نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۱م, بهمن ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 20,182 نفر

.
بچه‌ها وقتی از سر شیطنت دسته گل به آب می‌دهند، مادرها معمولا به تناسب ابعاد دسته‌گل‌شان، پاسخی برایشان در نظر می‌گیرند؛ از غیظ و نگاه خشم‌آلود تا نوازش‌های سنگین گوش و این‌ها. اما وقتی این دسته‌گل را با همکاری بچه‌ی همسایه‌شان به آب می‌دهند؛ مادرها اغلب دچار بزرگ‌بینی در ابعاد دسته‌گل می‌شوند و غیظشان غلظت پیدا می‌کند. شاید چون از خانم همسایه به خاطر تربیت بد فرزندشان خجالت می‌کشند و احساس می‌کنند بچه با این کارش، دو تا خبط کرده؛ هم دسته‌گل به آب داده و هم آبروی آن‌ها را با این تربیتش ریخته است. تازه از این بدتر، کافی است بچه‌ی همسایه، خودش یک بار دیگر همین دسته‌گل را به آب بدهد؛ آن‌وقت است که مادر همسایه طلبکار می‌شود که بچه‌ی من که از این کارها بلد نبود، بچه‌ی شما یادش داده بود. فقط خدا کند که کار بیخ پیدا نکند که آن وقت است که پای گیس و گیس‌کشی به میان آید و چه بسا نیاز به مداخله‌ی پدرها بشود.

شاید با دید منطقی هم که به این قضیه نگاه کنیم، به نتیجه‌ی مشابهی برسیم. وقتی یکی از اعضای خانواده کار اشتباهی می‌کند و خبر اشتباهش از در خانه بیرون نمی‌رود، نسبت به زمانی که خبرش به بیرون از خانه درز پیدا کرده است هم قضیه خیلی زودتر جمع می‌شود، و هم کدورت کمتری بین اعضای خانواده ایجاد می‌شود.

این قاعده‌ی منطقی توی دنیای تشریع هم رعایت شده است و به خاطر همین هم هست که گناهکار تا وقتی گناهش علنی نشده است، یک عذاب دارد و وقتی علنی می‌شود حکم مجازاتش تغییر می‌کند. با علنی کردن گناه، هم یکی دو نفر بیشتر، جرئت تکرارش را پیدا می‌کنند و هم آن بُعد منفی شخصیت فرد، که خدا پنهانش کرده بوده، آشکار می‌شود. ستر عور بوده و حالا توسط خود بنده، کشف عور می‌شود و این چیزی است که خدا نمی‌پسندد. نکته‌ی خیلی لطیفی است که در آن هم بُعد اجتماعی در نظر گرفته شده است (نشر فساد)، هم بُعد فردی (کاهش مقبولیت فرد در جامعه)، و هم بُعد روان‌شناختی (ریختن قبح گناه).

انگار خدا چند تا فرصت به آدم می‌دهد که خودش را اصلاح کند و مواظب باشد پل‌های پشت سرش را خراب نکند. اول می‌گوید اصلا گناه نکن؛ بعد می‌گوید حالا که کردی، آشکارش نکن، نگذار کسی بفهمد. و این‌ها فرصت‌هایی است که ما بعضا یکی‌یکی از دست‌شان می‌دهیم.

حالا فکرش را بکن که به هر دلیلی مشتری یک موسیقی، یک وبلاگ نامتعادل(!)، یا یک فیلم خارجی شده‌ای که با عینک شرعی وقتی بهش نگاه می‌کنی، جای هیچ توجیهی ندارد و صرف جذابیت فوق‌العاده‌اش، دلیل دیگری برای شنیدن، خواندن یا دیدنش نداری. قدم اول این است که ازش دست برداری، قدم دوم این است که پرده‌ای که خدا روی این اشتباهت کشیده است، پاره نشود و کسی ازش مطلع نشود. توی این دو قدم اگر لغزیدی، لااقل مواظب قدم سوم باش. نکند ذوق‌زدگی زیادت، بشود شیپورچی تبلیغاتی آن کار، آن فیلم، آن موسیقی یا آن وبلاگ…

1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
Loading ... Loading ...
  1. هانیه گفته است:

    درجه بعدیشم اینه که بگی به به ! چرا ما از این کارا نکنیم ؟ و دست به کار اشاعه ی اون بشی!!

    [پاسخ]

  2. 1رفیق.. گفته است:

    خوب بود! چطور بگم! نمی تونم نظرم رو واضح بگم ولی هم بار معنایی خوبی داشت و هم نوعی نثر روان و شناوری رو داشت. خوشم اومد..

    [پاسخ]

  3. من ِ او گفته است:

    چیرا :(
    مگه از اون عکس ناراحت شدی ؟؟؟؟

    [پاسخ]

  4. کوثر گفته است:

    انگار خدا چند تا فرصت به آدم می‌دهد که خودش را اصلاح کند و مواظب باشد پل‌های پشت سرش را خراب نکند. اول می‌گوید اصلا گناه نکن؛ بعد می‌گوید حالا که کردی، آشکارش نکن، نگذار کسی بفهمد. و این‌ها فرصت‌هایی است که ما بعضا یکی‌یکی از دست‌شان می‌دهیم.
    سلام!
    از خانه بیرون میزنم اما کجا امشب… شاید تو می‌خواهی مرا در کوچه‌ها امشب
    امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه….بشکن قرق را ماه من، بیرون بیا امشب

    از یه مثال جزیی به نتیجه ای جذاب رسیدن، عالی بود. خیلی به فکر نیاز داره. فقط باید بدونیم:

    خدا بشر رو بدون مقدمه مورد آزمایش قرار نداد، برای همین برای کمک به ما در آخرین فرصت، در فطرت همه مون پرستش خودشو قرار داده.

    خاک و خدا و عشق… و انسان شروع شد
    آغاز می شدیم که پایان شروع شد
    در ذهنمان خیال پریدن جوانه زد
    گندم بهانه بود و عصیان شروع شد

    [پاسخ]

  5. حسین گفته است:

    با شما موافقم. فهرست وبلاگ دوستان که در کنار صفحه هست، نشان از همین دقت نظر شما در معرفی وبلاگ‌ها داره.
    چند تا مطلب جدید در مورد جنجال اخیر در اجلاس داووس نوشتم. فکر کنم جالب‌ترینشون بحث در مورد مجری جلسه است؛ موضوعی که تا به حال کمتر مورد توجه قرار گرفته.

    [پاسخ]

  6. یک رزمنده گفته است:

    عجب!!!

    [پاسخ]

  7. کمند گفته است:

    :mrgreen:

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [straight-face] [crying] [love-struck] [sigh] [rose] [applause] [whistling] [wall]

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

نگارهٔ نهم
نگارهٔ پنجاه و چهارم
نگارهٔ نوزدهم
نگارهٔ چهل و سوم
نگارهٔ چهل و چهارم
* بهانه

تازه دانسته‌ام
دلم باز چرا
بی‌قرار تو بود؛
تأثیر عطر اردیبهشت، کم نیست.

* پیشواز
* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon