نگارهٔ بیست و هفتم
نگارهٔ سی و پنجم
نگارهٔ هشتم
نگارهٔ هفدهم
نگارهٔ سی و دوم
* نرمی

بعد از تو
نمی‌شود شعر خواند، شعر گفت، به شعر گوش سپرد

من ماه‌هاست شعری نگفته‌ام
ماه‌هاست در شب‌هایی به عمق یلدا
و روزهایی به طول فاصله،
لطافتم را به گل بخشیده‌ام،
به قاصدک
به نسیم

شعر، احساس را به من باز می‌گرداند
نرمی، برای قلبم خوب نیست
ماه‌هاست قرصی نخورده‌ام

شعر، احساس مرا
شعر، اوج اخلاص مرا
شعر، تو را
به من باز می‌گرداند

* بباف
* تغییر
* شرم
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۸م, اسفند ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 28 نفر

    به روز اعتماد کرده بود؛
    تنها اشتباهش همین بود.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۶م, اسفند ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 353 نفر

    .
    دیدید توی کارتون‌ها از این دستگاه‌های طلایاب نشان می‌دهد؟ طرز کارش را دیدید؟ هر چی به طلا نزدیک‌تر می‌شود، صدایش بیشتر در می‌آید: «بیب…………. بیب………… بیب……….. بیب………. بیب……… بیب…….. بیب……. بیب…… بیب….. بیب…. بیب… بیب.. بیب.بیب.بیب. بیببیببیببیببیببببببببب»

    همین.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (2 رأی، میانگین: 3.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: من و تو و زندگی
    برچسب ها: , ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۶م, اسفند ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 24 نفر

    سجده‌های سهو من
    همه‌اش
    به یاد توست!

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۴م, اسفند ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 48 نفر

    - معمولا وقتای بیکاری‌ت رو چه‌جوری می‌گذرونی؟

    - به بطالت!

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۳م, اسفند ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 1,036 نفر

    .
    تا به حال چند بار از ته دل آرزو کرده‌ام که ای کاش پسر بودم. تعداد دفعاتش را یادم نمی‌آید، اما دو بارش را مطمئنم. بار اولش را هم یادم نمی‌آید چرا و کِی! ولی بار دوم را به خاطر تکرار شدنش یادم هست و آن هم وقتی بود که داشتم از نگاه تیز و هرزه‌ی یک جنس مذکر فرار می‌کردم.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (8 رأی، میانگین: 3.63 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: من و تو و زندگی
    برچسب ها: ,