نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۶م, تیر ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 52 نفر
بگوییدش:
سرما همه را خشکانده است؛
گرمای خورشید پشت ابر، کفایت نمیکند.
- پستهای مشابه:
- آفتاب
هر روز به اسکله میروم
به استقبال صدای بوق کشتیها
و به پیشواز هر آنکه
هیچکس برای دیدنش نیامده
اسکله خالی که میشود از آدمها
شاخه گل را به دست کسی میدهم
که کنار آب ایستاده
و کسی به استقبالش نیامده
و شاخهگلی را به سویم دراز کرده است
هر وقت دیدی بردهاندت بالا و دارند بادت میکنند، بدان که روزگار از دست آویزانت کرده است به قناره که پوستت را بکند…
* صفحهٔ ۴۲
۱۷م تیر, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۹ ب.ظ
بگوییدش :
برای رفتن ابر ها هر صبح عهد میبندیم اما …
[پاسخ]
۱۸م تیر, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۱ ق.ظ
افتاب را خواندم و لذت بردم
[پاسخ]
۱۸م تیر, ۱۳۸۸ در ۷:۵۵ ب.ظ
سلام
در چنین سرمایی، بی حضور تشعشع آفتاب، چاره دویدن است، زیادتر تلاش کردن و زیر آسمان و رو به آن ایستادن وگرنه محکوم به خشکیدنیم، همانطور که خیلی ها خشکیده اند.
[پاسخ]
۲۰م تیر, ۱۳۸۸ در ۷:۱۴ ق.ظ
اللهم عجل ل ولیک الفرج!
امیدی جز این نیست!
[پاسخ]