دیشب بالاخره شرایط زندگی دانشجویی اجازه داد و برای اولین بار، برنامهی «دیروز، امروز، فردا» را دیدم.
توی مجموع صحبتهای آقای فلاحیان، یک چیزی بود که بعدش فکرم را به خودش مشغول کرده بود.
فلاحیان که از همان اوائل افتاده بوده است توی کارهای اطلاعاتی، انگار کلا مشی سیاسیاش اطلاعاتیوار و برمبنای سکوت و بیخبر گذاشتن و تطهیر شکل گرفته بود.
وقتی از سانسور و عدم انتشار بعضی صحبتهای منتظری در زمان قائممقامیاش میگفت، وقتی از تطهیر منتظری و تلاش برای حفظ ظاهر او حرف میزد، وقتی دربارهی کتمان کردن بیرقیب بودن جرائم فساد اقتصادی در زمان وزارتش میگفت، و زمانی که دربارهی تحولات اخیر حرف میزد و مسئلهی اصلی نظام را با سران فتنه، اعلام برائت آنها از اتاقفکر پوسیدهشان در خارج از مرزها میدانست(!)؛ ماندم که کدام یک درستتر است: سکوت و تطهیر و لاپوشانی هر گند و اشتباهی به نام «مصلحت نظام» یا اعتراض و فاش کردن و رسوا کردن فاسدین و فاسقین؟
ماندم که اگر همین سکوت و تطهیر و حفظ ظاهر مفسدین و منافقین نبود، الان اوضاع کشور چطور بود؟ آیا همین مداراهای امثال آقای فلاحیان -که کم هم نیستند- باعث کِشدار شدن قضایایی مثل قضیهی سید مهدی هاشمی و منتظری، و خون دل خوردن امام نبود؟
ماندم که صلاح مملکت، واقعا تا چه حد در گرو این همه کتمان کردن و بیخبر گذاشتن ملت بوده است؟
نمیدانم فاش کردن و رسوا کردن اینها بیشتر به نظام ضربه میزده است یا سکوت و اجازهی رشد دادن و ریشه دواندنشان در نظام؟






















۱۸م بهمن, ۱۳۸۸ در ۲:۳۱ ب.ظ
این نوشته، یک درونمایه دارد، که با آن درونمایه میتوان یک نظریه ساخت؛ و آن نظریه این میشود که «سکوت و تطهیر و لاپوشانی هر گند و اشتباهی به نام «مصلحت نظام»، باعث ضربه به نظام میشود». به لوازم اطلاق این نظریه پایبندید؟ یعنی موافقاید با فاش کردن و رسوا کردن فسادها و انحرافها؛ هر جا که باشد و از هر که سر زده باشد؟
[پاسخ]
این نظریهای هست که شما از درونمایهی متن من ساختهاید. و طبعا نیازی نیست که من دربارهی پایبندی یا عدم پایبندی به اون پاسخگو باشم. دقت کنید که این نوشته در صدد صدور بیانیه نبوده، صرفا یک پروسهی ذهنی رو بازگو کرده که هنوز به انتها و نتیجه نرسیده.
اما بر فرض که در انتها هم به نتیجهی مشابهی برسه، قطعا یک فرق اساسی با نوشتهی شما خواهد داشت و اون مطلق نبودنش هست
[پاسخ]
۱۸م بهمن, ۱۳۸۸ در ۴:۵۹ ب.ظ
طرف استراتژی کاری خودشو اینجوری لو داد که همانا میخواد به آن ادامه هم بده. این مزخرفاتی که گفت بازم برای لاپوشانی و تطهیر نظام هست که البته ایندفعه به درد عمه اش میخوره. چیزی نمونده که این موجود ناپاک بتونه به پاک جلوه دادنش کمک کنه.
[پاسخ]
۱۹م بهمن, ۱۳۸۸ در ۴:۵۳ ب.ظ
salam
che ettefaghi webe soma ro peyda kardam
parsal doost emsal ashena
khoobin?
[پاسخ]
واو! سلام. شمایید؟ عرض ارادت
[پاسخ]
۲۱م بهمن, ۱۳۸۸ در ۶:۱۴ ب.ظ
قضاوت در مورد افراد خیلی سخته؟
[پاسخ]
۲۲م بهمن, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۳ ب.ظ
هیج حکومتی از شجاعت ضربه نخورده که ما دومیش باشیم … اما خیلی ها از مصلحت اندیشی ضربه خوردن که ما هم خوردیم …
[پاسخ]
۲۳م بهمن, ۱۳۸۸ در ۹:۵۶ ق.ظ
سلام.
این مسئله به نظر من وابسته به شرایط زمانه.
تو مدیریت میگن مدیریت اقتضایی.البته شاید خیلی ساده انگارانه باشه اینجوری نگاه کردن به موضوع ولی فکر نمیکنم عیب داشته باشه.
من یه چیز تو ذهنمه اون هم تحمل امام در مورد بنی صدر (که البته نادانی ملت بی تاثیر نبوده) و اعلام مظلومیت شهید بهشتی بعد از شهادتشون.
(البته استفاده از تاریخ نیاز به مطالعه دقیق اون داره)
التماس دعا.
یا علی.
[پاسخ]
۲۳م بهمن, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۱ ق.ظ
سلاااااام
ببخشید دیروز برای اینکه خواهرم رو گم نکنم نیومدم از نزدیک بهتون سلام کنم بی ادبی نشده باشه….. [blushing]
به وبلاگ حقیر هم سر بزنید خوشحال میشم…
راستی دلم می سوزه از عکس اولی …به نظرم آقای رفسنجانی گناه دارن…
اون دومی هم حتما چون رییس جمهور بوده اینقدر شلوغ پلوغه دورو برش……………..چمی دوووونم
از چیزایی که حس می کنم دو دستگی ایجاد می کنه یه جوری میشم….
مثلا همین دوتا عکس!
میشد یه عکسی باشه ازینکه همه مردم اوومدن!
[پاسخ]
۲۳م بهمن, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۴ ق.ظ
[batting-eyelashes]
[پاسخ]