نگارهٔ ششم
نگارهٔ بیست و یکم
نگارهٔ سوم
نگارهٔ هشتم
نگارهٔ بیست و دوم
* پیشواز

هر روز به اسکله می‌روم
به استقبال صدای بوق کشتی‌ها
و به پیشواز هر آنکه
هیچ‌کس برای دیدنش نیامده

اسکله خالی که می‌شود از آدم‌ها
شاخه گل را به دست کسی می‌دهم
که کنار آب ایستاده
و کسی به استقبالش نیامده
و شاخه‌گلی را به سویم دراز کرده است

* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* دوستت…
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۳م, آذر ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 45 نفر

    همیشه آدم‌ها با بزرگ‌تر شدن،
    بزرگ‌تر نمی‌شوند!

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۹م, آذر ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 186 نفر


    سیگار را هم می‌شود چند جور کشید. می‌شود نصفه-نیمه کشید و بقیه‌اش را رها کرد توی خیابان؛ می‌شود تا آخر ِ آخرش طوری کشید که بوی سوختن فیلترش هم دربیاید.

    ته سیگار را هم می‌توانی توی زیرسیگاری خاموش کنی؛ می‌توانی هم آن را بیندازی روی زمین و بروی و منتظر باشی که یا خودش خاموش شود یا بالاخره فشار پای آدمی، تایر ماشینی، چیزی خاموشش کند.

    عادت بعضی‌ها هم این است که آن را تا ته دود می‌کنند، بعد می‌اندازند زمین و با نوک کفش آن‌قدر فشارش می‌دهند که کاغذش پاره شود و فیلترش زخم و زیلی بیفتد بیرون.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: من و تو و زندگی
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۷م, آذر ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 42 نفر

    هر روز
    یک امتحان جدید،
    یک سقوط عمیق،
    یک زخم تازه؛

    هنوز، از من، ناامید نشده‌ای؟!

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (1 رأی، میانگین: 4.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه٬دل‌نوشت
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۶م, آذر ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 31 نفر

    پریشانم،
    و
    آشفتگی‌ام
    نه به خاطر بی‌اعتقادی به تو،
    که دلیل ِ بی‌اعتمادی به خودم است.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱م, آذر ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 43 نفر

    اصلا همه‌اش برای همین است که آن انار ِ چلانده شده را بزنی به دری، دیواری، جایی؛ تا پوسته‌اش بترکد و آن دانه‌های سفیدش بریزند بیرون و عیان شود.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه٬دل‌نوشت
    برچسب ها: ,