نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۷م, فروردین ۱۳۸۹، تعداد بازدیدها: 295 نفر

چند سال است کار مثلا فرهنگی می‌کنم و حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، تأثیراتش را فقط در دایره‌ی کوچکی از مخاطبین و بُرد زمانی کوتاهی می‌بینم. کاری شده است و هزینه‌ای و فکری؛ بعد هم تمام شده و رفته است!

شاید یکی از علت‌هایش، تک‌روی‌های گروه‌های فرهنگی است و موازی‌کاری‌هایی که نمی‌دانم کی قرار است تمام بشود و روزی بیاید که همه‌ی متعهدینی که احساس وظیفه می‌کنند را با هم سر یک میز هم‌فکری و هم‌دلی ببینیم.

علت دوم راحاج حسین یکتا خوب بیان کرد. کارها از وقتی ابتر ماند که -تازه اگر یادمان مانده باشد-به قاعده‌ی «و ما رمیتَ اذ رمیتَ ولکن الله رمی» اولویت دست چندم دادیم و انداختیمش بعد از «کار تخصصی» و «به روز بودن» و «ابتکار» و «سبْک» و هزارتا کلمه‌ی دهان‌پرکن دیگر.

برای همه چیز اهمیت قائل شدیم، الا وصل نگه‌داشتن سیم ارتباطمان. انواع برنامه‌های آموزشی و توجیهی برای نیروهایمان می‌گذاریم و هزینه می‌کنیم، اما دریغ از یک جلسه درس اخلاق هفتگی، یک زیارت عاشورای دست‌جمعی یا حتی یک دعای فرج ساده!

اعتقادات را بسته‌بندی کرده‌ایم و پاپیون مقدس بهش زده‌ایم و گذاشته‌ایمش کنج خلوتمان. احساس وظیفه می‌کنیم، جلسه‌ی فرهنگی می‌گیریم و نماز اول وقت را با هزار تا توجیه یا بدون توجیه، موکول می‌کنیم به بعد از جلسه.

دم از قیام علیه ظلم و سکوت می‌زنیم و زیارت عاشورا را به هیچ‌کدام از جمع‌ها و جلساتمان راه نمی‌دهیم. توی وبلاگ‌هایمان از اخلاق می‌نویسیم و گوش دادن به سخنرانی‌های روحانیون را اگر افت کلاس ندانیم، لازم نمی‌دانیم.

خودمان را موظف می‌دانیم که برای مقابله، از جدیدترین تولیدات هالیوود و بالیوود و چی‌چی‌وود مطلع باشیم و شب تا صبح، آخرین فیلم‌های روز را دانلود می‌کنیم و بعد، از فرط خستگی، اگر نماز صبح‌مان قضا نشود، به رختخواب می‌رویم؛ اما خودمان را موظف نمی‌دانیم از آخرین جریانات سیاسی یا دست‌کم آخرین بیانات رهبر خبردار بشویم.

مدرن شده‌ایم. ما را جز در خلوت خودمان، با امور دینی کاری نیست. مدت زیادی است که بین‌الطلوعین را حتی نمی‌بینیم، چه رسد به تلاوت چند آیه قرآن در بین‌الطلوعین یا یک دعای عهد ساده.

از وقتی مدرن شده‌ایم، چشمه‌ی اشک‌مان خشک شده است. محرم‌مان هم اینترنتی شده است. مدرن شده‌ایم و از آن لب بام افتاده‌ایم. گفتیم به جای این همه روضه، یک حرفی بزنیم که اطلاعات مردم بالا برود، رسیده‌ایم به حذف روضه!

برنامه‌ی هفتگی سینما و کوه و استخر و کافه رفتن‌مان ترک نمی‌شود، اما برای شرکت در یک دعای کمیل و توسل دسته‌جمعی، یا زیارت امامی، امامزاده‌ای، حرَمی… وقت نداریم!

مدت‌هاست دیگر تأکیدی بر انجام کارها با وضو و رو به قبله و با توسل نمی‌شنویم. «تقوا» کلمه‌ی نامأنوسی شده است. درج آیه‌ی قرآن در نوشته‌ها، منسوخ شده است. خدا را سر سجاده‌هایمان، خانه‌نشین کرده‌ایم. مدرن شده‌ایم…

1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (6 رأی، میانگین: 4.17 امتیاز از 5)
Loading ... Loading ...
قرارگرفته در شاخۀ: خیزش ِ نرم٬روح زندگی
برچسب ها: , ,
  1. امید گفته است:

    کلا زمانی که میخواهید بکوبید کمی هم وسطش نفس خور بگذارید … بابا بوکس هم یه استراحتی چیزی وسطش میدند … آپرکاد خوب و لازمی بود …

    [پاسخ]

  2. مریم گفته است:

    سلام
    جدا که جالبه، تازه وقتی هم که بحث میشه داد سخن میدن که ناتوی فرهنگی شده و… غافل از اینکه خودشون بدتر از همه دارن تیشه به ریشه این فرهنگ میزنن

    [پاسخ]

  3. سید احمد گفته است:

    سلام. فکر می‎‌کنم فتنه‌های اخیر دم قدسی‌ای بود برای بیدار کردن ما از کاهلی و این زمزمه‌ها اگر جدی‌اش بگیریم امیدبخش هست. من هم در همین راستا آپدیتی شدم. لطفا مطالعه بفرمائید. متشکرم.

    [پاسخ]

  4. محمدرضا گفته است:

    به نام خدا

    در راه تو، حرکتم مضاعف باشد

    با یاد تو، برکتم مضاعف باشد

    ای سیدما،امر تو بروی دو چشم

    با عشق تو همتم مضاعف باشد

    [پاسخ]

  5. HASSAN گفته است:

    به این می گویند: نسیم…

    … بهاریش

    [پاسخ]

  6. ایمان(از بچه های کانون) گفته است:

    با سلام و خسته نباشی
    در سال همت مضاعف سراغ موضوع خیلی ظریفی رفتین
    ب در این بحث خواستین آسیب شناس کنید و این معضل رو برجسته کنید و به عنوان “آفت کار فرهنگی “معرفی کنید.
    مورد اول که گفتین تک روی :این برمیگرده به آشنا نبودن به تمرین کارهای جمعی که از ویژگیهیای کشورهای جهان سوم هست(ولی باید مشخصا اشاره میکردین که منظورتون چیه)شاید خواننده شما تعبیر کنه به استقلال گروهی یا رقابت
    مورد دوم (خدا به حاجی خیر بده)بابد بگم همه بچه مذهبی ها حتی توی رفتار فردی هم دچار اضمحلال معنوی شدن.لذا باید تفکیک کنیم که تقوا و اخلاص توی کار فرهنگی شرطه اوله :اما متد کاری هم مهمه
    اما نقد تندی به همه جریانات فرهنگی زدین و به قول ما دانشجویای سیاسی”نقد ژورنالیستی”بود.
    باز هم عرض میکنم که مدرن شدن لازمه زندگی امروزه و چون که ما ایجاد کننده این تکنولوژیها نیستیم و فقط مصرف کننده و در نتیجه نتونستیم یک ارتباط منطقی بین مذهب و مدرنیته داشته باشیم
    لذا شما که نقد میکنید باید علل هم بیان کنید و راهکار ادامه بدهید که این عمدتا از ضعفهای نوشته های شماست
    در آخر این دغدغه مقدس شما رو تحسین میکنم
    التماس دعا

    [پاسخ]

    سلام. ممنون از دقت‌تون. در مورد ریشه‌یابی و بیان مشکلات و این‌ها، اگر بریم سراغش خیلی عالیه، ولی یادتون باشه که این فضا، فضای نقدهای علمی و دانشگاهی نیست. وبلاگ ظرفیت بعضی چیزها رو نداره. ضمن اینکه بنده هم متخصص نیستم. وبلاگ محل بیان نظرات شخصیه. دوستان متخصص صحت و عدم صحتش رو بررسی می‌کنند انشالله.

    [پاسخ]

  7. ایمان(از بچه های کانون) گفته است:

    به نام خدا وسلام
    وبلاگ سررسید یا دفتر شخصی شما نیست که هر مطلبی رو خواستین بنوسید و چون که مطالبات رو برای مشاهده و مطالعه افراد قرار میدین :بنابراین باید پاسخگو هم باشید
    نه اینکه با نوشتن مطالب خواننده رو دچار ذهیت اشتباه کنید ضمن اینکه نقد و نقادی صرفا متعلق به محیط دانشگاهی نیست چه بسا که اونجا مستعدتر و بهتره
    اساسا وقتی شما نقدی رو مطرح میکنید :می بایست علل نقد که همان اشکال موجود را بیان کرده تا نقد شما خیرخواهانه باشد.
    ممنون که پاسخ دادین.

    [پاسخ]

    سلام مجدد. با اون جمله‌ی”اساسا” که نوشتید، موافق نیستم. برداشت من و شما و تعریف‌مون از وبلاگ متفاوت هست. وبلاگ اتفاقا می‌تونه سر رسید باشه، حتی می‌تونه چرک‌نوشت باشه. که البته من به وبلاگم این‌طور نگاه نمی‌کنم. اما تعریف شما رو هم مطلقا قبول ندارم. با یه چرخ توی وبلاگستان دست‌تون میاد که اساسا وبلاگ قابلیت تحدید (محدود شدن) نداره.

    [پاسخ]

    پاسخ سوال خصوصی‌تون رو اگر توی مطالب وبلاگم یافتید، فبهالمراد. بیشتر از این دلیلی برای پرداختن به این موضوع به صورت خاص نمی‌بینم.

    [پاسخ]

    خوشحال می‌شم دیگه در این مورد مزاحم بنده نشید.

    [پاسخ]

  8. مریم گفته است:

    دوباره سلام
    داشتم نظرات رو میخوندم،
    بابا همه بحث های فرهنگی هم مثل همین بحث شما با آقای ایمان آخرش از مسیر خارج میشه و به بیراهه میره. مهم اینه که اصل بحث را به نقد بکشیم…نه تعریف وبلاگ و چارچوب اون را
    درسته؟

    [پاسخ]

  9. سید احمد گفته است:

    http://www.rooznevesht.net/?p=63
    سلام.روزآمد شدم.قدم رنجه بفرمائید!

    [پاسخ]

  10. بنده ی عشق گفته است:

    سلام آبجی

    اتفاقا منم دیشب داشتم به چیزی شبیه مطلب شما فکر می کردم و دیدم اَه! بدم میاد از زندگی ای که معنویت توش کم شده باشه یا معنویتش قلابی باشه.
    معنویت باید ناب باشه.

    [پاسخ]

  11. ... گفته است:

    لطفاً اینجا(http://forum.rahpouyan.com/topic.asp?TOPIC_ID=10323) را بخوانید!

    [پاسخ]

  12. یک پسر شیمیایی گفته است:

    سلام
    دل انسان از این همه بی توجهی و جولان دادن هوای نفس به درد میاد. راه چاره چیست ؟

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [straight-face] [crying] [love-struck] [sigh] [rose] [applause] [whistling] [wall]

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

نگارهٔ بیست و سوم
نگارهٔ چهل و نهم
نگارهٔ بیست و یکم
نگارهٔ سیزدهم
نگارهٔ پانزدهم
* بهانه

تازه دانسته‌ام
دلم باز چرا
بی‌قرار تو بود؛
تأثیر عطر اردیبهشت، کم نیست.

* پیشواز
* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon