پست‌های مربوط به اسفند ۱۳۸۷

وقتی اهداف تبیین نشده باشد

۲۷ اسفند ۱۳۸۷

.
آقای سپاه که اردوی راهیان نور راه می‌اندازی؛ آدم‌ها نمی‌آیند جنوب که چند روز دور هم باشند و خوش بگذرانند و برای نمکش کمی خاک بخورند! می‌آیند آنجا خودسازی کنند، اقلا تفکر کنند و با سیره‌ی شهدا مأنوس بشوند. توی سیره‌ی کدام شهید، به تعویق انداختن نماز اول وقت بوده که توی اردوی «راهیان نور» [...]

» ادامه...

بیب

۱۶ اسفند ۱۳۸۷

.
دیدید توی کارتون‌ها از این دستگاه‌های طلایاب نشان می‌دهد؟ طرز کارش را دیدید؟ هر چی به طلا نزدیک‌تر می‌شود، صدایش بیشتر در می‌آید: «بیب…………. بیب………… بیب……….. بیب………. بیب……… بیب…….. بیب……. بیب…… بیب….. بیب…. بیب… بیب.. بیب.بیب.بیب. بیببیببیببیببیببببببببب»

همین.

» ادامه...

کاش پسر بودم

۱۳ اسفند ۱۳۸۷

.
تا به حال چند بار از ته دل آرزو کرده‌ام که ای کاش پسر بودم. تعداد دفعاتش را یادم نمی‌آید، اما دو بارش را مطمئنم. بار اولش را هم یادم نمی‌آید چرا و کِی! ولی بار دوم را به خاطر تکرار شدنش یادم هست و آن هم وقتی بود که داشتم از نگاه تیز و [...]

» ادامه...

مه‌آلود

۱۱ اسفند ۱۳۸۷

.
دو روزه یه جور عجیبی شدم. همه‌ش بازگشت دارم به گذشته. به یه زمان‌‌ها و مکان‌هایی که حتی نمی‌دونم کی هست و کجاست. یه چیزی منو می‌کشونه به گذشته، ولی قبل از رسیدن به مقصد، وسط راه رهام می‌کنه و فقط یه حس آشنا برام می‌ذاره. گاهی می‌رسم به بندرعباس و زمستون تهران. گاهی به [...]

» ادامه...

کله بادکنکی

۰۸ اسفند ۱۳۸۷

.
توی کلاس نشسته بود و به درس گوش می‌داد. داشت به حرف‌های استاد فکر می‌کرد که یکهو خاطره‌ی چند سال پیشش، سرک کشید وسط حرف‌های علمی استاد. هنوز خاطره کامل نشده بود که یک سؤال از گوشه‌ی ذهنش پرید وسط خاطره و حرف‌های علمی استاد. همین‌طور که داشت توی ذهنش، به سؤال، جواب می‌داد، یکی‌یکی [...]

» ادامه...

© دنیای راه راه ۱۳۸۸ | طراح قالب grrliz | فارسی‌سازی مهران | قدرت‌گرفته از وردپرس