس و زندگی روزمره خودمان. شده ایم مثل روشنفلکران قبل از انقلاب که شبها در کافه ها دور هم جمع می شدند و در مورد لزوم حرکت انقلابی و حتی مسلحانه در مقابل رژیم شاه صحبت می کردند و دم دم صبح همگی به وجدانی راحت به رختخواب می رفتند. همیشه گرفتار همین “حال” بوده ایم بدون اینکه برای آینده خود و دور و بر خود را آماده کنیم. همانطور که گفتم کو مرد جنگ؟ اگر واقعاً معتقد به “حمایت نظامی مردمی” هستید. بسم الله… بفرمایید. بنده اولین کسی هستم که پشت سر شما راه خواهم افتاد. همین فردا. نه! همین الان.
(چه فکر عجیبی است مقایسه خودمان با مثل چمران. او بیش از ۳۰ سال خود را ساخت و سپس به معرکه رفت. این که خودسازی چیست خود مبحثی است. لازمه اش غارنشینی یا آنطور که شما برداشت کرده اید، فرار از دانشگاه نیست (گفتم که باید فقط در مورد خودم نسخه می پیچیدم.) اگر واقعاً می توانیم (نه در خواب و خیال) رفتن به فلسطین و حمایت از مردم غزه هم خود یک خودسازی که بزرگترین خواهد بود و اگر نمی توانیم بیاییم سر این مطلب حرف بزنیم که چرا از یک کشور ۷۰ میلیونی که از یک جمعیت یک و نیم میلیاردی کسی نمی تواند به کمک این جمعیت تحت ظلم برود و مهمتر اینکه راه چاره بیابیم و تلاش کنیم تا راه چاره ها را ایجاد کنیم. حرف اصلی من این بود و هست که مشکل اصلی و همینطور راه چاره اصلی، تک تک خودمان هستیم. غزه در آتش می سوزد و به قول شما “من در غل و زنجیر” هستم. این غل و زنجیر را نه دولت ایران و صدا و سیما و نه هیچ کس دیگری به پای من نزده است که خودم زده ام.)
خداحافظ
[پاسخ]
سلام
با اینکه بعضی قسمتها و مباحث مطرح شده هنوز برایم مبهم است، اما فرمایش شما را قبول دارم. مخصوصا مقولهی غل و زنجیرش را
[پاسخ]
سلام
دوست خوبم جناب آقای کاظمی
من مطلب جناب آقای مطهری رو بخاطر مرتبط بودنش با این پست قرار دادم ولی
یک سئوال به نظر شما اگر دندون اسرائیل به ماهم گیر می کرد الان وضعیتی بهتر از مردم غزه داشتیم؟
به نظره شما اگر تمام جهان اسلام موضع ایران رو در قبال اسرائیل داشت الان اونها این جسارت رو داشتند که بخوان خون بی گناهان رو بریزند؟
ولی افسوس که دنیای اسلام بخاطر مصلحت سکوت کرده !!
