چرا نهاد روحانیت مهم است؟
توی پست قبلی (زن آخوند میشوی؟) نوشته بودم که «فکر میکنم اهمیت نهاد روحانیت در جامعه آنقدر روشن باشد که نیاز نباشد به بحث روی این بپردازیم که چرا به طلبهها چیزی از خمس تعلق میگیرد و مثلا به دانشجوها تعلق نمیگیرد».
ولی انگار آنقدرها هم که من فکر میکردهام، روشن نبوده است. دوستان زیادی در ذیل مطلب پیشین و در بالاترین و فرندفید، پرسیدهاند که چرا این نهاد را مهمتر از سایر نهادها دانستهام.
اصل و اساس همهی این حرفها، برمیگردد به اسلامی بودن ایران. توی یک کشور اسلامی، مبنا و معیار و ملاک، اسلام است. در نظر داشتن همین مسئله، خیلی از ابهامات را حل میکند.
در یک کشور اسلامی، زنده نگهداشتن مبانی دینی و تلاش برای پیادهسازی دستورات دینی، یک اصل بدیهی و غیرقابل خدشه است. نه فقط کشور اسلامی؛ هر کشوری سعی در زنده نگهداشتن آیینهای خودش را دارد. خصوصا که ما در یک کشور سکولار زندگی نمیکنیم که دین صرفا یک جنبهی فردی داشته باشد.
اگر بدانیم که مبانی عملی و قوانین یک کشور اسلامی، بر اساس آموزههای دینی آن شکل میگیرد، به راحتی به این میرسیم که تبلیغ و آموزش علوم اسلامی، در صدر نیازهای آن کشور است. باید کسانی باشند که به صورت تخصصی به یادگیری و تبلیغ این علوم بپردازند و پویایی آن را با اطلاع از فقه و مقتضیات زمان حفظ کنند.
این سنت آموزش افراد و تبلیغ دین از صدر اسلام تا کنون بوده و پیامبر و ائمه، و حتی خلفا هم افرادی را جهت آموزش احکام دین و قرآن به شهرهای مختلف میفرستادند. قابل توجه دوستانی که وجود حوزه و تعلیمات دینی را بدعت میدانستند!
پس اینکه میگویم اهمیت این نهاد بیشتر است، به همین دلیل است و این مسئله نافی نیاز کشور به علوم دیگر که بعضی از دوستان گفته بودند، نیست.
.
حوزه کارکرد چندگانه دارد
اهمیت علوم حوزوی، ربط مستقیم به کارکردهای آن دارد. این مورد را با پیشفرض کامل بودن دین اسلام مینویسم. بنابراین دوستانی که اسلام را کامل نمیدانند، طبعا مخاطب این بخش از نوشته نیستند.
با توجه به اینکه اسلام دین کاملی است و سعادت دنیوی و اخروی را تأمین میکند؛ وجود نهاد روحانیت به منظور تبلیغ و آموزش مبانی آن به مردم، و نهادینه شدن آموزههای اسلامی، به پیشرفت اخلاقی و عمومی جامعه میانجامد.
دقت کنید که اینجا صحبت بر سر این نیست که آیا در کشور ما همهی آموزههای اسلامی نهادینه شده و یا همهی فرامین آن اجرا میشود یا نه. اینکه نهاد روحانیت در این امور چقدر موفق بوده است، مورد بحث نیست؛ بحث روی چرایی وجود و چگونگی وظایف این نهاد است. داریم از وظایف و ضرورت آن حرف میزنیم، نه از میزان موفقیتش.
درونی شدن ارزشهای اسلامی، به سلامت روح و روان جامعه و درنتیجه پویایی آن در امور مختلف، از جمله حوزهی علم و تجارت میانجامد. برقراری امنیت اجتماعی از مهمترین مسائل هر جامعه است و نهادهای آموزشی تلاش میکنند مردم را قانونمند کنند. نهادهای امنیتی و انتظامی هم با برخوردی سختافزاری تلاش میکنند این امنیت را برقرار کنند.
در حالیکه عملکرد صحیح حوزههای علمیه و پرورش روحانیون مطلع و آگاه و خوشفکر، به تنهایی میتواند این امنیت را تا حد بالایی در سایهی آموزههای دینی برقرار کند. برقراری تعادل روانی افراد، آرامش در خانوادهها و امنیت و الفت در جامعه، تنها در سایهی آموزههای صحیح دینی امکانپذیر است. به عبارتی هزینه کردن برای حوزههای علمیه و سرمایهگذاری اصولی و صحیح در این نهاد، باعث کاهش هزینههای اجتماعی دیگر برای آموزش و قانونمندی، و نهادهای امنیتی و بعضی از خدمات اجتماعی میشود.
حوزهی علمیه، یک کارکرد ندارد که مثل بعضی از دوستان بگوییم حالا اگر آخوندها نباشند نماز میت بخوانند یا خطبهی عقد را، آدمهای دیگر میخوانند! یا به این سادگی آن را با مثلاً علم پزشکی مقایسه کنیم و بگوییم این یکی با جان آدمها سر و کار دارد و آن یکی با عبادتهایشان.
حوزهی علمیه مجموعهای از کارکردها را دارد؛ هم به روح انسانها که سلامتش از هر چیز دیگری مهمتر است میپردازد، هم به جسم انسانها، هم به حیاتشان، هم به کیفیت زندگیشان، هم به تجارتشان، هم به شیوهی ادارهی کشورشان و هم خیلی چیزهای دیگر. و این مهمترین تفاوت دین اسلام با ادیان دیگر است و همینهاست که از اسلام دین کاملی ساخته است.
به نظرم ما آنقدر غرق در این نعمت شدهایم که وجود و اثراتش برایمان درست محسوس نیست؛ مثلاً دوستی گفته بود همین محرم و صفر است که آخوندها را زنده نگه داشته است! بد نیست به این فکر کنیم که خود محرم و صفر چطور زنده نگه داشته شده است!
.
طلاب بورسیه میشوند
حالا چرا سهمی از خمس به طلاب داده میشود؟ خمس یک بخشیاش به سادات فقیر تعلق میگیرد و یک بخشیاش موسوم به سهم امام عصر است که موارد مصرف خاص خودش را دارد. بخشی از این سهم امام که در غیبت ایشان، در دست مراجع تقلید است، جهت تبلیغ دین مصرف میشود که یکی از مصادیقش کمک به طلاب است که علت پرداختش با توضیحاتی که در بالا دادم، کاملا روشن است.
دربارهی بورسیهی دانشگاه تا به حال چیزی شنیدهاید؟ شده اعتراض کنید به دانشگاهها که «چرا پول مفت میدهید به یک عده دانشجو»؟ نشده. چرا؟ چون میدانید که دانشجو در قبال این شهریهای که دریافت میکند، یک سری وظایفی نسبت به آن دانشگاه دارد که باید انجام بدهد. شهریه دادن به طلبه هم دقیقا حکم بورسیه کردن آنها را دارد. طلبه اگر قرار باشد آن طلبهی مبلغ تأثیرگذار باشد، باید با فکری آسوده، وقت زیادی بگذارد برای درس و حسابی غور کند توی مباحث و کتب و مباحثههای مرسوم در حوزه؛ پس بورسیهاش میکنند و او در قبالش به تبلیغ میپردازد.
البته این سهم امام که به او داده میشود، خیلی محدود است و هر مرجع مقدار متفاوتی را اختصاص میدهد. بعضی از مراجع فرضا برای هر طلبه هزار تومن در نظر میگیرند و بعضی پنج هزار تومن. اما همهی اینها را که جمع کنید، برای طلاب مجرد در سطح مقدمات، چیزی بیشتر از ۵۰ هزار تومان نمیشود. البته مراجع شرایطی هم برای دریافت این شهریه دارند؛ مثلا بعضی از مراجع کارمندان را مشمول این شهریه نمیدانند، یا شرط حضور مستمر در کلاس، یا حضور در قم را لازمهی دریافت شهریه میدانند. بگذریم از سیستم سنتی پرداخت شهریه که حسابی جای نقد دارد و طلاب نسبت به آن شکایت دارند.
.
از جیب ما میبخشند؟
نکتهی دیگر دربارهی اینکه بعضی از دوستان گفته بودند ما راضی نیستیم تومانی از پول ما به طلاب داده شود. خیالتان راحت باشد که یک قران از پول شما به طلبهای داده نمیشود. آن پولی هم که احیانا شما به عنوان خمس به مرجعتان میدهید، اولا که فینفسه سهم شما نبوده؛ به خاطر همین هم هست که خروج خمس از مال، باعث حلال شدن مالتان میشود؛ ثانیا بر فرض محال که این پول هم مال شما بوده باشد، وقتی به مرجعتان میدهید، از ملکیت شما خارج میشود.
پس این دوستان از امشب میتوانند با خیال راحت سرشان را روی بالش بگذارند!
- پستهای مشابه:
- زن آخوند میشوی؟
- چرا طلبهٔ حضوریِ جامعة الزهرا نشدم؟




















۲۶م اسفند, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۴ ق.ظ
بعضی گاهی اشکال میگیرند برای چه یک روحانی که روی منبر میرود به ازاش پول دریافت میکند و روحانی باید برا رضا خدا کار انجام بده من هم جواب میدم که مگه شما معلم خصوصی میگیری فقط برا رضا خدا میاد بهت درس میده؟ …
[پاسخ]
سلام… اصل در کار ما طلبه ها اینه که انتظار پول دادن نداریم!!! بلکه اگه جایی پول داد به عنوان هدیه قبول می کنیم!! نه به عنوان دستمزد و اجرت!!!
و کسانی هم که طلب دریافت پول می کنند، حتما کار اشتباهی انجام میدهند!!!
بذار منم یه مثال بزنم!! اگه یه روانشناس یا دکتری که تحصیلات دانشگاهی داره، بره یه جایی یک ساعت حرف بزنه که معلوم نیست مبنای این صحبت هایی که گفته چیه و از کجا اورده، صد در صد به پاش پول می ریزن!! در واقع ثانیه ای باهاش حساب میکنن!!
ولی وقتی یه طلبه میره جایی یک ساعت حرف میزنه که در واقع نتیجه ی ساعتها و بلکه روزها تحقیقشه!! همه میگن چرا برا خدا کار نمیکنه!! نباید بهش پول بدید!!!
که بازم میگم: ما انتظار دریافت پول از کسی نداریم!! و مزد کارهامون رو از خدا میگیریم!!
[پاسخ]
چرا مدعی هستید یک روانشناس یا دکتر مبنای صحبتهاش معلوم نیست مثلا ابوهریره مبنای صحبتهایش معلوم است بنده یک مهندس هستم برای یک ساعت صحبت غیر از چند سال تلاش و مجاهدت در دوران تحصیل حداقل ۱۰ الی ۲۰ ساعت هم باید مطالعه کنم ما عالم و علوم قرانی را ارج می نهیم ولی شما هم کمی به پزشکی که آپاندیس و فتق و دیسک و دندان شما را درمان میکند یا مهندسی که برای راحتی در سفر شما خودرو طراحی وساخته احترام بگذارید
[پاسخ]
۲۶م اسفند, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۲ ق.ظ
سلام کوثر جون![[rose]](http://kosaraneh.com/wp-content/plugins/smilies-themer/Yahoo/rose.gif)
هرچند به نظر میرسه کمی حالت توجیهی داشته ولی خوب باز هم خوب بود.
چون در مقام جواب که باشی نمیتونی خیلی هم بیطرف باشی…
ممنون
راستی ثانیه شمار عید هم شروع شده
[پاسخ]
۲۶م اسفند, ۱۳۸۸ در ۷:۱۲ ب.ظ
سلام
پست قبلیتون سوال خودمم بود، و دوست داشتم بدونم که چه حسی هست. پست الانتون هم خیلی خوب بود و خیلی چیزا به من یاد داد. ممنونم از لطفتون.
شاد باشید و زیر سایه آقا
[پاسخ]
سلام. من هم متشکرم
[پاسخ]
۲۷م اسفند, ۱۳۸۸ در ۵:۲۷ ب.ظ
سلام
چه بحث خوبی توی کامنت های پست قبلی درگرفته بود.
به نظرم بیشتر از این روی این مساله توقف نکنید. منطقی بحث را پیش برده اید و دیگر نیازی نیست دیگران را قانع کنید. آن که اهل منطق باشد، حرف منطق را می پذیرد.
ممنون از نوشته تان.
[پاسخ]
۲۸م اسفند, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۵ ق.ظ
در بخش اول نوشته اینطور برداشت میشه که برای از اعتبار نیفتادن مبانی عملی و قوانین کشور اسلامی تبلیغ و آموزش این علوم ضروریه. درواقع برای حفظ نظام حاکم اسلامی
درصورتیکه بنظر میرسه کاربرد و هدف اصلی آموزش و تبلیغ دین باید چیز دیگه ای باشه. بعلاوه به مقتضیات زمان اشاره کرده بودید، خوب این چیزیه که همیشه حوزه در نظر نگرفته و یا جرات ورود بهش رو حداقل در مسایل اصلی زندگی مردم نداشته
در قسمت دوم به کارکردهای مختلف حوزه مثل اداره کشور، تجارت و اجتماع و خانوده و مسایل روحانی و معنوی اشاره میکنید البته با فرض اینکه اسلام دین کاملی هست و اینکه بحث بر سر لزوم و جود این نهاد است
با فرض اینکه اسلام دین کامل باشد (هرچند اسلام فعلی ما ابدا کامل نیست) و لزوم این نهاد هم ضروری باشه (هرچند هنوز روی درصد لزوم وجودش و اختیاراتش و قدرتش باید تجدید نظر بشه) وقتی این نهاد نتونه در عملکرد خودش موفقیت بدست بیاره خوب نباید براش ایقدر هزینه بشه
مثل اینه که ما درباره لزوم ادمه تحصیل و منافع فردی و اجتماعیش صحبت کنیم اما تمام انرژی و سرمایه هامون رو در این زمینه بر روی افرادی هزینه کنیم که یا اصلا استعداد کافی رو برا ادامه تحصیل ندارن یا به دلیل شیوه های آموزشی اشتباه دائم دارن درجا میزنن. بعد ما هم از نگاه ایده آل گرایانمون دست برنداریمو هی بگیم نه ادامه تحصیل خوبه و منفعت داره و هی سرمایه ها رو هدر بدیم
درباره قسمت سوم مقایسه خوبی بود اما بنظرم ایراد کار اینجا نیست، بقول شما بورسیه شدند، ایراد کار برای بعد تحصیلشون هست که قالبا نان دین میخورند. با حلال و حرومش اصلا کاری ندارم چون من نمیتونم نظربدم ولی کلا نون دین خوردن (مثل نماز خوندن و پول گرفتن، منبر رفتن و پول گرفتن، روضه خوندن و پول گرفتن و …) خیلی جالب نیست
میشه براش دلیل آورد اما …
[پاسخ]
برداشت شما از بخش اول نوشته صحیح نیست. حفظ این علوم رو برای حفظ نظام نگفته بودم، بلکه این رو وظیفهی نظام دونسته بودم. نه به خاطر پایدار موندن اون کشور.
اسلام، اسلامه؛ فعلی و قبلی هم نداره. اون چیزی که شما دارید روش دست میذارید، نحوه و میزان عمل به دستورات اسلامه که توی متن هم متذکر شدم فعلا بحث ما روی ارزیابی عملکرد حوزه و پیاده کردن احکام نیست. اگر به نظر شما عملکرد این نهاد موفقیت آمیز نبوده، چارهش کنار گذاشتن این نهاد نیست. راه حلش تقویت و اصلاح این نهاده.
حتما میدونید که فلان کار “جالب نیست”، با اینکه باید باشه یا نباید باشه، یا درست هست شرعا یا نه، زمین تا آسمون فرق داره
[پاسخ]
احتمالا یه چند سالی از این بحث میگذره… من اما الان وبلاگتون رو خوندم
من فکر می کنم که پیامبر کسی رو برای تبلیغ دین “تربیت” نمی کرد. از بین کسانی که بودند بهترین رو برای تبلیغ می فرستاد. اینکه من بروم و با دینم آشنا بشوم یک وظیفه دینی است. اما الان وضع رو جوری پیش بردند که انگار همین که یک عده بروند و درس علوم دینی بخوانند و خلاصه اش رو برای بقیه تعریف کنند کافی است و تکلیف رو از بقیه برمیداره.
امسال ماه رمضون یه نکته عجیب رو کشف کردم. دقیقا روزهای پایانی هر ماه رمضون پیش نماز مسجد احکام فطریه رو میگه. من متوجه نمیشم اینا رو مگه نمیشه از توی رساله خوند؟! ما هر دفعه می شینیم یک ساعت راجع به یه آیه قرآن بحث می کنیم آخرش هم به اون نتیجه دلخواه نمی رسیم…
ما هر سال داریم با آب و تاب بیشتری واقعه شهادت امامانمون رو تعریف می کنیم اما مگه امامان ما برای این به شهادت رسیدند که ما براشون اشک بریزیم و ان شاءالله بهشتی شویم؟
دریغ از یک جو معرفت که نصیب آدم بشود در این مجالس… همش به خوردمان داده اند که حضور در خیمه امام حسین خوب است… بله خوب است اما وقتی نمود این خوب بودن در جامعه ام مشخص نیست واقعا به چه دردی می خورد؟
همه باید بروند و علوم دین شان را یاد بگیرندٰ کسی که سخنران بهتری است برای دوره های بعد درس بدهد. همین!
این اسلام، اسلام نیست. اینی که دارد از سر و کول مردم مسلمان شهر من بالا می رود، بخش غلو شده ایست از اون بخشی که مردم دیدند با وضع زندگی شان بهتر می سازد!اون روایتی که من شنیده ام نمی دانم تا چه حدی سندیت دارد: وقتی امام زمان بیاد مردم خیال می کنن دین جدید آورده… فکر می کنم که این طور باشه. که دین جدید بیاد.
این نهاد نهادی نیست که پیامبر یا امامان بعد خلق اش کرده باشند و فکر هم نمی کنم اینکه ما هم چه نهادی داریم دلیل بر موقعیت خاص زمانه مان داشته باشد.
الان هر کسی که دلش بخواهد می تواند برود و معمم شود و بعد برود بالای منبر مزخرف تحویل مردم بدهد. چقدر غصه ام می گیرد بایت وجودشان!!
فقط با خط آخر این نظرتان موافق ام.
[پاسخ]
۲۹م اسفند, ۱۳۸۸ در ۲:۵۷ ب.ظ
سلام
عید است ولی بدون او غم داریم
عاشق شده ایم و عشق را کم داریم
ای کاش که این عید ظهورش برسد
اینگونه هزار عید با هم داریم
اون شهریه هم نوش جونتون !!!!!! از شیر مادرتون هم حلاله!!!!!
![[wink]](http://kosaraneh.com/wp-content/plugins/smilies-themer/Yahoo/wink.gif)
التماس دعا
منتظرتون
[پاسخ]
۴م خرداد, ۱۳۸۹ در ۶:۳۱ ب.ظ
سلام واقعا جای تشکر دارد که شما در این زمینه کار میکنید ولی آیا لزومی به گفتن تمام مطالب شخصی طلبه هست؟شده تا حالا استاد دانشگاهی میزان دریافتی خودش رو برای عموم مردم اعلام کرده؟یا اصلا تاحالا یک مشاور حقوقی یا یک روانشناس یا دکتر جراح و…میزان درآمد یانحوه ی درآمدشان را گفته اند؟
با این حال چون روشن سازی بهتر از توجیح است تاحدودی کارتان را می پسندم.
[پاسخ]
۳م آذر, ۱۳۸۹ در ۳:۱۴ ق.ظ
با سلام
خیلی صریح بگم که به هیچ وجه مطلب شما برای بنده قانع کننده نیست.
شما فرق بین”دانشجو” و “طلبه” رو روی این گذاشتید که ایران اسلامیه!!! برای زنده نگه داشتن آیین و مبانی دینیه و …
به هیچ وجه دلیل موجهی نیست! چون اسلامیه طلبه باید پول بگیره؟!!!
متأسفانه این همون توجیه آشناییه که سالهاست روحانیت منافع خودش رو با این بهونه پیش میبره:” اسلام از همه چی مهم تره!”
پس چون “اسلام مهم تره” نتیجه گرفتید :” طلبه” مهم تره!!!
این درحالیه که شما مهم ترین بخش رو از روش رد شدی؛ اینکه ” آیا آموزه های دینی در ایران نهادینه شده و …؟” مسلماً روز به روز اخلاق و انسانیست در ایران داره افت پیدا میکنه. و این یعنی “روش” حوزه علمیه اشتباهه… حتی برخلاف صحبت شما شاید دلیل افت، “روش” نباشه بلکه “ذات حوزه های علمیه” باشه که توی مسئولیت های خودشون موندن!
قابل توجه شما باشه که بعضی از مسائلی که شما بهش استناد میکنید جزو پایه های اسلام (قطعی) نیست و سر ذات این قضایا و یا روش انجام اینها شک وجود داره. مثل لزوم مرجع تقلید و حتی مهم تر از اون لزوم برپایی حکومت اسلامی که خودش رو به مخالف های خودش تحمیل کنه!
بحث بورسه واقعاً توجیه شرم آوریه … فقط تعداد کمی از دانشجو های ممتاز بورسیه میشن ( اونم با چه فلاکتی) اما همه ی طلبه ها ( به قول شما) بورسیه میشن!
در مورد کارکرد چندگانه حوزه هم خیلی خیلی مخالف هستم؛ چرا که همین ذهنیت باعث شده روحانیت هر علمی و هر هنری رو با دید کوتاه خودش برانداز کنه و توش دست ببره. به عنوان مثال، خبر مدیریت بخش سرود و موسیقی صدا و سیما بود که به یه روحانی واگذار شد!!!
[پاسخ]
سلام دوست عزیز
اگه شما هم الان طلبه بشی از سهم امام زمان مبلغی بهت تعلق میگیره
دقت کن که نباید فقط از جهت خودت به این قضیه نگاه کنی در زمان حال طلبگی برای یک طلبه هزاران محدودیت میاره هم از لحاظ شغلی و هم از لحاظ اجتماعی که اگه اینطور نبود الان خیلی از همفکران شما هم طلبه بودند.
فکرشا بکن که حتی نتونی با همسرت با خیال راحت به پارک بری و حتی راه رفتن و خوردن و خوابیدنت هم مورد نقد و توجه دیگران باشه و از طرفی حتی برای همین مقدار اندک شهریه هم هزار بار شرعی بر دوشت باشه و اگه بی اعتنا بودی همون بشه لقمه حرام تو زندگیت.
اگه برای منبر و نماز و امثالهم هم مبالغی به طلبه داده میشه اولا بپرس چقدر. ثانیا طلبه حداقل باید شش سال درس حوزوی سنگین بخونه تا اجازه پوشیدن لباس پیدا کنه که مدرکش میشه فوق لیسانس
حالا بگو ببینم یک استاد با مدرک فوق لیسانس اگه بخواهد جایی برای سخنرانی برود غیر از کرایه و پذیرایی و … چه مبلغی میگیره و حال انکه به یک طلبه حتی مبلغ کرایه مسیری که اومده و برگشته هم نمیدن.
از قیامت بترس و یک طرفه به قاضی نرو
[پاسخ]
۱۵م دی, ۱۳۸۹ در ۶:۲۵ ب.ظ
[پاسخ]
ما که حروم خور نیستیم
[پاسخ]
۳۱م اردیبهشت, ۱۳۹۰ در ۶:۲۳ ب.ظ
خوب بود
[پاسخ]
۲۳م شهریور, ۱۳۹۰ در ۲:۱۳ ب.ظ
بعضی از آقایون هیچ اطلاعی از زندگی یه طلبه ندارن و فقط بلدن که بخاطر تاثیر گرفتن از دین گریزی جامعه این قشر رو مورد تخریب قرار بدن ( اکثرهم لا یعقلون : اکثر مردم نمی فهمند و تعقل نمی کنند )خیلی انتقادها هست قبول . پیشنهاد بدین ولی تخریب نکنین . شهریه یه طلبه فقط از سهم امام زمانه . پول و مال اونه به این کشور هم ربط نداره . طلبه جیره خور آقاشه نه بیت المال . اگه برا منبر پولی بهش می دن نباید به قصد و نیت پول صحبت کنه . بیا تو گود آقای حلال خور ( مهمان ) تا ببینی طلبه با ۱۵۰ تومن و مستاجر چطور زندگی می گذرونه تا بفهمی حلال خوری چیه . رسول خدا اونقدر فکر آدم کردن این و اون بود اما در عوضش به سرش خاکستر می ریختن و به دخترش بی حرمتی کردن و فرزندانش رو یکی یکی شهید کردن و ….. . الان هم یه طلبه خوب که برا آدم کردن این مردم فکرش مشغوله و تلاش می کنه رو فحش میدن و تهمت حروم خوری بهش می زنن و …. . اشکالی نداره . جاهل رو میشه کاریش کرد اما اونی که خودش رو به نادونی میزنه و همه چیز رو باهم قاطی می کنه و فکر نمی کنه رو نمی شه هیچ جوری آدم کرد . پا جای پای رسول خدا گذاشتن روحیه علی وار می خواد . طلبه می خواد راه سعادت رو که رسیدن به وجود کامل و باقی یعنی الله که عزیز عزیزان و زیبای مطلقه است رو نشون بده حالا کسی نمی خواد بره براش کاری نمیشه کرد .
آن کس که نداند که نداند که نداند در جهل مرکب ابد الدهر بماند
طلبه خوب دلسوزترین نفره برا مردم اگه بفهمن ……………….
یا علی
[پاسخ]
۲۶م آبان, ۱۳۹۰ در ۷:۵۶ ق.ظ
واقعا لازمه که سرمایه گذاری بشه
ان شالله که جو بهتری در حوزه ها ایجاد بشه و واقعا حیفه این اسلام به این قشنگی و زیبایی که در قالب های زشت به مردم ارائه بشه
خیلی پتانسیل ها در اسلام و شیعه هست که دیده نمی شه
نیاز هست که بحث بشه و ریشه هامون را محکم کنیم به طلبه هایی مثل شهید مطهری نیاز داریم که خواندن کتابهاش الان هم لذت بخشه
یه جورایی حس می کنم اکثر حوزه ها (نه همشون) دارن خاک میخورن و یه گردی روشون نشته و اون پویایی لازم را ندارند.
شیعه انعطاف پذیره و با مقتضیات زمان همجهت هست . شیعه یعنی زنده بودن و حرکت و توقف در ان معنایی نداره
چه یه ادم عادی باشیم چه یک طلبه ، یادمون باشه شیعه هستیم
[پاسخ]
۱۷م دی, ۱۳۹۰ در ۹:۱۷ ق.ظ
همه چیز خوبه داشته باشیم . کارگر خوبه طلبه خوبه رئیس خوبه دکتر خوبه زن خوبه مرد خوبه طلبه خوبه اصلا هر چی که خدا آفریده خوبه و اصلا هیچ چیز بد نیست که ما بخواهیم درستش کنیم و اگر قرار باشه درست بشه خدا درستش می کنه پس حرف دیگه بسه چرا چون همه چیز خوبه بعد هم خدا اختیار داده درسته . خوب اگر طلبه اختیار داره پس خوبه اگر نوکر بی اختیاره بره گم شه . اکه دکتر مردم را نمکشه خوبه و ارا بره گم شه اگه رئیس اداره میکنه خوبه ولی اگه همه چیز رو می ریزه بهم و ظلم می کنه بره گم شه . اگه زن زنه و مادره خوبه و اگه فاحشه است بره گم شه . اکه مرد مرده و مرد و مردونه حرفشو می زنه خوبه و الا بره گم شه اسلام یعنی تسلیم حقیقت شدن اسلام یعنی صداقت اسلام یعنی عدالت اسلام یعنی برابری و برادری اگر با حرف اینها درست میشه حرف بزنید طلبه تربیت کنید هی بیایند و حرف بزنند نه جانم پیغمبرها ها با حرف نتوانستند کاری از پیش ببرند و به این نتیجه خدا رسید که دیگه خودش حساب آدمهای بد را برسونه و رسالت تمام ضشد امامت ادامه دارد و امامت یعنی حکومت و حکومت یعنی حککککککککککرانی و حکمرانی قونین می خواهد و اجرای قوانین مجری می خواهد . اگر تمام رئیس ها طلبه باشند و نه فقط گوینده همه چیز درست می شود و از دولت مثل بقیه کارمندها حقوق می گیرند و هم وضع خودشان بهتر می شودئ و هم وضع مردم و اوضاع انشائالله خوب می شود .
[پاسخ]