نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۰م, اسفند ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 58 نفر
در تکان دادن دست برای کودکان خاکآلود کنار جاده، لذتی است که در اصل سفر نیست.
هر روز به اسکله میروم
به استقبال صدای بوق کشتیها
و به پیشواز هر آنکه
هیچکس برای دیدنش نیامده
اسکله خالی که میشود از آدمها
شاخه گل را به دست کسی میدهم
که کنار آب ایستاده
و کسی به استقبالش نیامده
و شاخهگلی را به سویم دراز کرده است
هر وقت دیدی بردهاندت بالا و دارند بادت میکنند، بدان که روزگار از دست آویزانت کرده است به قناره که پوستت را بکند…
* صفحهٔ ۴۲
۲۰م اسفند, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۶ ب.ظ
هواستون باشه زیادی توی این لذت غرق نشید چون ممکنه یهو توی همین فضای رمانتیک آلود برید روشون ….
[پاسخ]
۲۲م اسفند, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۸ ب.ظ
تا باهاشون حرف نزنی نمیشه…
[پاسخ]