نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۳۰م, آذر ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 174 نفر

همفکری

یک زمانی کارمان شده بود جلسه گرفتن. اگر بچه‌ها بودند، یک جلسه‌ی چند نفری؛ اگر نبودند، خودمان دو تایی تشکیل جلسه می‌دادیم. فرقی هم نمی‌کرد که جلسه را توی دفتر کارمان تشکیل بدهیم یا توی مسیر راهپیمایی روز قدس یا حتی پای تلفن. همیشه حرف‌ها از یک جایی که خودمان می‌دانستیم شروع می‌شد و به یک جایی که نمی‌دانستیم ختم می‌شد.

خروجی جلسه‌ها هم به جای یک طومار چند متری مکتوب، اثری بود که توی شکل گرفتن یا تغییر روند فکری‌مان می‌گذاشت. اصلا همین که یک مدت ذهنمان به چیز مهمی مشغول می‌شد، خودش یک جور خروجی بود.

دیشب که بعد از چند ماه، با چند تا از بچه‌ها دور هم جمع شدیم، شیرینی نشاط فکری سابق را دوباره تجربه کردم. می‌نشینیم دور هم و دغدغه‌های ریز و درشت ذهن را می‌ریزیم وسط. یک کمی زیر و رویشان می‌کنیم و دانسته‌های جدیدمان را بهشان اضافه می‌کنیم. بعد مهم‌ترها را بزرگ می‌کنیم و می‌گذاریم وسط و بقیه را کنارش می‌چینیم. آخرش هر کسی به سهم خودش چیزی برمی‌دارد؛ یا خط فکری جدیدی پیدا می‌کند و یا خط فکری‌اش ضخیم‌تر و روشن‌تر می‌شود. چایی‌مان را می‌خوریم و با ذهنی دیفرگ شده، هر چند پرکارتر و مشغول‌تر، برمی‌گردیم خانه.

1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
Loading ... Loading ...
قرارگرفته در شاخۀ: خیزش ِ نرم
برچسب ها: , ,
  1. omid گفته است:

    البته تا اونجایی که من یادمه جلسات ما همیشه اینقدر ها هم که شما میفرمائید مصلِحانه نبود !! بیشتر مسلحانه بود [grin]

    [پاسخ]

    متوجه منظورتون نمی‌شم! این جلسات ما مربوط به خانم‌هاست و اتفاقا هیچ ربطی هم به شیراز نداره!

    [پاسخ]

    جلسات خودمون رو میگم . مردونه ! تشکل وصال خودمون رو میگم . زمان قدیم . جوونی هامون .

    [پاسخ]

  2. omid گفته است:

    در ضمن عکستون هم باز نمیشه

    [پاسخ]

  3. یک پسر شیمیایی گفته است:

    سلام
    خیلی خوبه. داشتن همچین دوستان و همچین جلساتی برای همه مفد و ضروریه.

    [پاسخ]

  4. هانیه گفته است:

    سلام خواهر جون خیلی سر سنگین شدی ! خبریه ؟! کم پیدایی ، البته میشه یه حدسایی زد ها … [wink]

    [پاسخ]

    نه عزیزم. فقط درس دارم و پایان‌نامه :)

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [straight-face] [crying] [love-struck] [sigh] [rose] [applause] [whistling] [wall]

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

نگارهٔ بیست و چهارم
نگارهٔ پنجاه و چهارم
نگارهٔ سوم
نگارهٔ سی‌ام
نگارهٔ پنجاهم
* بهانه

تازه دانسته‌ام
دلم باز چرا
بی‌قرار تو بود؛
تأثیر عطر اردیبهشت، کم نیست.

* پیشواز
* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon