نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۴م, خرداد ۱۳۸۹، تعداد بازدیدها: 98 نفر
میان این همه رفتن و برگشتن،
هیچ خبری از رجعت من به تو نیست.
هر روز به اسکله میروم
به استقبال صدای بوق کشتیها
و به پیشواز هر آنکه
هیچکس برای دیدنش نیامده
اسکله خالی که میشود از آدمها
شاخه گل را به دست کسی میدهم
که کنار آب ایستاده
و کسی به استقبالش نیامده
و شاخهگلی را به سویم دراز کرده است
هر وقت دیدی بردهاندت بالا و دارند بادت میکنند، بدان که روزگار از دست آویزانت کرده است به قناره که پوستت را بکند…
* صفحهٔ ۴۲
۲۴م خرداد, ۱۳۸۹ در ۵:۱۵ ب.ظ
برای وبلاگها هم باید لایک بزارن تو هر پست ….
خبری نیست!
[پاسخ]
۷م مهر, ۱۳۸۹ در ۵:۱۵ ب.ظ
سلام دوست عزیز
وب جالبی داری
در ضمن چه کار کنیم تا به توبه واقعی برسیم
در ضمن لینکت کردم اگه خواستی من با نام دوستان لینک کن
موفق باشی
[پاسخ]
۷م مهر, ۱۳۸۹ در ۵:۱۶ ب.ظ
راستی یادم رفت بهت بگم
با اجازه ات از بعضی از نوشته هات کپی کردم
موفق باشی
[پاسخ]