نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۲ام, اسفند ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 89,771 نفر

بین دخترهای مذهبی اغلب این بحث پیش می‌آید که «حاضری زن یه آخوند بشی؟»

جواب‌ها متفاوت‌اند. بعضی‌ها با وجود مذهبی بودنشان، تا اسم «آخوند» می‌آید، انگار برق گرفته باشدشان می‌گویند: «نع»! بعضی‌های دیگر صراحتا می‌گویند: «بعله». اما یک تعدادی هم جواب منطقی‌تر «بستگی داره» می‌دهند. بستگی به خود طرف دارد. به روحیات و خلقیاتش. مثل هر خواستگار دیگر که باید در موردش صحبت بشود و شرایطش بررسی شود.

اما اغلب آن‌هایی که جوابشان «نع» هست، مشکل‌شان نفس روحانیت نیست؛ لباس آخوندی است. آن هم نه مشکل خودشان، مشکل جامعه با این لباس. خب سخت است آدم همسر کسی بشود که به خاطر طرز تلقی مردم از لباسش، نتواند راحت توی جامعه حضور داشته باشد. یک عده توهین می‌کنند، یک عده هم آن‌قدر این لباس را افراطی مقدس می‌دانند که به قول دوستان حتی ساندویچ خوردن یک آخوند را هم در یک غذاخوری تقبیح می‌کنند.

این خیلی محدودیت می‌آورد. نمی‌خواهم به این بپردازم که بعضی از این محدودیت‌ها فی نفسه خوب، و بلکه لازم است. اما اینجا منظورم محدودیت در مسائل مباح و بی‌اشکال است که بعضی‌ها حساسیت بیخودی نسبت بهش دارند. محدودیت‌هایی که نمی‌گذارد آدم‌ها آن‌طور که دوست دارند تصمیم بگیرند و زندگی کنند.

بی‌تعارف بگویم، یک عده‌ی زیادی هم به خاطر مسائل اقتصادی، آن «نع» محکم را می‌گویند. خیلی از طلبه‌ها به خاطر شرایط تحصیل، وضع اقتصادی خوبی ندارند؛ یعنی حجم زیاد درس‌ها اجازه‌ی انجام کارهای درآمدزای آنچنانی به‌شان نمی‌دهد.

البته در این مورد طلبه‌ها دو دسته می‌شوند، آن‌هایی که سطوح را حضوری می‌گذرانند و آن‌هایی که غیرحضوری ادامه می‌دهند. دسته‌ی دوم طبعا زمان بیشتری دارند برای اینکه شغلی دست و پا کنند و فکری به حال درآمدشان کنند. شاید در مورد پایه‌های تحصیلی طلبه‌ها هم بعدا چیزهایی بنویسم.

ولی حالا مگر طلبه‌ها درآمدشان چقدر است که خیلی از خانواده‌ها راضی نمی‌شوند دختر به طلبه بدهند؟ اصلا طلبه مگر درآمد دارد؟ از کجا؟

به طلاب سهی از خمسی که به مراجع داده می‌شود، تعلق می‌گیرد. اگر کسی با دروس حوزه آشنایی داشته باشد، می‌داند که انصافا دروسش، دروس مشکلی است. اگر بخواهی خوب درس بخوانی، خیلی باید وقت بگذاری. فکر کنم اهمیت نهاد روحانیت در جامعه آن‌قدر روشن باشد که نیاز نباشد به بحث روی این بپردازیم که چرا به طلبه‌ها چیزی از خمس تعلق می‌گیرد و مثلا به دانشجوها تعلق نمی‌گیرد.

حالا مگر روی‌هم‌رفته به طلبه‌ها چقدر می‌دهند؟ حدودا ماهیانه از ۱۱۰ هزار تومان تا ۲۳۰ هزار تومان؛ بستگی به پایه‌ی تحصیلی‌شان دارد. تازه برای متأهل‌هایشان! دیگر خودتان حساب کنید ببینید ماهی ۲۰۰ تومان به کجای زندگی می‌رسد؟!

اما… با همه‌ی این سختی‌ها، خیلی‌ها دارند با طلبه‌ها زندگی می‌کنند و از زندگی‌شان هم راضی هستند. این حرف را همین‌طوری نمی‌گویم. نمونه‌هایش را دیده‌ام.

از پارسال که دانشجوی قم شدم، تازه فهمیدم که ما تقریبا هیچ چیز از زندگی طلبگی نمی‌دانیم. ضمن تشکر از نهادهای فرهنگی کشور که در مبهم بودن زندگی طلبگی از هیچ کوششی فروگذار نکرده‌اند!

1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (76 رأی، میانگین: 3٫96 امتیاز از 5)
Loading...

  1. farshid گفته است:

    دنبال اشتبا گرفتن هستی مطلبا بچسب

  2. شهرزاد گفته است:

    ما یه استادى داشتیم دانشگاه خیلى با سواد و محقق بود و تحصیل کرده آمریکا. مذهبى هم نبود. همه ش به ما میگفت شما روش درس خوندن نمیدونین. بهترین روش درس خوندن روشى هست که در حوزه استفاده میکنن. همین بحث و اشکال گیرى گروهى و تحقیق.
    ربطى به متن نداشت اما پست و کامنت ها رو خوندم یادش افتادم

    راست گفته. خیلی خوب توی ذهن می‌مونه اون جوری و تمام ابعاد یه مسئله برای آدم روشن می‌شه. توانایی آدم در انتقال مفاهیم رو هم بالا می‌بره.

  3. بهراد بی رحم گفته است:

    سایتت خیلی جالبه..دایی من روحانیه اما من تا حالا نماز خوندنشو ندیدم [lol]
    فقط همش تبلیغ تبلیغ تبلیغ….
    نماز بخون/روزه بگیر/زکات بده……
    یکی نیست بگه تو که لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمیبره [wall] [grin] [crying]

    ممکنه در هر قشری آدمایی وجود داشته باشن که وصلهٔ ناجور برای اون گروه باشند. توی عالَمِ انسانیت، وجود چنین مسئله‌ای که شما فرمودید نه نادره و نه عجیب. و البته نه ناقضِ فضائلِ سایر آدمای اون قشر.

  4. بهراد///بچه منفی اصفهان گفته است:

    چرا جواب منو ندادین؟؟ [crying]
    من دست بر دار نیستم. دایی من اخونده اما هیچی از شعور و همسرداری و نماز و روزه سرش نمیشه.خیلی هم بد دهنه…
    میخوام بدونم کی به این بیشعور مدرک حوزه داده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [angry]

    یقیناً من اون کسی نبودم که به ایشون مدرک داده باشم که حالا لازم باشه مسئول و پاسخگو باشم.

    سلام چرا به حوزه علمیه قم گزارش نمی دهی [applause]

    [shock] [crying] [straight-face]

  5. mohammad گفته است:

    سلام بچه منفی عزیز
    جوابت مشخصه داری میگی دایی
    من
    حرف همه هم همینه که توی هر حرفه ای بد و خوب هست و منطقی نیست که مثلا من از یه پزشک بدم بیاد اونوقت بیام تمام دکترها رو فحش بدم
    من نمیخوام به عنوان یه طلبه گنده کاری های بعضی از هم لباسی هام رو بپوشونم فقط میخوام بگم جامعه به همه چیز نیاز داره
    اینیم که میگیم یه روحانی برای کل مملکت بسه دلیلش اینه که اهمیت دین رو نفهمیدیم چون فهم دین احتیاج به کارشناس داره
    بله اگه کل ایران مثل یه خانواده کوچیک بود یه طلبه هم بس بود اما نه تنها خود ایران طلبه کم داره بلکه کشورهایی حتی مثل امریکا از ما کارشناس دین میخواند
    بله وعده خداونده که این دین باید جهانی بشه حالا دانشجو ها میخوان شبهات این دین رو پاسخ بدن ؟ [smile] [smile]
    نمیخوام بی احترامی کنم فقط میخوام بگم که هر کس یه وظیفه ای داره که دیگری نمیتونه انجام بده که البته وظیفه دانشجوها مشخصه

  6. mohammad گفته است:

    من تا حالا روستا های زیادی به عنوان گروه های جهادی رفتم کی میخواد اسلام ناب محمدی رو توی این روستا ها پیاده کنه شاید اگه از این منظر به طلبه ها نگاه کنیم بیشتر اهمیتشونو درک میکنیم

  7. امید گفته است:

    من هم دانشگاه درس خوندم هم حوزه شاید برا من اینطوری بوده درس حوزه واقعا سخته وهمیشه هم برای اساتید حوزه و هم دانشگاه احترام فوق العاده ای قایلم ولی فکر میکنم مشکل اصلی مردم با با خوند بر سر مسایل اجتماعی و اقتصادیه و اصلا ربطی به اصل حوزه و دانشگاه نداره

  8. بهراد///بچه منفی اصفهان گفته است:

    من تا چشمامو باز کردم رفتم سراغ گروه و موزیک- تا الان هم به شکر خدا موفق بودم*تو کار گیتارم.اموزش میدم خرید و فروش میکنم و…. حتی یکی از گیتار زن های سعید کرمانی بودم و RAP هم میخونم(بهراد بی رحم) مدیر یه سایت اینترنتی هم هستم..خلاصه همه کارم و در کل پسر خیلی خیلی با حالیم.. اما باید اینو بدونیم که لباس اخوندا ماله پیامبر(ص) هم هست و خواهش میکنم هر کاری میکنید به لباس رسول خدا اهانت نکنید که عاقبت خوبی نخواهید داشت [applause] تلفن تماس ۰۹۳۹۲۳۲۸۴۶۲

  9. امید گفته است:

    ببخشید من اشتباهی enter کردم ادامه…. پس بیایید موضوعات رو خلط مبحث نکنیم و در کمال عقلانیت و صداقت بصورت کلی جزء رو مورد انتقاد قرار ندیم عزیزان من ما همه بچه مسلمونیم شیعه ایم و ولایت ائمه هدی علیهما السلام رو قبول داریم پس بیایم اگه انتقادی هم داشته باشیم بدون کمترین حب و بغضی بین خودمون حل و فصل کنیم دوستان عزیز من :وهابی های بی دین در کمینند و نه دلشان برای آخوند میسوزه و نه دانشگاهی اونها فقط میخوان بچه شیعه نباشه – سر و جان من فدای خاک راه هر چی شیعه علی ابن ابیطالب باشه که خار چشم افراطیون بی دین وهابی هستن – یا علی مدد همتون رو دوست دارم و به امام زمان میسپارمتون

  10. بهراد//بچه منفی اصفهان گفته است:

    من از این سایت خداحافظی میکنم..دمتون گرم رفقا..به امید روزی دیدار….خدانگهدار [crying] [crying] [crying] [crying] [crying] [crying] [crying] [crying] [crying] [crying]

  11. عباسعلي كردبچه ساندويچي گفته است:

    [rose] برای همه حوزوی ها

  12. سعيده گفته است:

    سلام

    بنظرم این بحث خیلی گسترده شده و به نظام و سیاست و دولت و … رسیده درصورتی که فقط به یک دیدگاه شخصی برمیگرده!
    من شخصا حاضر نیستم زن آخوند بشم چون واسه خودم معیارها و ملاک هایی دارم که با اون شناختی که از آخوندها و عاقایدشون دارم جور در نمیاد.
    من یک مذهبی میانه رو هستم که هم به حجاب و نماز و واجبات دینم پا بندم هم برای مثال ترانه می نویسم و عاشق موسیقی هستم و سعی میکنم دنیا و آخرتمو تا جایی که ممکنه با هم داشته باشم اما متاسفانه اکثر روحانیون اینطور نیستند مثلا کدوم روحانی حاضر میشه با یه ترانه سرا که چندین ترانه ش توسط خواننده های مختلف اجرا شده ازدواج کنه؟ اکثرا روحیات خشکی دارن که با عامه ی مردم جور در نمیاد. کلا منظور من اینه که هر کسی باید با کسی که از جنس خودشه ازدواج کنه ، دو طرف باید عقاید همو درک کنن.
    با تشکر از شما-بخاطر مطالب خوبتون.

    البته این که روحانیون با ترانه زیاد موافق نیستند، عامل بودن به دستورات دین هست، برای حفظ آخرت. فرق داره با خشک بودن.
    این طبیعیه که روحانیون توی عقایدشون با عوام فرق داشته باشن. به هر حال علمِ دین‌شون انتظار می‌ره که بیشتر باشه :)

  13. ناشناس گفته است:

    تو حوزه همش درس کلاه برداری و از این چیزا میدن. افرادی که تو هیچ دانشگاهی راهشون نمیدن و هیچ کاری بلد نیستند میرن حوزه.خدا وکیلی انتگرال گیری و محاسبات مخازن و پلهای بزرگ و طراحی خودرو و …. خیله مهارت و سواد میخواد.که عمرا آخوندها حتی بلد باشن با ماشین حساب کار کنند چه برسه به این کارا.

    کسی می‌تونه در مورد سختی یا آسونی درسای حوزه در مقابل دروس دانشگاهی نظر بده که هر دو رو خونده باشه. ضمنا انتگرال‌گیری کار چندان سختی نیست :) این که همه رو به یه چوب برونید و تمییزی بین افرادِ یک گروه قائل نشید، قضاوت منصفانه‌ای نیست.

    آقای انتگرال گیر،محاسب مخازن و پلهای بزرگ،و طراح خودرو:ببینم شما در علوم پزشکی و جراحی چشم و از این جور چیزا مهرت و سواد داری؟عمرا اگه بلد باشی با یه تیغ جراحی سیب زمینی پوس بکنی.
    العاقل یکفیه الاشاره [rose]

  14. دريا گفته است:

    باسلام،
    خیلی از نظرات می تونه درست باشه.
    من خودم دو نفر طلبه کاملا متفاوت می شناسم، یکی فرزند شهیده وغیر از خدا کسی رو نداره. زن وبچه هم داره و مستاجره. با همه مشکلات مالیش انقدر با ایمان وخوش اخلاقه که اگه یکبار باهاش برخورد کنی دوست داری همیشه باهاش رفت و آمدکنی.
    یکی دیگه هست باباش براش ماشین خرید، هرچقدر پول هم بخواد بهش میده اما نه شخصیت داره نه غیرت، زنش دوست پسر داره اصلا براش مهم نیست. حتی تلفظ سوره ها رو بلد نیست نماز جماعت هم می خونه چون پارتی داره. اینها دلیل میشه که از همه روحانی ها بدمون بیاد؟

    یک روحانی | ۹۰/۱۲/۱۵ at ۲۲:۲۰

    سلام
    از زبان یک روحانی و نظر شخصی میگم روحانی بودن خیلی سخته

    اگر روحانی بودن سخته پس چرا اینقدر چاق و گنده میشن گردنشونم اندازه گردن فیله عزیزم من کاسه کوسه تونا جمع کنین با این حرفاتون مردم را نفریبین.انصافا کی اخوند لاغر دیده .خوردن حق مردم و تنبلی و در ناز ونعمت بودن اینجوری اخوندارو بار اوردهه.یک کار مفید و سازنده ای رو برای بشریت نکردین

    چرا جمع می‌بندید شماها؟ چرا از خدا نمی‌ترسید؟ ندیدید یا نمی‌خواید ببینید؟ شما اگر ندیدید ما زیاد دیدیم جناب ناشناس که حتی جرئت و شهامت این رو نداشتی که با اسم خودت نظر بدی.

  15. عبید گفته است:

    سلام به همگی خوب بود بعضی عالی جواب دادند بعضی ها شبهات قدیمی را تکرار کردند شاید متآسفانه حوزه در جامعه امروز مانند: کلیسا در غرب شده باشد و یا مانند: مراکز دینی در کل جهان البته بسیار از نظر کاربردی از آنها جلوتر بوده اما بحث از ازدواج وپول و دین داری شخصی است اما نقدهایی بر تمام بدنه حوزه وارد هست که نباید هیچ گاه سیاه نمایی شود کسی که بخواهد نقد هم کند باید در امور خودش حتما کامل باشد بنده خود ایرادم دارم چگونه از حوزه می توانم ایراد بگیرم چه اخلاقی وانظیاطی حق الناس وغیره…آیا درست است که بنده که در رشته پزشکی تخصص ندارم بخواهم نظر بدهم بله در عمومیات می شود آنهم منصفانه اگر خواستید ادامه می دهم ببخشید.

  16. یک روحانی گفته است:

    از شمایی که نمی شناسم و این بحث رو
    آغاز کردید ممنونم
    در ضرورت پرداختن به اینگونه بحث ها حرفی نیست و همین مشارکت نشان می دهد که تا چه اندازه اشتیاق برای آشنا شدن با روحانی و زندگی شخصی او وجود دارد.
    اما نقطه نظراتی در مورد مدیریت این مباحث هست که در صورت تمایل بیان خواهم کرد.

    متشکرم. بفرمایید. خواننده‌ام.

  17. مصطفی غیر از مصطفاهای کامنت ها گفته است:

    سلام.. متنتون خوب بود . کمی!
    کامنت ها رو که میخوندم خیلی برام جالب بود… به بعضیاش خندیدم و از بعضیاش دلم گرفت…
    من از همون دوران ابتدایی تا راهنمایی و هنرستان غالبا جزء بچه درس خونای مدرسه بودم و تو درس ریاضی و فیزیک هم محل رجوع…. فکر نمی کردم بعضیا حتی به مخیلشون خطور کنه که آخوندا آدمهایین که چون دانشگاه راهشون ندادند رفتن حوزه !!!! [shock]
    هر چند میدونم که چنین کسی که این حرفا رو میزنه خودش چون هیچ بار علمی نداره و با پول باباش راهی دانشگاه آزاد! شده..
    موفق باشید.

  18. یک طلبه گفته است:

    تصور کنید آخوندها یک سال اعتصاب کنند تصور کنید چه اتفاقی خواهد افتاد

    درست است که روانشناسان می گویند با تفکر وجهت دادن به ان میتوان به خیلی از خواسته هادست یافت اما انصفا این یکی تصورش دور از ذهن است وباید عملی شود تا ببینیم

  19. یاس گفته است:

    باسلام
    جواباتون جالبه
    بنظر من مشکل اینه که عالمان مردم را بحال خود رها کردند چون نتونستند همراه با جدید شدن افکار خودشون اپدیت کنند
    و چون همیشه مردم از حاکم چه مسلمان چه کافر متنفرند الان از اخوندها یا روحانیون متنفر شدند
    وفکر میکنند عالمان دین به دنبال دنیا رفتند
    البته من خودم یه ادم معتقدم و از طرف همین اقایان بسیجی که شباهت بسیار زیاد به اخوندها داشت ضربه روحی وابرویی شدید خوردم البته حسابش را در قیامت باید پس بدهد ولی فکر کنم واقعا اوضاع جامعه خیلی ضد اخوندی شده باشه چون منیکه چادریم پام از خونه بیرون میزارم حداقل یه فحش میشنوم وای بحال اخوندها برسه
    دیگه ازدواج با اخوندها که پیشکش
    بدتون نیاد اقایان اخوند واقعا طرز فکر ضد زنی که دارید مثلا اینکه برای زن به اندازه پشه ای ارزش قائل نیستید شاید باعث شده زنان از این گونه ازدواجها دوری کنند
    البته باید بگم در هر قشری هم ادم خوب وجود دارد وهم بد [smile]

  20. سمیه گفته است:

    به نظره من آخوندا هم خوب وبد دارن
    اونام انسانند
    من خیلی علاقه داشتم با یه روحانی ازدواج کنم چون بودن یه فرده با ایمان ومقید باعث میشه منم ازش درس بگیرم و ایمانمو حفظ کنم

    علي صداقت | ۹۱/۰۲/۲۴ at ۰۲:۱۵

    طرز تفکر قشنگیه، جای ستایش داره

  21. خدایا مرگ دقیقا چند بخشه گفته است:

    سلام آدما. به جون خودم تا زمانی که کسی فقط خودشو قبول داشته باشه آدم نیست. روحانیت ایران زمان زرتشتیان به بیراهه رفت و اومد حکومت در دست گرفت. الانم قصه همینه. ما مردم ایران حق همایش نداریم چون یه برچسب خوشگل به اسم ضد انقلاب در کمینه. به نظر من حکومتهای ایدئولوژیک همیشه سوار بر باورهای ملتها هستن. اگه کسی از شرایط موجود گله داره باید به باورهایی که باعث نزول این عذاب بر ملت شده تیزبین شوند.خوب نگاه کنید ببینید کدام بخش از باورهایتان باعث شد طبقه روحانیت سوار بر شما شود. امیدوارم خداوند بزرگ و مهربان ما را یا به مرگ زودتر نزدیک کند یا به روشنایی . [rose] [rose]

  22. آنلاين گفته است:

    سلام من افتخارمیکنم زن۱طلبم واصلاغیرطلبه قبول نمیکردم… [rose]

  23. علی گفته است:

    چه برتری بین عرب وعجم وجود داره غیر از دانایی پس دانایی که منجر به بیداری وجدان انسان میشه خوبه یعنی اینکه انسان بفهمه کیه از کجا آومده هدف از ایناومدن چیه این میشه راز برتر بودن .حالا اگه به این سوالها جواب دادیم چه طلبه چه دانشجو چه عرب چه اریایی برگ برنده رو برده والا هدف اگه گم شد به نظر شما چه فرقی بین حیوانات که درک ندارند وبی شعورند در چیه

  24. آرشام گفته است:

    وقتی دین ما از پدرمون به ارث رسیده لطفا در مورد دین تحمیلی بحث نکنید.
    درمورد آخوند هم باید بگم که اگه خوب بودن مردم هم به خوبی ازشون یاد میکردن
    زنده باد اهورا مزدا

    زنده باد آخوند ها چون که تو چشمات بسته شده به روی حقائق و نمی بینی که چگونه مردم از آخوندها به خوبی یاد می کنند [shock]

  25. seyed گفته است:

    من یه طلبه ام انهم در سطح عالی من خودم حاضرم با بهترین استاد دانشگاه درمورد فلسفه بحث کنم ودر سایر علوم من خودم دارم درموردسایر علوم هم همینطور
    بهفرمایش امام صادق ع فقه یعنی نه تمام علوم
    حالا جدا شده علوم

  26. یاسوج گفته است:

    سلام خدمت دوستی که گفته بود تنبلها میرند حوزه؟ خصوصا همه دوستان عزیز
    میخوام یه کم ریا کنم اونم ریای خالصانه.
    ببین عزیز من؟
    من یه طلبه ام ۱۳ساله تو حوزه ام.
    میخوام یه کم از خودم بگم گفتم دگه میخوام تعریف خودم بدم ریا کنم.
    من از همون اول مقطع ابنتدایی از دوم دبستان مستقیم اومدم چهارم یعنی سومو هیچی نخوندم کمسیونگرفتن گفتن باید بری چهارم بخوانی .اسم مدرسه هم شهید حکمتیان چاتباریک دشتروم از روستاهای کهگیلویه و بویراحمد.
    بنده دوم دبیرستان رشته تجربی معدلم ۱۹ بوده و تو یهسال سه کلاس درس خوندم
    تو داتنشگاه سال ۸۳ رتبه ۲۳ رو اوردم همراه باتحصیل در مقطع سطح ععالی حوزه.در کارشناسی ارشد رتبه ۱۴۰ رو اوردم .الان در بعضی رشته های دانشکاهی مثل حقوق و.. معمولا نفرات اول کنکور کارشناسی ارشد و دکتزری همگی طلبه هان . الان نگاه کنبید که بزرگترین حقوق دانان کشور همگی طلبه ان و… مشکل طلبه ها اینه که یه چند جلد کتاببیشترمیخونن

  27. سوال گفته است:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    [rose] با عرض سلام
    این سوال از طرف شما خواهر عزیز چه مفهومی داره ؟ – مگه آخوند با کسای دیگه چه فرقی داره که این سوال رو مطرح کردید؟ – چرا نپرسیدید مثلا زن مهندس کامپیوتر می شی؟ – راه های بهتری هم برای پربیننده شدن وبلاگتون وجود داشت – جواب این همه توهین رو می تونید بدید؟ – آزادی خوبه به شرط رسیدن به حق حالا از طرف هر کس که گفته بشه – این همه تبلیغات سوء در مورد دین کم نبود که شما خواهر بزرگوار که خودتون ارشد علوم قرآنی خوندید، بیشترش می کنید؟ – اگر می خواهید به دین کمک کنید ، اشخاصی با هر نظریه ای رو رو در رو باهم مواجه کنید تا منظره باشه تا مردم حق رو خودشون آزادانه بشناسن – توهین و تخریب انتقاد نیست –
    ممنون می شم که جواب سوالتم رو بدید؟
    موفق باشد
    السلام علی من اتبع الهدی

    علیکم السلام؛ فکر می‌کنم جواب سوال شما در خود کامنت‌تون مستتر هست. اگر این سؤال، یه سؤال ساده بود و آخوند با مهندس فرقی نداشت، این‌همه بحث ذیل این مطلب نمی‌شد.
    البته که آخوند فرق داره با مهندس؛ اما نه آخوند بما هو آخوند. آخوند به خاطر لباس پیامبر که بر تن داره و تبلیغ دین، در جامعه جایگاه خاصی داره که اون رو از مهندس و دکتر و کارگر جدا می‌کنه. شاید اگر شما یک خانم بودید بهتر این مسئله رو درک می‌کردید که همسر یک روحانی شدن، شرایط متفاوتی رو ایجاد می‌کنه نسبت به زمانی که همسر غیر روحانی می‌شید. انتظاراتی که افراد از این قشر دارند، برخورد ناخوشایندی که بعضا با این قشر دارند، چیزهایی هست که در مورد دکتر و مهندس مطرح نیست. شما اگر خانم بودید متوجه می‌شدید که کنار اومدن با زندگی سادهٔ طلبگی و در عین حال تحمل ناملایماتی از جانب بعضی افراد جامعه، و الزام به رعایت یک سری خطوط قرمز عرفی و اجتماعی که زندگی رو محدود می‌کنه، همچین کار ساده‌ای هم نیست که تلاش کنیم این سؤال رو ساده جلوه بدیم.
    علاوه بر این‌ها، تعجب می‌کنم از استدلال‌تون. این که یک صحبت حقی سبب بشه که یک عده که اغلب همیشه کارشون توهین بوده (و محدود به این نوشته نیست) بیان و یک سری حرف‌های نامربوط بزنن، دلیل بر مشکل‌دار بودن اون صحبت نیست. و نباید مانع از مطرح کردنش بشه. نه این نوشته باعث توهین و تخریب روحانیت شده (که اگر کامنت‌ها رو کامل بخونین متوجه خواهید شد که اتفاقا در روشن شدن موضوع روحانیت و بعضی اتهامات، تلاش‌های خوبی صورت گرفته و پاسخ‌های خوبی از طرف خود کاربران داده شده) و نه کسانی که توهین کرده‌اند، با این نوشته به این نتیجه رسیده‌اند که روحانیون قشر غیرمحبوبی هستند که بشه بهشون توهین کرد.
    ما که به گرد پای نبی اکرم هم نمی‌رسیم؛ در مقابل پیغمبر خدا که حق‌ترین حرف‌ها رو هم می‌زدن، عده‌ای توهین و تخریب و تمسخر و حتی شکنجه و اذیت می‌کردند. آیا شما به پیامبر هم خرده می‌گیرید؟ قطعا نه.
    از این مطالب که بگذریم، شما رو متذکر می‌شم به نسبتِ ناروایی که به بنده دادید مبنی بر این که این مطلب رو برای پربیننده کردن وبلاگ نوشته‌ام، و دعوت‌تون می‌کنم به تقوای الهی.

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    از ۲ خط آخر پاسختون بسیار متشکرم که بنده رو متوجه اشتباهم کردید و ازتون عذر خواهی می کنم و امیدوارم بپذیرید.
    بنده هم با شما موافقم که نباید از عکس العمل مردم در مقابل معرفی این قشر ترسید و چه بسا این توهین ها بخاطر عدم معرفی درست روحانیت به جامعه بوده است . اما از موضع خودم عقب نشینی نمی کنم و هنوز اشکال باقی است که بنده به روش شما انتقاد دارم و بیشتر سوال بنده از این جهت بود که شخص طرح کننده مساله، باید قدرت پاسخ به شبهاتی که بخاطر این سوال مطرح می شود را داشته باشد و متاسفانه در این وبلاگ این مساله را مشاهده نکردم . بنده بسیار به این وبلاگ، سر می زدم و تمامی نظرات را دنبال می کردم ولی از این قضیه ای که مطرح کردم رنج می بردم – البته بعضی پاسخ ها هم مورد قبول و منطقی بود – و سوالات کامنت قبلی را مطرح کردم و این لحن سوال کردن را به حساب عجله کردن در نوشتن بگذارید .
    متشکرم از وقتی که برای پاسخ دادن به سوال بنده می گذارید و برای شما و تمام کسانی که شجاعانه قصد ترویج اسلام را دارند آرزوی موفقیت می کنم .

    سلام. بله این محتمل‌ه که توانایی کافی در پاسخ‌گویی نداشته باشم. البته این رو هم در نظر بگیرید که این مطلبی هست که دو سه سال پیش نوشته شده و هفته‌ای نیست که حداقل یک نظر جدید براش دریافت نکنم. حق بدید که خسته باشم از بیش از چهار صد و پنجاه‌تا کامنتی که دائم دریافت کرده‌ام و شما البته فقط ۳۹۰‌تاش رو می‌تونید ببینید. بسیاری‌ش بحث‌های تکراری‌ای هست که پیش از اون جواب داده شده و درصد بالاییش هم ربطی به مطلب نداشته و صرفا حکم عقده‌گشایی برای بعضی دوستان رو داشته.

  28. زهرا گفته است:

    سلام،اول ازمطالب زیباتون ممنونم،من کسی هستم که دقیقا”پارسال ازجانب یه طلبه مداح فرزندشهید ضربه بسیارشدیدی خوردم که…،وامسال در آزمون حوزه شرکت کردم و قبول شدم،به عنوان راوی به جنوب رفتم و عاشق شهدام،حالاقضاوت باشما…

    سلام…

    سلام ازسایت بسیارعالی شما متشکرم من واقعانیاز داشتم به مطالب که درمورد طلبه هاذکرکرده بودید

    سلام. خواهش می‌کنم. خدا رو شکر که به دردتون خورده.

  29. بیتا بامرام گفته است:

    خیلی چرت و پرت است مزخرفه برین به جهنمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم [lol] [grin] [hee-hee]

  30. نگین گفته است:

    فقط برای خنده خوبه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه [lol] [grin] [grin] [grin] [grin] [lol]

    نیازی به تغییر نام از بیتا به نگین نبود. تکرار این نظر تأثیری در نظر نویسنده و نوشتهٔ متن وبلاگی نداره.

  31. شكوه گفته است:

    زندگی برگ بودن درمسیربادنیست امتحان ریشهاست.ریشها هرگزاسیرخاک نیست

    بااحترام به طلبه هاراه امام زمان راتایید میکنیم


نگارهٔ سی و نهم
نگارهٔ شصت و هفتم
نگارهٔ بیست و یکم
نگارهٔ پنجاهم
نگارهٔ سی و چهارم
* صفحهٔ ۶۰۰

sharh-e-esm «به دوستان گفتم: هر کس آمد و غذا خواست به او بدهید. اگر گفت: کم است، بیشتر بدهید. اگر رفت و دوباره برگشت، باز هم به او بدهید و نگویید قبلاً غذا گرفتی… با این کار می‌خواستم از برانگیختن حرص و طمع مردم برای جمع‌آوری غذا جلوگیری کنم. مطمئن بودم که کمک‌ها از شهرهای دیگر خواهد رسید.»

* صفحهٔ ۶۷
* صفحهٔ ۷۱
* صفحهٔ ۱۳۶




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  •