طلبه به چه حقی شهریه می‌گیرد؟!

۲۶ اسفند ۱۳۸۸

چرا نهاد روحانیت مهم است؟

توی پست قبلی (زن آخوند می‌شوی؟) نوشته بودم که «فکر می‌کنم اهمیت نهاد روحانیت در جامعه آن‌قدر روشن باشد که نیاز نباشد به بحث روی این بپردازیم که چرا به طلبه‌ها چیزی از خمس تعلق می‌گیرد و مثلا به دانشجوها تعلق نمی‌گیرد».

ولی انگار آن‌قدرها هم که من فکر می‌کرده‌ام، روشن نبوده است. دوستان زیادی در ذیل مطلب پیشین و در بالاترین و فرندفید، پرسیده‌اند که چرا این نهاد را مهم‌تر از سایر نهادها دانسته‌ام.

اصل و اساس همه‌ی این حرف‌ها، برمی‌گردد به اسلامی بودن ایران. توی یک کشور اسلامی، مبنا و معیار و ملاک، اسلام است. در نظر داشتن همین مسئله، خیلی از ابهامات را حل می‌کند.

در یک کشور اسلامی، زنده نگه‌داشتن مبانی دینی و تلاش برای پیاده‌سازی دستورات دینی، یک اصل بدیهی و غیرقابل خدشه است. نه فقط کشور اسلامی؛ هر کشوری سعی در زنده نگه‌داشتن آیین‌های خودش را دارد. خصوصا که ما در یک کشور سکولار زندگی نمی‌کنیم که دین صرفا یک جنبه‌ی فردی داشته باشد.

اگر بدانیم که مبانی عملی و قوانین یک کشور اسلامی، بر اساس آموزه‌های دینی آن شکل می‌گیرد، به راحتی به این می‌رسیم که تبلیغ و آموزش علوم اسلامی، در صدر نیازهای آن کشور است. باید کسانی باشند که به صورت تخصصی به یادگیری و تبلیغ این علوم بپردازند و پویایی آن را با اطلاع از فقه و مقتضیات زمان حفظ کنند.

این سنت آموزش افراد و تبلیغ دین از صدر اسلام تا کنون بوده و پیامبر و ائمه، و حتی خلفا هم افرادی را جهت آموزش احکام دین و قرآن به شهرهای مختلف می‌فرستادند. قابل توجه دوستانی که وجود حوزه و تعلیمات دینی را بدعت می‌دانستند!

پس اینکه می‌گویم اهمیت این نهاد بیشتر است، به همین دلیل است و این مسئله نافی نیاز کشور به علوم دیگر که بعضی از دوستان گفته بودند، نیست.

.

حوزه کارکرد چندگانه دارد

اهمیت علوم حوزوی، ربط مستقیم به کارکردهای آن دارد. این مورد را با پیش‌فرض کامل بودن دین اسلام می‌نویسم. بنابراین دوستانی که اسلام را کامل نمی‌دانند، طبعا مخاطب این بخش از نوشته نیستند.

با توجه به اینکه اسلام دین کاملی است و سعادت دنیوی و اخروی را تأمین می‌کند؛ وجود نهاد روحانیت به منظور تبلیغ و آموزش مبانی آن به مردم، و نهادینه شدن آموزه‌های اسلامی، به پیشرفت اخلاقی و عمومی جامعه می‌انجامد.

دقت کنید که اینجا صحبت بر سر این نیست که آیا در کشور ما همه‌ی آموزه‌های اسلامی نهادینه شده و یا همه‌ی فرامین آن اجرا می‌شود یا نه. اینکه نهاد روحانیت در این امور چقدر موفق بوده است، مورد بحث نیست؛ بحث روی چرایی وجود و چگونگی وظایف این نهاد است. داریم از وظایف و ضرورت آن حرف می‌زنیم، نه از میزان موفقیتش.

درونی شدن ارزش‌های اسلامی، به سلامت روح و روان جامعه و درنتیجه پویایی آن در امور مختلف، از جمله حوزه‌ی علم و تجارت می‌انجامد. برقراری امنیت اجتماعی از مهم‌ترین مسائل هر جامعه است و نهادهای آموزشی تلاش می‌کنند مردم را قانون‌مند کنند. نهادهای امنیتی و انتظامی هم با برخوردی سخت‌افزاری تلاش می‌کنند این امنیت را برقرار کنند.

در حالی‌که عملکرد صحیح حوزه‌های علمیه و پرورش روحانیون مطلع و آگاه و خوش‌فکر، به تنهایی می‌تواند این امنیت را تا حد بالایی در سایه‌ی آموزه‌های دینی برقرار کند. برقراری تعادل روانی افراد، آرامش در خانواده‌ها و امنیت و الفت در جامعه، تنها در سایه‌ی آموزه‌های صحیح دینی امکان‌پذیر است. به عبارتی هزینه کردن برای حوزه‌های علمیه و سرمایه‌گذاری اصولی و صحیح در این نهاد، باعث کاهش هزینه‌های اجتماعی دیگر برای آموزش و قانون‌مندی، و نهادهای امنیتی و بعضی از خدمات اجتماعی می‌شود.

حوزه‌ی علمیه، یک کارکرد ندارد که مثل بعضی از دوستان بگوییم حالا اگر آخوندها نباشند نماز میت بخوانند یا خطبه‌ی عقد را، آدم‌های دیگر می‌خوانند! یا به این سادگی آن را با مثلاً علم پزشکی مقایسه کنیم و بگوییم این یکی با جان آدم‌ها سر و کار دارد و آن یکی با عبادت‌هایشان.

حوزه‌ی علمیه مجموعه‌ای از کارکردها را دارد؛ هم به روح انسان‌ها که سلامتش از هر چیز دیگری مهم‌تر است می‌پردازد، هم به جسم انسان‌ها، هم به حیاتشان، هم به کیفیت زندگی‌شان، هم به تجارت‌شان، هم به شیوه‌ی اداره‌ی کشورشان و هم خیلی چیزهای دیگر. و این مهم‌ترین تفاوت دین اسلام با ادیان دیگر است و همین‌هاست که از اسلام دین کاملی ساخته است.

به نظرم ما آن‌قدر غرق در این نعمت شده‌ایم که وجود و اثراتش برای‌مان درست محسوس نیست؛ مثلاً دوستی گفته بود همین محرم و صفر است که آخوندها را زنده نگه داشته است! بد نیست به این فکر کنیم که خود محرم و صفر چطور زنده نگه داشته شده است!

.

طلاب بورسیه می‌شوند

حالا چرا سهمی از خمس به طلاب داده می‌شود؟ خمس یک بخشی‌اش به سادات فقیر تعلق می‌گیرد و یک بخشی‌اش موسوم به سهم امام عصر است که موارد مصرف خاص خودش را دارد. بخشی از این سهم امام که در غیبت ایشان، در دست مراجع تقلید است، جهت تبلیغ دین مصرف می‌شود که یکی از مصادیقش کمک به طلاب است که علت پرداختش با توضیحاتی که در بالا دادم، کاملا روشن است.

درباره‌ی بورسیه‌ی دانشگاه تا به حال چیزی شنیده‌اید؟ شده اعتراض کنید به دانشگاه‌ها که «چرا پول مفت می‌دهید به یک عده دانشجو»؟ نشده. چرا؟ چون می‌دانید که دانشجو در قبال این شهریه‌ای که دریافت می‌کند، یک سری وظایفی نسبت به آن دانشگاه دارد که باید انجام بدهد. شهریه دادن به طلبه هم دقیقا حکم بورسیه کردن آن‌ها را دارد. طلبه اگر قرار باشد آن طلبه‌ی مبلغ تأثیرگذار باشد، باید با فکری آسوده، وقت زیادی بگذارد برای درس و حسابی غور کند توی مباحث و کتب و مباحثه‌های مرسوم در حوزه؛ پس بورسیه‌اش می‌کنند و او در قبالش به تبلیغ می‌پردازد.

البته این سهم امام که به او داده می‌شود، خیلی محدود است و هر مرجع مقدار متفاوتی را اختصاص می‌دهد. بعضی از مراجع فرضا برای هر طلبه هزار تومن در نظر می‌گیرند و بعضی پنج هزار تومن. اما همه‌ی این‌ها را که جمع کنید، برای طلاب مجرد در سطح مقدمات، چیزی بیشتر از ۵۰ هزار تومان نمی‌شود. البته مراجع شرایطی هم برای دریافت این شهریه دارند؛ مثلا بعضی از مراجع کارمندان را مشمول این شهریه نمی‌دانند، یا شرط حضور مستمر در کلاس، یا حضور در قم را لازمه‌ی دریافت شهریه می‌دانند. بگذریم از سیستم سنتی پرداخت شهریه که حسابی جای نقد دارد و طلاب نسبت به آن شکایت دارند.

.

از جیب ما می‌بخشند؟

نکته‌ی دیگر درباره‌ی اینکه بعضی از دوستان گفته بودند ما راضی نیستیم تومانی از پول ما به طلاب داده شود. خیالتان راحت باشد که یک قران از پول شما به طلبه‌ای داده نمی‌شود. آن پولی هم که احیانا شما به عنوان خمس به مرجع‌تان می‌دهید، اولا که فی‌نفسه سهم شما نبوده؛ به خاطر همین هم هست که خروج خمس از مال، باعث حلال شدن مال‌تان می‌شود؛ ثانیا بر فرض محال که این پول هم مال شما بوده باشد، وقتی به مرجع‌تان می‌دهید، از ملکیت شما خارج می‌شود.

پس این دوستان از امشب می‌توانند با خیال راحت سرشان را روی بالش بگذارند!

آدرس دنبالک این مطلب:
http://kosaraneh.com/1388/12/clergymans-scholarship/trackback/

۹ نظر برای "طلبه به چه حقی شهریه می‌گیرد؟!"

بعضی‌ گاهی‌ اشکال میگیرند برای چه یک روحانی که روی منبر میرود به ازاش پول دریافت می‌کند و روحانی باید برا رضا خدا کار انجام بده من هم جواب میدم که مگه شما معلم خصوصی میگیری فقط برا رضا خدا میاد بهت درس میده؟ …

[پاسخ]

سلام کوثر جون [rose]
هرچند به نظر میرسه کمی حالت توجیهی داشته ولی خوب باز هم خوب بود.
چون در مقام جواب که باشی نمیتونی خیلی هم بیطرف باشی…
ممنون
راستی ثانیه شمار عید هم شروع شده [love-struck]

[پاسخ]

سلام
پست قبلیتون سوال خودمم بود، و دوست داشتم بدونم که چه حسی هست. پست الانتون هم خیلی خوب بود و خیلی چیزا به من یاد داد. ممنونم از لطفتون.
شاد باشید و زیر سایه آقا

[پاسخ]

سلام. من هم متشکرم :)

[پاسخ]

سلام
چه بحث خوبی توی کامنت های پست قبلی درگرفته بود.
به نظرم بیشتر از این روی این مساله توقف نکنید. منطقی بحث را پیش برده اید و دیگر نیازی نیست دیگران را قانع کنید. آن که اهل منطق باشد، حرف منطق را می پذیرد.
ممنون از نوشته تان.

[پاسخ]

در بخش اول نوشته اینطور برداشت میشه که برای از اعتبار نیفتادن مبانی عملی و قوانین کشور اسلامی تبلیغ و آموزش این علوم ضروریه. درواقع برای حفظ نظام حاکم اسلامی
درصورتیکه بنظر میرسه کاربرد و هدف اصلی آموزش و تبلیغ دین باید چیز دیگه ای باشه. بعلاوه به مقتضیات زمان اشاره کرده بودید، خوب این چیزیه که همیشه حوزه در نظر نگرفته و یا جرات ورود بهش رو حداقل در مسایل اصلی زندگی مردم نداشته
در قسمت دوم به کارکردهای مختلف حوزه مثل اداره کشور، تجارت و اجتماع و خانوده و مسایل روحانی و معنوی اشاره میکنید البته با فرض اینکه اسلام دین کاملی هست و اینکه بحث بر سر لزوم و جود این نهاد است
با فرض اینکه اسلام دین کامل باشد (هرچند اسلام فعلی ما ابدا کامل نیست) و لزوم این نهاد هم ضروری باشه (هرچند هنوز روی درصد لزوم وجودش و اختیاراتش و قدرتش باید تجدید نظر بشه) وقتی این نهاد نتونه در عملکرد خودش موفقیت بدست بیاره خوب نباید براش ایقدر هزینه بشه
مثل اینه که ما درباره لزوم ادمه تحصیل و منافع فردی و اجتماعیش صحبت کنیم اما تمام انرژی و سرمایه هامون رو در این زمینه بر روی افرادی هزینه کنیم که یا اصلا استعداد کافی رو برا ادامه تحصیل ندارن یا به دلیل شیوه های آموزشی اشتباه دائم دارن درجا میزنن. بعد ما هم از نگاه ایده آل گرایانمون دست برنداریمو هی بگیم نه ادامه تحصیل خوبه و منفعت داره و هی سرمایه ها رو هدر بدیم
درباره قسمت سوم مقایسه خوبی بود اما بنظرم ایراد کار اینجا نیست، بقول شما بورسیه شدند، ایراد کار برای بعد تحصیلشون هست که قالبا نان دین میخورند. با حلال و حرومش اصلا کاری ندارم چون من نمیتونم نظربدم ولی کلا نون دین خوردن (مثل نماز خوندن و پول گرفتن، منبر رفتن و پول گرفتن، روضه خوندن و پول گرفتن و …) خیلی جالب نیست
میشه براش دلیل آورد اما …

[پاسخ]

برداشت شما از بخش اول نوشته صحیح نیست. حفظ این علوم رو برای حفظ نظام نگفته بودم، بلکه این رو وظیفه‌ی نظام دونسته بودم. نه به خاطر پایدار موندن اون کشور.
اسلام، اسلامه؛ فعلی و قبلی هم نداره. اون چیزی که شما دارید روش دست می‌ذارید، نحوه و میزان عمل به دستورات اسلامه که توی متن هم متذکر شدم فعلا بحث ما روی ارزیابی عملکرد حوزه و پیاده کردن احکام نیست. اگر به نظر شما عملکرد این نهاد موفقیت آمیز نبوده، چاره‌ش کنار گذاشتن این نهاد نیست. راه حلش تقویت و اصلاح این نهاده.
حتما می‌دونید که فلان کار “جالب نیست”، با اینکه باید باشه یا نباید باشه، یا درست هست شرعا یا نه، زمین تا آسمون فرق داره :)

[پاسخ]

سلام
عید است ولی بدون او غم داریم

عاشق شده ایم و عشق را کم داریم

ای کاش که این عید ظهورش برسد

اینگونه هزار عید با هم داریم

اون شهریه هم نوش جونتون !!!!!! از شیر مادرتون هم حلاله!!!!! [wink] [wink] [wink]
التماس دعا
منتظرتون [love-struck] [love-struck] [love-struck] [love-struck]

[پاسخ]

سلام واقعا جای تشکر دارد که شما در این زمینه کار میکنید ولی آیا لزومی به گفتن تمام مطالب شخصی طلبه هست؟شده تا حالا استاد دانشگاهی میزان دریافتی خودش رو برای عموم مردم اعلام کرده؟یا اصلا تاحالا یک مشاور حقوقی یا یک روانشناس یا دکتر جراح و…میزان درآمد یانحوه ی درآمدشان را گفته اند؟
با این حال چون روشن سازی بهتر از توجیح است تاحدودی کارتان را می پسندم.

[پاسخ]

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [cool] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [batting-eyelashes] [straight-face] [worried] [crying] [love-struck] [blushing] [smug] [sigh] [watching-sad] [thinking] [broken-heart] [devil] [sick] [nerd] [silly] [rose] [day-dreaming] [applause] [drooling] [whistling] [wall] [nail-biting] [I-dont-know] [angel]
*اگر پیغامتانخصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمه‌ی خصوصی را درج کنید.




© دنیای راه راه ۱۳۸۸ | طراح قالب grrliz | فارسی‌سازی مهران | قدرت‌گرفته از وردپرس