نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۸م, آبان ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 104 نفر

دیدی بعضی از مسابقه‌ها را که باید بگردی از میان خانه‌های خاموش، مسیرت را پیدا کنی؟ مجبوری یکی‌یکی خانه‌ها را روشن کنی تا مسیر درست، خودش را نشانت بدهد. بعضی از خانه‌ها پوچ است، بعضی‌هاشان هم تو را به عقب برمی‌گردانند. آن‌قدر باید بروی و بگردی و به عقب برگردی و بسوزی، تا بالاخره راه درست، از بین خانه‌ها، خودش را نشانت بدهد.

اگر خیلی زرنگ باشی و بخواهی بی‌دردسر به خانه‌ی آخر برسی، باید جواب سؤال‌های مجری را درست بدهی تا او خانه‌های پوچ را نشانت بدهد و مسیر اصلی را یکی‌یکی برایت روشن کند. آن وقت است که لذت بُرد را با هر حرکتت می‌چشی. حرکت، کُند است؛ اما در عوض، مسیر، مطمئن است.

1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
Loading ... Loading ...
قرارگرفته در شاخۀ: من و تو و زندگی
برچسب ها: , , ,
  1. حسنک گفته است:

    سلام
    [watching-sad] ..الان این ینی این‌که کندترین مسیر ؛
    مطمئن‌ترین مسیره ؟

    [پاسخ]

    سلام. البته که نه. برای همین هم از «کند”ترین” مسیر» اسمی نیاوردم.

    [پاسخ]

  2. هانیه گفته است:

    چه جالب تو پیشخوان وردپرسم ، پیوندهامو بر اساس رتبه رده بندی کردم اول شدی ! [batting-eyelashes]
    راستی عیدتم مبارک

    [پاسخ]

    :) ممنون. عید شما هم مبارک باشه.

    [پاسخ]

  3. الی گفته است:

    سلام !
    با سر زدن به سایتت به خواندن آثار احمد محمود راغب شدم ، میدونی ما غیر ایرانی ها را بیشتر میخوانیم ، نمی دانم چرا ؟ حتما میخوانمشان .

    [پاسخ]

  4. علوی گفته است:

    سلام
    در مورد پست قبلیتون
    پس اگه اینقدر از قلم احمد محمود خوشتون اومده زمین سوخته اش رو هم بخونید !

    [پاسخ]

    سلام. چشم. توی نوبته :)

    [پاسخ]

  5. ریحانه گفته است:

    سلام
    آیا رهبری با آن جوان منتقد با خشونت رفتار کرد؟
    گوشه ای از فعالیتهای رهبرتون را در این جا بخونید

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [straight-face] [crying] [love-struck] [sigh] [rose] [applause] [whistling] [wall]

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

نگارهٔ پانزدهم
نگارهٔ اول
نگارهٔ سی و سوم
نگارهٔ سی و ششم
نگارهٔ ششم
* نرمی

بعد از تو
نمی‌شود شعر خواند، شعر گفت، به شعر گوش سپرد

من ماه‌هاست شعری نگفته‌ام
ماه‌هاست در شب‌هایی به عمق یلدا
و روزهایی به طول فاصله،
لطافتم را به گل بخشیده‌ام،
به قاصدک
به نسیم

شعر، احساس را به من باز می‌گرداند
نرمی، برای قلبم خوب نیست
ماه‌هاست قرصی نخورده‌ام

شعر، احساس مرا
شعر، اوج اخلاص مرا
شعر، تو را
به من باز می‌گرداند

* بباف
* تغییر
* شرم
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon