درخت سبز بی‌ریشه

۰۹ دی ۱۳۸۸

کافی است یک سؤال ساده را مشترکاً از همه‌شان بپرسی تا جواب‌های جورواجورشان را بشنوی. جواب‌هایی که گاهی تفاوتشان از زمین است تا آسمان.

فقط کافی است بپرسی «هدف‌تان چیست؟». یا حالا اگر می‌خواهی کلیشه‌ای نباشد، بپرسی «حرف‌تان چیست؟» یا «چه می‌خواهید؟». بعد می‌بینی چقدر تفاوت است میان خواسته‌های‌شان. چند تا گروه شاخص‌ترشان را مثال می‌زنم.

یک عده‌شان که شاید سبزهای اصیل‌تری باشند، و البته اغلب‌شان همان اوائل که انحراف مسیر را دیدند، از بقیه جدا شدند، خواهان ِ ریاستِ دولتِ کسی بودند، غیر از احمدی‌نژاد. البته این‌ها شدیداً معتقد به ولایت فقیه بودند. نمونه‌اش همین همسایه‌ی خودمان که -حالا- با تحلیل‌های خودش به این رسیده بود که نظر رهبری، انتخاب موسوی است. به او رأی داد و حمایتش کرد. ولی چیزی نگذشت که وقتی اولین نافرمانی‌های موسوی را از رهبری دید، پس کشید.

یک عده‌ی دیگر که بقایای سبزهای اصیل بودند، مدعی تخلف و خواهان تکرار انتخابات (برخلاف قانون اساسی)، و ریاست‌جمهوری موسوی بودند. این‌ها که بعضی‌هاشان هنوز هم بر عقیده‌ی خودشان پافشاری می‌کنند، البته به اندازه‌ی گروه اول پذیرای اصل ولایت نبودند. هر چند به پیروی از خط و آرمان امام(ره) شعار می‌دهند، اما خب، نه همه‌ی عقاید امام! مثلا همین اصل ولایت را دلشان نمی‌خواهد قبول کنند. یک جورهایی مصداق «یؤمنون ببعض الکتاب و یکفرون ببعض» هستند.

یک عده‌ی دیگر، کلاً مخالف ولایت فقیه و خواستار حذف حکومت اسلامی هستند. از این گروه به بعد را تقریباً کسانی تشکیل می‌دهند که نه توی انتخابات شرکت کرده‌اند و نه اصلاً در جریان وقایع انتخابات بوده‌اند. دیده‌اند یک عده می‌آیند توی خیابان و شعار می‌دهند و حرفشان را می‌زنند، این‌ها هم گفته‌اند بگذار ما هم برویم و حرفمان را بزنیم، شاید شد!

بعد از این‌ها دیگر، بقایای گروهک‌های پیشین که در جریان انقلاب ۵۷ ناکام مانده‌اند را می‌بینی و البته یک عده‌ی دیگر که بیشتر دنبال عشق و حال‌اند!

این گروه‌های متشتت، غیر از بستن دست‌بند سبز، وجه مشترک دیگری، خصوصا در هدف، ندارند. برای همین است که رهبر مشترکی ندارند. هر کدامشان خود را نماینده‌ی شخص یا گروهی معرفی می‌کند. و به همین نسبت، آدم‌هایی در داخل و خارج از کشور هستند که خودشان را رهبر جنبش می‌دند. تا آنجا که بعضی‌شان، مریم رجوی را به ریاست‌جمهوری گماشته‌اند!

همین تشتت و اختلاف در آرمان‌ها و البته اختلاف در ایدئولوژی است که باعث می‌شود بعضی کارهای سبز‌ها، مورد انتقاد گروه دیگرشان قرار بگیرد و همه‌شان تمامی رؤسای موجود در گروه را به رسمیت نشناسند. و شاید یکی از دلایل تمایز قائل شدن مسئولین، میان سبزها و اخلال‌گران، همین باشد. و همین تشتت و چند دسته‌گی و نداشتن رهبری واحد، مانع از شکل گرفتن حرکتی جهت‌دار و مثمرثمر شده، گروهِ نه چندان منسجم سبز را به درختی بی‌ریشه که در شرف خشکیدن است تبدیل نموده است.

میان تفاوت فاحش عقاید سبزها، شاید تنها یک وجه مشترک بتوان یافت، و آن «مخالفت» است. مخالفتی که در بیان و لفظ، یکسان و در مصادیق اَشکال مختلف به خود می‌گیرد؛ مخالفت با احمدی‌نژاد، مخالفت با قانون اساسی، مخالفت با رهبری، مخالفت با اصل ولایت فقیه، مخالفت با حکومت اسلامی و…
.

- یک سؤال ساده از جنبش سبز

آدرس دنبالک این مطلب:
http://kosaraneh.com/1388/10/rootless-green-tree/trackback/

۱۹ نظر برای "درخت سبز بی‌ریشه"

همین مشخص نبودن مطالبات جنبش سبز، بزرگترین مشکل آن هاست.
مطلب خوبی بود.
ممنون

[پاسخ]

بزارید من سوال ساده شما جواب بدم

بله خیلی از کسایی که تو خیابون ها ریختن نه به خاطر موسوی بود و نه به خاطر انتخابات…

اومدن مردم ( تاکید میکنم مردم نه یه مشت مزدور و کارمند بدبخت که صرفا برای اضافه حقوق میان بیرون ) به خاطر این بود که دولت پاشو از حدش فراتر گذاشت…به فرض که تقلب نشده و همه کسانی که بهش اعتراش دارند اشتباه میکنن…این به دولت اجازه میده که سگ هاشو باز کنه و بندازه به جون مردم…این به دولت اجازه میده که هر غلطی دلش میخواد بکنه…

من یه سوال ساده از شما دارم…کجای اسلام نوشته که دولت اسلامی حق داره مردمش رو به خاک و خون بکشه صرفا برای اینکه به یه اتفاق ( درست یا غلط ) اعتارض دارند ؟؟؟

[پاسخ]

از اینکه نوشته‌ی من رو با کامنت‌تون تایید کردید متشکرم. دلایل متعدد هر چی باشه، فرقی در بدون رهبر بودن این جنبش شکست‌خورده و خشکیده شدنش نداره.
البته من دارم این حمله به مردم و به خاک و خون کشیدنشون رو توی این تصاویر می‌بینم: http://charnama.blogfa.com/post-17.aspx و این‌ها http://www.bornanews.ir/vglj.vexbuqehxsz2.ftjufubut.w.html و البته این فیلم: http://mobarezh-clip.blogfa.com/post-1118.aspx

[پاسخ]

برادر یا خواهر حداقل شعار ادب مرد به ز دولت اوست رو رعایت کنید شما حتی به این شعار خودتون هم اعتقاد ندارید
کی دوست داره کوچکترین آسیبی به کسی برسونه اونم هم وطنش ولی ببین مشکل اصلی کجاست از کجا شروع شد کیا کشته شدن؟ چرا کشته شدن؟ کاش اطلاعاتتون رو زیاد کنید البته از منبع موثق نه از ماهواره و اینترنت و شایعات بعد بیاید این سوالات رو بپرسید.
حالا یه موضوع فکر کنید اگه همون روزی اول آقای موسوی به شورای نگهبان شکایت میکرد و بعد با کمال احترام شکست رو قبول میکرد الان چه جایگاهی تو دنیا داشتیم و تو کشور چه وضع بهتر ؟ واقعا کی از این اوضاع سود میبره؟ تورو خدا خوب به این حرفا فکر کن و زود و احساسی جواب نده

[پاسخ]

به قول خودشون

ما همینیم جنگل بدون ریشه

[پاسخ]

اول سلام
اما بعد…
آقا چرا اینقدر زور میزنید،کسی که خودش رو به خواب زده رو نمیشه از خواب بیدار کرد. اگر کسی برای خودش و افکارش حدی قایل نباشه و برای سنجش اون شاغولی نداشته باشه، گرفتار عذابی به نام کج فهمی میشه چون خودش رو مقیاس سنجش حقایق اطراف خودش قرار میده.
راه دور نمیرم. توی اقوام خودم کسایی بودن که به هر دلیلی طرفدار پر و پا قرص موسوی بودن اما بعد انتخابات یواش یواش طوریشد که سایه موسوی رو با تیر میزدن و با وجود پیشینه ذهنیشون، اون رو مسبب اتفاقات بعد انتخابات(در هر شکلی) میدونن چون یه شاقول و طرازی به نام دین و رهبری برای سنجش افکار و اعمالشون داشتن.
نکته آخر: موسوی(با اینکه خودم قبل از قضایای اخیر خیلی دوستش داشتم) آب پاکی رو حداقل تا ۱۰ سال دیگه رو دست چپی ها ریخت.

[پاسخ]

۱٫طرفداران جنبش سبز خواسته های مشخصی دارند که با خواسته های میرحسین موسوی برابر است و به طور کلی طرفدار جریان اصلاح طلبی هستند.که جریان اصلاحات اهداف مشخصی دارد.
۲٫مردم در ابتدا فقط دنبال حقوق مدنی خود و اعتراض به تقلب بودند ولی با بی تدبیری گروه مخالف و دستگیری و شکنجه وکتک زدن و…مسیر جنبش و خواسته های مردم تغیر کرد.و باعث و بانی این مسائل فقط و فقط خودتون هستید.بهتر است باداوری کنم میرحسین موسوی در یکی از بیانیه هایش گفت کار رو به جایی میرسونید که بعضی حرمت ها شکسته شود.؟
من نمی فهمم شما جرا اینقدر از اوباما بدتان می اید؟من نمی دانم این که میگه با مردمتون این جوری رفتار نکنید واقعا حرف بدیه؟اخه چه نفعی برای ما یا اون داره؟واقعا متوجه نمی شوم.به عقیده ی من شما دارید به سمت بت پرستی می روید.

۳٫ما از ابتدا خواستیم از راه قانونی وارد شویم چند بار درخواست مجوز کردیم که اخیرا هم برای محکوم کردن پاره شدن عکس بود و بازهم مجوز ندادند.وقتی تمام راه های قانونی را به روی ما بستند طبیعتا مردم خشم خود را از راه غیرقانونی نشان می دهند که این خود گواه است بر جوشان و خروشان بودن این جنبش.شما مجوز بدهید ان وقت ما جلوی شعار ساختار شکن و پاره شدن عکس و حرمت شکنی را می گیریم.کسی از جنبش سبز مریم رجوی را ادم حساب نمی کند و فقط به رهبران درون ایران که خود دلسوز نظام اسلامی هستند امید دارند.اگر ما از رهبری خشمگین هستیم به خاطر ظلمی هست که در حق ما شده و گرنه کسی مخالف نظریه ولایت فقیه نیست.
۴٫و در اخر بهتر است یکبار به بیرون بروید و نحوه ی برخورد بسیجیان و نیروی انتظامی و سپاه را بامردم ببینید…حرمت شکنی را شما کردید که در روز عاشورا این گونه با مردم برخورد کردید.به حسینیه جماران بی حرمتی کردید….ریشه ی این همه نفرت برای چیست؟ ما هم چیزی جز استقلال ایران و سربلندی اسلام نمی خواهیم…شما زمینه ساز این سودجویان هستید و گرنه مگر ما دیوانه ایم که بزنیم ماشین اتش بزنیم…به سادگی هر چه تمام تر همه چیز را انکار میکنید…اخر تا به کی؟…به چه قیمتی؟…کشتن هم وطنانتان…نه فیلم است نه عکس که به راحتی انکارش کنید خودم با دو چشم خودم مرگ یکی را زیر دست نیروها دیدم.
مثل شماها نیستیم که تنها شعارتان مرگ بر فلانیست….خیر من به شعار زنده باد مخالف من که خود از اصول دموکراسیست اعتقاد دارم ولی حیف که شما خیلی ناجوانمردانه بازی می کنید.

