.
استغفرالله! ما که به همچین چیزهایی اعتقاد نداریم، ولی میگویند آنور آبیها همهاش «زن» و «مرد» میکنند و انجمن حمایت از زنان میسازند و فمینیست میشوند و به «زن» لقب «جنس دوم» میدهند. البته ما فرهیختهایم و فمینیسمناپذیر! و خوب میدانیم که جامعه متشکل از «زن» و «مرد» است و منظور از «ملت» و «مردم» و «آدمها»، هم زنان هستند و هم مردان.
فقط گاهی وقتها به این فکر میکنیم که سایتی بزنیم ویژهی «بانوان»، یا نهایتاً توی نشریههامان یک صفحه را اختصاص بدهیم به «زنان». خب البته بعضی وقتها هم لازم میشود که از ترکیب «زن و خانواده» استفاده کنیم. یک وقت سوء تفاهم نشودها؛ ما از شعار «وزرای زن در کابینهی دولت» منظور خاصی ندارم. «مرکز امور زنان و خانوادهی ریاست جمهوری» هم صرفا یک استثنا است. وگرنه ما که میدانیم زنها هرگز فرع نیستند.
از تقاطع که رد شد دیگر او را ندید… او پشت چراغ قرمز مانده بود.
آدمها دو دستهاند:
دستهی اول و دستهی دوم.
- ببخشید استاد! مطالبی که توی این ۵ جلسه گفتید، ربطی به موضوع درسمون نداره.
- انصافا چیز جدید یاد گرفتید یا نه؟!
.
وقتی یک نفر بر حسب اتفاق – یا حالا بیاحتیاطی خودش- میافتد توی استخری، رودخانهای، چیزی؛ بقیه نمیآیند همانجا برایش کلاس درس بگذارند که «خوبه، آفرین، یه کمی خودتو شل کن، دست و پا نزن، نترس الان میای روی آب»، یا «صبر کن حالا که توی آبی بیام شنا یادت بدم که غرق نشی!». میآیند دستش را میگیرند و از آب میکشنش بیرون. چون همه میدانند که آن موقع، وقت این حرفها نیست. آموزش شنا مال وقتی است که طرف آرامش داشته باشد و آمادگیاش را؛ مال قبل از توی آب افتادن و غرق شدن است.


(6 رأی، میانگین: 4.00 امتیاز از 5)