نگارهٔ شانزدهم
نگارهٔ چهل و نهم
نگارهٔ سی و هشتم
نگارهٔ سی و نهم
نگارهٔ بیست و چهارم
* بهانه

تازه دانسته‌ام
دلم باز چرا
بی‌قرار تو بود؛
تأثیر عطر اردیبهشت، کم نیست.

* پیشواز
* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۲م, بهمن ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 32 نفر

    سرنوشت، منتظر تصمیم من و تو نمی‌ماند.
    .

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۲م, بهمن ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 1,353 نفر
    راهپیمایی 22 بهمن

    راه‌پیمایی ۲۲ بهمن

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (12 رأی، میانگین: 4.42 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: من و تو و زندگی
    برچسب ها: , ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۱م, بهمن ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 535 نفر

    .

    لیلا ساکن ایران نبود و تا آن موقع تجربه‌ی شرکت توی راهپیمایی‌ها را نداشت، برای همین آن سال که ایران بودنش مصادف شده بود با ۲۲ بهمن، تأکید داشت راهپیمایی را تجربه کند. از قضا آن سال باران تندی هم می‌آمد. چترهایمان را برداشتیم و راه افتادیم.
    جمعیت که زیاد شد، گفتم: «لیلا! بیا چترهامونو ببندیم». توی آن جمعیت، هم چترها می‌رفت توی هم، و هم با آن همه فشردگی اصلا دیگر چتری لازم نبود؛ هر لحظه آدم زیر چتر یکی بود. لیلا که بعد از سر دادن شعار «بیست و دو بهمن‌ماه، حق مسلم ماست!» حسابی جو زده شده بود، با شور و هیجان می‌گفت: «نه! بذار آمریکا بفهمه ما چقدر چتر داریم!»

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (6 رأی، میانگین: 4.67 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: نوستالژی
    برچسب ها: , , ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۰م, بهمن ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 176 نفر

    . درباره‌ی انقلاب و حوادث قبل و بعدش همه‌مان کم و بیش چیزهایی شنیده‌ایم. ولی مسلم است که این‌ها همه‌ی آن واقعیت‌هایی نیست که وجود داشته و اتفاق افتاده است.

    وقتی حرف از انتقال ارزش‌های نسل اول به نسل سوم پیش می‌آید، از خودم می‌پرسم چه چیزهای مهمی بوده که باید به ما می‌رسیده، اما نرسیده است؟

     

    انقلاب اسلامی

    انقلاب اسلامی

    بعد می‌گردم توی اطلاعاتم درباره‌ی انقلاب و ناخواسته تصاویری از راهپیمایی‌ها و تظاهرات‌ها و شعارنویسی‌ها و … می‌آید جلوی چشمم. همان‌هایی که توی تلویزیون و بعضی کتاب‌ها و مجلات دیده‌ام. و به این فکر می‌کنم که آیا همه‌ی این آدم‌ها از انقلاب و فعالیت ضد رژیم، هدفی یکسان داشته‌اند؟ و توی ذهنم زن‌های بی‌حجابی مجسم می‌شود که در بین زن‌های محجب و چادری ایستاده‌اند و شعار «مرگ بر شاه» سر می‌دهند. همان‌هایی که نمی‌دانم به چه دلیلی از توی فیلم‌های انقلاب حذف شده‌اند و اثر زیادی ازشان توی عکس‌ها هم نیست. آنچه که واضح است این است که گروه‌های مختلف، علی‌رغم اتحادشان در براندازی رژیم، هر کدام هدف‌های خاصی را دنبال می‌کرده‌اند که راه رسیدن به آن‌ اهداف از به زیر کشیدن رژیم می‌گذشته؛ و در واقع آنچه که میان آن‌ها مشترک بوده و ایجاد اتحاد کرده بود، حذف شاه بوده و نه هدف از سرنگونی آن.

    انقلاب اسلامی ایران

    انقلاب اسلامی ایران

    انقلاب ما به وصف «اسلامی» گره خورده است؛ ولی مسلماً همه‌ی آن‌هایی که علیه رژیم شاه فعالیت می‌کردند، به دنبال تشکیل یک «حکومت اسلامی» نبوده‌اند. واضح است که عده‌ای هم با مقاصد سیاسی سعی می‌کردند از این جنبش استفاده کنند؛ اما حتما کسان دیگری هم بوده‌اند که هدفشان از براندازی رژیم، نه تشکیل حکومت اسلامی بوده و نه یک تاکتیک سیاسی. البته خواسته‌ی رهبر این انقلاب قطعاً برپایی حکومت اسلامی بوده است؛ ولی اینکه مردم، هر کدامشان به چه امید و انگیزه‌ای درصدد راندن شاه بوده‌اند، چیزی است که برایم مجهول است.

    کاش می‌شد پای صحبت تک‌تک آن‌ها نشست و حرف‌هایشان را شنید.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (2 رأی، میانگین: 2.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۰م, بهمن ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 61 نفر

     

    آقای گاف مریض می‌شود. می‌رود پیش دکتر. دکتر نبضش را می‌گیرد. به سرعت او را به آزمایشگاه می‌فرستد. از آقای گاف چند سی‌سی خون می‌گیرند. او پشت در، قدم‌زنان منتظر نتیجه‌ی آزمایش است. خانمی سفیدپوش از در خارج می‌شود. با خوشحالی رو به آقای گاف می‌کند و می‌گوید: «مژدگانی بدهید؛ شما عاشق شده‌اید». با شنیدن این خبر، آقای گاف ویار ِ معشوق می‌کند.
    .
    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (1 رأی، میانگین: 5.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه٬رقص قلم
    برچسب ها: , ,