[پاسخ]

یعنی شما حتی سبزهای خودتون رو هم نشناختید و در عجبم که وقتی اعضای موصوف به سبز، یعنی اعضای گروه خودتون رو نمی‌شناسید، چطوری می‌خواید کار بکنید. اگر می‌خواید بدونید مطالبات سبزها چیه، یه سر به بالاترین بزنید. یه نگاه به شعارهاشون بندازید تا متوجه بشید چقدر توی اهداف با هم فرق دارید. ببینید این‌ها همه‌ش در ردیف همون خواسته‌های موسویه؟
لینک‌هایی که برای یکی از نظرات همین مطلب دادم رو دیدید؟ اشکال نداره، باز هم براتون می‌ذارم، ببینیدشون : http://charnama.blogfa.com/post-17.aspx و http://www.bornanews.ir/vglj.vexbuqehxsz2.ftjufubut.w.html و این فیلم رو http://mobarezh-clip.blogfa.com/post-1118.aspx فقط به عنوان نمونه‌های در دسترس. این‌ها احتمالا همون نماد شعار «زنده باد مخالف من» هست؛ نه؟!
خواستم جواب این سؤال رو هم بدم که گفتید نمی‌دونید چرا وقتی اوباما می‌گه با مردم‌تون این جوری رفتار نکنید، حرف بدیه، که دیدم قبلش نوشتید «چرا از اوباما بدتون میاد» و بی‌خیالش شدم. کسی که ندونه اوباما چه مشکلی داره، بهتره به بازی‌ش برسه.

[پاسخ]

فکر می کردم فارسی متوجه می شوید…
همان بهتر بی خیالش شدید…

[پاسخ]

سلام . مشکل اینها این است که آخر آخرش خودشان هم درست نمی دانند چه می خواهند … فقط بعضی هایشان می دانند که چه نمی خواهند …

راستی من به روز شدم و بهتون لینک دادم … خوشحال میشم جبران کنین … فعلا همین …. التماس دعا

[پاسخ]

mokham ye chizi sadeghane behet begam
webloget sadegi ghashango jazabesho az dast dade
hamash dargire bishtarin emtiazo por mokhatab tarin matlabo amaro argham shodi
ye fekri kon

[پاسخ]

با قسمت اولش موافقم. ولی با قضاوت دومی مخالفم. من حتی ماه به ماه هم نمی‌رسم به امتیاز و آمار و اینا سر بزنم.

[پاسخ]

سلام.شما دیگه تو تالار رهپویان فعالیت نمی کنید نه؟

[پاسخ]

درخت سبز بی‌ریشه!!!!!!!!!!!!!!!

[پاسخ]

“یک عده‌ی دیگر، کلاً مخالف ولایت فقیه و خواستار حذف حکومت اسلامی هستند. از این گروه به بعد را تقریباً کسانی تشکیل می‌دهند که نه توی انتخابات شرکت کرده‌اند و نه اصلاً در جریان وقایع انتخابات بوده‌اند. ”

سرکار خانم بنده به همراه حداقل چند تن از فامیل که از قضا همگی از خانواده های مذهبی هستیم اتفاقا تا سالهای پیش حامی حکومت بودیم و بعد از اثبات ناکارمدی نظام ولایت فقهی عطایش را به لقایش بخشیدیم و تنها برای بالا نیامدن احمدی نژاد به رضایی رای دادیم، بعد از انتخابات یا بهتر است بگوییم بعد از انتصابات به کارگردانی رهبر و سپاه و شورای نگهبان دیگر همان اندک کورسوی امید به نظام رو از دست دادیم یا بهتر است بگویم رفتار خشونت طلب لباس شخصی های دست به سینه آقای خامنه ای و وارد شدن سپاه به اقتصاد و سیاست و سرکوب، جملگی باعث شد در صف مخالفان حکومت مصمم تر بشیم.

پس بهتر است در تقسیم بندی خودتان بازنگری کنید، هستند کسانی که به یک نامزد رای داده اند ولی به نظام اسلامی اگر هم امیدی داشتند اکنون امیدی ندارند. نظامی که بیش از همه چیز به عامل بدنام شدن دین و مذهب نزد نسل جوان بدل شده. دقیقا به همین دلیل نظام سکولار و جدایی نهاد دین از نهاد سیاست رو هم برای دین و هم برای سیاست ارجح می دانیم.

درس تاریخ رو فراموش کردید: تصور میکنید نظام شاهنشاهی از همان شروع با مخالفت اکثریت نیروهای سیاسی و مردم مواجه بود؟ خیر ، اندک اندک ریزش افتاق افتاد و کار به جایی رسید که تبدیل به سیل ۵۷ شد ، نظام اسلامی در ۳۱ سالگی اش با نظام اسلامی در سال ۵۷ از حیث حامیان مردمی اش متفاوت است.

نکته آخر: احتمالا اولین سوالتان اینست که چرا از خارج درباره ایران نظر می ذارم ! دلیلش ساده ست استفاده از فیلترشکن برای امنیت بیشتر آنهم در آشفته بازار سیاست ایران جایی که بیش از ۵۰ روزنامه نگارش در زندان سیاسی هستند و این رکورد جدید جهانی که فقط در حکومت های مستبد سابقه داره نشانه ضعف حاکمیت است و بس.

[پاسخ]

بزرگترین نقطه مثبت جنبش سبز تکثر گرایی آنست شما اگر از علم جامعه شناسی سیاسی اطلاع داشتید متوجه می شدید که رهبری واحد به همان اندازه که در قرون ۱۹ و ۲۰ نقطه مثبت شکل گیری انقلاب ها بود اما در قرن ۲۱ با تغییر ساختار جنبشها به عکس آن بدل شده است، از حالت عمودی و سلسله مراتبی به حالت افقی تبدیل شده.
موسوی تنها رهبر جنبش نیست او را بکشید یا به زندان بیندازید یا هرچه باز هم جنبش بدلیل آنکه به یک فرد متکی نیست به راهش ادامه میدهد در گام اول اصلاحات اولویت دارد و چون نظام شما نشان داده اصلاح پذیر نیست اصلاح طلبانی که به نظام اعتقاد داشتند کم کم در کنار صفوف مخالفین حکومت قرار میگیرند و این همان اتفاقی ست که برای نظام استبدادی شاه افتاد . هرچند آنزمان بدلیل فقدان شعور سیاسی کافی مردم نیازمند رهبری بودند اما اکنون به رهبری با شیوه عمودی اش نیازی نیست.

یک کلام و ختم کلام: حکومت با کفر می ماند اما با ظلم هرگز ، این درس الهی نشان میده حتی توسل به مقدسات دلیل کافی برای بقای حکومت ها نیست بلکه رعایت عدالت و ظلم گریزی دلیل بقای حکومتهاست حتی اگر حاکمیت کفر باشد.

[پاسخ]

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [cool] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [batting-eyelashes] [straight-face] [worried] [crying] [love-struck] [blushing] [smug] [sigh] [watching-sad] [thinking] [broken-heart] [devil] [sick] [nerd] [silly] [rose] [day-dreaming] [drooling] [applause] [whistling] [wall] [nail-biting] [I-dont-know] [angel]
*اگر پیغامتانخصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمه‌ی خصوصی را درج کنید.




© دنیای راه راه ۱۳۸۸ | طراح قالب grrliz | فارسی‌سازی مهران | قدرت‌گرفته از وردپرس