.
اغلبِ مدیرها آدمهای راضیای هستند؛ راضی از زیرمجموعهشان و نتایج کارهایی که انجام میدهند. البته نارضایتی ِ نسبی، همیشه هست؛ اما اغلب، از کلیت مجموعه و کارهایشان راضی هستند.
حتما برایتان پیش آمده که از یک مدیر به خاطر نارسایی در سازمانش، یا مثلا از مسئول برگزاری یک همایش یک روزه انتقاد کنید و در جواب با رضایت آنها روبهرو شوید. شاید حتی خیلی اوقات با خودمان فکر کردهایم که این مدیر یا مسئول چقدر انتقادناپذیر است؛ اما واقعیت این است که یک مدیر، کلنگر است و نتیجهی کارش را نسبت به امکانات، مشکلات، کاستیها و سرمایههای اجتماعیای که داشته میسنجد؛ در حالی که مخاطب یا مدعو یا اربابرجوع، نگاهی مقطعی به کارها دارد. او از مشکلاتی که بر سر راه گروه بوده است بیاطلاع است و از امکاناتی که گروه در اختیار داشته آگاهی دقیقی ندارد.
این را چند سال اخیر که خودم درگیر کارهای اجرایی شدهام، تجربه کردهام و دیدهام که خیلی وقتها میشده نتیجهی یک کار، بسیار بهتر از این باشد، اما وقتی نتیجه را با مشکلات و امکاناتی که داشتهایم میسنجم، به نظرم نتیجهی قابل قبولی بوده است.
این حالت رضایت، در اغلب مدیران وجود دارد. فرقی نمیکند که آن مدیر، مدیر یک گروه فرهنگی کوچک باشد، یا یک ادارهی خصوصی یا دولتی، یا رئیس یک سازمان دولتی، یا حتی رئیس یک دولت.
فقط باید مواظب بود که به عنوان مدیر یا مسئول، دچار خودکاملبینی(!) و انتقادناپذیری نشد و باور کرد که انتقادها همیشه از سر مخالفت با مدیر نیست، و دلسوزی و انتظاری که منتقد از آن مجموعه دارد هم میتواند ریشهی انتقادات باشد، و به یاد داشت که پیشرفت، نقطهی پایانی ندارد و همیشه جای رشد و بهتر شدن هست.
- پستهای مشابه:
- اصول مدیریت!




















۶م دی, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۳ ق.ظ
سلام . خسته نباشید . درسته !
[پاسخ]