زخم و زیلی

۰۹ آذر ۱۳۸۸


سیگار را هم می‌شود چند جور کشید. می‌شود نصفه-نیمه کشید و بقیه‌اش را رها کرد توی خیابان؛ می‌شود تا آخر ِ آخرش طوری کشید که بوی سوختن فیلترش هم دربیاید.

ته سیگار را هم می‌توانی توی زیرسیگاری خاموش کنی؛ می‌توانی هم آن را بیندازی روی زمین و بروی و منتظر باشی که یا خودش خاموش شود یا بالاخره فشار پای آدمی، تایر ماشینی، چیزی خاموشش کند.

عادت بعضی‌ها هم این است که آن را تا ته دود می‌کنند، بعد می‌اندازند زمین و با نوک کفش آن‌قدر فشارش می‌دهند که کاغذش پاره شود و فیلترش زخم و زیلی بیفتد بیرون.

آدرس دنبالک این مطلب:
http://kosaraneh.com/1388/09/cigarette/trackback/

۲۴ نظر برای "زخم و زیلی"

خب که چی حالا؟
ارزشی نویسی بود این الان ؟؟
پست روشنفکری مذهبی بود این الان ؟؟؟
ثمرات رمان خوندن و کلاس داستان نویسی بود این الان ؟؟؟

[پاسخ]

:) این نوشته رو باید فهمید. همین :)

[پاسخ]

بعله! اصلا مرگ بر آمریکا.

[پاسخ]

این چیز خاصی داشت و من نفهمیدم
یا
چیز خاصی نداشت و من فهمیدم ؟!

[پاسخ]

پدرم تعریف می‌کنه که یکی از این آیت‌الله‌ها که استادش بوده سیگارش رو قبل از اینکه بکشه نصف می‌کرده و اون نصف وصل به فیلترش رو می‌کشیده و اون یکی نصفه رو می‌نداخته دور.

[پاسخ]

فکر کنم فهمیدم چی تو سرت می گذره…

[پاسخ]

اگر گفته بودید «فکر کنم فهمیدم منظورت از این نوشته چیه»، می شد احتمال داد که متوجه شدید. ولى حالا یقین بدونید که نفهمیدید.

[پاسخ]

من شخصاً دوست دارم، سیگارم رو تا یه نصف سانتی قبل از فیلترش بکشم و بعدش بهش نگاه کنم که چطوری ذره ذره باقیش می سوزه !

[پاسخ]

مفهوم جمله ‌ی من با پاسخ تو تقریبا یکیه کوثرجان. یه بار دیگه نگاهش کن.

[پاسخ]

به نظر میاد اونقدر تفاوت دارن که گنجایش حمل اون جواب رو داشته باشه.

[پاسخ]

سلام
وب قشنگی داری و مطالب خوبی هم ارائه کردی. خوشحال می شم شما هم به وبلاگ من سری زده و نقد و نظری داشته باشی. در ضمن در صورت تمایل به تبادل لینک به من اطلاع بده.

[پاسخ]

آموزشی بوده شاید! [shock]

[پاسخ]

لطفا یه نفر پیدا بشود این متن رو تا قبل از این که به معضلات ملی مان اضافه شود،‌ ترجمه کند!

[پاسخ]

یعنی ممکنه منظور از فیلتر یه آدمی باشه که واسطه است بین یه چیزایی یا یه کسایی؟

[پاسخ]

دلمان برای «چَتینگ» تنگیده است ، خانم مهنّس [broken-heart]

[پاسخ]

چارلز برانسون در نیمه شبی به رنگ اقیانوس | ۸۸/۰۹/۱۹ ؛ در ساعت ۱۷:۳۹

کیسه زباله.. سطل اشغال .. زیر سیگاری.. سبز.. اکسیژن.. لایه ازن.. خودسوزی.. نیم سوزی .. صافی .. فیلتر .. فیلترینگ .. نهایتش هم اگه عاقل باشی تحریم و وای مامان اینا

[پاسخ]

کوثر تو چرا همش نیستی؟
ورد پرس اصلا باز نمیشه ، فیلتر شکن ها کار نمی کنن ، بیا با من همدردی کن [sad] [crying]

[پاسخ]

مشتاق دیدار خانوم؟ [smile]

[پاسخ]

سلام. همچنین. دعامون کنید :)

[پاسخ]

سلام
وبلاگ قشنگی داری . خوش میگذره؟
موفق باشی

[پاسخ]

سلام . . .
من شما رو لینک کرده بودم ولی نمیدونستم دنیای راه راه شده این . . .
ببخشید . . .
مطلبتونم عالی بود
یا حق

[پاسخ]

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [cool] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [batting-eyelashes] [straight-face] [worried] [crying] [love-struck] [blushing] [smug] [sigh] [watching-sad] [thinking] [broken-heart] [devil] [sick] [nerd] [silly] [rose] [day-dreaming] [applause] [drooling] [whistling] [wall] [nail-biting] [I-dont-know] [angel]
*اگر پیغامتانخصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمه‌ی خصوصی را درج کنید.




© دنیای راه راه ۱۳۸۸ | طراح قالب grrliz | فارسی‌سازی مهران | قدرت‌گرفته از وردپرس