نمازجمعه سبز
۲۷ تیر ۱۳۸۸
.
عدهی زیادی منتظر نماز جمعهی دیروز بودند. خیلیهاشان برای اینکه موضع هاشمی را بدانند، خیلیهاشان برای اینکه حضور پیدا کنند و بعضی حرفهایشان را در قالب شعار، و همان حضور بزنند.
بالاخره دیروز رسید و نماز جمعه برگزار شد و هاشمی هم صحبتهایش را کرد. آنها که میخواستند حرفها را بشنوند، شنیدند؛ آنهایی هم که میخواستند بروند آنجا، رفتند.
حالا آن چیزی که مانده است، تحلیل و تفسیر حرفهای هاشمی است و حرف و حدیثهایی دربارهی «نماز اولیها»؛ اصطلاحی که به خودی خود، بار منفی به همراه دارد.
تحلیل صحبتهای هاشمی بماند. کمی برویم سراغ آن حرف و حدیثها… از دیروز غیر از سایتهای خبری، توی وبلاگها و شبکههای اجتماعی، و بلکه در دیدارهای حضوری، پر شده است از کنایههای دوستان راجع به نماز خواندن و البته نماز نخواندن دوستان سبز و غیرسبز معترض، و عکسهایی که نماز خواندن آقایان پشت سر و یا در کنار خانمها، و یا خواندن نماز با کفش را نشان میدهد.
البته هر کاری آدابی دارد و نماز – و خاصه نمازجمعه- هم بالطبع آداب ویژهی خودش را دارد. و خب، به هر دلیلی بعضی از دوستان معترض، دیروز بعضی از این آداب را نادیده گرفتهاند.
اینجا تحلیل اجتماعی و فرهنگی را به تحلیل سیاسی ترجیح میدهم و بلکه برایش اولویت قائلام. قبل از اینکه بیاییم دست بگذاریم روی این مسئله که طرفداران فلانی، حتی بلد نیستند نماز بخوانند، پس فلانی برود خجالت بکشد که اینها پیرو اش هستند و بعد نتیجه بگیریم که اینها یک مشت خائن دستنشاندهاند؛ بد نیست این سؤال را از خودمان بپرسیم که چرا توی مملکت اسلامی ما، دوستان «مسلمان»مان، توی آداب ساده و ابتدایی نماز لنگ میزنند.
به عملکرد خودمان و مراکز فرهنگی-مذهبی نیمنگاهی بیندازیم و ببینیم بعد از ۳۰ سال که از انقلاب اسلامی و شعارهای اسلامگرایانه میگذرد، چرا هنوز عدهی زیادی، به نماز، مثل دعا مینگرند که به صرف داشتن صدق «نیت» و اخلاص، آن را مقبول میدانند و شرایطی برایش قائل نیستند. و چرا به دین به مثابه مجموعهای از آداب و عقاید نگاه میکنند که «دیندار» مختار است بعضیاش را بپذیرد و ملتزم باشد و هر چه را نپسندید، رها کند؟
با این وجود، بعد از این همه سال، ما مدعیان مسلمانی، هنوز یاد نگرفتهایم که تمسخر و تحقیر، نتیجهای جز نفرت و طرد ندارد. مگر همین ما که به خیال خودمان نماز و عبادتمان بینقص است، سالی چند بار نزدیکیهای نمازجمعه پیدایمان میشود که حالا به «اولین» نمازجمعهی غیرمدعیان گیر دادهایم؟!
دوستانمان را با دشمنانمان اشتباه گرفتهایم و هر روز یقهی هم را بیشتر از دیروز پاره میکنیم. منکر دخالت و حضور آدمهای منافق و فرصتطلب در بین معترضین نیستم، اما یادمان رفته که هر معترضی دشمن نیست.
هر چه ما بیشتر رو تُرش کنیم و بدخُلقی کنیم، آنها یکپارچهتر میشوند. نه اینکه یکپارچگی و وحدت بد باشد، نه. بدیاش دور شدن بیشتر و تفکیک مجزاتر ملت به «ما» و «آنها» است، و البته نتیجهاش اعتماد آنهاست به هر آنکه برخلاف ما، باهاشان همدردی میکند و همصدا میشود. بدیاش در اتحاد خواسته یا ناخواستهشان با مخالفین نظام و فرصتطلبان خواهان فروپاشی و عاملین دستنشاندهی تشنه به خون این انقلاب است که برخلاف تحقیرهای ما، با آنها همدلی میکنند…
- پستهای مشابه:
- رفاقت جهل و نفاق
- خوبهای نقابدار، خوبهای بینقاب
آدرس دنبالک این مطلب:
http://kosaraneh.com/1388/04/green-fpray/trackback/






مشکل یک جای دیگری است. شما «اینجا تحلیل اجتماعی و فرهنگی را به تحلیل سیاسی ترجیح» میدهید»، و حتی «برایش اولویت قائل»ید. خب. کسانی که دست به استخفاف سبزها می زنند، نگاه و برخورد سیاسی را در این مقطع، به نگاه و برخورد اجتماعی و فرهنگی ترجیح می دهند؛ یا اساسا ممکن است این رفتارشان عین برخورد برآمده از تحلیل اجتماعی و فرهنگی شان باشد.
نتیجه ی حرف من اینکه مطمئنا شما و کسانی که به شان اعتراض دارید، اختلاف مبنا دارید. وگرنه کلیت همین حرف ها را همان ها هم قبول دارند.
[پاسخ]
با ابتدای حرفت کاملا مخالفم :«به عملکرد خودمان و مراکز فرهنگی-مذهبی نیمنگاهی بیندازیم و ببینیم بعد از ۳۰ سال که از انقلاب اسلامی و شعارهای اسلامگرایانه میگذرد، چرا هنوز عدهی زیادی، به نماز، مثل دعا مینگرند …» ، نمیشه هر عمل بد یا اشتباهی که در فضای جامعه رخ میده بچسبونیم به کم کاری های انقلاب ! اصلا مگه هدف انقلاب این بوده که همه رو با انقلابش حزب اللهی و نماز شب خون کنه؟ پس اینجا نقش خانواده کجاست؟ این «نماز اولی»ها که ازش نام بردی باید یه نگاهی هم به فضای خانواده هاشون مینداختی…هر کس و هر خانواده مرام ومسلکی داره اینکه اونا بلد نیستند نماز بخونند به نظر من نمیشه به پای کم کاری های انقلاب نوشت ! اولین اعتقادات همه ی ما در خانواهامون شکل میگیره (چه خوب ، چه بد)، و در جامعه شکل کاملتری به خودش میگیره ، کسی که در خانواده هیچ پیش زمیته ای رو فرا نگرفته مسلما در جامعه چیز بیشتری رو نمیتونه قبول کنه…بخ نظر من این نتیجه ای که از ابتدای حرفت گرفتی غلطه گرچه که با انتهای اونها موافقم !!!
[پاسخ]
تناقضی نداره هانیه جان. کار فرهنگی مختص به افراد نیست عزیزم. کار فرهنگی روی افراد و روی خانوادهها انجام میشه. و البته خانواده همون افراد جامعهاند. جامعه هم متشکل از خانواده است.
[پاسخ]
خانم عزیز
خیلی جالبه وقتی درباره یک پدیده مثبت حرف میزنیم میگن حکومت و انقلاب و … مهمترین نقش رو داشته وقتی درباره یک پدیده منفی حرف میزنیم حکومت مصون میشه و خانواده و استکبار جهانی علم میشه !!
خانواده نقش داره اما یک چیز مهمتره و آن به زور ارزشهایی رو از طرف حکومت به خورد نسل جوان دادن نتیجه عکس میده
من از خانواده ای مذهبی بسیار جوان سراغ دارم که از دین زده شدن علت رو در رفتارهای حکومت برای تبلیغ زورمدارانه ارزش ها ببینید
[پاسخ]
راستی یادم رفت بگم ، آدرس فیدم عوض شده میتونی عوضش کنی و منو در ورد پرس دنبال کنی !
[پاسخ]
بهبه! مبارکه
[پاسخ]
چرا به قول شما این دوستان سبز که خیلی هایشان نماز اولی هستند حاضر شدند به نماز جمعه بیایند ان هم زیر ان افتاب؟چه اتفاقی افتاده است؟
ببینید چه قدر اشکال دارید که مخالف های نظام حاضر نشدند این همه سال به نماز جمعه بیایند؟
ایت الله طالقانی را که یادتان هست.
این نظام باعث جدایی تعداد زیادی از مردم از دین شد ولی بعد از این همه سال این “مردم” حاضرند به نماز جمعه بیایند فقط برای این که می دانند نماز جمعه شاید رنگ و بوی واقعیت را بدهد.که البته با گاز اشک و اور و باتوم و بازداشت شدن ۴۰ نفر تمام شد…می بینید تو این مملکت چقدر ازادی هست؟
” قبل از اینکه بیاییم دست بگذاریم روی این مسئله که طرفداران فلانی، حتی بلد نیستند نماز بخوانند، پس فلانی برود خجالت بکشد که اینها پیرو اش هستند و بعد نتیجه بگیریم که اینها یک مشت خائن دستنشاندهاند”
اولا چه قبول کنید چه نکنید این “خائن های دست نشانده تعدادی از مردم این مملکت هستند که هر چه قدر زور بزنند نمی توانند این همه ادم را دست نشانده ی امریکا و … بکنند خودتان را گول می زنید.
دوما شما بروید طرفداران اقای احمدی.ن را ببینید که در مواقع درگیری با مردم سبز پوش چه الفاظی از دهانشان بیرون می اید ان وقت می فهمید چه کسی باید خجالت بکشد…اگر دینداری این هست پس شما و اقای احمدی.ن هم قطعا باید بیشتر خجالت بکشید با این دینداریتون.
“بدترین نوع استبداد , استبداد دینی است”
یک سول:اقای مطهری بعد از مناظره ی احمدی.ن و اقای میر حسین موسوی یک نامه به اقای احمدی.ن نوشتند که در ان از ایشون خواسته بودند که اگر می خواهید مردمی بودن خود را ثابت کنید حداقل اسم یک نفر دیگر را که از پشتیبانان اصلی شماست و اتفاقا او هم مشکل مالی دارد را فاش کنید.
چرا اقای احمدی.ن این کار را نکردند؟
[پاسخ]
ایول خیلی موافقم
[پاسخ]
با سلام
مطالب شما گر چه رویکردی فرهنگی داشت
اما ناچار برای نتیجه گیری باید تحلیل سیاسی کنیم
من پاسخ شما را به چند بخش تقسیم میکنم
۱٫اول اینکه چرا نماز جمعه که فلسفه وجودی آن در اسلام تجمع مومنین حول موحور توحید است تبدیل شده است به تربیون سیاسی و. بزرگترین افت و چالش را در کشور ایجاد کرده است . شما حتما به نماز جمعه رفتید با یک نگاه اجمالی خواهید یافت که گروهی خاصی از جامعه در نماز جمعه شرکت میکنن و گروهی اصلا نمیدانند که نماز جمعه کجاست
دوم : نهادهای ذیربط نماز جمعه را یک دکوراسیونی سیاسی برای نظام میداند و این باعث شده که جایگاه سیاسی توحید به سیاسی صرف تبدیل شده و مردم نماز جمعه زا بیشتر جبهه سیاسی بدانند
۳٫ بر اهمیت نماز جمعه در رسانه ها و افکار عمومی کمتر تاکید شده
[پاسخ]
“با این وجود، بعد از این همه سال، ما مدعیان مسلمانی، هنوز یاد نگرفتهایم که تمسخر و تحقیر، نتیجهای جز نفرت و طرد ندارد. ”
خدایی چه عجب دو کلوم حرف درست و حسابی از طرفداران دو آتشه احمدی نژاد شنیدیم
[پاسخ]