نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۹م, آذر ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 175 نفر


سیگار را هم می‌شود چند جور کشید. می‌شود نصفه-نیمه کشید و بقیه‌اش را رها کرد توی خیابان؛ می‌شود تا آخر ِ آخرش طوری کشید که بوی سوختن فیلترش هم دربیاید.

ته سیگار را هم می‌توانی توی زیرسیگاری خاموش کنی؛ می‌توانی هم آن را بیندازی روی زمین و بروی و منتظر باشی که یا خودش خاموش شود یا بالاخره فشار پای آدمی، تایر ماشینی، چیزی خاموشش کند.

عادت بعضی‌ها هم این است که آن را تا ته دود می‌کنند، بعد می‌اندازند زمین و با نوک کفش آن‌قدر فشارش می‌دهند که کاغذش پاره شود و فیلترش زخم و زیلی بیفتد بیرون.

1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
Loading ... Loading ...
قرارگرفته در شاخۀ: من و تو و زندگی
برچسب ها: ,
  1. اصغرآقا گفته است:

    خب که چی حالا؟
    ارزشی نویسی بود این الان ؟؟
    پست روشنفکری مذهبی بود این الان ؟؟؟
    ثمرات رمان خوندن و کلاس داستان نویسی بود این الان ؟؟؟

    [پاسخ]

    :) این نوشته رو باید فهمید. همین :)

    [پاسخ]

    بعله! اصلا مرگ بر آمریکا.

    [پاسخ]

  2. دچار گفته است:

    این چیز خاصی داشت و من نفهمیدم
    یا
    چیز خاصی نداشت و من فهمیدم ؟!

    [پاسخ]

  3. امید گفته است:

    من فهمیدم

    [پاسخ]

  4. علی گفته است:

    پدرم تعریف می‌کنه که یکی از این آیت‌الله‌ها که استادش بوده سیگارش رو قبل از اینکه بکشه نصف می‌کرده و اون نصف وصل به فیلترش رو می‌کشیده و اون یکی نصفه رو می‌نداخته دور.

    [پاسخ]

  5. مادرانه گفته است:

    فکر کنم فهمیدم چی تو سرت می گذره…

    [پاسخ]

    اگر گفته بودید «فکر کنم فهمیدم منظورت از این نوشته چیه»، می شد احتمال داد که متوجه شدید. ولى حالا یقین بدونید که نفهمیدید.

    [پاسخ]

  6. حسنک گفته است:

    من شخصاً دوست دارم، سیگارم رو تا یه نصف سانتی قبل از فیلترش بکشم و بعدش بهش نگاه کنم که چطوری ذره ذره باقیش می سوزه !

    [پاسخ]

  7. مادرانه گفته است:

    مفهوم جمله ‌ی من با پاسخ تو تقریبا یکیه کوثرجان. یه بار دیگه نگاهش کن.

    [پاسخ]

    به نظر میاد اونقدر تفاوت دارن که گنجایش حمل اون جواب رو داشته باشه.

    [پاسخ]

  8. مهدی گفته است:

    سلام
    وب قشنگی داری و مطالب خوبی هم ارائه کردی. خوشحال می شم شما هم به وبلاگ من سری زده و نقد و نظری داشته باشی. در ضمن در صورت تمایل به تبادل لینک به من اطلاع بده.

    [پاسخ]

  9. هانیه گفته است:

    آموزشی بوده شاید! [shock]

    [پاسخ]

  10. دچار گفته است:

    لطفا یه نفر پیدا بشود این متن رو تا قبل از این که به معضلات ملی مان اضافه شود،‌ ترجمه کند!

    [پاسخ]

  11. دچار گفته است:

    یعنی ممکنه منظور از فیلتر یه آدمی باشه که واسطه است بین یه چیزایی یا یه کسایی؟

    [پاسخ]

  12. هانیه گفته است:

    دلمان برای «چَتینگ» تنگیده است ، خانم مهنّس [broken-heart]

    [پاسخ]

  13. چارلز برانسون در نیمه شبی به رنگ اقیانوس گفته است:

    کیسه زباله.. سطل اشغال .. زیر سیگاری.. سبز.. اکسیژن.. لایه ازن.. خودسوزی.. نیم سوزی .. صافی .. فیلتر .. فیلترینگ .. نهایتش هم اگه عاقل باشی تحریم و وای مامان اینا

    [پاسخ]

  14. هانیه گفته است:

    کوثر تو چرا همش نیستی؟
    ورد پرس اصلا باز نمیشه ، فیلتر شکن ها کار نمی کنن ، بیا با من همدردی کن [sad] [crying]

    [پاسخ]

  15. آب حیات گفته است:

    مشتاق دیدار خانوم؟ [smile]

    [پاسخ]

    سلام. همچنین. دعامون کنید :)

    [پاسخ]

  16. سلام گفته است:

    سلام
    وبلاگ قشنگی داری . خوش میگذره؟
    موفق باشی

    [پاسخ]

  17. سعید گفته است:

    سلام . . .
    من شما رو لینک کرده بودم ولی نمیدونستم دنیای راه راه شده این . . .
    ببخشید . . .
    مطلبتونم عالی بود
    یا حق

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [straight-face] [crying] [love-struck] [sigh] [rose] [applause] [whistling] [wall]

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

نگارهٔ پانزدهم
نگارهٔ سی‌ام
نگارهٔ یازدهم
نگارهٔ سی و چهارم
نگارهٔ سی و دوم
* نرمی

بعد از تو
نمی‌شود شعر خواند، شعر گفت، به شعر گوش سپرد

من ماه‌هاست شعری نگفته‌ام
ماه‌هاست در شب‌هایی به عمق یلدا
و روزهایی به طول فاصله،
لطافتم را به گل بخشیده‌ام،
به قاصدک
به نسیم

شعر، احساس را به من باز می‌گرداند
نرمی، برای قلبم خوب نیست
ماه‌هاست قرصی نخورده‌ام

شعر، احساس مرا
شعر، اوج اخلاص مرا
شعر، تو را
به من باز می‌گرداند

* بباف
* تغییر
* شرم
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon