تلویزیون خوابگاه
۱۴ خرداد ۱۳۸۸
.
روی بوردهای تبلیغاتی دیده بودم که آقای احمدینژاد، سیزدهم مناظره دارد. ساعت ده و نیم، شامخورده و آماده، میرویم واحد کناری که تلویزیون دارند. همهی یازده نفرمان، چشم دوختهایم به صفحه و منتظر شروع مناظرهایم. ناخواسته استرس داریم و کسی جرئت جیک زدن ندارد. با هر عکسالعمل کوچکی، «هیس» بچهها بلند میشود.
آقای احمدینژاد، مناظره را کاملاً غیرمنتظره شروع میکند. او که تا حالا در مقابل کارشکنیها سکوت کرده بود، بیپروا و بدون هیچ درنگی، ماهیت جبههگیری کاندیداها را رو میکند؛ ماهیتی که البته انگار برای همه رو شده بود، جز آقای میرحسین موسوی: «سه دولتِ پیدرپی، در مقابل من هستند؛ با محوریت آقای هاشمی».
اسم هاشمی که میآید، اولین عکسالعمل غیرمنتظرهی بچهها دیدنیست. اعتماد به نفس آقای احمدینژاد را در دل تحسین میکنم.
آقای احمدینژاد بعضی از حرفهای دل من را در این روزها، میزند: «چرا باید خودمون رو شیفتهی قدرت نشون بدیم؟» و آنجا که محکم در مقابل موسوی میگوید: «شما چرا خودتون رو جای نظام میشونید؟»
البته احمدینژاد با اقدامی نازیبا و تهدیدآمیز، از رو کردن پروندهی زهرا رهنورد میگوید. او تقریباً در همهی نوبتهایش، سر وقتِ اضافه، چانه میزند و در فرصت آخر ِ آقای موسوی، دو بار کلامش را قطع میکند. آقای احمدینژاد، سعی میکند با تکرار جملهی «من به شما علاقهمندم»، آقای موسوی را بابت حسن نیتش در پندهای دلسوزانه، مطمئن کند!
احمدینژاد گاهی در جبههگیریاش مقابل انتقادات موسوی، دولت نهم را با دولت موسوی که در سالهای ابتدایی پس از انقلاب و بیثباتی ناشی از جوانی انقلاب و جنگ روبرو بود، مقایسه میکند.
در تمام مدتِ مناظره، میخکوب شدهایم و گهگاه با صحبتهای آقای احمدینژاد و تکیهکلامهای آقای موسوی، از جا میپریم. بچهها با نگرانی دربارهی امنیت جانی احمدینژاد پچپچ میکنند.
آقای موسوی، تقریباً تا آخر مناظره به آقای احمدینژاد نگاه نمیکند. اوائل به میز و کاغذها نگاه میکند. بعدتر چشم میدوزد به دوربین و گاهی هم به مجری نگاهی میاندازد، و بچهها که جرئت جیک زدن ندارند، در گوش ِ هم، از لرزش صدای او میگویند.
آقای موسوی به وضوح، از شروع احمدینژاد جا خورده است. او حرفی در مقابل احمدینژاد ندارد؛ یا به کلیگویی میپردازد و به ذکر عناوینی مثل «وضع دانشگاهها و جوانان» اکتفا میکند، یا دقیقاً برعکس، به جزئیاتی مثل «سیر همدان» میپردازد. آقای موسوی عملاً دستش خالی شده است. به خاطر همین هم، این نکته را که «من احساس خطر کردم» یا «دقیقاً به خاطر همین قانونگریزی تصمیم گرفتم در انتخابات شرکت کنم» بارها تکرار میکند. اطلاعات ناقصش که با استناد به «یک رابط» مطرح میشود، ضعف اطلاعاتی او را روشن میکند.
آقای موسوی تسلطش بر کلام، آنقدر «چیز» است… «به اصطلاح»… ضعیف است که کمکم بچهها جای «چیز»ها را در کلامش پیدا کردهاند و همراهیاش میکنند. زهره آخرش نگران مترجمین هم میشود: «بچهها! توی روابط بینالملل، اگه ایشون اینجوری صحبت کنه، مترجمها جای “چیز” چی میذارن؟»!
«ترس» از اخمها و پشت چشم نازک کردنهای غرب، در مواضع موسوی به خوبی دیده میشود.
استدلالهای موسوی، بر پایهای سست بنا شده است: «اگر امریکا در حال انحلال و فروپاشیه، چرا سه بار به اونجا سفر کردید؟»! او ابتدا دفاع از خاتمی و هاشمی را به خودشان واگذار میکند؛ بعد طاقت نمیآورد و از زحمات زیاد هاشمی برای نظام و از وجههی داخلی و خارجی خاتمی صحبت میکند؛ و در انتها باز متذکر میشود که مسائل خاتمی به او ربطی ندارد!
تا به حال، همهی اصلاحطلبان و حتی بسیاری از اصولگرایان، از سکوت احمدینژاد در معرفی مافیای قدرت و ثروت و باند فساد گلهمند بودهاند و همین نکته را چوب انتقادات خود کردهاند؛ امشب که احمدینژاد سکوت را میشکند، موسوی امامزاده میشود و به خاطر نام بردن از افراد، در مقابل ۵۰ میلیون بیننده، برآشفته میشود: «گناه داره، ما مسلمونیم»!
آقای موسوی که هر لحظه در دل دعا میکند زمانش به پایان برسد، عملاً ۴-۵ دقیقهی آخر، حرفی برای گفتن ندارد و زمان را با گشتن لای برگهها و تکرار حرفهای قبل، به پایان میرساند.
در نهایت وقتی آقای موسوی از مجری میپرسد: «چقدر دیگه وقت دارم؟» و جواب میشنود: «یک دقیقه»، همه ساکت میشویم تا آخرین سخنان او را -که حتماً باید جزء مهمترین صحبتهایش باشد- بشنویم: «من از همهی مردم تشکر میکنم…» و فضای اتاق است که از شدت خندهی بچهها، به خاطر «کمآوردن» آقای موسوی، میترکد.
- پستهای مشابه:
- تعرض به ناموس موسوی!
- ملت ایران معترضاند!
آدرس دنبالک این مطلب:
http://kosaraneh.com/1388/03/dormitory-tv/trackback/

(5 رأی، میانگین: 400 امتیاز از 5)


خوبه که سوژه خنده شماها برای یه شبم جور شد……چرا وقتی که اون کوتوله میره سازمان ملل و اونطوری ملت ایران و هویت ایرانی رو به بازی می گیره و اسباب خنده خارجیها وافسوس داخلی ها را سبب میشه نخندیدین … چرا حجب و حیا را نشونه نقطه ضعف میدونین.. چرا پرده دری اون کوتوله رو در رابطه با خونواده و همسر موسوی و پلتیک کثیف رو که این آقای باصطلاح رئیس جمهور نخنددتون . چرا این آقائی که هنوز توی اداره مملکت هاج و واج مونده و از رو نمیره و مرتب رو صندلیش جابجا و میشد طوری که تیکهای عصبی کاملا هویدا بود نخندتون .. چرا امارای غلطی که این اقا داره رو می کنه و همهش خیالیه نمی خندوندتون … هیچ به موج ایجاد شده توی اکثریت خاموش دقت کردین .. دیدین که چه جنش از ادما اونم اکثریت قشر دانشگاهی و با سواد و در عین حال جوون دارن از کی و نظریه کی دفاع می کنن .. میدونی بساط ئ بازار حجتیه و رواج خرافات این رئیس جمهورتون بپا کرده … نه یا نمی دونین یا تو خواب موندین… زیاد نمی خواد صبر کنین ..۹ روز دیگه همه چی مشخص میشه … زنده باد مخالف من
[پاسخ]
یادم نمیاد توی این متن به کسی توهین کرده باشم که شما در جواب از لفظ «کوتوله» استفاده کردی. حالا درسته که قدت بلنده، ولی این دلیل نمیشه… ۹ روز دیگه
راستی! چی شده که نسبت به ما تغییر موضع دادی؟
[پاسخ]
حیران مانده ام از سر به زیری و متانت سید بگویم یا از پرده دری و حملات پی در پی رییس دولت مهرورزی؟! در تمام طول مناظره، در چهره مهندس موسوی جدیت، مظلومیت، ادب، اخلاق و آرامش تمام بچه های خط امام را دیدم. اوپرخاش نکرد؛ آبروی کسی را نبرد؛ و به تخریب کسی نپرداخت.
مناظره در فضای آرام سلام ابتدایی با بینندگان آغاز شد ولی دقیقه ای نگذشته بود که موسوی با طوفانی از حملات و اتهامات نسبت به هاشمی رفسنجانی، خاتمی و ناطق نوری مواجه شد و همان اول کار حیران ماند که چرا باید به اتهامات وارد شده به کسانی که در مناظره حضور ندارند پاسخ بگوید? و اساساً اتهامات دیگران چه ربطی به او دارد؟ و چرا احمدی نژاد ، این اتهامات را با خود انها در میان نمی گذارد؟
ده دقیقه آغازین مناظره طوفانی پیش رفت اما در ده دقیقه دوم، مهندس موسوی با متانت خاص خود وارد دریای مواجی شد که موج های پی در پی آن بر سینه ستبر کشتی اش می کوبید. میرحسین از وضع نامناسب اقتصادی گفت و از سیاست خارجی کشور انتقاد کرد. از ادعاها گفت و این که کشور را نمی توان با ادعا اداره کرد. اتهامات وارد آمده به هاشمی و خاتمی را شنید اما از کنار آن گذشت و اعلام کرد این صحبت ها باید در حضورخود این اشخاص مطرح شود.
در ادامه ده دقیقه دوم مدیریت اجرایی کشور با موضوع خرافه گرایی و خیال بافی و شعارهای احساسی بدون عمل ازسوی موسوی مورد سوال قرار گرفت.
با سخنان احمدی نژاد در بخش دوم اما بازهم دریا طوفانی شد و آشفتگی مناظره را در برگرفت. انتقادهای اصولی موسوی که در اوج ادب اسلامی مطرح می شد یا با مغالطه پاسخ داده می شد یا با سوال متقابل.
رئیس جمهور سراغ بایگانی تاریخ رفته بود و دست از هتک حرمت افرادی چون هاشمی رفسنجانی و خاتمی برنمی داشت. در واقع سخن اصلی احمدی نژاد این بود که ” آقای موسوی شما از طرف این افراد حمایت می شوید.”
و ای کاش مبرحسین می گفت که بسیاری از استادان ، روحانیون ، مراجع تقلید ، ایثارگران و البته مردم ایران نیز از او حمایت می کنند.
احمدی نژاد که درباره مساله هولوکاست و ملوانان انگلیسی و مطالب دیگری از این دست مورد سوال قرار گرفته بود، از کنار جنجال هو لوکاست بدون توضیح روشن گذشت و تلویحا آن را مورد تایید رهبر انقلاب دانست. قضیه ی ملوانان را نیز نشاندهنده رافت و مهربانی در جهت ارتقاء وجهه ی بین المللی ملت ایران در جهان عنوان کرد.
او سپس خطاب به موسوی که همواره مورد تایید امام راحل بود و در مدت هشت سال جنگ تحمیلی به اعتقاد دوست و دشمن، کشور را به خوبی اداره کرده بود با لحن نامناسب و غیرمنصفانه ای گفت: آقای موسوی شما بگویید ملت ایران در زمان دولت شما در جهان عزیزتر بوده یا در زمان حال؟ ما درزمان فعلی در دنیا مهم تر و تاثیر گذارتر هستیم یا زمان دولت شما و دو دولت آقای هاشمی و خاتمی؟
هنگامی که احمدی نژاد سخن می گفت، میرحسین با حالتی جدی، عمیق و متفکرانه به رئیس جمهور نگاه می کرد و گاه یادداشتی برمی داشت. در مقابل احمدی نژاد در زمان صحبت موسوی با لبخندهای غیر صمیمی، تصنعی و تحقیرکننده به چهره میرحسین نگاه می کرد. البته احمدی نژاد چند بار با لحنی نامناسب اعلام داشت که به آقای موسوی علاقمند است اما معتقد است آمارهای مهندس اشتباه است و نمی داند که این آمارها را از کجا آورده است! البته احمدی نژاداین را هم نگفت که امارهای ساختگی دولت خودش از کجا امده است؟
موسوی در مقابل اتهامات و سوالات آزار دهنده و تخریب کننده رئیس جمهور، تلاش داشت پا از دایره اخلاق اسلامی بیرون نگذارد و با رعایت ادب و نزاکت به طرح مشکلات جامعه کنونی بپردازد. او سعی می کرد از پاسخگویی به مطالبی که جز پرده دری چیزی نبود و متاسفانه از سوی احمدی نژاد رییس دولت نهم مطرح می شد اجتناب کند وحتی الامکان تفاوت دیدها را برای مردم بشکافد.
موسوی به افراط و تفریط دراتخاذ موضع پیرامون اسرائیل اشاره کرد و گفت که چگونه افراط در این مساله می تواند موجب تفریطی چون غائله مشایی شود. احمدی نژاد پاسخ روشنی به چرایی حمایت کامل از مواضع مشایی نداد.
میرحسین در دور دوم سخنان خود مسائل بیشتری از مشکلات جامعه را مطرح کرد و ضمن انتقاد شدید از سفر احمدی نژاد به ژنو گفت این حرکت مورد تائید هیچ کدام از کارشناسان وزارت خارجه نمی باشد. احمدی نژاد اما این موضوع را هم مانند همه کارهای دیگرش نشان عزت ملی ایران دانست.
احمدی نژاد مناظره را در دور سوم سخنان خود، به جولانگاهی خطرناک کشاند: نام بردن از افراد تاثیرگذار در جامعه و وارد آوردن اتهامات سنگین بر آنها.
او در پاسخ میرحسین که موضوع مدرک علمی وزیر سابق کشور را مطرح کرده بود، گفت در دوره آقای هاشمی رفسنجانی دانشگاه آزاد بی حساب و کتاب مدرک دکترا صادر می کرد، کردان هم یکی از افرادی است که در آن زمان دکترا گرفتند! و بدین شکل احمدی نژاد که پیش از این در صحن علنی مجلس دفاع جانانه ای از کردان کرده و رفتار او را بسیجی وار تلقی نموده بود مهره ی کردان را برای همیشه سوزاند و جالب اینجاست که هم اکنون کردان در دایره اطرافیان نزدیک احمدی نژاد است ولی احمدی نزاد نشان داد که برای رأی ، حتی حاضر است فردی مثل کردان را که این همه برای او هزینه کرده است را فدا کند ، چه رسد به افرادی از طیف مقابل مانند هاشم و خاتمی!
میرحسین موسوی، احمدی نژاد را درباره کردان و محصولی و ورق پاره خواندن مدارک دانشگاهی، مورد انتقاد قرار داده بود و احمدی نژاد با بالا آوردن پرونده ای به جلد آبی، و با لحنی خصومت آمیز گفت: ” من اینجا پرونده یک خانمی را دارم، آقای موسوی بگم؟… بگم؟ ” که ده دقیقه سوم تمام شد و مردم تصور کردند که لابد پرونده مهمی در دست احمدی نزاد است و با خود پرسیدند این خانم کیست ؟
اما دقایقی بعد ، در کمال تعجب دیدند که احمدی نژاد ، عکس همسر میرحسین را بالا آورد و در اقدامی عجیب در سرزمینی که “ناموس” در ان خط قرمز است ، زن میرحسین را متهم به قانون شکنی کرد و البته میرحسین ، چه صبورانه به این هتاکی پاسخ داد و درباره کسب مدارج دانشگاهی توسط همسرش توضیح داد و افزود که مدارک نیز موجود و قابل انتشار است و بدین ترتیب ، احمدی نژاد با عقب نشینی از این اقدام زشت ، پرونده را بر زمین گذاشت و دیگر به ان اشاره ای نکرد.
در پرده چهارم مناظره، احمدی نژاد به طور غیرمنتظره ای بازهم نام اعضای خانواده ناطق نوری، هاشمی رفسنجانی، کرباسچی و خاتمی را به زبان آورد. این افراد یک به یک از چشمه تخریب احمدی نژاد سیراب شدند و احمدی نژاد هم هر چه در توپ خانه داشت بر سر حریف یا دشمنی ریخت که مدعی بود از سوی آنها چهار سال مورد توهین واقع شده است. در حالی که ده دقیقه چهارم احمدی نژاد تمام شده بود.
گویا احمدی نژاد نمی دانست که طرف منتظره اش ، میر حسین موسوی است نه هاشمی و خاتمی و کرباسچی ولی از انجا که پرونده سازان هر چه گشته بودند نتوانسته بودند علیه میرحسین ، اتهامی پیدا کنند ، به احمدی نژاد خط داده بودند که علیه دیگران حمله کند و انها را منتسب به میرحسین کند!
عکس العمل موسوی در انتهای مناظره نیز شایسته تحسین بود. او در این مقطع نیز آرامش خود را حفظ کرد.
موسوی گفت: مشکل بحث با آقای احمدی نژاد همین است که به جای آن که درباره حل مسائل کشور بحث شود پا در کفش قوه قضائیه می کند. معاون حقوقی آقای رئیس جمهور به جای این که دنبال حل مشکلات مردم باشد از این اداره به آن اداره می رود و دنبال پرونده سازی برای این و آن است تا نتایجش امشب اینجا مطرح شود.
او خطاب به احمدی نژاد ادامه داد: شما در واقع چیزی علیه من نداشتید و مرتب به دولت های قبلی انتقاد می کنید. شما چهار سال است می خواهید نام مفسدین را که در حوزه فعالیت شما نیست فاش کنید. پرونده خانم من را جلوی من گرفته اید و تهمت می زنید. ایشان دارای دو فوق لیسانس و یک دکترا هستند. مدارک تحصیلی ایشان موجود است و در صورت لزوم منتشر می شود.
نکته مهم این مناظره لحن خشن و جنگ طلبانه احمدی نژاد و وقار، ادب و طمانینه موسوی در بیان سخنانش بود. در این منظره یک بار دیگر ثابت شد میرحسین موسوی سیاستمداری اخلاق مدار است ، مخصوصا وقتی که درمقابل برخوردهای ناروای احمدی نژاد به او گفت: آخر ما مسلمانیم! نمی توان فردی را که در این جا حضور ندارد و در این لحظه قادر به دفاع از خود نیست متهم کرد!
احمدی نژاد در این مناظره به خوبی سیاست “بهترین دفاع حمله است” را به کار گرفت. موسوی در پایان مردم را به تفکر عمیق و اجتناب از سطحی بودن دعوت کرد و براین نکته تاکید نمود که برای رییس یک دولت پسندیده نیست با ادعای رابطه نزدیک دولت و مردم، اشخاص را برای دادن یک نامه دنبال خود بدواند و چنین مسائلی در شان ملت ما نیست.
احمدی نژاد درمرحله پایانی سخنان میرحسین سعی کرد وارد بحث شود که با تذکر جدی میرحسین روبرو شد. موسوی گفت من به شما احترام گذاشتم و سخنان شما را شنیدم، شما هم باید به وقتی که در اختیار من است احترام بگذارید. این موضوع دوبار تکرار شد در حالی که در تمام مناظره ، میرحسین ، حتی یک بار هم حرف های احمدی نژاد را قطع نکرد.
راستی فراموش نکن . نه بشما هیچوقت توهین کرده تم و نه هرگز این اجازه را بخود نخواهم داد.
[پاسخ]
موضوع آنقدر واضح است که تنها چشمان تنگ نظر اصلاحطلبان از پذیرش آن خودداری می کند!دستپاچگی میر حسین کاملا مشهود بود ، او که تمامی انتقاد ها و سرکوب گری های ۳ ماهه اخیر را بدون هیچ استدلال منطقی ای بیان کرده بود ، به یک باره دستش رو شد و با گفتن «چیز» جملات مزاحم را از سر خود باز میکرد!
[پاسخ]
بهار به اموخته که هرگز هیچ زمستانی جاودانه نیست……… فقط صبر داشته باشین و ببینین
[پاسخ]
ای کاش بکب پیدا میشد لیست سوالات بی جواب دکتر احمدی نژاد رو تایپ میکرد و توی اینترنت میگذاشت . خیلی هاش جواب داده نشد …
[پاسخ]
منظورم ” یکی ” بود !
[پاسخ]
سلام .
جالبه که سوتی ها کلامی و غیر کلامی که مردم از میر حسین کشف کردن تقریبا در همه یکسان هست ………
قضاوت جالبی بود .
[پاسخ]
عجب روزگاری شده واقعا من با دیدن همچنین مناظری از مناظره دیگه دلم نمی خواهد رای بدم من واقعا متاسفم ،موسوی که بعد از۲۰ سال خواب خرسی تازه از خواب بیدار شده و تازه این مملکت رو اینطور میبینه و احمدی نژاد هم که از روزی که رئیس جمهور شد میگوید که من اسم مفسدهایاقتصادی رو میگم ؟؟؟ این هم یکی از وعدهایی که مثل تمامی وعده هایی که کسانی اومدند رئیس جمهور شدند وهیچ کدام عملی نشدند همه دیگه عادت کردند فقط به امید ظهور مهدی(عج) اجماعا صلوات
[پاسخ]