شاید عقاید من با تو کاملا” مغایر باشه و تمومی ارزشهای من تو نظره تو ضده ارزش باشه !! ولی لازم دونستم که نکاتی رو به عرضت برسونم :
به نظره شما تقیه برای حفظ ایمانه یا جان؟؟؟
آیا علی اهل مصلحت بود؟
ایا مصدق و طالقانی وبازرگان اهل مصلحت بودند؟
ان هنگام که معاویه خلخال از پای زن یهودی باز میکند علی چه میگوید چه میکند آیا جز اینست که جنگ صفین به وقوع پیوست
و آن هنگام سید الشهدا ویارانش در مقابل ان سپاه ملعون در کربلا جمع شدند ایاجنگ نابرابر عاشورا می توانست بصلح منجر شود وامام حسین شهید نمیشد ویزید در جای خود میماند و حکومت میکرد
پاسخ روشن است بزرگان ما درد دین داشتند ونه درد جان ”
و اما یاران
کودتای براندازی مصدق ایا میتوانست کور شود و مصدق بماند
اری میشد
ان وقت که تمامی جناح ها سهم خواهی میکردند ایا میشد با یکی دوتا وزیر دهنشان را بست
ولی مصدق شیعه علی بود و اهل سازش برای حفظ منسب و جان خویش نبود
وانروز که دکتر فاطمی تقاضای وزارت جنگ برای خاموش کردن شورش میکند پاسخ میدهد : ایا جز این است که ما برای ازادی مردم امده ایم
وبه هنگام تنفیذ نخست وزیری دستور می دهد که تمامی احزاب می توانند ازادانه انتقاد کنند
ایا به مصلحت بود؟؟
و اما بازرگان
و ان وقت که کار شکنی های فراوانی در دولت موقت میشد ایا بازرگان میتوانست به مصلحت جان و منسب عمل کند و استفاء نکند
اری میتوانست ولی او از مکتب علی بود واهل سازش برای جان نبود
وچه خوش گفت شریعتی که لعنت برمصلحت باد
برات آرزوی موفقیت دارم
حق نگهدارت
[پاسخ]
سلام
نقد بازرگان و مصدق بماند برای بعد. انشاء الله
خلاصه کنم: چند روزی است که بچه های دانشگاه امام صادق علیه السلام و بعضی از اساتید، با لباس نظامی سر کلاس می روند. تعدادی از دانشجویان باغ قلهک انگلیسیان را گرفته اند و پرچم فلسطین را نصب کرده اند. تعدادی از دانشجویان هم جلو سفارت های مصر و اردن تحصن کرده اند و اعلام کرده اند که اگر تا ظهر پنج شنبه گذرگاه رفح باز نشود، باید سفارت خانه ها تخلیه شود وگرنه با آنها همان خواهند کرد که با لانه جاسوسی در سال ۵۸ کردند (و از قضا آقای بازرگان آن را دخالت در کار دولت دانست و استعفا کرد). حاج سعید قاسمی و تعدادی از دانشجویان در فرودگاه تحصن کرده اند تا شاید راهی برای مصر باز شود ولی هنوز که نتوانسته اند بروند
با کسانی که می شناختم تماس گرفتم تا شاید راه معقولی برای رفتن باشد ولی نیست.
باید به توصیه آقا سید انجوی گوش داد: حی علی الصلوة
[پاسخ]
می خواهم متنی را که در مورد نقد مصدق و مرحوم بازرگان نوشته ام، اینجا ارسال کنم ولی قبول نمی کند و پیغام خطا می دهد. نمی دانم باید چه کرد.
[پاسخ]
سلام
مثل اینکه درست شد.
بنا به قولی که داده بودم، مطلب مختصری در مورد این جمله جناب حمید می نویسم:
“ایا مصدق و طالقانی وبازرگان اهل مصلحت بودند؟”
جناب حمید این جمله را در اعتراض به بیانات رهبری گفتند. به عبارتی می خواستند بگویند، رهبری سازشگر و مصلحت طلب است که دستور حمله نظامی به غزه را ندادند.
در مورد مرحوم آیت الله طالقانی، همه معتقند که اهل سازش و مصلحت اندیش منفی نبود. او همان بود که امام رضوان الله تعالی علیه در موردش فرمود: ” او برای اسلام به منزله ی حضرت ابوذر بود. زبان گویای او چون شمشیر مالک اشتر بود، برنده بود و کوبنده.”
http://www.irdc.ir/article.asp?id=1273
اما در مورد سازشگری مرحوم مهندس بازرگان:
آمریکا همان کشوری است که کودتای ۲۹ مرداد سال ۱۳۳۲ را اجرا کرد و مصدق را خانه نشین کرد. در راه انقلاب تا توانست سنگ انداخت و بعد از پیروزی انقلاب، سفارت لانه جاسوسی شد.
http://aftab.ir/articles/politics/plitical_history/c1c1227345194_embassy_usa_p1.php
حال ببینید واکنش مرحوم بازرگان را در برابر اشغال سفارت توسط دانشجویان پیرو خط امام:
یک روز پس ازاین واقعه، دولت موقت به ریاست مرحوم مهندس، استعفا داد!
http://www.shahrvandemrouz.com/content/3654/print.aspx
http://www.ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&ArticleID=151&SP=Farsi
مهندس بازرگان، اسفند سال ۵۷ در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر این که : «آیا شما قصد دارید کوششهایی در راه بهبود روابط ایران و ایالات متحده صورت دهید؟» گفت: «ما روابط دوستانه ای با ایالات متحده داشته ایم و میل داریم روابط دوستانه را با ایالات متحده و تمامی کشورهای جهان حفظ نمائیم». (روزنامه کیهان ۳ اسفند ۱۳۵۷)
با توجه به سابقه آمریکا در ایران و حتی سابقه آمریکا علیه مصدق (مرحوم بازرگان در دوره حاکمیت مصدق، مدیر عامل شرکت ملی نفت بود: http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1010295)
آیا این رفتار مرحوم بازرگان در مقابل اشغال لانه جاسوسی (استعفا) را می توان به غیر از سازش و مصلحت طلبی منفی تعبیر کرد؟
[پاسخ]
(دنباله متن بالا)
اما مصدق:
فقط کافی است بدانیم که مصدق وقتی توانست مجلس را به تصویب قانون ملی شدن نفت مجبور کند که گروه فداییان اسلام به رهبری شهید نواب صفوی دشمن اصلی ملی شدن نفت یعنی رزم آرا را ترور کرد و از سرراه برداشت.
http://www2.irib.ir/occasions/Razmara%5Crazmara.htm
فداییان اسلام این کمک را به مصدق در قبال قول جبهه ملی (به رهبری مصدق) مبنی بر اجرای احکام اسلام پس از به قدرت رسیدن انجام داد:
http://www.aftabnews.ir/vdca6in49inae.html
اما مصدق چه کرد؟ جالب است. شهید سعید نواب صفوی و یارانش از ابتدای نخست وزیری مصدق تا آخر حکومت او به دستور مصدق در زندان بودند!!!
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=934&articleID=153355
مصدق علی رغم قولی که داده بود. نه تنها با پیش پاافتاده ترین مظاهر ضد اسلام یعنی مشر وب فروشی ها هیچ برخوردی نکرد، بلکه به بهانه حمله مردم به مشروب فروشی ها در پی سخنرانی شهید نواب صفوی، ایشان را دستگیر کرد و به زندان انداخت.
http://www.noormags.com/View/Magazine/ViewPages.aspx?numberId=4505&ViewType=0&PageNo=98
می گویند، در حالی که آیت الله کاشانی اصرار داشت فروش مشروبات الکلی به دلیل حرمت شرعی متوقف شود، دکتر مصدق می گفت مبلغ هنگفتی مالیات از این طریق عاید می شود و همچنین در صورت تعطیلی مشروب فروشی ها، عده زیادی کارگر بیکار می شوند ،پس این طرح غیر قابل اجراست.
http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=29395
آیا سازش و مصلحت طلبی بیش از این؟
[پاسخ]
۹م دی, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۳ ق.ظ
کاملا موافقم! حمایت نظامی …
[پاسخ]
۹م دی, ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۰ ب.ظ
با سطر آخر مخالفام. فکر کنید همهی ارتشهای کشورهای اسلامی را جمع کردیم و رفتیم و نه تنها غزه، که سرزمینهای اشغالی را هم از چنگ تازهواردها در آوردیم، از کجا معلوم آقای پدرخوانده از آن سوی جهان برای کنار زدنمان لشکرکشی نکند.
اصلا قبول. آقای پدرخوانده خیلی خوب است و اهل جنگ و اینها نیست. از کجا معلوم سازمان ملل و اینجور سازمانهای بامزه، تسلیم سرانگشت حق وتوی آقای پدرخوانده نشوند.
نظامی؟ مسخره است. با بمب اتم هم نمیتوان غیرت خرید. و ما چهقدر با غیرتایم که حتما باید تازهواردها آن همه خون بریزند تا ما باز بنشینیم و حرف بزنیم. و لابد دو سه روز دیگر که همه چیز تمام شد، به خودمان ببالیم که «بله. این راهپیماییها و این فریاد زدنها بالاخره نتیجه داد.»
اصولا خوشخیالی خوب چیزی است!
[پاسخ]
۹م دی, ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۸ ب.ظ
امروزه تکلیف اینست که هر گروهی از فلسطین و حزب الله و دیگر گروههای اسلامی خارج فلسطین و از جمله خودم باید پیش از دولتها تا آنجا که می توانند با امکانات موجود در دسترس و یا با به مورد اجرا گذاشتن عملیات استشهادی به رژیم فاسق اسرائیل ضربه بزنند تا از خواب بیمار گونه تعدی به دیگران بیدار شود..
یا حق
[پاسخ]
۹م دی, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۱ ب.ظ
تاریخ درس بزرگیه برای بشریت
باید پرسید چرا حکومت ایران در مقابل کشته شدن مسلمانان چچن توسط روسیه سکوت میکرد یا چرا در مورد نسل کشی در دارفور سودان توسط حکومت سودان سکوت میکرد ؟؟ چون نمی خواست روابطش با این دو دولت به هم بخوره
دلیلش اینه که سیاست یک بام و دو هواست ، نمیخوام بگم سکوت باید کنیم یا باید اقدام کنیم منظورم اینه که دنیا تشکیل شده از منافع کشورها و در این وانفسا این طبیعی که کشورهایی سکوت کنند یا برخی کشورها اقدام ..
باید از فضای آرمانی خارج بشین و ایران بجای اینکه بر مبارزه بیهوده تا نابودی اسرائیل حرف بزنه باید کمک میکرد به معادلات صلح ، هیچ کشوری به اندازه ایران از منازعه بین اسرائیل و فلسطین شاد نمیشه علتش اینه که یک هدف داره : محو کامل اسرائیل ، و اگه روزی برسه که اسرائیل با حماس به صلح برسه اون روز اصلن خوشایند ایران نیست
[پاسخ]
۹م دی, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۶ ب.ظ
البته موافقم از نظر اخلاقی باید اقدام عملی کرد فارغ از اینکه دولتها چه اهدافی نسبت به منازعه فلسطین – اسرائیل دارن ولی سیاست الزاما با اخلاق انطباق نداره
[پاسخ]
۱۰م دی, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۳ ق.ظ
سلام
از کارهای کلیشه ای و بی خاصیت باید پرهیز کرد. ولی سوال این است که بیانیه و راهپیمایی آیا واقعا بی اثر است؟ چه راهکاری برای ارزیابی نتیجه بخشی آن دارید؟ آیا فکر نمی کنید اگر همین راهپیمایی ها و بیانیه ها نبود، الان وضع فلسطینی ها و دیگر مردم مظلوم دنیا، به مراتب بدتر بود؟؟
کاش اصلاح می کردید و می فرمودید: «بیانیه کافی نیست» وگرنه «غزه نیاز به بیانیه دارد».
موفق باشید.
[پاسخ]
۱۰م دی, ۱۳۸۷ در ۹:۱۰ ب.ظ
دوستان شرایط فعلا” طوری نیست که حکومت و یا حزب الله مداخله مستقیم بکند..فعلا” باید گروههای خودجوش از لبنان و بقیه کشورهای اسلامی مداخله کنند..
و البته از سوی حکومت مذاکرات جدی باسران دیگر کشورها پیگیری شود..
[پاسخ]
۲۷م دی, ۱۳۸۷ در ۳:۱۸ ب.ظ
صد درود و سلام
با آرزوی نابودی صهیونیزم؛
این درنده خویی مجسم در جغرافیای مظلومیت انسان
و با آرزوی پیروزی مردم مظلوم غزه و امت اسلامی بر رژیم جعلی اسراییل
موفق باشید
و السلام علی المهدی الذی وعد الله به الامم
[پاسخ]