نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۶م, اسفند ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 353 نفر

.
دیدید توی کارتون‌ها از این دستگاه‌های طلایاب نشان می‌دهد؟ طرز کارش را دیدید؟ هر چی به طلا نزدیک‌تر می‌شود، صدایش بیشتر در می‌آید: «بیب…………. بیب………… بیب……….. بیب………. بیب……… بیب…….. بیب……. بیب…… بیب….. بیب…. بیب… بیب.. بیب.بیب.بیب. بیببیببیببیببیببببببببب»

همین.

1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (2 رأی، میانگین: 3.00 امتیاز از 5)
Loading ... Loading ...
قرارگرفته در شاخۀ: من و تو و زندگی
برچسب ها: , ,
  1. حامد گفته است:

    گاهی یک لحظه که آدم پایش را این‌ طرف یا آن‌ طرف می‌گذارد، صدا ضعیف می‌شود.

    [پاسخ]

    «نخواب! نخواب! اگه بخوابی یخ می‌زنی، می‌میری!» همین‌طوری این آمد توی ذهنم.

    [پاسخ]

    سلام.
    گفته بودم اینا نشونه هستن ها !!!
    :D

    [پاسخ]

    ها دیگه. بذار این روزای آخر توی حال خودمون باشیم :D

    [پاسخ]

  2. مادرانه گفته است:

    قسم می خورم هیچی از این پستت نفهمیدم.حتی به اندازه یه سر سوزن!

    [پاسخ]

    :mrgreen: الهی من فدای آبجی بزرگه بشم که برای این حرفش قسم هم می‌خوره :wink:

    [پاسخ]

  3. زهره گفته است:

    سلام….معمولا اینجا رو از طریق فید دنبال می کنم ولی اهل کامنتینگ نبودم…ولی این پستتونو که خوندم یه چیزی بم گفت عازم حجین…شایدم کربلا! الا ببینیم چی میشه… .

    [پاسخ]

    سلام. کاش همین طور باشه که شما می‌گید :)

    [پاسخ]

  4. امید گفته است:

    سلام . .

    [پاسخ]

  5. 043 گفته است:

    سلام. بله دیدیم . :D

    [پاسخ]

  6. حسین گفته است:

    تو کدوم کارتون رو می‌گی؟ :o
    من که یاد ضربان قلب و … افتادم! شاید هم اون کسی که دنبال طلا می‌گشته بعد از پیدا کردنش از خوشحالی تموم کرده! 8O

    [پاسخ]

    اوهوم. خیلی خوبه :)

    [پاسخ]

  7. صور اسرافیل گفته است:

    حالا منظورت چی بود؟! 8O

    [پاسخ]

  8. ستایش گفته است:

    یعنی الان به طلا نزدیک شدی ؟؟
    خوش به حالت ، بعدش دستگاهتو بده به من …

    [پاسخ]

  9. غریب کربلا گفته است:

    بسم رب النور
    سلام وبلاگ زیبایی دارید
    امکان تبادل لینک هست؟
    اگه اره خبرم کنید لینک کنمتون
    یاحق

    [پاسخ]

  10. منتظر گفته است:

    سلام
    بعد از مدت ها اومدم
    موفق باشی ۸) :D

    [پاسخ]

    بعد از مدت ها خوش اومدید :)

    [پاسخ]

  11. کبوتر حرم گفته است:

    یادمه تو بچگی یه بازی می کردیم که چشم هامون رو می بستن و می گفتن دنبال فلان چیز بگرد و هر وقت بهش نزدیک تر می شدیم ریتم مدادی که به میز می خورد تند تر می شد….
    خیلی وقته که ثانیه ها روی یه ریتم حرکت می کنن….
    و خیلی وقته که دنبال گمشده می گردیم و طلایاب پشت سر هم بیب بیب می کنه …
    نکنه باطری طلایاب تموم نشه…
    خوش به حال شهدای کانون … بیب بیب بیب بوووووووووووووم والسلام

    [پاسخ]

  12. کبوتر حرم گفته است:

    نکنه باطری طلایاب تموم بشه …!!!

    [پاسخ]

  13. رهرو گفته است:

    سلام
    از متن یه برداشتی کردم و از کامنت جناب” مهدی خ” و پاسخ شما یه برداشت دیگه !
    انشالله که همه اش خیره و طلای نابی یافته باشید یافتنی !
    ایدکٍ الله…

    [پاسخ]

  14. hanieh گفته است:

    salam abji jonam
    emaileto didam
    onam ba che takhiri!!!
    ye etefaghayi vasam oftad ke… daram post mizanam alan
    ye sari behem bezan badan
    :(

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [straight-face] [crying] [love-struck] [sigh] [rose] [applause] [whistling] [wall]

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

نگارهٔ سیزدهم
نگارهٔ هفدهم
نگارهٔ بیست و نهم
نگارهٔ سی‌ام
نگارهٔ ششم
* نرمی

بعد از تو
نمی‌شود شعر خواند، شعر گفت، به شعر گوش سپرد

من ماه‌هاست شعری نگفته‌ام
ماه‌هاست در شب‌هایی به عمق یلدا
و روزهایی به طول فاصله،
لطافتم را به گل بخشیده‌ام،
به قاصدک
به نسیم

شعر، احساس را به من باز می‌گرداند
نرمی، برای قلبم خوب نیست
ماه‌هاست قرصی نخورده‌ام

شعر، احساس مرا
شعر، اوج اخلاص مرا
شعر، تو را
به من باز می‌گرداند

* بباف
* تغییر
* شرم
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon