نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱م, شهریور ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 426 نفر

قبل از هر چیز قلمش جذبم کرد؛ ساده و روان بود. انگار خودش نشسته باشد جلوی رویت و شمرده و دقیق برایت تعریف کند. بعدش چیزی طول نکشید که افتادم وسط ماجرا و قضایا. توصیفات دقیقش از محیط و آدم‌ها و احساسات آن‌قدر واضح بود که انگار به جای خواندن کتاب، داری فیلمش را می‌بینی. جزئیات هم شده بود تکمله‌ی جذابیت‌ها.

پیش از این، از بعضی دوستان اسم کتاب «دا» را شنیده بودم. علی‌رغم حجم زیادش، فروش فوق‌العاده‌اش زبانزد شده بود، طوری که در مدت ۸ ماه، به چاپ پنجاه و پنجم رسید.

پنج-شش ماهی می‌شد که «دا» گوشه‌ی اتاق، منتظر نشسته بود تا فرصتی پیدا کنم و بخوانمش. بالاخره دو سه هفته پیش این فرصت دست داد.

«دا» که لغتی است کُردی و به معنی مادر، اسم کتابی است از خاطرات سیده زهرا حسینی -که زمان شروع جنگ تحمیلی ۱۷ ساله بوده- و شرح فعالیت‌های او به عنوان غسّال، امدادگر، رزمنده و تدارکات و پشتیبانی.

راوی و نویسنده چنان آدم را با خودشان همراه می‌کنند که در تمام لحظات دردناکِ «زهرا»، تو هم ناخواسته درد می‌کشی و با ناراحتی‌اش اشک می‌ریزی؛ با شادی‌هایش شاد می‌شوی و با خستگی‌اش بی‌رمق.

لذت کتاب‌خوانی، یادگیری و شوق جهاد، را توأماً با خواندن «دا» تجربه کردم. آدم از شروع کتاب تا انتهای آن، در حال یادگیری مجموعه‌ای از درس‌های زندگی و اعتقادی، به کاربردی‌ترین وجه است. انگار زهرا با همه‌ی این خطرات و سختی‌ها، زنده مانده بود تا روزی پل ارتباط نسل‌های بعد از خودش باشد با دفاع مقدس هشت ساله…
.

- کتاب «دا» در راه ترجمه به ۴ زبان
- رخشان بنی‌اعتماد: «دا» بخش گفته نشده از تاریخ جنگی بود که هنوز پیامدهایش را پس می‌دهیم
- حبیب احمدزاده: دا حدیث راه پرخون می کند
- گوهر خیراندیش و مریلا زارعی از کتاب «دا» می‌گویند
- احمد نجفی: «دا» درخشان‌ترین کتابی است که در زمینه دفاع مقدس چاپ شده است
- عضو هیئت رئیسه مجلس: «دا» در ردیف شاهکارهای ادبیات انقلاب است
- سعید ابوطالب: «دا» حلقه‌ای از یک زنجیره گمشده است

1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (2 رأی، میانگین: 5.00 امتیاز از 5)
Loading ... Loading ...
  1. امید گفته است:

    حالا با این تفاسیر واجب شد بخونمش

    [پاسخ]

  2. رهگذر گفته است:

    سلام

    من هم خوندمش، جنگ گرچه مشکلات زیادی برای کشورمون داشت اما بستری رو هم فراهم کرد که چه بلوغ ها و به کمال رسیدن هایی در اون اتفاق افتاد، اون هم در مدتی کوتاه، بخش اعظم کتاب مربوط به چند روزه، کمتر از یک ماه و باقی کتاب، مربوط به چند سال

    آدم در عرض چند روز، می تونه راه چندساله رو طی کنه و باز هم باید خدا رو شکر کرد که در هر موقعیت هر چند دشواری، از جهات بسیاری خیر کثیری نازل می کنه

    [پاسخ]

  3. aramesh گفته است:

    سلام
    ماه رمضان مبارک
    با این تعاریف باید بخونمش اما فعلا نمیشه!
    ما تازه شروع به کار کردیم!
    التماس دعا

    [پاسخ]

  4. آمنه گفته است:

    واقعا کناب جالبیه . خوندنش رو به همه پیشنهاد میکنم . درود به سیده زهرا حسینی و همه زنان اینچنینی

    [پاسخ]

  5. محمد گفته است:

    بهترین کتابی بود که در تمام عمرم خواندم

    [پاسخ]

  6. سید گفته است:

    سلام
    من چاپ هشتادو یکم این کتاب رو خوندم .من درست سال آخر جنگ به دنیا اومدم با خوندن این کتاب تازه فهمیدم جنگ یعنی چی.ما کجاییم و اونا کجان.

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [straight-face] [crying] [love-struck] [sigh] [rose] [applause] [whistling] [wall]

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

نگارهٔ چهل و چهارم
نگارهٔ پانزدهم
نگارهٔ پنجاه و نهم
نگارهٔ سوم
نگارهٔ شانزدهم
* بهانه

تازه دانسته‌ام
دلم باز چرا
بی‌قرار تو بود؛
تأثیر عطر اردیبهشت، کم نیست.

* پیشواز
* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon