نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۴م, اردیبهشت ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 107 نفر

.
پایت را که از قم می‌گذاری بیرون، انگار آمده‌ای توی یک دنیای دیگر. یک دنیای رنگارنگ، با آدم‌های جورواجور. توی قم آدم‌ها زیاد به هم شبیه‌اند؛ با رنگ‌هایی که اغلب یا سفید است و یا سیاه. به خاطر همین هم به محض اینکه پایت را از قم بیرون می‌گذاری، یاد شهر فرنگ برنامه‌های کودک قدیمی می‌افتی: «شهر فرنگه… از همه رنگه…».

امروز وقتی توی خیابان‌های شیراز قدم می‌زدم، مثل مریخی‌های زمین‌ندیده‌ای شده بودم که سفینه‌شان به خاطر یک نقص فنی افتاده وسط این کره و هاج و واج به موجودات دو چشم و دو گوش زمینی و رخت‌ولباس‌های پشت شیشه‌هایشان نگاه می‌کنند.

بعد به عنوان یک مریخی زمین‌ندیده، به این فکر کردم که اگر قرار باشد تصمیم‌گیرندگان فرهنگی و مذهبی کشور، قم‌نشینان باشند، چقدر حواسشان به آدم‌های رنگارنگ غیرقمی هست و چقدر برنامه‌هایشان، متناسب با روحیات آن‌ها خواهند بود؟

شاید با قم‌نشینی، شناخت نیاز آدم‌های شهر فرنگ و شیوه‌ی عمل و مفاد تزریقی(!) به آن‌ها، کمی مشکل بشود. اگر این تصمیم‌گیرنده‌ها نخواهند زیرسبیلی همه چیز را رد کنند و سر و ته قضیه را به هم بیاورند، کارشان سخت می‌شود؛ یا باید آدم‌های رنگارنگ را توی ذهنشان مجسم کنند و بر اساس همین تجسم، با حدس و گمان و براساس شنیده‌ها و تجربه‌ها برنامه‌ریزی کنند، یا اینکه مدتی در بین همان‌ها زندگی کنند.

در هر حال، نگاه کردن به زمین از دید یک مریخی تازه‌وارد، تجربه‌ی بدی نیست؛ می‌توانید امتحانش کنید.

1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (1 رأی، میانگین: 1.00 امتیاز از 5)
Loading ... Loading ...
قرارگرفته در شاخۀ: خیزش ِ نرم٬من و تو و زندگی
برچسب ها: , ,
  1. امید گفته است:

    و متاسفانه چه بخوایم قبولش کنیم و چه نخوایم سالهاست این مریخی ها دارند برای زمینی ها خوراک تهیه میکنند ….!!!

    [پاسخ]

  2. فاطمه گفته است:

    وبلاگ جالبی دارید!!!

    به ماهم یه سری بزنید!!!

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [straight-face] [crying] [love-struck] [sigh] [rose] [applause] [whistling] [wall]

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

نگارهٔ سوم
نگارهٔ دهم
نگارهٔ نهم
نگارهٔ هفتم
نگارهٔ بیست و هشتم
* بخر مرا!

برای مؤمن شدن به تو
معجزه نمی‌خواهم؛
دستی دراز کن!

* دار
* همین گونه خوب است
* نرمی
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon